چكيده مقالات هفتمین همایش بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی / استادان و پژوهشگران ادب فارسي
انجمن ترویج زبان و ادب فارسی در اطلاعيه چکیدۀ مقالههای هفتمین همایش بین المللی خود را منتشر كرد كه در زير قسمت اول آن آمده است.
قسمت اول
چکیدۀ مقالههای
هفتمین همایش بین المللی
انجمن ترویج زبان و ادب فارسی
15-17 شهریورماه 1391
دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
دبیر علمی همایش
دکتر نعمت الله ایرانزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
خداوند حکیم و خبیر را سپاس¬گزاریم که هفتین همایش بینالمللی ترویج زبان و ادب فارسی با اقبال چشم¬گیر پژوهش¬گران و استادان فرهیخته مواجه شد و پس از اعلان فراخوان، حدود 1960 عنوان مقاله به دبیرخانه رسید. استقبال شگفت¬انگیز پژوهشگران موجب خوشحالی شورای علمی همایش شد.
در داوری مقالات، استادان ارجمند زیادی از سراسر کشور به ما مدد رساندند. دانش¬پژوهان و دانش¬جویانی که نامشان در ذیل این صفحه آمده، صمیمانه یاری¬گر ما بودند و گاه تا پاسی از شب¬ها به ویژه در ماه مبارک رمضان و در آستانۀ برگزاری همایش، امور داوری و اعلام نتایج و آماده¬سازی چکیده¬ها را پی¬گیری کردند، از همۀ این بزرگواران صادقانه سپاس¬گزاریم:
خانم¬ها: نصرت¬بانو سهرابی، الناز شکوری، ساناز باروتی، محدثه¬سادات موسوی ایرائی، سیده سمیه یوسفی¬پور، آگیتا محمدزاده، رقیه کاردل ایلواری، زهره کافی، مونا رستا، و الهام شکوری.
آقایان: نعیم محمدی، هیوا حسن¬پور، محمد امامی، علیرضا رفعت¬نژاد، سینا قرائی، محمدباقر چاردولی، داریوش همتی، محمدمهدی زمانی، خیام جوکار، و منصور مقدم.
مجموعۀ حاضر چکیدۀ مقاله¬های پذیرفته شده (برای ارائه و چاپ) چکیده¬های تأیید شده است. به سبب حجم مقالات و انبوه کارها، فرصتی برای ویرایش علمی چکیده¬ها نداشتیم. برخی از نویسندگان، ویراست مقالات خود را به دبیرخانه فرستاده¬اند.
امید است سایر پژوهش¬گران ویراست نهایی مقالات پذیرفته شدۀ خود را به دبیرخانۀ همایش بفرستند تا آماده سازی و انتشار مجموعۀ مقالات سریعاً انجام گیرد.
در برگزاری همایش، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، انجمن ترویج و ادب فارسی، دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی (به ویژه دبیر محترم شورا، دکتر عباسعلی وفایی)، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (به ویژه دکتر یحیی طالبیان)، معاونت پژوهشی و ریاست محترم دانشگاه علامه طباطبایی، رئیس محترم دانشکدۀ زبان و ادبیات فارسی و مدیر محترم گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی (همکار گرامی آقای دکتر محمدحسن حسن¬زاده نیری) و استادان گروه، همکاری شایسته و ارزنده¬ای داشته¬اند؛ از همۀ آنان سپاس¬گزارم.
دانش¬جویان و پژوهش¬گران جوان با نگارش مقاله¬های علمی به خصوص در مطالعات بینارشته¬ای، نقد ادبی، ادبیات تطبیقی و ادب داستانی از این همایش استقبال خوبی کرده¬اند. این جنبش ادبی را باید به فال نیک گرفت. امید است در آیندۀ نزدیک شاهد شکوفایی بیش¬تر آنان باشیم.
فاتحۀ فکرت وختم سخن نام خدای است برو ختم کن
دبیر علمی همایش
نعمت الله ایران¬زاده
رویکردی تطبیقی بر تصویرگری در لالایی های فارسی و عربی
دکتر مرضیه آباد
دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد
محمد نگارش
الهام خادمی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی- دانشگاه آزاد اسلامی- واحد کاشمر
لالایی ها، نخستین نمونه ی ادبیات شفاهی زنانه هستند که زیر مجموعه ی ادبیات عامیانه و ادبیات کودک محسوب می شوند. این مقاله در صدد آن است تا هنر تصویرگری مادران را در لالایی های فارسی و عربی مورد پژوهش قرار دهد. بررسی ها، حاکی از آن است که عنصر غالب بر لالایی های هر دو زبان تشبیه حسی است و به ندرت، دیگر انواع عناصر بلاغی در آنها دیده می شود، چرا که در این ترانه ها مادران خود را مکلف به تصنع نمی کنند و هدف موزون بودن لالایی ها است. در غالب لالایی های فارسی مادران فرزندان خویش را به گل تشبیه می کنند. در لالایی های عربی، نمی توان مشبه به غالبی را یافت که فرزند بدان تشبیه شده باشد. گاه فرزند به گل، گاهی به کبوتر، گاهی به انگور و ... تشبیه شده است. در بررسی تصویرگری در لالایی های فارسی و عربی، شش عنصر مهم رنگ، طعم، رایحه، حجم، حرکت و صدا مورد بررسی قرار گرفته است.
کلید واژه ها: مادر، لالایی های فارسی، لالایی های عربی، تصویرگری.
مقایسه¬ی¬تأویل¬¬های¬صوفیانه¬ی¬«اناالحق¬»¬و«سبحانی¬مااعظم¬شأنی»¬براساس¬ متون¬عرفانی
دکترحشمت الله آذر مکان ¬ استادیاردانشگاه¬هرمزگان
پروانه¬رویین¬اهلی دانشجوی¬¬کارشناسی¬ارشددانشگاه¬هرمزگان
شطحیات¬«اناالحق¬»حسین¬بن¬منصورحلّاج¬و«سبحانی¬مااعظم¬شأنی»¬بایزید،شطحیاتی¬هستندکه¬ازهمان ابتداتأمّل¬زیادی¬رابه خود معطوف¬ داشته¬است،آن¬چنان¬که¬تأویل¬های¬زیادی¬ازآن¬،درمتون¬عرفانی وجوددارد،این¬مقاله می¬کوشدپس¬ازمعرفی¬هفت¬دیدگاه¬ازهفت¬عارف ¬برجسته¬واستفاده¬ازنکات¬اصلی نظریّات¬آن¬ها ومقایسه¬ی¬این¬نکات ،به¬تفاوت¬وتشابه¬تأویل¬هایشان¬واساسی¬ترین¬اصول¬اعتقادی ¬¬که ¬درتأویل این¬ شطحیات ¬به¬کار رفته¬است،دست¬یابدوعلاوه¬برآن¬مشخص¬کندکه¬این¬عارفان¬باتأویل¬¬های¬خود، تلاش زیادی¬ در جهت ¬اقناع¬ذهنی خواننده ¬و شناسایی ¬بنیان¬های فکری¬خودداشته¬اند.تأویل¬هایی¬که¬به¬دلیل حساسیّت ¬آن ¬¬گروهی¬،غیرمستقیم¬ وگروهی ¬مانند شبستری ¬آشکارابه¬تبیین¬آن¬پرداخته¬اند؛ مقایسه¬ی¬این دیدگاه¬ها¬نشان¬می¬دهدکه¬نکات¬مشترک¬این¬تأویل¬ها¬،¬دلیل¬برهماهنگی¬نظریّات¬آن¬هادردوره¬های¬گوناگون است¬وبرجستگی¬این¬شطح¬توانسته¬است سهم¬زیادی ¬درمعرفی ¬دیدگاه¬های ¬عرفانی¬آنان¬داشته¬¬باشد زیراعلاوه¬برآن¬که دلایل¬زیادی¬درتأویل¬آن¬به¬کارگرفته¬شده ¬است،توانسته¬است ¬به¬عنوان ¬¬شاهدی ¬درتبیین نظریات ¬عرفانی¬شان ¬نیز دخیل باشدودرپایان ¬مشخص¬می¬کندکه¬کدام¬یک¬ازاین¬عارفان¬نقش¬بیشتری دراقناع¬ذهنی¬خواننده¬داشته¬اند.
کلیدواژه ها:تأویل¬،شطح،وحدت¬نوری،حلّاج،بایزید.
سیمای قوم ترکمن در آثار
احمد شاملو،نادرابراهیمی وصادق هدایت
کمال الدین آرخی مدرس
دانشگاه پیام نور بندر ترکمن
این پژوهش چگونگی انعکاس قوم ترکمن و فرهنگ و باورهای این قوم را در آثار چهار تن از بزرگان ادبیات معاصر ایران بررسی می نماید. به عبارت دیگر نوع نگرش آنان به این قوم چگونه بوده است ،دیگراین که فرهنگ و آداب و رسوم ترکمن چگونه در آثار آن ها نمود یافته است.احمد شاملو اشعاری درباره زنان ترکمن و مختومقلی فراغی (شاعر ترکمن) دارد. و شیفته این قوم است. نادر ابراهیمی رمان بلند" آتش بدون دود "و چند داستان دیگرش را با توجه به افسانه ها و آداب و رسوم ترکمن نگاشته و سال ها در بین ترکمن ها زیسته است.صادق هدایت در بوف کور چشم های زن اثیری را به چشم های مورب ترکمنی تشبیه می کند و داستان کوتاه لاله را نیز با تأثیرپذیری از لاله های ترکمن (آوازهای دسته جمعی دختران ترکمن) نوشته است.
کلید واژه ها: قوم ترکمن، مختومقلی فراغی، ادبیات معاصر، آتش بدون دود، لاله.
اساطیر قوم ترکمن در نمایشنامه" دلی بای وآهو"
کمال الدین آرخی
مدرس دانشگاه پیام نور بندرترکمن
در ادبيات معاصرايران قوميت¬ها جايگاه ويژه¬اي دارند.انعکاس فرهنگ وباورهاي مردم در آثار شاعران ونويسندگان گوشه¬اي از اوضاع اجتماعي را جلوه¬گر مي¬سازد.در اين بين قوم ترکمن هم داراي فرهنگ واسطوره¬هاي خاصي هستند که در ادبيات معاصر ايران نمود داشته¬اند.اين اساطير بازتاب نوع زندگي اجتماعي يا تعصّبات قبيله¬اي آنان است.عباس معروفي نويسنده معاصردر نمايشنامه «دلي باي وآهو» تلاش مي¬کند باگرته¬برداري از باورهاي قومي ترکمن از بطن واقعه¬اي ملموس افسانه¬اي بيافريند تاازتکاپوي صحنه به اسطوره برسد.اسطوره های این نمایشنامه مربوط به دوران قبل از اسلام ترکمن ها ودوره ی شامانیسم است.شامان ها کسانی بودند که برای رهایی مردم از پنجه ی مرگ ونیستی تدابیری می اندیشیدند.در تفکر شامانی یا شمنی اعتقاد به آسمان وپرستش طبیعت جایگاه خاصی داشتند.
کليدواژه ها: نمایشنامه ,معروفي،اسطوره،شامان،ترکمن
جایگاه زن در مرزبان نامه
نعیمه آرنگ
کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه اصفهان
یکی از آثار ارزندۀ نثر پارسی مرزبان نامه است که سعدالدین وراوینی در اوایل قرن هفتم آن را از گویش طبری به پارسی دری درآورد. مولف آن مرزبان بن رستم یکی از شاهزادگان طبرستان است که حدود دو قرن پیش از سعدالدین در آنجا می زیست. این کتاب از جنبه های گوناگون لفظی و معنوی مورد توجه و بررسی قرار گرفته و تا کنون موضوع بحث کتاب ها ومقالات بسیاری بوده است. در این میان موضوعی که تاکنون به آن پرداخته نشده، نقش زن و دیدگاه نویسنده به این قشر می باشد؛ اینکه زنان تا چه اندازه وبا چه کیفیتی در کتاب مطرح شده اند؟ و اینکه آیا نگاه نویسنده به زنان منطقی و معقول بوده است؟ در این کتاب در هجده مورد زنان مطرح شده اند که هر یک به گونه ای وارد داستان ها و مضامین شده-اند. تمامی زنان مطرح شده در مرزبان نامه را در چهار گروه می توان قرار داد. زنانی با نقش های: لف ـ مثبت و نسبتاً مثبت ب- کاملاً منفی پ- منفعل و زیردست ت - کاملاً فرعی. در این مقاله ابتدا خلاصه و چکیدۀ داستان به زبانی امروزی بیان شده که به تناسب موضوع مورد بررسی، گاه داستانی با تفصیل بیشتر و گاه به صورت مجمل آمده است. سپس به نقد داستان پرداخته شده و زن از جنبه های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
کلید واژه ها: زن، مرزبان نامه، داستان، مرد.
تحلیل حکایت اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل
فاطمه آزاد کردمحله
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان
و ادبّیات فارسی دانشگاه گیلان
داستان «اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل» که در دفتر سوم مثنوی به آن پرداخته شده است، از حکایت¬هایی است که پس از داستان «جمع آمدن ساحران پیش فرعون...» آمده است و مولانا به شیوۀ حکایت در حکایت سعی کرده است با استفاده از زبان سمبلیک ریشه اختلافات را بررسی کند و بعضاً راه حل¬هایی ارائه دهد. او به وسیلۀ این تمثیل در پی بیان این نکته است که گاه تفاوت در نگاه و برداشت، ریشۀ تمام اختلافات است، و اگر انسان به جای توجّه صرف به شکل و صورت هر امری به معنا و باطن آن نیز بیندیشد عملاً اختلافی به وجود نخواهد آمد. او در ادامه این حکایت تمثیلی، داستان توفان نوح را آورده است.در این مقاله کوشیده شده است، ابتدا تمثیل¬های به کار رفته در این حکایت رمزگشایی شود و حکایت¬های فرعـی که در ظاهر چند جزء جدا ولی در اصل یک رشتـۀ به هم پیـوسته را تشـکیل می¬دهند و هر بیت برای توضیح و تبیین بیت بعد آمده است، مورد بررسی قرار گیرد. مولانا معتقد است که این اختلاف در مدرکات به علّت چند لایه بودن حقیقت همیشه وجود دارد و همه اديان وحدت گوهري دارند و به دنبال يك حقيقت واحد هستند كه با حمایت رهبری آگاه که بر تمام زوایای یک امر احاطه دارد می¬توان انسان را از سقوط در ورطۀ اختلاف و حیرت نجات بخشید و در امور دنیایی راهی فراسوی انسان قرار داد که در نهایت به کمال و معنویات منتهی شود.
کلید واژه ها : پیل، توفان نوح، اختلاف دیدگاه، صورت و باطن، رهبر.
روانشناسی رنگ در کتاب «در آستانه» احمد شاملو
فاطمه آزاد کرد محله
دانشجوی کارشناسی ارشد
زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه گیلان
عنصر رنگ از عناصر ویژه¬ای است که از طریق شناخت ویژگی¬ها، خاصیت¬ها و تأثیرات آن می¬توان رمزها را آشکار ساخت، و به راز درونـی آن¬ها پـی برد. روانشناسان با دقت در کاربـرد رنگ¬ها به بازشناسی لایه¬های پنهان شخصیّت افراد می¬پردازند. دقت در عنصر رنگ و شیوه کاربرد آن در کتاب «درآستانه» شاملو، می¬تواند پنجره تازه¬ای را برای شناخت بیشتر این اثر نمایان سازد. در این مقاله ضمن توصیف کارکرد رنگ واژگان در اشعار «در آستانه» شاملو و به کمک مبانی روانشناسی رنگ ماکس لوشر می¬توان رابطه میان روان و شعر شاعر را رمزگشایی کرد و شخصیّت شعری او را به دیگران شناساند.در اشعار این کتاب شش رنگ را می¬توان مشاهده نمود که شاعر علاوه بر کاربرد آن¬ها، صفاتی را که تداعی کنندة این رنگ¬ها هستند نیز آورده است و سعی شده در این مقاله به پرسش¬های زیر پاسخ داده شود.
1- آیـا می¬توان از روانشناسی رنگ¬ها به شخصیّت شاعر پی برد؟ 2- چه تعدادی از رنگ¬ها در کتاب «در آستانه» شاملو به¬کار رفته است؟ 3- آیا شاعر در این کتاب از رنگ¬های تیره استفادة بیشتری کرده است یا روشن؟ 4- آیا رنگ می¬تواند روی شخصیّت افراد تأثیر بگذارد؟ 5- آیا رنگ به القای مفاهیم مورد نظر شاعر کمک می¬کند؟ 6- بسامد کدام رنگ در این کتاب بیشتر است؟
کلید واژه ها: روانشناسی رنگ، رنگ تیره، رنگ روشن، احوال روحی شاملو، «در آستانه» شاملو.
پرندگان نمادين در شعر نيما
رقيّه آزاد كردمحلّه
كارشناس ارشد زبان و ادبيّات فارسي
نيما شاعري نمادگراست و بسياري از نمادهاي مورد استفاده¬ي خود را از طبيعت و اشياي موجود در اطرافش گرفته¬است. او شاعري است كه براي بيان افكارش حتّي خود را نيز در قالب نماد قرار مي¬دهد تا صدايش راحت¬تر به گوش ديگران برسد. نيما با توجّه به شرايط اجتماعي و سياسي جامعه، نماد را براي بيان افكارش برمي¬گزيند و اين توانايي را مي¬يابد كه آن¬ها را نه به طور مستقيم و توصيف واقعيّت بلكه با شيوه¬ي تشبيه آشكار آن افكار به تصويرهاي عيني و ملموس در اختيار مخاطب قرار دهد. وي شاعري برخاسته از روستاست و به خاطر زندگي و پرورش در محيط طبيعي و آشنايي نزديك با پرندگان، براي ساخت مضامين شاعرانه از آن¬ها براي رساندن پيام در قالب نماد بهره مي¬برد. در اين مقاله به بررسي نماد در شعر نيما پرداخته شده و نويسنده كوشيده است پرندگاني را كه در اشعار نوي نيمايي به عنوان نمادي از خود نيما، مطرح شده¬اند مورد بررسي و تحقيق قرار دهد و خوانندگان را با اين نوع از شعر نيمايي آشنا گرداند.
کلید واژه ها: نيما، نماد، پرندگان، ققنوس، مرغ.
سبك شناسي موسيقي شعر فروغ
رقیه آزاد كردمحلّه
كارشناس ارشد زبان و ادبيّات فارسي
فروغ شاعر موسيقي و احساس و عاطفه است. او از موسيقي در شعرش بهره¬ي فراوان برده است و گاهي تصرفاتي در شكل قالب اشعار و وزن نيز نموده است.در اين مقاله، موسيقي شعر فروغ فرخزاد، با نگاهي سبک شناسانه مورد نقد و بررسـي قرار گرفته است. با توجّه به اين¬که طبيعي بودن، جزء مؤلّفه¬هاي اساسي در همه¬ي عناصـر شعري اوست موسيقي نيز در بافتي کاملاً طبيعي و حسّي ارائه شده که در اين مقاله برجستگـي و تمايز وزن شخصي فروغ (موسيقي بيروني) شعرش و نيز به نقش قافيه و رديف به عنوان ارکان موسيقي کناري و برجستگي خاص موسيقي دروني، علي الخصوص تکرار در همه اشكال، پرداخته شده است.
کلید واژه ها: سبک شناسي، شعر، فروغ، موسيقي شعر، تكرار
بررسی کارکرد عنصر گفتگو در ساختار روایت در داستان های کوتاه سیمن انشور
پریسا آزاد*
محمدرضا صرفی**
آنچه اثری داستانی را از یک متن منثور غیرداستانی مجزا می کند،بهره گیری هنرمندانه نویسنده از عناصر داستانی است، به گونه ای که حوادث و وقایع داستانی در ساختاری روایی بازتاب داده شوند و علاقه مخاطب را به پیگیری و خواندن داستان افزایش دهند. بهره گیری از امکانات و ظرفیت های روایت در پیشبرد و پرورش طرح داستان یکی از ابزارها و شگردهایی است که هر نویسنده می تواند با استفاده مطلوب از آن به نوشته خود جنبه هنری و خلاقانه بیشتری بدهد.از دیگر سوگفتگو (dialog)یکی از عناصر بنیادین داستان است که نقشی بسیار مهم در تاثیرگذاری داستان بر مخاطب دارد و کارکردی موثردر ایجاد ارتباط میان اشخاص داستانی، افشای درون شخصیت¬ها، و گسترش طرح و عمل داستانی دارد. یکی از کارکرد های گفتگو،کمک به روایت داستان است، بدین شرح که نویسنده می تواند با بهره گیری مناسب از انواع گفتگو به روایت هنرمندانه داستان و پیشبرد طرح داستانی و بیان وقایع و حوادث داستانی بپردازد. سیمین دانشور (1300-1390 ه. ش)بانوی داستان نویسی معاصرایران، هر چند به رمان های ارزنده خود شهرت یافته است، داری 4 مجموعه داستان کوتاه نیز هست که برخی از زیباترین داستان های کوتاه فارسی در این مجموعه ها فراهم آمده است. وی یکی از نویسندگان برجسته معاصر است که با اشراف بر عناصر داستان نویسی از «گفتگو» استفاده شایانی در روایت داستان هایش کرده است.در این مقاله کوشش می شود تا کارکرد عنصر گفتگو در روایت داستانهای کوتاه این نویسنده مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
کلید واژه ها: داستان نویسی معاصر، روایت شناسی،گفتگو، سیمین دانشور.
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی(محض)شهید باهنر کرمان*
** دکترای زبان وادبیات فارسی(استاد تمام)شهید باهنر کرمان
گویش کرجی
رضا آقازاده
کارشناس ارشد فرهنگ و زبان های باستانی
زمینه و هدف : این مقاله نخستین کار علمی - پژوهشی درباره گویش کرجی است. گویش کرجی به گویشی که سالیان متمادی در کرج و دیه های اطراف آن روایی دارد گفته می شود. ازجمله دِه کلاک، بیلقان، سیاه کُلان، دُروان، برغان، آتیشگاه، سَرت آباد (سرحدآباد). اختلاف در گویش این نواحی بیشتر اختلاف آوایی است. ویژگیهای دستوری و گفتارها و واژه های آن این گویش را با وجود نزدیکی آن به گویشهای باختری یعنی مازندران و گویش موسوم به تاتی (نواحی قزوین ) از این گویشها متمایز می سازد. لذا بر آن شدیم تا به بررسی این گویش بپردازیم. منابع و روشها :این پژوهش بر اساس تهیه پرسشنامه و گفتگو با مردمان میان سال - در بخش گویش – و نگریستن به نامها و آثار تاریخی بر جای مانده و همچنین مراجعه به کتابهای جغرافیای تاریخی - در بخش پیشینه - انجام شده است. یافته ها : گردآوری انبوه واژه های کهن که کم کم ب دست فراموشی سپرده میشود، یکسانی بیشتر افعال پر کاربرد در ناحیه البرز با اندک اختلاف آوایی، ارائه جدول مقایسه ای این افعال در پایان.
کلید واژه ها : کرج، گویش.
بالای دلاوران ، رخسار دلبران
زهرا آقابابایی خوزانی
قدرت تصویر آفرینی فردوسی تا بدانجاست که داستان های آن گاه پرده در برابر چشم خواننده ظاهر می شوند . قهرمانان سهی بالا ، خورشید چهره با کمان ابروان خمیده و دیدگان دژم گویی هنوز در کشاکش پیکار با نیستی ، طعم خوش هستی را در کام می ریزنند. دختران شاهنامه با زلف گره بر گره ، نرگسان دژم بینی قلمی و انگشتان کشیده ، به خواننده بهشتی سرتاسر آراسته را می نمایند م. هر دلبری جلوه ای و هر پهلوی چهره ای دارد ، گاه ممتاز و متمایز از دیگری ، هر چه هست زنده است و رنگارنگ . از آنجا که در کتاب تصویرآفرینی شاهنامه ، در باب صور خیالی که در توصیف هر یک از اندام های قهرمانان شاهنامه به تفکیک سخن رفته است ، درین مقاله برای پرهیز از هر گونه تکرار ، به ناگفته هایی درین باب ونیز بررسی واژه هایی نظیر کرس و کرسی ، خط معقلی ، خوهل بینی و جز آن و درنهایت به حلیل آبخورهای زیبایی پیکرین در شاهنامه و سنجش این اثر با آثار هم روزگار آن در باب جمال شناسی خواهیم پرداخت .
کلیدواژه ها: شاهنامه، زیبایی شناسی ، پیکرانسانی، اوستا ، ادب پهلوی .
کارکرد بلاغی افعال در داستان افشین وبودلف بر اساس علم معانی
سمیه آقابابایی
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
تاریخ بیهقی یکی از جاودانه های تاریخ و زبان ادبیات فارسی است که وقایع تاریخی معین و دقیقی را در بر می¬گیرد. داستان افشین وبودلف از جمله¬ی این وقایع تاریخی است، که نویسنده برای گزارش آن از شگردهای داستانی هنرمندانه، بهره جسته است . از جمله ¬ی این شگردها می توان به بسامد بالای فعل اشاره کرد. در این مقاله به دلالت و معانی ثانویه افعال در متن پرداخته می¬شود. از این رو ابتدا تعداد انواع افعال را از حیث زمان ، ساخت، معلوم و مجهول، وجه فعل، لحظه¬ای و تداومی، نفی و اثبات، خبری و پرسشی،عام وخاص و ...مشخص کرده و سپس بر اساس علم معانی دلالتمندی هر یک را در داستان با ذکر مثال بیان کرده¬ایم. یافته¬های پژوهش بیانگر آن است که داستان مذکور ساختاری روایی دارد و افعال موجود در متن سبب محسوس¬تر شدن جنبه روایتی، حقیقت مانندی داستان و تاریخی بودن آن شده است.
کلید واژه ها: کارکرد فعل، روایت، علم معانی، داستان افشین وبودلف، تاریخ بیهقی
زيبايي شناسي بلاغي رمان جاي خالي سلوچ
دکتر حسين آقاحسيني
دانشيار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اصفهان
زينب رضاپور
دانشجوي دکتري زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اصفهان
در تحليل بلاغي يك رمان، مسائلي نظير ميزان استفاده از ابزار بلاغت( تشبيه ، كنايه و استعاره و...)، چگونگي كاربرد اين ابزار در جهت پيشبرد اهداف نويسنده و انتقال هر چه بهتر پيام ها و حس و حال داستان، همچنين بررسي مباحث مربوط به علم معاني نظير ايجاز ، اطناب ، مقاصد ثانوي جملات پرسشي و خبري ، ميزان توفيق نويسنده در اين زمينه و نيز تأثير محيط زندگي، مسائل سياسي، اجتماعي و افكار و اعتقادات نويسنده در استفادة وي از صور خيال، از اهميّت بسيار برخوردار است. براي مثال، فراواني استعاره مكنيه در جاي خالي سلوچ و در نظر گرفتن صفات انساني براي اشيا، برآمده از اين اعتقاد نويسنده است كه انسان با طبيعت آميخته و طبيعت و اجزاي آن منظومه اي به هم پيوسته و غير قابل تفكيك است و اين تفكيك را تنها مي توان به صورت مجازي در هستي در نظر گرفت؛همچنين محيط خشك و كويريِ روستا موجب شده كه تشبيهات دولت آبادي، نوعاً بر گرفته از اجزاي اين محيط و محسوس باشد. در واقع صور خيال او، تابع شرايط فضا و محيطي است که داستان در آن شکل مي گيرد و رنگ اقليمي و محلي تصاوير، در رمان او بسيار مشهود است. دولت آبادي صور خيال را به طور كاملاً طبيعي به عنوان ابزاري براي القاء حالتها، نمايش لحظه ها و جوانب گوناگون طبيعت و زندگي به كار مي برد. نويسنده، به خوبي از هماهنگي تصوير با موضوع و نقشهاي مختلف هر يك از انواع استعاره، كنايه و تشبيه، آگاهي داشته است. در اين مقاله، به بررسي و تحليل جنبه هاي زيباشناختي در رمان «جاي خالي سلوچ» پرداخته مي شود.
كليد واژه ها: جاي خالي سلوچ، محمود دولت آبادي، صور بلاغي.
جايگاه پرسش در غزل سبك عراقي و اهميت آن از منظر سبك شناسي
دکتر حسين آقاحسيني*
الهام سيدان**
يکي از مهمترين موضوعاتي که در بررسي هاي بلاغي و زباني آثار ادبي تا کنون کمتر بدان پرداخته شده، ارتباط شاخههاي مختلف بلاغت از جمله علم معاني با مقولههاي سبک شناسي است. دو شاخه بلاغت و سبک شناسي از جنبههاي گوناگون وابسته و مرتبط به يکديگر است و در اين ميان ارتباط تنگاتنگي بين علم معاني و سبک شناسي مشاهده ميشود. علم معاني علم ارتباط است و جملات در برقراري اين ارتباط نقش اساسي و سازندهاي دارد. جمله در يک تقسيم بندي کلي به دو قسم خبر و انشا تقسيم ميشود. در متون ادبي جملههاي پرسشي از بسامد بالايي برخوردار است و در عين حال در شعر شاعران دورههاي مختلف گاه با ظرافتها و نکات ادبي ويژهاي همراه است. شاعران در ادوار مختلف از جملات پرسشي در راستاي طرح پيامها و نقشهاي معنايي متعددي بهره بردهاند. بررسي جملات پرسشي و پيام نهفته در آن نشان ميدهد که کارکرد جملات در پيامرساني در ادوار مختلف سبکي هميشه يکسان نيست. تبيين نحوه کاربرد جملات پرسشي و نيز مقاصد مورد نظر شاعران در ادوار مختلف نه تنها به فهم بهتر اشعار ياري ميرساند، بلکه در بررسي هاي سبکشناسي نيز کارگشا خواهد بود. با توجه به اهميت و بسامد بالاي اين نوع جملات و نقش هاي معنايي متعدد آن در غزل سبک عراقي سعي بر آن است که در اين پژوهش به بررسي پرسش و جايگاه جملات پرسشي در اين دوره پرداخته شود. در سبک عراقي جملات پرسشي و اغراض ثانوي آن نه تنها نسبت به دورة قبل افزوني ميگيرد، بلکه ظرافتهاي خاصي نيز با توجه به تغيير سبک ادبي در آن مشاهده ميشود. در غزل عاشقانه پرسش گاه با نکات بلاغي و صنايع ادبي در هم ميآميزد، به گونهاي که اغراض متفاوتي مانند تشبيه تفضيل، حصر، حسن طلب و تجريد از مفهوم پرسش مورد نظر برداشت ميشود. در غزل عرفاني اين دوره نيز مضاميني مانند کتمان سر و حيرت در قالب پرسش مطرح ميشود که خاص شعر عرفاني است. بنابراين در اين پژوهش ويژگيهاي مختلف جملات پرسشي در غزلهاي عارفانه و عاشقانه سبک عراقي بررسي خواهد شد.
کليد واژه ها: پرسش، جملات پرسشي، سبک عراقي، غزل عارفانه، غزل عاشقانه.
سیمای زن در شعر مشروطه
( با تکیه بر اشعار ملک الشعرا بهار و نسیم شمال )
مینا آقا زاده
یکی از مباحثی که امروزه مورد توجه منتقدان می باشد ، بررسی نگر ش های مختلف به شخصیت زن در ادبیات است . رهیابی زنان به شعر نیز امری اجتناب ناپذیر است که نقطه اوج آن در شعر مطروطه تجلی می یابد .زن در شعر مشروطه جلوه ای دیگر می یابد . خرد ، شخصیت و انسانیت او مطرح شده و مورد بررسی شعرای آن عصر قرار می گیرد. شعر این دوره به انعکاس خواسته های زنان می پردازد و از آنجا که شعر در طول قرون متمادی تاثیر به سزایی در انتقال مفاهیم داشته است و یکی از ابزارهای بیان اندیشه است ، شعر مشروطه شعر سه شاعر عصر مشروطه ( ملک الشعرای بهار ، میرزاده ی عشقی ونسیم شمال ) مورد بررسی قرار گرفته است ما در این تحقیق برآنیم که به این پرسش ها و سوالات پاسخ دهیم که : تصویر زن در شعر شعرای مورد پژوهش و در کل شعر مشروطه چگونه است ؟ و آیا به راستی آمده حکی از آن است که نگرش شاعران به زن در شعر دوره مشروطه تغییر کرده و برای اولین بار مضامین شعر این دوره به مسائل حقوقی زن می پردازد و زن از معشوقه بودن مطلق خارج می شود وعقلانیت ، شخصیت و انسانیت او مورد تبیین و تحلیل قرار می گیرد.و
کلید واژه ها: مشروطه ، زن ، شعر ، ادبیات مشروطه ، ملک الشعرای بهار و نسیم شمال.
ويژگي¬هاي ساختاري ادبيّات داستاني كودكان در زبان فارسي
فردوس آقاگل¬زاده
دانشيار دانشگاه تربيت¬ مدرس
اكرم رضوي¬زاده
دانش¬آموخته دانشگاه تربيت مدرس و مدرس زبان
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل 57 نمونه کتاب داستانی در گروه¬های سنی "الف، ب، ج" (17 نمونه گروه سنی الف، 20 نمونه گروه سنی ب و 20 نمونه گروه سنی ج) می¬پردازد. به¬منظور تحلیل جمله¬های نمونه کتاب¬های داستانی در سه گروه مذبور، 50 جملۀ اول هر کتاب داستانی در هر گروه سنی انتخاب و در مجموع 3000 جمله در گروه¬های سنی "الف، ب، ج" مورد بررسی و تحلیل قرار می¬گیرند؛ ولی چون جمله¬های موجود در کتاب¬های گروه سنی "الف" کم هستند و در برخی کتاب¬ها حتی به 20 الی 30 جمله هم نمی¬رسند، در مجموع از 17 نمونه کتاب در گروه سنی "الف"، 1000 جمله انتخاب و مورد تحلیل قرار می¬گیرد. از ميان نمونه كتاب¬هاي بررسي شده، جمله¬هاي ساده بيشترين بسامد و جمله¬هاي ناتمام كمترين بسامد را در هر 3 گروه سني دارند. ترتيب سازگاني نامنظم در گروه سني "الف" (9/31 درصد) بيشتر از دو گروه سني "ب و ج" است که با بالا رفتن سن مخاطب از تعداد جمله¬هايي كه داراي ترتيب سازگاني نامنظم هستند، كاسته مي¬شود، اين مقدار در گروه سني "ب" برابر 3/3 درصد و در گروه سني "ج" 6/4 درصد است. درصد جمله¬های امري در گروه سني "الف" (9/9) است که بيشتر از دو گروه سني "ب" (8/2) و "ج" (5/4) می¬باشد. جمله¬هاي پرسشي و ناتمام در هر 3 گروه سني "الف، ب، ج" تقريباً درصدهاي نزديكي دارند. جمله¬های پرسشي در گروه سني "الف" (4/0)، گروه سني "ب" (7/4) و در گروه سني "ج" (4/7) و جمله¬هاي ناتمام در گروه سني "الف" 6/4، گروه سني "ب" 7/2 و در گروه سني "ج" 6/3 درصد می¬باشند و نتایج بدست آمده دیگر که همراه نمودار در متن مقاله عنوان شده است.
کلید واژه¬ها: ادبیّات کودکان، ویژگی¬های ساختاري و نحوی ادبيّات كودكان، داستان¬های کودکان.
جایگاه عقل در
داستان موش وگربه کلیله ودمنه
اسماعیل آقایی
کارشناس ارشد ادبيات پارسي
(دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز)
جواد صديقي ليقوان
مهدی آسمی
کارشناس ارشد ادبيات پارسي
(دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز)
کلیله و دمنه کتابی است که داستان های آن از لحاظ فکر و اندیشه در حد اعلایی بوده زیرا که سیاست و تدبیر جز و لاینفک این داستان ها به شمار می رود . یکی از داستان های ارزشمند کلیله و دمنه داستان موش و گربه می باشد. تا جایی که در جای جای این داستان عقل از جایگاه منحصر بفردی برخوردارست. در این مقاله بر آنیم که جایگاه عقل را در داستان موش و گربه¬ی کتاب کلیله و دمنه را از تمام زاویه و جوانب بررسی کرده و این موضوع را به چالش بکشیم؛ تا با استفاده از این موضوع کنکاش کنیم که موش چگونه از قدرت تعقّل خود استفاده کرده و خود را از بلاها می رهاند؛ تا اعمال موش را عبرت و الگویی برای عاقلانه زیستن خود نماییم.
کلید واژه ها: موش، گربه، کلیله و دمنه، عقل، دشمنی، دوستی.
نوآوری های هنری در داستان های مدرن فارسی
زینب( آرام )آموزگار
کارشناس ارشد ادبیات
امیر جعفر پور
کارشناس معدن
داستان¬ها و رمان¬ها یکی از ا نواع ادبی به شمار می¬آیند که به نوعی بیانگر زمان خود هستند. در برخی از داستان¬ها نویسنده اوضاع اجتماعی جامعه را به تصویر می¬کشد و قلمش را در خدمت بررسی مسائل روز جامعه قرار می¬دهد. داستان نویسان مدرن به پیروی از جمال زاده به سمت داستان نویسی مدرن کشیده شدند و تجربه و نوآوری¬های نوینی را در زمینه داستان نویسی به کار بردند. بسیاری از این نوآوری¬ها به تقلید از ادبیات غرب وارد ادبیات فارسی شده است؛ استفاده نویسندگان از این نوآوری¬ها نشانگر ارتقا ظرفیت وجودی داستان نویسی است و از آینده درخشان¬تر داستان نویسی در ایران خبر می¬دهد. سادگی، پویایی( به این معنا که شخصیت افراد در طی داستان تحول و تکوین می یابد بر خلاف داستان های گذشته) ، غنای لفظ و معنا از برجسته ترین ویژگی داستان و رمان¬های نو هستند. از دیگر ویژگی¬ها، استفاده از شیوه جریان سیال ذهن، فلش بک، نظم گریزی، پایان نامشخص، لحن مناسب، شخصیت پردازی قوی، تلفیق فرهنگ بومی و غربی، روانشناسی افراد و ... است. مهمترین هدف این پژوهش آشنایی علاقمندان داستان نویسی به تکنیک¬ها و نوآوری¬های هنری داستان نویسی است. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی و روش گردآوری از طریق مطالعه و فیش برداری است.
کلید واژه ها : داستان مدرن، نوآوری¬های مدرن، جمال زاده ، جریان سیال ذهن ، فلش بک.
بررسی زمینه سازی در گفتمان روایتی کودکان فارسی زبان
دکتر عباسعلی آهنگر
دانشیار دانشگاه سیستان و بلوچستان
ستاره مجاهدی رضاییان
کارشناس ارشد زبانشناسی همگانی دانشگاه سیستان و بلوچستان
زبان ها از ابزارهای زبانی مختلفی برای بازنمایی و سازمان دهی جریان اطلاعات گفتمان استفاده می کنند. یکی از این ابزارها، زمینه سازی اطلاعات است که از طریق آن روایت کننده اطلاعات اصلی و فرعی را در روایت مشخص می کند. اطلاعات اصلی که پایه و اساس روایت را تشکیل و از نظر زمانی ترتیب مهم ترین وقایع را نشان می دهند پیش زمینه هستند، اما اطلاعات فرعی، وقایع حاشیه ای روایت را نشان می هند که از نظر ترتیب زمانی دارای اهمیت قابل ملاحظه ای نیستند و پس زمینه می باشند. این نوع سازمان دهی باعث انسجام بیشتر میان پاره گفتارهای گفتمان و همچنین انتقال موثرتر اطلاعات می شود. پژوهش حاضر درصدد است چگونگی تحقق زمینه سازی را بر اساس پیش زمینه سازی و پس زمینه سازی در گفتمان روایتی کودکان فارسی زبان با بررسی دو ابزار زبانی نمود (کامل / ناقص ) و صیغه (معلوم / مجهول) و همچنین تاثیر سن بر بکارگیری این ابزارها مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. داده های زبانی این پژوهش را روایت های گفتاری تولید شده توسط کودکان 7، 9 و 11 ساله تشکیل می دهند. به این منظور، 30 دانش آموز کلاس اول، سوم و پنجم دبستان (در هر گروه سنی 10 دانش آموز) با استفاده از دو داستان تصویری (هیکمن ، 2004) مورد آزمون قرار گرفتند. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد بکارگیری نمود کامل برای بیان وقایع پیش زمینه که به اتمام رسیده با افزایش سن، کاهش می یابد و بکارگیری نمود ناقص برای وقایع پس زمینه در حال انجام با افزایش سن، افزایش می یابد. همچنین، استفاده از صیغه معلوم و صیغه مجهول برای پیش زمینه و پس زمینه در روایت های کودکان مشاهده می شود. بعلاوه، بررسی روایت های تولید شده سه گروه سنی بیانگر این حقیقت است که بکارگیری صیغه معلوم در روایت ها نسبت به بکارگیری صیغه مجهول غالب تر است و بکارگیری آن با افزایش سن کاهش می یابد.
کلید واژه ها: گفتمان، پیش زمینه سازی، پس زمینه سازی، انسجام، کودکان
تأثیرکاربرد "تعارف" در پردازش شخصیت های داستانی
دکتر فرشته آهنگری
استادیار بنیاد دانشنامه نگاری ایران
مهمترین شگرد نویسندگی در پردازش شخصیتهای داستان، عبارات و جملاتی است که از قول قهرمانان به قصد بیان غیرمستقیم دیدگاه نویسنده آورده میشود. جملات تعارف آمیز که نوعی هنجار گفتاری و رفتاری در شؤون مختلف زندگی ایرانیان است در گفتگوهای داستانی کاربرد مؤثری در ایضاح شخصیت قهرمانان دارد. این عبارات و جملات با توجه به معانی ثانوی یا معانی فرا واژگانی خود، بیانگر دیدگاه، نیّات، خاستگاه پرورشی و درکل نمایاننده چگونگی شخصیت قهرمانان داستان هستند. فارغ از آن که کاربرد و بسامد واژگان و عبارات و ساختار دستوری آنان به سبک خاص هر نویسنده باز میگردد استفاده عامدانه، بهنجار، و یا فراتر از حد معمول عبارات تعارف آمیز در گفتگوهای قهرمانان داستان میتواند به توصیف شخصیت قهرمانان یاری رساند و دیدگاه خواننده را نسبت به آنان تغییر دهد؛ به طور مثال به پیشداوری، همفکری، ویا رد و قبول خواننده در باب شخصیت قهرمانان منجر گردد. کاربرد عبارات تعارف آمیز، خط فارق و چراغ راهنمای نحوه مکالمات اجتماعی در ایران است که طبقه اجتماعی، علائق شخصی و هدف طرف گفتگو را نشان میدهد. این ویژگیها به طور مستقیم در پردازش شخصیتهای داستان و گفتگوهای میان آنان نمایان و مؤثرند.
کلیدواژه ها: تعارف، شخصیت های قهرمانان، توصیف.
عناصر داستان در سه داستان کودک و نوجوان دورهی دفاع مقدس
دکتر محمد آهی
معصومه ابراهیمیهژیر
با شروع جنگ بین ایران و عراق، نویسندگان برای ترسیم جبهههای جنگ و مقاومت مردم، دست به خلق آثاری با موضوع پایداری و مقاومت زدند. یکی از عرصههای مورد توجه، داستان کودک و نوجوان است. لازمهی شکلگیری یک چرخهی داستانی، مجموعه عواملی به نام عناصر داستانی است. پژوهشگران در این پژوهش به بررسی و بیان عناصر داستانی سه داستان کودک و نوجوان به نامهای " عروج"، " فرشتهها میآیند" و " خوابهایم پر از کبوتر و بادبادک است" پرداختند. این داستانها در دورهی دفاع مقدس با موضوع جنگ و شهادت نوشته شدند. " عروج" دارای عمل داستانی منسجم با فضای داستانی شهر تهران و منطقهی جنگی جنوب در سالهای آغازین جنگ است. شیوهی خاص نویسنده، مانوس کردن مرحله به مرحلهی فضا برای مخاطب است. صحنهپردازی در بخشهای آخر داستان ضعیف است. " فرشتهها میآیند" با یک نکتهی مبهم آغاز میشود. لحظهپردازی ضعیف است. فضاسازی مناسب صورت نگرفته و پردازش داستان مطابق با طرح و موضوع اصلی داستان پیش نمیرود. زمان داستان مربوط به سالهای آغازین جنگ است. ویراستاری داستان " خوابهایم پر از کبوتر و بادبادک است" ضعیف است. شخصیتهای داستان بهطور مستقیم به مخاطب شناسانده میشوند. سبک خاص نویسنده، بیان اصطلاحات جنوبی و لهجهی خاص جنوبی است. گفتگوها ضعیف هستند و صحنه داستان شهر خرمشهر در روزهای اول شروع جنگ است.
کلید واژ ه ها: عناصر داستان؛ داستان؛ کودک؛ نوجوان؛ جنگ.
خوانشی سینماتیک بر یوزپلنگانی که با من دویده اند
مینا آینده
هنر با دست مایه قرار دادن روح آدمی همیشه او را به آرامش رسانده است. از زمانی که انسان پی به هنر برد؛ موسیقی، نقاشی، تئاتر، سینما و دیگر شاخه های هنری راهی برای بیرون ریختن احساسات و غلیان عواطف انسانی بوده است. ادبیات نیز پیشتر از هنر با خلق شعر و داستان همین نقش را بر عهده داشته است. حتی سرودن شعر و نوشتن داستان خود نوعی هنر محسوب می شود. از زمان روی کار آمدن سینما، این شاخه از هنر پیوندی محکم با ادبیات به ویژه داستان نویسی پیدا کرد. ادبیات نیز بسیاری از ویژگی های سینمایی را با خود ترکیب کرد. بسیاری از بیان های ادبی با توجه به قابلیت آن ها تبدیل به بیان های سینمایی شد. این تبدیل هم در شکل و هم در مضمون رخ داده است. بسیاری از داستان ها، سیاق سینمایی و تکنیک های قابل کاربرد در سینما را در خود دارند و همین امر دلیل بر تصویری تر شدن این داستان ها شده است. داستان هایی تصویری با زبانی سینمایی. یکی از نویسندگانی که این نوع کاربرد در داستان هایش بیش از پیش واضح است، بیژن نجدی است. نجدی در مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده اند با به کار بردن تصاویر معکوس، بیان تصویری، فلاش بک های پی در پی، قاب بندی های سینمایی، چرخش و حرکت دوربین مانند راوی و مواردی از این دست، این پیوند(پیوند سینما و ادبیات) را به نحوی زیبا به تصویر کشیده است. در این مقاله داستان ها از منظر عناصر سینمایی در فرم ادبی آن بررسی شده اند.
کلید واژه ها: سینما، ادبیات، اقتباس، داستان.
بررسي جلوه هاي تشبيه در ديباچه هاي مثنوي
ابراهيم ابراهيمتبار
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل
مولوي از معدود شاعراني است از كه موهبت نبوغ هنري برخوردار است. گستردگي حوزه تخيل و نوآوري هاي او در شعر، نشان از مهارت و قدرت او در شعر و شاعري است، يكي از مهارت هاي مولوي در تصاوير بياني، استفاده از گونه تشبيه است، دقت مولوي و ذهن خلّاق او در ايجاد زمينه هاي مختلف تشبيه، به جهت تقريب معاني روحاني به افهام سالكان طريقت، علاوه بر تجربه هاي مستقيم حواس كه در شعر به چشم مي خورد؛ از جهات تصاوير و گونه هاي خيال ديدني است. توانايي هاي او در ايجاد تصاوير و ثبت دقايق و ظرايف، و حتي حالات مختلف اشيا اعم از؛ رنگ ها و بوها و مزه ها و ... در شعرش زياد است، تا جايي كه بعضي از تشبيهات او دو بعدي و يا چند بعدي اند؛ و اگر تكراري در مواد تشبيهات او ديده مي شود اين امر نه تنها از ارزش آن نكاسته بلكه با هنرمندي خاص و امتزاج چند تصوير آن تشبيه را از تكرّر و ابتذال دور نموده از واژگان مكرر، به طرق مختلف به عنوان كليد «واژگان تشبيه» بهره برده است؛ اين پژوهش بر آن است، تا با شيوة تحليلي و توصيفي، ارزش و اهميّت تشبيهات را در ديباچه هاي مثنوي بررسي نمايد.
كليد واژه ها: مولوي، مثنوي، تشبيه، تصاوير بياني.
اخلاص در آیینۀ تفسیر قرآنی و تأویل عرفانی
آرزو ابراهیمی دینانی
دکتر محمدکاظم یوسف¬پور
از جمله مقولات اساسی و کلیدی در شریعت و عرفان، اخلاص است که تفاسیر دینی و عرفانی، جایگاه ارزشمند این موضوع را در میان طالبان حقیقت نشان داده است. قرآن کریم با نگاهی دوجانبه به اخلاص و طبقه¬بندی مخلِصان و مخلَصان (که نظریۀ عرفانی سالک مجذوب و مجذوب سالک را تداعی می¬کند)، زیربنای استوار تفسیر و تأویل آن را برای اندیشمندان دینی و عرفانی فراهم میکند. در این نوشتار میکوشیم با بررسی نظرگاه قرآن، حدیث و آثار صوفیه – بهویژه تا قرن هفتم هجری- در موضوع اخلاص، به تحلیل این مقوله به عنوان مهمترین معیار قبول اعمال، اقوال و احوال آدمی در نزد حق بپردازیم. تفاوت نگاه تفسیری و عام شرعی با نگرش تأویلی و خاص عرفانی، منجر به چندمعنایی شدن اخلاص می¬گردد. رویکرد عارفان به مفهوم اخلاص را می¬توان در دو حوزۀ نظری و عملی مورد تأمل قرار داد. اجتناب از ریا و شرک برای رسیدن به خلوص، پیوند محکمی است که شریعت را با طریقت در مراتب مختلف مرتبط می¬سازد، اما اذعان به درجات و مراتب برای اخلاص از ابتدایی¬ترین مراتب و روی آوردن به کارکردهای عملی اخلاص، علاوه بر تبیین مفاهیم نظری آن، با گرایش به چلّه¬نشینی و همچنین تأسیس فرقۀ ملامتیه در تاریخ تطور عرفان، نگرش دینی را از گرایش عرفانی متمایز می¬سازد.
کلیدواژه ها: اخلاص، قرآن، عرفان، ملامتیان.
تجلي اساطير در ديوان ملك الشعراي بهار
دكترابراهيم ابراهيم تبار
عبدالله رستم پور*
ملك الشعرای بهار، شاعر، روزنامه نگار، عضو فرهنگستان ادب و چند دوره نماينده ي مجلس، یکی از چهره های مهم عصر مشروطه است که از طریق پایبندی به سنت های گذشتۀ شعر و سردادن شعارهای مورد نیاز جامعه، همگام با اوضاع زمانه اش پیش می رفت و نداي خود را در مسائل روز و حوادثي كه هموطنان وي را دچار اضطراب و هيجان مي ساخت، سر داد. بهار را شاعر ایران و ستایشگر آزادی لقب داده اند. شاعری که توفیق یافته است تا آلام و آمال ملت ایران را در برهه ای حساس از تاریخ آیینگی کند و در قالب اسطوره حقايق عصر را باز گو كند سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه اسطوره در ديوان بهار به چه صورتي بازتاب داشته است؟ نگاه شاعر نسبت به اسطوره چگونه بوده است؟ براي پاسخ به اين سؤالات به طور مختصر بايد گفت كه در اشعار بهار اسطوره ها به شكل هاي مختلف تجلي يافته اند؛ او گاه از اسطوره ها با زبان ادبي بهره مي برد، و گاه اسطوره ها را براي افكار سياسي يا انتقادات اجتماعي به كار مي گيرد. در ديوان او انواع اساطير ايراني و سامي و يوناني و... وجود دارد. ميزان بهره گيري بهار از اسطوره ها در هر دوره از زندگی اش و به فراخور شرایط اجتماعی یا سیاسی و اوضاع زمانه به گونه ای متفاوت است: الف- ابتدای دوران شاعری بهار؛ كه به عنوان ملک الشعرای آستان قدس رضوی،مفتخر گرديد بیشتر به مدح و منقبت پیامبر و امامان شیعه پرداخته است و اسطوره هاي ملّي در آن چندان جلوه ای ندارد .
کلیدواژه ها: اساطیر،ملک الشعرای بهار،تجلی،افکار.
اسالیب نسبت در عربی و فارسی
دكترسيدمحمدرضاابنالرسول
فائزه صفائيه
اسم منسوب در عربی و صفت نسبی در فارسی از نمونههاي مشابه دستور زبان عربی و فارسی است. پژوهش حاضر با تکیه بر دستور زبان عربی و فارسی و با استفاده از روشی وصفی- تحلیلی به مقابله و مقایسه این دو مقوله صرفی در عربی و فارسی ميپردازد. براي نمونه كاربرد یاي نسبت در عربی و فارسی با اندک تفاوت از یک سو نشان مشابهت این دو زبان است و از سوی دیگر به وجه اختلاف نسبت در زبان عربی و فارسی اشاره دارد؛ و البته بیان وجوه افتراق و اشتراک این دو زبان در این موضوع، نقد و بازنگري در برخي از نگرشهاي دستوري و برگردانها از اهداف و دستاوردهای این مقاله است.
کلید واژه¬ها: دستور تطبيقي، اسم منسوب، صفت نسبی، نحو عربی، دستور زبان فارسی.
وضعيت کنونی زبان و ادبيات فارسی
در دانشگاه های بنگلادش
و پيشنهاد برای تقويت و گسترش آن
دکتر محمدابوالکلام سرکار
دانشيار گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه داکا، بنگلادش
زبان فارسی يکی از مهمترين زبان های دنيا است که از پشتوانه فرهنگی و تمدنی عميق و قديم برخوردارست، و زبان دوم جهان اسلام به حساب می آيد. حدود هزار سال است که زبان فارسي به عنوان زبان علمي، ادبي و دينی مسلمانان شبه قاره هند از يک نفوذ معنوي برخوردار است. تمام ميراث فرهنگي مسلمانان اين سرزمين به ز بان فارسي حفظ شده و به نسل های امروز منتقل گرديده است. ادباء، شاعران و صوفيان آثار ارزنده خود را به همين زبان به يادگار گذاشته ا ند . پژوهشگران و صاحب نظران می دانند که بيش از ششصد سال زبان فارسی در سرزمين بنگال به عنوان زبان رسمی و دولتی رايج بود. وقتی که اختيار الدين محمد بن بختيار خلجی، سپه سالار قطب الدين ايبک (در سال 1204م.) در اين منطقه حکومت مسلمانان را تشکيل داد،از آن زمان در سرزمين بنگال زبان فارسی رواج یافت. اما از سال 1837م. انگليسی ها با صدور اطلاعيه ای کاربرد زبان فارسی در ادارات دولتی را ممنوع کردند و در صدد بر آمدند تا ريشه های اين درخت کهنسال را از ميان بر کنند. اما علی رغم همه تلاش ها و با آنکه بيش از يکصد و هفتاد سال از آن ممنوعيت می گذرد، امروزه در مشهورترين دانشگاه های بنگلادش زبان فارسی تدريس می شود. دانشگاه داکا بزرگترين و قديمي ترين دانشگاه بنگلادش است که در سال 1921م.تأسيس شد و اکنون نزديک سی و پنج هزار دانشجو و هزار و ششصد استاد دارد. گروه زبان و ادبيات فارسی از زمان تاسيس اين دانشگاه وجود داشت. ليکن فراز و نشيب های زيادی را طی کرد و پس از استقلال پاکستان از هند و تشکيل پاکستان شرقی (بنگلادش فعلی) زبان فارسی کم کم رو به افول گذاشت. اما پس استقلال بنگلادش از پاکستان به دليل حساسيت مردم و دولت بنگلادش نسبت به پاکستان مجددا زبان فارسی رونق گرفت. و به علاقمندان اين زبان در کشور بنگلادش افزوده شد. بالخصوص پس از پيروزی انقلاب اسلامی ايران شتاب بيشتری پيدا کرد و با حمايت و کمک ايران تقويت شد و به همت و تلاش استادان اعزامی از وزارت علوم، تحقيقات و فناوری مانند دکتر کاظم کهدويی، دکتر ولی الله ظفری، دکتر احمد تميم داری، دکتر سيروس شميسا، دکتر محمود بشيری، دکتر سيد حسين فاطمی، دکتر گيتی فروز و دکتر شاهرخ محمد بيگی زبان و ادبيات فارسی را در دانشگاه داکا رونق و تقويت يافت. در اين مقاله وضعيت کنونی زبان و ادبيات فارسی در دانشگاه های بنگلادش بررسی شده است و مسائل و مشکلات زبان و ادبيات فارسی در اين دانشگاه ها مطرح شده و نيز برای تقويت و گسترش آن پيشنهاد هايی ارائه شده است.
کليد واژه ها: بنگلادش،داکا،دانشگاه،زبان فارسی،شبه قاره.
بررسی تطبیقی مضامین سیاسی-اجتماعی در اشعار فرخی یزدی و ابو القاسم شابی
حسین ابویسانی
استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه خوارزمی تهران(تربیت معلم)
عثمان اسماعیلی
دانشجوی کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب دانشگاه خوارزمی تهران(تربیت معلم)
انصار سلیمی نژاد
دانشجوی کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب دانشگاه خوارزمی تهران(تربیت معلم)
دیدگاه های شاعران به ویژه در مورد جهت گیری های سیاسی-اجتماعی در عصرها و جوامع مختلف اهمیت خاصی می یابد. در میان شاعران پارسی و عرب زبان معاصر، فرخی یزدی و ابوالقاسم شابی توجه خاصی به مضامین سیاسی-اجتماعی دارند واین گونه مضامین با زیباترین و عمیق ترین معانی در شعرشان جلوه می کندو بازگو کننده شرایط سیاسی جامعه جامعه شان را به تصویر می کشند. این پژوهش در راستای ادبیات تطبیقی به بررسی افکار سیاسی-اجتماعی این دو شاعر پرداخته است واشعارشان را از جهت آگاهی و بیداری مردم در برابر ظلم و استعمار و بهره گیری آنها از سنبل و نماد ، مورد بررسی قرار می دهد.
کلید واژه ها: فرخی یزدی، ابوالقاسم شابی، مضامین سیاسی-اجتماعی.
تحلیل عنصر گفتگو در داستان شير و نخجيران مثنوی
حسين احدي
( کارشناسارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبيلي)
داستان شير و نخجيران يك از داستان هاي مشهور مثنوي است كه به دليل اشتمال بر گفتگوهاي مختلف و طولاني بين شخصيت هاي داستاني آن زمينه ي مناسبي است تا بتوانيم عنصر گفتگو را كه يكي از ضروري ترين عناصر داستاني است در آن مورد بررسي و تحليل قرار دهيم. در واقع گفتگوي بين شخصيت ها عاملي است كه از يك طرف باعث گسترش طرح داستاني مي¬شود و از طرف ديگر با پردازش شخصيت هاي داستاني، آن ها را به خواننده معرفي مي كند و با تحليل گفتگوها مي¬توان هم جنبه هاي پنهان شخصيت هاي داستان را كشف كرد و هم با هنر داستان¬سرايي نويسنده يا شاعر آشنا شد و اين كه چگونه و با چه هدفي از اين عنصر داستاني استفاده كرده است.
کلید واژه ها:گفتگو؛ شير، نخجيران و خرگوش؛ شخصيت؛ داستان؛ مولانا.
نقد کتاب « ابيات عربي در متون ادب فارسي »
اسراءالسادات احمدي
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان
ميان ادبيات فارسي و عربي پيوندي ناگستني برقرار است . شاعران و نويسندگان فارسي¬گو از ديرباز امثال و اشعار عربي را به وفور در آثار خود به کار برده اند . بدين مناسبت کتابهاي زيادي نوشته شده است که در آن به جمع آوري اين ابيات و امثال پرداخته شده است . از ميان يکي از کتابهايي که کامل تر از بقیۀ کتب به نظر می رسد است کتاب « ابيات عربي در متون ادب فارسي » نوشتة دکتر حسين فقيهي است. اين کتاب علاوه بر امتيازات فراوان از جمله گردآوري تمام ابيات عربي به کار رفته در متون پارسي تا قرن ششم و مآخذ و منابع آنها و همچنين الفبايي بودن آن، کار را بر دانش پژوهان هموار کرده است؛ اما همانند ديگر کتب از اين دست، اشکالات و لغزش هايي از نظر ترجمه ابيات، حرکت گذاري، ترجمه لغات و اصطلاحات و اشکالات ويرايشي و نگارشي و تايپي زيادي در آن راه يافته است. در اين مختصر برآنيم تا در حد توان خود اين اشکالات را بررسي کنيم و تا آنجا که ممکن است صورت صحيح آن را ارائه دهيم ، باشد که مورد استفادة دانش پژوهان قرار گيرد.
کليد واژه ها : نثر فارسي ، نظم عربي ، نظم فارسي ، نقد .
یاد وطن در شعر شاعران ایرانی مهاجر به هند در عهد صفوی
اخلاق احمد آھن
استادیار، بخش مطالعات زبان وادبیات فارسی و آسیای میانه،
دانشگاه جواهر لعل نهرو، دهلی نو، هند،۷۶۰۰۱۱
در عهد صفوی بسیاری از شاعران ایران به ھند مهاجرت کردند و بخصوص این روش مهاجرت پس از سفر همایون به دربار پادشاہ طهماسب صفوی افزون گشت ۔ اغلب آنان که به هند آمدند این سرزمین را وطن دوم خود دانستند اما دل آنان هیچگاه از یاد وطن اصلی خالی نبوده و به ھمین دلیل در اشعار برخی ذکر وطن و اشعار بعضی دلتنگی شدیدبرای میهن خود و توصیف و تعریف از آن نیز مشاهده می شود ۔ در نزد مورخین و تذکرہ نگاران مھاجرت شاعران ایران به هند درعهد صفوی علل گوناگون داشتہ است و از میان این علل می توان از یکطرف رفتار وروش شاهان صفوی با شاعران وازطرف دیگرآوازہ ءبخشش و انعامات شاهانه تیموریان هند و استقبال و تجلیل شاعران ایران به دربارھای شاھان و امیران ھند نام برد۔ تمایل مهاجرت شاعران ایران به ھند در زمان اکبر شاہ بزرگ بیشتر بنظر می رسد زیرا که در عهد او نه تنها حکومت پایدار و در عین حال توام با امنیت و خوشحالی تاسیس شدہ بود بلکه خود اکبر وجانشینانش وامیران ایشان دارای ذوق سرشار و قدردان سخن وشعر بودہ اند۔ اکبر شاہ علاوہ بر این علاقه شدیدی به جذب عالمان و فرهیختگان ایرانی داشت و ایرانیانی که ھنگام اقامت ھمایون در ایران به او محبت کردہ بودند، مورد التفات قرار می داد۔ درین جهت، کسانی چون فیضی و ابوالفضل نیز سهم مهمی داشته اند۔ اینگونه شاعران ایران علاوہ بر الطاف و عنایات وسیع نیزمحیط آزادمنشانه و رقابتی برای اظهار خیال و پرورش شعر و سخنوری در هند بدست آوردندو ازینرو در کلام خود روش نوینی بوجود آوردند۔ آنان در اشعار خود ضمن یاد محبت آمیز وطن درباره وضیعت سیاسی و فرهنگی ایران نیز تذکر داده اند۔ بطور مثال:
درکارگاہ چرخ اگر نیک و گر بدم این دولتم بس است که از خاک مشهدم (غزالی مشهدی)
طالب این نشئه فیضی که ز هندوستان یافت شرم بادش که دگر یاد ز ایران آرد (طالب آملی)
کلیم از ھند اگر دستان رفتن می زند ای دل ندانی خارج آھنگش که آھنگ حجازست این (ابوطالب کلیم ھمدانی)
زهجران دیده ام حالی که کافر از اجل بیند خدا کوتاه سازد عمر ایام جدایی را ( حزین لاھیجی)
صرف نظر از علل و اسباب مهاجرت ، شاعران و نویسندگان مهاجر ایران در صحنه ادبی و فرھنگی ھند نقش مهمی ایفا نموده اند۔ بویژه این تأثیر در زمینه زبان و ادبیات فارسی خیلی مهم و آشکار بودہ است و نتیجه این مناسبات مشترک و بهم آمیزی روش و سبک تازه ادبی و فرهنگی را موجب شدہ است و حتیٰ زبانهای هند را تحت تأثیر خود آوردہ است. اگرچه در آثار تاریخی و تذکره های معاصر و بعدی مثلاً تذکره الواقعات، منتخب التواریخ، آئین اکبری، طبقات اکبری، مآثر الامرا، مآثر رحیمی، مراه العالم، مراة الخیال، منتخب اللباب،عمل صالح، میخانه، ریاض الشعرا، عرفات العاشقین، یدبیضا، خزانه عامره وغیره ذکر تعداد بزرگ شاعران مهاجر آمده است اما ازمیان ایشان باید بویژه نام شاعران مهاجر برجسته چون غزالی مشهدی، عرفی شیرازی، نظیری نیشاپوری، ثنائی مشهدی ، میلی هروی ،حیاتی گیلانی، عبدالباقی نهاوندی، ابوالفتح گیلانی ، محتشم کاشی، طالب آملی، ابوطالب کلیم،صائب، حزین وغیره را برد۔ .نکات جالب که گه گاهی در ضمن ذکر ایران در اشعار این شاعران آمده ، خود موازنه بین ادب و زبان و فرھنگ ھند و ایران است که دارای ارزش جنبه تاریخی وانتقادی می باشد۔
پبرتری عقلانی داستان اسفندیار بر دیگر داستانهای روئینتنان جهان
دکتر جمیله اخیانی
(استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان)
اصغر بیرانوند
(کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه زنجان)
ژرفکاوی در شاهنامه آشکار میسازد که داستانهای این حماسه بزرگ، دارای لایههای تودرتو و بهنهایت ژرف و رازآلود است. یکی از این لایههای رازآلود، ماجرای روئینتنی اسفندیار و آسیبپذیری چشمهای وی است. گرچه دربارة این داستان، کم سخن نراندهاند و آن را از زوایای مختلف کاویدهاند؛ اما هنوز رگههایی در این داستان میتوان یافت که از دید پژوهندگان پنهان مانده است. این مقاله به بررسی تطبیقی داستانهای روئینتنان جهان و برتری عقلانی داستان اسفندیار بر دیگر داستانها از نظر منطق رواییِ داستان میپردازد، با تکیه بر این نکته که فردوسی به نوعی بر سیادت «چشم» به عنوان مظهر بینش و دیدگاه بر سایر اعضای بدن توجه داشته است.
کلید واژه ها: اسفندیار، روئینتنان، دیدگاه، چشم.
نگاهی به جایگاه زنان شوهر آهو خانم با تأکید بر نظریه ی به منزله ی دیگری
فاطمه ادراکی
میخائیل باختین از بزرگترین نظریه پردازان و اندیشمندان در عرصه ی نقد ادبی است. از مهمترین شاخص های قابل توجه وی، چند صدایی است که به چندین زیر مجموعه تقسیم می گردد: سبک بخشی، نقیضه، جدل و کارناوال.« شوهر آهو خانم » علی محمدافغانی، نیز از برجسته ترین آثار در عرصه رمان محلی اجتماعی این مرز و بوم است، که از دیدگاه منطق گفتگویی و به ویژه رویکرد جدلی باختین مورد توجه قرار گرفته است. در مفاهیم باختین، بهره های سیاسی پسااستعماری و فمنیستی بارز است. بدین ترتیب میان مفاهیم باختین و نگاه فمنیستی شوهر آهو خانم گفتگو برقرار شده است. در واقع نقطه ی اشتراک فمنیسم و باختین در مسئله ی حضور دیگری است طبق اندیشه حاکم بر اغلب جوامع، زنان پیرو و دومی و دیگری خوانده شده اند. اما باختین معتقد است که صدای زن می تواند به عنوان صدایی در موازات با صدای مرد قرار بگیرد. فمنیسم هم به صدای دیگر قائل است از دیدگاه آنان صدای زن حتی می تواند فراتر از صدای مرد باشد. حوادث این رمان ، به عنوان یک رمان محلی – اجتماعی در کرمانشاه اتفاق افتاده که از سال 1313 آغاز شده و تا حدود 1320 یعنی ورود متفقین به ایران ادامه می یابد.این پژوهش بر آن است که پس از معرفی رمان شوهر آهو خانم و نیز تعریف و تشریح آراء و نظریات باختین به کار بست مؤلفه جدل به عنوان یک مشخصه بارز در رمان بپردازد.
کلید واژه ها : شوهر آهو خانم، رمان، چند صدایی، جدل، دیگری.
نقد روانشناختی قصیده ای از خاقانی
مینا ادیب
مدرس دانشگاه پیام نور شیراز
کهن الگوها مفاهیمی هستند مشترک و جهانی که از دیرباز نسل به نسل منتقل شده اند و در ژرفای ضمیر ناخودآگاه انسان جای گرفته اند. مهم ترین این کهن الگوها از نظر روانپزشک بنام سوئیسی کارل گوستاو یونگ، شامل سایه، خود، پرسونا، آنیما و آنیموس می باشد. این کهن الگوها برای رسیدن به مرزهای خودآگاهی در نمادهای گوناگون جلوه گر شده اند و در آثار هنرمندان و بویژه شاعران به گونه های مختلف پدیدار شده اند. به طوری که می دانیم جایگاه آنیما در ناخودآگاه است بنابراین آیا می توان تاثیر این کهن الگوی مهم را بر آثار ادبی از جمله اشعار باارزش و ماندگار شاعران و بر ذهن و زبان خالق این آثار مشاهده کرد ؟ از آنجا که خاقانی از بزرگ شاعرانی است که می توان تاثیر این صور مثالی از جمله بزرگ بانوی تلقین کننده ی اشعار ،سایه ، پرسونا و... را در آثارش جستجو کرد ؛ هدف این مقاله بررسی تاثیر کهن الگوها از جمله سایه، پرسونا و آنیما در یکی از قصاید خاقانی و نقد روانشناختی این قصیده است.
کلید واژه ها: کهن الگو، آنیما، سایه وپرسونا ، قصاید خاقانی، یونگ.
بررسی تحولات زبان وشعرمعاصر فارسی افغانستان
عبدالمجیدارجمندی
زبان فارسی یکی اززبان های تاریخی جهان است که دربرگیرنده موضوعاتی بااندیشه های مادی ومعنوی بشریت می باشد. خاصه وجود اندیشه توحیدی وظلم ستیزی در این زبان ، باعت دشمنی های زیادی علیه توسعه ورشد وتعالی این زبان درنثر ونظم گردیده است.کشور افغانستان ازسرزمین های فارسی زبان می باشد که چندین دهه به جهت موقعیت ویژه اش مورد تهاجم استعمارگران شرق وغرب قرار گرفت وحاکمان این کشور،در اراده وتصمیم ضعیف ، ویا دست نشانده استعمارگران بوده اند که این موضوعات موجب تغییر وتحولات سیاسی واجتماعی دراین کشورگردید. این تغییرات درروند زبان و نظم معاصر فارسی افغانستان تاثیر قابل توجه داشته است. در این مقاله، این تحولات که قریب یک قرن ونیم به طول انجامید را به سه دوره ، اول: از 1125 تا 1308هـ. ش؛ دوره دوم: از 1308 تا 1357 هـ. ش . دوره سوم: از 1357 هـ. ش تا عصر کمونیسم وهمراه باآن، تحولات زبان ونظم فارسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.
کلیدواژه ها: زبان فارسی،شعرمعاصرافغانستان،ادب پایداری افغانستان.
درآمدی بر روایت های شاعرانه معاصر
علی اصغر ارجی
شعر ژانری ترکیبی است و بیش از هر شکل بیانی قادر است، مولفه های دیگر هنرها را در درون خود جای دهد. روایت نیز به عنوان واحد اساسی زبان می تواند نفوذاش را به هر مفهوم و نظام معنایی گسترش دهد و طبیعتاً روایت شاعرانه امروز ظرفیت تازه ای از زبان، شعر و شیوه های دیگری از داستان پردازی را پیش روی ما قرار می دهد. در این مقاله سعی می کنیم به بررسی عواملی که زمینه شکل گیری این نوع شعر را فراهم می آورند و نشانه های که آن را از اشعار روایی کهن متمایز می سازند، بپردازیم و سرانجام انواع روایت های شاعرانه را به تفصیل برشمریم.
کلید واژه ها: روایت، پیرنگ، شاعرانگی، نثر، ساختار و سینما.
کارکرد عنصر موسیقی و جایگاه رامشگران در شاهنامه¬ی فردوسی
دکتر شمس ا لحاجیه
اردلانی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد بوشهر
موسیقی ابزار پیشرفت زبان وآزادی اندیشه است، ارج نهادن و حرمتگذاردن به آن حرمت به زبان فارسی است، لذا نگرش بزرگان ادب پارسی، به این مهم، ارزشمندو شایستهی کنکاش می باشد. اشارات صریح فردوسی به آلات موسیقی، حاکی ازمیزان دانش وی از این علم است. شاهنامه منبع عظیم حکمت وهنر، برای شناسایی تاریخچه ی موسیقی ایرانی اهمیّت بسزایی دارد؛این اثرضمن معرفی سازهای موسیقی وکاربردآنها؛مبین عادتها وسنت های گذشتگان، درزمینهی سازهایی است که در مناسبتها و اوقات گوناگون، نظیرمراسم استقبال از شاهان وپهلوانان، مجالس بزم و سوگ، شروع کارو بازی، آغازو میانهی کارزار، نواخته میشده است، هرچند هرمناسبتی، ابزار وآلات ویژه ی خود را داشته، اما ابزار و آلات مشترکی هم وجود داشته؛ موسیقی رزمی در ابتدای حرکت سپاهیان به سمت دشمن، کاربرد داشته است؛ اما در میانه ی کارزار نیز برای تقویت روحیه ی ستیزه جویی وخشم جنگ جویان، نواخته می شده. موسیقی در دوره های اساطیری، پهلوانی و تاریخی شاهنامه، نمود بارزی دارد، امّا اعتبار سندیت شاهنامه در شناساندن موسیقی دورهی ساسانی به ویژه دوران خسروپرویز انکار ناپذیر است؛ اهمیّت و جایگاه اجتماعی خنیاگران دورهی ساسانی از اشارات بسیار فردوسی به رامشگران آشکار میگردد.
کلید واژه ها: ساز، شاهنامه، موسیقی، رامشگر.
تحليل بنيادهاي نظري دربارة فلسفة مثالي و نمودهای آن در تمثيل گرایي مولانا
دکتر فرزاد قائمی
هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
سیما ارمی اول
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
نظرية عالم مُثُلي پيش از افلاطون در انديشه هاي زرتشت و اعتقاد او به جهان فره وشي وجود داشته است. چنين تفسيري از وجود دوگانة جهان (جهان "مثالي و عالم "سايه")، در انديشة فلاسفه و عرفاي اسلامي نيز نفوذ كرده، از آن به"اعيان ثابته"، "عالم مثل معلقه" و "لاهوت"تعبير شده است. همة اين نظريه ها بر پاية صدور معقول در محسوس و نزول از وحدت به كثرت و نظام سلسه مراتبي استوار است. چنين ديدگاه¬هايي وقتي به تبلور ادبي مي انجامند، شكلي از ادبيات تمثيلي يا رمزي را به وجود مي¬آورند كه درونمايه¬اي دوگانه ("ممثل به" ملموس و "ممثل" مجرد) به اثر مي¬بخشد. تمثيل گرايي فلسفي بر پاية اعتقاد به دوگانگي جهان ناسوت و لاهوت، صدور معقول در محسوس و نزول از وحدت به كثرت استوار است. اين فلسفه كه بر ماهيت دو بعدي تمثيل - روساخت روايي و ژرف ساخت فكري- مبتني است، ساختاري دو وجهي به حكايت تمثيلي مي بخشد كه يكي نقش ممثل به داستاني و ديگري نقش ممثل فلسفي را برعهده دارد. در آثار مولانا- به خصوص مثنوي - نيز پيوند ميان تمثيلگرايي فلسفي و ادبيات تمثيلي را در ساختار داستاني مثنوي مولانا ميتوان ديد.در اين جستار،ضمن مروري بر ريشه هاي تمثيل گرايي فلسفي،تجلي اين فكر در جهان بيني و آثار مولانا مورد نگرش قرار خواهد گرفت و جلوه هاي اين پيوند ميان نظام فكري و بيان ادبي در ساختار داستاني مثنوي معنوی مولانا مورد بررسي قرارمي گيرد، در نهایت، اشكال ساختاري ظهور اين گرايش در قصص مثنوي در سه عنوان تعليق گريزي، مثل گذاري و تفسير تمثيلي تحليل خواهد شد.
كليد واژه ها: مولانا، تمثيل، تشبيه، نماد، مثنوي، فيه مافيه، جهان مثالي.
بررسی شاخصه¬های نحوی و عوامل پیوندی در تحلیل بلاغی اشعار سهراب سپهری
سیما ارمی اول
بیشترین پژوهش¬ها در زمینه بررسی¬های نحوی در سبک¬های ادبی، بر پایه توصیف شاخصه¬های نحوی در قیاس با شاخصه¬های نحوی آثار دیگر بزرگان صاحب سبک در آن دوره است. این¬گونه پژوهش¬ها بیشتر براساس نحوسنَتی صورت گرفته است. این مقاله، نخست با اشاره به اهمیَت نحو نقش¬گرا، افزون بر نقد سنتی به توصیف بالاترین بسامد شاخصه¬های نحو سنتی- نقش¬گرا در اشعار سهراب سپهری پرداخته، سپس به تبیین و تفسیر این عناصر می¬پردازد و نشان می¬دهدکه این عناصر و شاخصه¬های نحوی کلام ادبی تا چه حد به شخصی¬سازی زبان و فراهنجار کردن زبان شعر سهراب می¬انجامد و به بررسی این موضوع می¬پردازد که این عناصر تا چه اندازه در اقبال مخاطب به شعر وی نقش¬آفرین بوده است.
کلید واژه¬ها: سبک ادبی، نحو سنتی، نحو نقش¬گرا، سهراب سپهر.
چهره ایران در کتاب های درسی مدارس قزاقستان( سال 2010)
داود اسپرهم
ایران در ادوار میانی گستره ای به وسعت ایران امروز و کشورهای همسایه شرقی و شمالی داشته است . ترکان افتالیت در طول تاریخ طولانی ایران بزرگترین معارضان در جانب شرقی بوده اند . بارها خود را بر ایران تحمیل کرده انداما تسلط آنان همیشه ناپایدار بودده است . مفاخر این سرزمین چونان ابن سینا و رودی و فردوسی برگ زرین شناسنامه های ایرانیان بوده و هستند . دروه نخست صفویه شکوه و عظمت منطقه بل جهانی داشته است . این شکوه در دوره دوم صفوی فرو می ریزد و بدین ترتیب پای بیگانگان غرب به ایران باز می شود . رقابت ویرانگر صفوی و عثمانی شکوه شرق را به نابودی می کشد. در تمام این دوره ها مردم ایران بی نصیب ترین مردم جهان اند . آنان هیچ بهره ای نه از دولت های خود و نه از دول بیگانه نمی برند . اقتصاد ایران گر چه در مقاطعی رونق می گیرد اما به دلیل بی کفایتی حاکمان چندان دوام نمی آورد . ایران در آغاز قرن بیستم کشوری عقب ماندده با اقتصادی وابسته و ویران است . پیمان نامه های استعماری یک جانبه نیز خود سنگی برگور شکوه تاریخی ایرانی می شود . اما ایران امروز با چه نارساییها و مشکلاتی دست به گریبان است ؟ این ها مطالبی است که در کتب درسی مدارس کشور هماسیه ( همسایه آبی) ما قزاقستان به فرزندانشان آموخته می شود . توجه به ارزیابی دیگران نسبت به دیروز و امروز ما و داوری آنان رانباید امری سهل انگاشت .
کلید واژه ها: ایران، قزاقزستان، کتاب های درسی.
بررسی بازتاب شاهنامۀ فردوسی در آثار اخوان ثالث بر اساس نظریۀ ترامتنیت
دکتر داود اسپرهم
استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
امید سلطانی
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
ژرار ژنت نظریه ترامتنیت را با توجه به آشنایی با نظریه بینامتنیت ژولیا کریستوا در نیمه دوم قرن بیستم میلادی مطرح کرد. نظریه ترامتنیت به پنج بخش تقسیم می شود: 1- بینامتنیت. 2- فرامتنیت. 3- سرمتنیت. 4-پیرامتنیت. 5 - بیش متنیت. یکی از شاخص های شناخت فرهنگ یک ملت، شناخت اسطوره متن های آن و تحولات و تأثیرات آنهاست. یکی از بهترین اسطوره متن های فرهنگ ایرانی شاهنامۀ فردوسی است؛ شاهکاری که در طول هزار سال گذشته بر صدها شاعر و نویسنده در ایران و جهان به طور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر گذاشته است. مهدی اخوان ثالث از جمله این گروه عظیم متأثران شاهنامه است که در بسیاری از اشعار خود با الهام از مضامین عمیق و سبک بدیع شاهنامه دست به خلق اشعاری به پیروی از فردوسی زده است. نگارندگان در این مقاله بر آنند که بر اساس نظریه ترامتنیت، به صورت مدون و منسجم این تأثیرات را در اشعار اخوان ثالث مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.
کلیدواژه ها: شاهنامۀ فردوسی، اخوان ثالث، ترامتنیت، بینامتنیت.
آداب و رسوم خانقاهی (استقبال ، بدرقه و درآمدن به خانقاه)
دکتر داود اسپرهم
مرضیه رستگار خانقاه، محلّی برای زندگی، و مکانی برای انجام اعمال عبادی و اجرای مناسک صوفیان بود. این بُقعه¬ها آداب ویژه¬ای داشتند، که آن¬ها را از سایر امکنۀ عبادی متمایز می¬ساخت. رسوم استقبال و بدرقه و آداب ورود یا درآمدن به خانقاه نیز، در شمار یکی از همین آداب به حساب می¬آمدند. سفرکردن و همیشه مسافر¬بودن، از آموزه¬های اصلی تعالیم صوفیان بود و خانقاه¬ها، مکان¬هایی که پذیرای این صوفیان مسافر می¬شدند. به¬طورکلّی زندگی صوفیانه، به نوع خاصی از زندگی اطلاق می¬شد که با اعمال و رفتار مخصوص به این گروه، گِره خورده بود. پس بدیهی است، برای آمد¬و¬رفتِ مسافران به خانقاه¬ها نیز، آداب خاصی لحاظ شده باشد. در این مقال سعی بر این بوده، تا با ارائۀ شواهدی از متون، در بخش اول، به آدابی اشاره گردد که خادمان مقیم خانقاه، در قبال مسافران انجام می¬دادند و در بخش دوم نیز آدابی بیان شود که خودِ مسافر، در هنگام ورود به آن مکان¬ها، انجام می¬داد.
کلیدواژه ها: آداب و رسوم، استقبال، بدرقه، خانقاه.
در راستای توسعه و ترویج آن
زهرا استاد زاده
ارسلان قربانی
برنامه ریزی زبانی به کلیه تلاش های فری و جمعی برای تحت تأثیر زبانی سخنگویان یک زبان در داخل وخارج از کشور گفته می شود. شاید این کلی ترین و در عین حال جامع ترین تعریف برنامه ریزی زبان باشد که در برگیرنده انواع آن نیز می باشد . به طول کلی برنامه ریزی زبان به سه نوع برنامه ریزی پیکره شان و زبان آموزی تقسیم می شود . هدف برنامه ریزی پیکره تأثیر گذاری بر رفتار زبانی افراد جوامع در سطح پیکره یا ماده زبان در خارج و داخل کشور است . برنامه ریزی شان در راستای ارتقاء شان یک زبان از طریق گسترش نقشی و توزیعی زبان است ٰ در این حوزه مسائلی چون زبان به عنوان هویت ملی ، زبان به عنوان یک سرمایه فرهنگی و زبان به عنوان ابزار انتقال و آموزش علوم و .... مطرح می شود . هدف برنامه ریزی پیکره به نوعی ابزاری است برای برنامه ریزی شان زبانی و این سه نوع برنامه ریزی نقش تنگاتنگی با یکدیگر دارند . نخستین اقدام مهم در برنامه ریزی زبانی برای کرسی های زبان وادبیات فارسی در خارج از کشور، آگاهی از وضعیت موجود کرسی ها ،استادان بومی ، زبان آموزان و سرفصل های درسی ، نگرش زبان آموزان و سیاست های دولتی هر کشوردر خصوص زبان فارسی و امر گسترش آن است . دبیرخانه گسترش زبان فارسی و ایران شناسی با سابه درخشان در امر گسترش زبان فارسی یعنی اعزام 200 استاد و مدرس زبان فارسی به بیش از 70 کشور دنیا بی تردید یکی از منابع مهم برای گردآوری اطلاعات مذکور می باشد . دبیران هر دو سال یکبار به امر به روز رسانی اطلاعات مذکور می پردازد . در این مقاله وضعیت کرسی ها طی دو سال اخیر پرداخته شده است . در این مقاله با جمع آوی اطلاعات از نگرش های زبانی و سطح آگاهی مخاطبان کرسی های زبان فارسی در خارج از کشور و نظر سنجی از زبان آموزان و وصعیت کلی زبان فارسی در هر کرسی در واقع اولین اقدام بای برنامه ریزی زبانی جهت امر گسترش زبان فارسی در خارج از کشور صورت گرفته است .
موضوع سیاست های زبانی از جمله مباحث مهم برنامه ریزی زبانی است و سپس اجرایی آن که خود بخش بسیار مهم تری محسوب می شود .
کلید واژه ها : برنامه ریزی زبانی ، سیاست گذاری زبانی ، نگرش به زبان فارسی ،گسترش زبان فارسی ، وضعیت کرسی های زبان فارسی در خارج از کشور.
فرصت ها و تهدیدهای زبان فارسی
با تاکید بر مسایل پیرامون گویش ها و لهجه های مختلف زبان فارسی
زهرا استادزاده
فرج اله طالبی
زبان، احساس تعلق به سرزمین، دین، اداب و رسوم مشترک و از عناصر هویتی یک ملت است. گرچه سهم هریک از این عناصر را در شکل دادن هویت ملی نمی توان دقیقاً مشخص کرد، لیکن برخی از عناصر را می توان هسته اصلی و وجودی هویت ملی قلمداد کرد. زبان فارسی در شکل دادن و تداوم هویت ملی ایرانیان چنین نقشی را دارد. در این مقاله بعد از اشاره مختصری به زبان فارسی و موقعیت آن در کنار دیگر زبانهای رایج دنیا و اشاره ای به گویش های مختلف زبان فارسی به مسایل و مشکلات مربوط به گویش ها و لهجه های مختلف زبان فارسی و سو استفاده های احتمالی بیگانگان از این موضوع پرداخته شده است و سپس به ارائه راهکار از جمله تإسیس« پژوهشکده زبانهای ایرانی و گویش ها و لهجه های زبان فارسی» اشاره شده است.اهداف این پژوهشکده، برنامه ها و سرفصل های درسی، گرایش ها، تعریف مجموعه ای از سیاست های علمی در این زمینه و...از جمله مباحث مقاله مذکور می باشد.
کلید واژه ها:هویت ملی، گویش های ایرانی، لهجه های فارسی، زبانهای فارسی، سیاست علمی، برنامه ریزی زبانی ، اتحاد ملی.
بررسی رند در دیوان حافظ و کلّیّات شمس تبریزی
خدابخش اسداللهی*
هدی خرّمآبادی**
یکی از برجستهترین و در عین حال نمادیترین مفاهیمی که در شعر فارسی راه پیدا کرده است، واژة «رند» و «رندی» است. این واژه با شناسنامة مفصّلی که در طول تاریخ بشری داشته است در سیر تاریخی خود گاهی منفور و گاهی محبوب بوده است، گاهی در اوج و گاهی در حضیض. یکی از شاعرانی که این لفظ را از پستترین مقامات دنیوی به بالاترین ذروهی کمال و تعالی میرساند، خواجه حافظ شیرازی است. «رند» در شعر حافظ در مفهوم انسانی والا که دست از همهی قیود بشری شسته است درمفهوم اسطورهای و مثبت خود به کار رفته است. در این جستار بر آن شدیم تا رند خواجه حافظ را با رند مولانا در کلّیّات شمس تبریزی بررسی و مقایسه کرده و شباهتها و تفاوتهای آنها را تحلیل و تجزیه کنیم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که به کارگیری لفظ رند در دیوان هر دو شاعر (حافظ و مولانا) با توجّه به دغدغة فکری و خطمشی اندیشهی آنان، با وجود شباهتهای بسیار، تفاوتهایی عمده دارد.
کلید واژه ها: حافظ، شمس تبریزی، رند، قلندر، مولانا، نماد.
فراهنجاری نحوی در گلستان سعدی
دکتر خدابخش اسداللهی
استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
زینب علی محمدی کرکرق
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه محقّق اردبیلی
موضوع مقاله، فراهنجاری نحوی در گلستان است. برای این منظور پس از طرح مباحث مقدماتی درباری آشنایی زدایی و برجسته سازی در مکتب فرمالیسم، بر مشخّصه های همچون حذف فعل، جدایی معطوف از معطوف الیه، جابجایی ارکان جمله، جدایی اجزای فعل مرکب، پرش ضمیر و ... به-عنوان مؤلّفه های نظم آفرین، گفته ایم که سعدی در گلستان سعی می کند ضمن ایجاد مکث هنری، خواننده را به توجه به زیبایی های خاص شعر خود تشویق کرده، در او القایِ مفهومِ تنوّع و کثرت معنی نماید و بدین ترتیب، صورت های ذهنی خود را به خوبی و با خلّاقیت های ویژه به مخاطب انتقال دهد.
کلید واژه ها: فراهنجاریِ نحوی، گلستان سعدی، برجسته سازی، خلّاقیّت.
بازتاب «زندگي و مرگ» در آيينهي اشعار سهراب سپهري
خدابخش اسداللهی
استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
آذر خانی
کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
زندگی و مرگ از دیدگاه سهراب سپهری، مسئلۀ مهمِ تحقیقِ حاضر به شمار می¬رود. می¬توان گفت که دیدگاهِ سپهری از نظرگاهِ بیشتر شاعرانِ هم¬عصرِ وی در این زمینه متفاوت است .ویسنده قصد دارد در دو بخش بازتابِ زندگی و مرگ را در شعر سهراب سپهری بررسی کند. به همین منظور، در بخش اول ضمن بررسیِ زندگی از منظر سپهری، می¬گوید که وی، ابتدا هم¬نوا با شاعرانِ معاصر خود، نغمۀ نومیدی و یأس سر می¬دهد. امّا پس از آشنایی با عرفان شرق دور، بیشتر به سیر باطنی و تجربه¬های درونی، از جمله خلوت، خاموشی، تنهایی، تأمّل و ... روی می¬آورد. در بخشِ بعدی، ضمن طرح مسئلۀ مرگ از نگاه سهراب، بیان می¬کند که وی برخلافِ شاعرانِ هم¬عصرش که مرگ را پایان همه¬چیز می¬دانند، نه¬تنها از آن ناخشنود نیست، بلکه آن را برای کمالِ عالم هستی لازم و ضروری تلقّی می¬کند.هدفِ مقاله این است که خواننده با دقّتِ نظر در نمونه¬های شعریِ سهراب سپهری، بتواند دیدگاهِ سپهری را نسبت به زندگی و مرگ دریابد و بتواند تفاوت¬های عمیق و اساسیِ این دیدگاه را با دیگر دیدگاه¬های معاصر تشخیص دهد.
کليد واژه ها:زندگي، مرگ، شعر و انديشة سهراب سپهري.
بررسی ویژگی هایِ بلاغیِ صداقت، صمیمیت و ساده نویسی در گلستان
دکتر خدابخش
اسداللهی استادیار دانشگاه محقّق اردبیلی
زینب علی محمدی کرکرق
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه محقّق اردبیلی
موضوع مقاله ی حاضر ساده نویسی در گلستان است. این امر، به-نحو بارزی گلستان را از لحاظ درک و فهم عمیق و همراهی خواننده با نویسنده ی آن متمایز ساخته است. مراد از ساده-نویسی آن است که یک نوشته ، با وجودِ سادگی لفظی، از بسیاری از مظاهر ذوق و هنر و زیبایی بهره مند باشد.سعدی به خوبی و به طور اعجاب انگیزی توانسته است با بسیاری از ویژگی های نویسندگی، گلستان را به سبک ساده به خوانندگانش ارائه دهد. وی ضمن استعمال الفاظ، ترکیبات و عبارات مأنوس، از بیان مطلب به صورت پیچیده، مبهم و دور از فهم می پرهیزد. بدین معنی که وی تجارب و اطلاعاتِ وسیع و گوناگون خود را در قالب حکایت های کوتاه و کلمات قصار، با صداقت، صمیمیّت، ایمان و واقع نگری، به گونه ای به خوانندگانِ خود ارائه نماید که بسیار مؤثّر و به درجه ی فهم آنان نزدیک باشد.
کلید واژه ها: سادگی، صداقت، صمیمیّت، باور، واقع نگری، گلستان.
مناظره، منشأ تنوّع و تحرّک در گلستان سعدی
دکتر خدابخش اسداللهی
استادیار دانشگاه محقّق اردبیلی
زینب علی محمدی کرکرق
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه محقّق اردبیلی
موضوع مقاله، بررسی فن مناظره در گلستان است. این فن به دلایلی همچون داشتنِ فنون مختلف، تأثیر زیادی در اغلب حکایت-های گلستان گذاشته است. در این تحقیق، پس از ذکر مقدماتی درباره ی تعریف، پیشینه، محتوا، انواع و اهداف مناظره، فنون مختلف آن، طیِ پنج مؤلّفه به عنوان عوامل ایجاد تنوّع و تحرّک در مناظره طرح و بررسی می گردد. در مؤلّفه ی اول با عنوان ِ «وصف لحن گوينده»، به بررسیِ حالات گوناگون عاطفیِ گوینده می-پردازیم. در ویژگیِ دوم با مشخّصه ی «زنده و پويا نگه داشتن فضاى مناظره»، به استفاده از نقل قول ها و استشهادها توجه کرده ایم. در مؤلّفه ی سوم نیز با عنوان «استفاده از سبك و زبان متنوّع متناسب»، نحوه ی استعمال صفات، واژگان و اصطلاحات مختلف را بیان کرده ایم. در ویژگی چهارم تحت مشخّصه ی «وصف واكنش هاى شركت كنندگان» به ذکر تفاوت عکس العمل های اشخاص بر اساس موقعیّت های اجتماعی آن ها پرداخته ایم. در مؤلّفه ی پایانی هم با عنوان «نشان دادن موضع و حالت گوينده» به انواع حالات گوینده، همچون تأیید، اعتراض، امر و نهی و ... دست زده ایم و همه ی این فنون را موجب ایجاد تنوع و تحرک در حکایات گلستان دانسته ایم.
کلید واژه ها: مناظره، تنوع و تحرک، گلستان.
جلوه¬های سمبولیسم در اشعار شهریار
دکتر خدابخش اسداللهی
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
عادل نورآذر
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
در این مقاله پس از تعریف و بیان ویژگی¬های سمبولیسم و تأثیر آن در ادبیّات فارسی و همچنین دلبستگی شهریار به جریان رمانتیسم و عناصر نمادین رمانتیک، که چون حلقه¬های پیوند، تار و پود اشعار این شاعر را به هم جوش داده و جلا بخشیده است، پرداخته می¬شود. همچنین ذکر می¬گردد که شهریار با فرو رفتن در جزئیات نمادهای جذّاب دیداری در بسیاری از اشعار خود، پویایی تصویری زیادی ایجاد می¬کند که با احوال رمانتیک شعر در تناسب کامل است و بر چنین بستری است که تصویرهای زنده¬ی سمبولیسم رایج و ابداعی شهریار جان گرفته است. در این مقاله به تعریف¬های سمبولیسم و اهداف آن، خاستگاه نماد و طبقه¬بندی آن¬ها اشاره خواهد شد و در نهایت، نمادهای مرسوم و همچنین، نمادهای ابداعی شهریار در اشعارش، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
کلید واژه ها: سمبولیسم یا نمادگرایی، سمبولیسم در ادبیات فارسی، خاستگاه نماد، سمبولیسم و شهریار.
بازتاب رمانتیسم در اشعار شهریار
خدابخش اسداللهی
استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
عادل نورآذر
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
در این مقاله ابتدا، پیدایش اصول و مؤلّفه¬های مکتب رمانتیسم در اروپا و نیز تأثیر آن در آثار رمانتیک ایرانی مورد بحث قرار گرفته است. پس از آن، دلبستگی شهریار به این مکتب و بازتاب آن در سروده¬هایِ وی که با رقّت احساس و عواطف انسانی عمیق همراه است، در ذیل عنوان¬های احساس¬گرایی، اندوه و افسردگی، تخیّل، فضاسازی و صحنه¬آرایی، عامیانه¬نویسی، گرایش به طبیعت، توصیف زندگی روستایی، بازگشت به دوران کودکی و کشف شهودی و عرفانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه آن¬که شعر شهریار، عرصه¬ی مناسبی برای ظهور و بروز ویژگی¬های اصلی و فرعیِ مکتب رمانتیسم است که اغلب به¬شیوه¬ای احساسی، غنایی و منحصر به فرد بیان شده است.
کلید واژه¬ها: رمانتیسم ایرانی، شهریار، احساس¬گرایی، اندوه، تخیّل، فضاسازی، عامیانه¬نویسی، بازگشت، کشف شهودی.
سهراب سپهری و سوررئالیسم (بررسی تصاویر سوررئالیستی در هشت کتاب سهراب سپهری)
دکتر خدابخش اسداللهی
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
مینا اسمعیلی پور لوکلایه
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
با نگاهی به اشعار سپهری، می توان دریافت که اساس شعرش بر تصویر بنا شده است، تصویری که خواننده را به تأمل و اندیشه وا می دارد. همچنین بر اساس شباهت ها و مشترکاتی که بین مکتب سوررئالیسم غرب با شعر او وجود دارد، نگارنده بر آن شد تا به بررسی ویژگی های تصویری اشعار موجود در هشت کتاب سهراب سپهری از نگاه مکتب سوررئالیسم بپردازد.مقاله ی حاضر در نگاه اول به بررسی ویژگی ها و توانمندی های نهضت سوررئالیسم از قبیل: تکیه بر کشف و شهود به جای خرد، خواب و رؤیا، نگارش خودکار، لحظه ی روانی، غبار روبی ادراک، هزل، دیوانگی و عشق... و سپس به تطبیق و معادل سازی برخی از این ویژگی ها با اشعار سپهری مي پردازد . سرانجام با شواهدی که در اشعار سپهری وجود دارد، به این نتیجه مي رسد که سبک شعری سپهری بسیاری از اصول و مبانی شعر سوررئالیستی را داراست.هدف از این پژوهش، تعیین کردنِ میزان ارتباط سپهری و تصاویر شعری اش با مکتب سوررئالیسم و همچنین ذکر و تحلیل شواهدی که بیانگر این پیوند می باشد.
کلید واژه ها: سهراب سپهری، تصویر، سوررئالیسم، ناخودآگاه.
جادو پزشکی در شاهنامه و ایران باستان
فاطمه اسفندیاری مهنی
پزشکی و روش های گوناگون درمانی آن قدر با جادو در پیوند بوده است که امروزه نیز کتابی راجع به ادعیه دینی و علوم غریبه نیست که از موارد جادو پزشکی تهی باشد.پزشکان کهن و درمانگران همان کاهنان و جادوگران بوده اند و در تمدن های گوناگون جهان این امری رایج بوده است.شناخت خواص گیاهان ،به ویژه خواص جادویی و درمانی آن ها با گیاه شناسی در پیوند است.دانش خواص سنگ های گرانقیمت (احجار کریمه) و کاربرد آن ها در جادوگری جایگاه ویژه ای دارد.در این مقاله سعی شده است به بررسی موارد جادودرمانی از جمله جادوی هومیوپاتیک در درمان یا پیشگیری از بیماری ها در شاهنامه فردوسی پرداخته و موارد آن نشان داده شود.
کلید واژه ها: شاهنامه، فردوسی، جادو ، پزشکی.
طبقه¬بندی و تحلیل ساختار رؤیا و نقش آن در متون صوفیه
كتايون اسفندياري
كارشناس ارشد ادبيات فارسي
اهل تصوف رؤیا را پنجره¬ای به عالم غیب می¬دانند و در آثار خود، رؤیا را به عنوان جلوه¬ای از مدرَکات غیبی مورد توجه و بحث قرار داده¬اند. از آن¬جاکه شهود و ادراک¬های غیبی از موضوعات بنیادین تصوف است، بررسی رؤیا در این متون اهمیت می¬یابد؛ از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از زیبایی¬های نوشته¬های صوفیان، مرهون نگارش و گزارش¬های آنان از عوالم رؤیا و به¬طور کلی تجربیات عارفانة آن¬هاست. به نظر می¬رسد تبیین دیدگاه صوفیه دربارة موضوع رؤیا و بررسی رؤیاهای شخصی صوفیان در فهم بهتر و عمیق¬تر آثار صوفیه مؤثر باشد. نمونه هاي روياهاي ذكر شده در آثار ادب عرفاني در هر اثر با توجه به نوع اثر ـ گفتمان غالب متن ـ كاركردي خاص يافته¬اند. براي نشان دادن اين كاركردها، تفاوت¬ها و شباهتهايشان و نيز دست يافتن به ساختاري مشابه براي نگارش رؤيا در متون صوفيه، نمونه¬هاي انتخابشده در متون عرفاني ازنظر ساختاري بررسي، تحلیل و طبقه¬بندی شده است.
کلیدواژه¬ها: عرفان،تصوف، رؤیا، خواب دیدن، گفتمان، رده¬بندي متون.
نگاهی دوباره به کرامت و انواع آن
بهاءالدین اسکندری
استادیار دانشگاه قم
حمید عباسی
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم
پدیدههای شگرف و خارق عادت، همیشه برای انسانهای خو گرفته با عادات و دلمرده از روزمرگیها، جذاب و خواستنی و گفتنی بودهاند. این پدیدهها آنگاه که بینهای و نشانهای بر وجود جهان یا جهانهایی ماوراء این عالم محدود و فناپذیر و کسالتآور بودهاند و دلهای نگران از آیندهای نامعلوم را به ارتباط کسانی با خداوند و عالم ماوراء و استمرار آدمی تا ابدیت و حیاتی پایدار اطمینان میبخشیدهاند، خواستنیتر و گفتنیتر شدهاند. حکایت حواریون حضرت عیسی (ع) و داستان حضرت ابراهیم و نیز یاد کردن خداوند از معجزات به عنوان بینه، خود برهانی است بر میل و نیاز آدمیان به این مهرهای تأییدبخش و اطمینان آور. ادبیات صوفیانه و عارفانه ما در پاسخ به همین نیاز و به عنوان تأییدی بر ولایت اولیا و سالکان، مشحون است از ذکر شگفتها و شگفتکاریها و سرشار از کرامات و خوارق عادات. تنوع گسترده این کرامات به تدریج نیاز به ارائه تقسیمبندی منطقی و علمی از آنها را به وجود آورده است.در میان کوششهایی در این جهت، دو تقسیم بندی مطرح است: یکی از آن سبکی که عمدتاً ناظر به پدیدههای عینی و ملموس است و تقسیمبندی دیگر از مناوی که ریشه در تفکرات ابن عربی دارد و بیشتر ناظر به کراماتی است که کمتر جنبهی عینی دارند و غالباً مرتبطاند با پدیدههایی که راهی میگشایند به عوالم مختلف غیب. در این مقال،ضمن بررسی انواع خوارق عادات،دیدگاه عرفا نسبت به کرامت،انواع خواب و واقعه و مکاشفه، با عنایت به دو تقسیمبندی مذکور و با توجه به آثاری از قبیل نفحات الأنس جامی و تذکره الاولیاء عطار، نگاهی دوباره خواهیم انداخت به انواع کرامت و فراوانی آنها در میان عارفان و سالکان طبقههای مختلف.
کلید واژه ها : خارقعادت، کرامت،عرفا، تقسیمبندی کرامت، نفحاتالانس، تذکره الاولیاء.
صفت فاعلی در شاهنامه ی فردوسی
مسعوداسکندری
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
کمال الدین یموتی
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
صفت فاعلی از جمله مقوله های دستور زبان فارسی است. نتیجه ای که از بررسی کتاب های دستور زبان حاصل می گردد این است که در این کتاب ها تنها به تعریف این مقوله پرداخته شده است و به جنبه های کارکردی آن چندان که باید توجهی نشده است.حال آنکه یکی از مباحث مهم زبانشناسی نوین بررسی کارکردهای زبانی است.بر این اساس می توان نتیجه گرفت که نگرش دستورنویسان به این مقوله، عمدتاً، ایستا بوده است.از این روی بررسی کارکردهای آن به عنوان یکی از مباحث دستور زبان فارسی ضروری به نظر می رسد. در این مقاله کارکردهای صفت فاعلی در شاهنامه ی فردوسی، به عنوان متنی که در آن زبان به شکلی عالی به کار گرفته شده است، مورد بررسی قرار گرفته است.حوزه کار این تحقیق به دو بخش «کارکرد تصویری» و «کارکرد معنایی» تقسیم می شود. در بخش اول بر خلاف کتاب هایی که در آن ها برای تصویرسازی شعری صرفاً قائل به عناصر بلاغی بوده اند، تصویر زبانی مورد توجه قرار گرفته است. بخش کارکرد معنایی این تحقیق رویکردی زبانشناختی و معنی شناختی دارد، و خصوصاً از مبحث «نشانداری التزامی» بهره گرفته شده است. پس از بررسی کارکردهای صفت فاعلی در شاهنامه ی فردوسی می توان به این نتیجه رسید که: اولاً حوزه تحقیق و شناخت آن تنها به مباحث دستور زبان محدود نمی ماند، در ثانی نشان داده می شود که تصویرسازی شعری در شاهنامه فردوسی به وسیله خود زبان نیز صورت گرفته است، ثالثاً مشخص می گردد که فردوسی از صفت فاعلی به عنوان «مؤلفه معنایی»، برای اهدافی چون نشان دادن اختلاف معنایی، تخصیص موصوف برای اهداف خاص و نشان دادن جهان بینی خویش، بهره گرفته است.
کلید واژه ها: صفت فاعلی، شاهنامه فردوسی، تصویر زبانی، معنی شناسی، مؤلفه معنایی، نشانداری التزمي.
نقد اجتماعی رمان هزار خورشید تابان
دکترعلیرضا اسلام*
دکتر زینب نوروزی**
سید علیرضا جعفری***
جنگ در افغانستان تحولات عظیمی در ابعاد اجتماعی و فرهنگی این کشور پدید آورد و این مسئله در آثار ادبی خود را نشان داد. در این مقاله پیوند ادبیات و جنگ در جامعه ی افغانستان بر اساس رمان هزار خورشید تابان از خالد حسینی نشان داده شده است و سعی شده که از منظرنقد جامعه شناختی شیوه ی انعکاس تحولات اجتماعی در جامعه ی مذکور ارائه شود.این مقاله با بررسی مختصر جریانات سیاسی بالاخص جنگ و طالبان نشان می دهد که هزار خورشید تابان تا چه حد متاثر از این امور است.از طرف دیگر، در این رمان به سیر تحول موقعیت زنان در جامعه ی افغانستان در طول سه دهه نیز می پردازد.این پژوهش با تکیه بر مولفه های نقد اجتماعی و به روش تحلیلی_توصیفی، رمان هزار خورشید تابان را بررسی می کند.
کلید واژه ها: رمان، جامعه شناسی،جنگ، هزار خورشید تابان، افغانستان،زن.
___________________________
*استادیار جامعه شناسی دانشگاه بیرجند
**استادیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
***دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
رمزشكافي نمادها در سروده¬هاي حميد مصدّق
سيّدمرتضي اسماعيل¬پور سيفي
كارشناس مهندسي كامپيوتر
دبير دبيرستان هاي شهرستان لاهيجان
نماد و نمادپردازي يكي از ويژگي هاي مهم شعر معاصر است كه در گسترش دامنة تأويلي شعر، نقش به سزايي دارد. در آثار شاعران معاصر، اشعاري پربها وجود دارد كه داراي معاني نمادين هستند؛ به اين معني كه در پس معناي ظاهري آنان، معنا يا معناهايي پنهان وجود دارد كه دست¬يابي به آن¬ها مستلزم تلاش و كوشش فراوان است. در واقع دشواري¬هايي كه خوانندگان اين گونه اشعار از ديرباز تاكنون از جهت تفسير و تأويل نمادها جهت دريافت معني و مفهوم مورد نظر شاعر داشته اند خود گواه دشواري نمادپردازي و پيچيدگي حاكم بر آثار نمادگراست. حميدمصدّق (1377 ـ 1318 ه . ش)، يكي از شاعران مطرح معاصر است كه در اشعار خود ضمن بهره¬وري از تمهيدات هنري، از واژه¬هاي نمادين در طيف وسيعي از اشعارش بهره جسته است؛ كه بررسي آن¬ها مي¬تواند روشنگر وجوه امتياز او از ديگر شعراي معاصر باشد. مقالة حاضر برآن است كه برخي نمادها را در مجموعه اشعار مصدّق (درفش كاويان، آبي خاكستري سياه، در رهگذرباد، از جدايي¬ها، سال¬هاي صبوري و شيرسرخ ) مورد بررسي و مداقه قرار داده و ارزش و زيبايي اين ترفند هنري را در شعر وي بنماياند و براي دست¬يابي به اين هدف نگارنده مي كوشد تا به بيان شواهدي در اين باب بپردازد.
كليد واژه ها : حميدمصدّق، نماد، ادبيّات معاصر، مجموعه اشعار مصدّق.
تأمّلی در اشعار دیداری علیرضا پنجه ای
دکتر یوسف اسماعیل زاده
*استادیار گروه ادبیات فارسی،دانشگاه پیام نور
عذرا نصیبی باطنی
شعردیداریconcreet verse گونه ای ادبی از ادبیات معاصر است که شاعر با استفاده از هنر گرافیک و به هم ریختن اسلوب شعری، دست به آفرینش سبکی نوین می زند.در شعر دیداری، شاعران،زبان رابه گونه ای دیگربه کارمی برندو از جنبه های بصری و دیداری درشعر استفاده می کنند و به این ترتیب، شعر دیداری، شعری است نوشتاری- دیداری ؛ یعنی در آن،از طریق بازی با کلمات، حروف و واژگان شعر را به گونه ای می نویسند که ظاهر شعر به صورت طرحی دیداری در می آیدو به این ظاهر گرافیکی شعر، معمولاً بیش از مفهوم پرداخته می شود. بنابراین برای تأثیر گذاری بر مخاطب، نمی توان آن را با صدای بلند خواند بلکه برای درک مفهوم آن و لذت بردن، فقط باید به آن نگریست و با دیدن ساختار شعر، به معنای آن پی برد. ( انوشه، 1376: 896) در ادامه ی تفنن طلبی های شعر امروز و به تبعیت از شعر کانکریت، برخی شاعران با نقاشی کردن شکل معنایی برخی از واژه ها به جای حروف نگاری آن ها، گونه ای جدید از شعر معاصر را پدید آورده اند؛ علیرضا پنجه ای،از سرایندگان این نوع اشعار، آن را «شعرتوگراف» نامیده است؛ البته این شیوه به دلیل برخی تفنن های افراطی، گاه شدیداً لوث می شود. علی رضا پنجه ای از شاعرانی است که به طور گسترده به شعر دیداری پرداخته و در آثارش نمونه های فراوانی از این گونه ی شعری یافت میشود. شعر توگراف جنبه ای از شعر است که تمایل و گرایش بین تصویر و کلام را برای خواننده مجسم می سازد. شعر توگراف استفاده از همه ظرفیت ها ی شعری است. با تأکید بر این نکته که که پرداختن به شعر توگراف نافی دیگرگرایش های شعر نیست؛بلکه پیشنهاد وضعیت وظرفیتی نو از شعر امروز ماست. هدف از این مقاله، بررسی شعر دیداری و شعر توگراف در ایران با رویکرد به اشعار علیرضا پنجه ای است . این نوع شعر ، گونه ای هنجار گریزی و سنت شکنی در شعر نو محسوب می شود وشاعران این نو شعر سعی می کنند با هنر نقاشی و خوشنویسی شکلی را که با مضمون شعرشان مناسبت دارند خلق کنند و بین این دو ارتباط برقرار کنند.
کلید واژه ها: ادبیات معاصر ایران،شعر دیداری، کانکریت، ،توگراف ،علی رضا پنجه ای.
در معرفی و شناخت تذکره السالکین ادهم عزلتی خلخالی
یوسف اسماعیل زاده
استادیارگروه ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، ایران
مهرنوش اسرافیل زاده
مولانا ادهم عزلتی خلخالی، از نویسندگان، شاعران عارفان پرکار سدۀ یازدهم هجری است . از احوال و زندگی شخصی او در منابع هم عصر و یا پس از وی ، اطلاع مفیدی به دست نمی آید. پدرش از درباریان متنفّذ بوده و ادهم خلخالی نیز در آغاز بر روش پدر ، منصب درباری داشت. مدتی منصب مدرسی دار الارشاد را برعهده داشت . گویا همچون دیگر عرفا، به درویش خیر اندیشی دچار شده و از بند حرص و آز رسته است .قصص الخاقانی شاملوی هروی، قدیمی ترین مأخذی است که مطالبی در باب علتی نوشته است .و مطابق آن وفات عزلتی در سال 1052 در اردبیل اتفاق افتاده است .از عزلتی بیش از 24 کتاب و رساله مختصر و مفصّل بر جای مانده است .تذکره السالکین کتابی است برای تعلیم صوفیه که مؤلف آن را بر اسلوب پرسش و پاسخ تدوین کرده است . مؤلف در اصل آن را برای کسانی نگاشته که دانش کافی در باب اسلام و تصوف ندارند . روش مؤلف استناد به ایات، احادیث، روایات و سخنان مشایخ و ذکر حکایات است . با توجه به قرائن موجود، احتمالاً عزلتی این کتاب را بعد از سال 1030 نوشته باشد .این مقاله در دو بخش نوشته شده است: بهرۀ اول به معرفی ادهم خلخالی، بررسی حوادث زندگی، موقعیت علمی و آثار وی می پردازد .در بهرۀ دوم به معرفی نسخه خطی تذکره السالکین پرداخته شده است . در این بخش از سبب تألیف کتاب،موضوع و مباحث مطرح شده در آن، تقسیم بندی کتاب،شیوه نگارش آن و دیگر مسائل مرتبط، به اجمال سخن به میان امده است .
کلید واژه ها: نسخه خطی، ادهم عزلتی خلخالی، نثر فارسی، تذکره السالکین.
مطالعه تطبیقی موتیوخط در دیوان نظیری و غزل¬های صائب
دکتر عصمت اسماعیلی
عضو هیات علمی دانشگاه سمنان
یکی از عناصر خیال¬آفرین و معنی¬ساز در شعر شاعران طرزنو یا سبک هندي، موتیوها هستند. واژگان کلیدی معنی¬آفرینی که در مرکز شبکه¬های زبانی قرار می¬گیرند و با ارتباط مفهومی و زبانی با واژگان یک مجموعه، ضمن استفاده از صنعت مراعات نظیر با شبکه تداعی¬های زبانی، مفاهیم دقیق و باریکی می¬آفرینند که در پیشبرد گفتمان معنایی شاعر با مخاطب، بخصوص در غزل بسیار موثر است. در دیوان نظیری نیشابوری برخی واژگان و ترکیب¬های وصفی و اضافی، از دایره معناهای عادی و قاموسی خود خارج شده و با قرار گرفتن در مرکز شبکه¬های زبانی به شاعر مدد رسانده¬اند تا ضمن پدید آوردن تصاویر خیال بدیع و نو مفاهیم ذهنی خود را نیز به خواننده منتقل کند . مثلا واژگانی مثل سپهر با 51 مورد استفاده یا خط با 74 مورد و خاک با 166 و کعبه با 125 بار کاربرد در معنی¬سازی¬های شاعرانه به نظیری مدد رسانده¬اند. در این مقاله ضمن اشاره به برخی موتیوهای غزل¬های نظیری کاربرد بن¬مایه و موتیو خط در غزلهای نظیری و صائب با هم مقایسه شده¬اند.
کلید واژه¬ها : موتیو، نظیری، صائب، تصویرآفرینی، خط.
تأثیرِ شاهنامۀ حکیم فردوسی در شبه قارّۀ هند
دکتر شیخ اشتیاق احمد
در بیان شعر حماسی فارسی تاکنون کسی به پایه ابوالقاسم فردوسی نرسیده است. فردوسی با سرودن شاهنامه نه فقط شاهکاری در ادبیات فارسی خلق کرد بلکه یک نظم حماسی بی همتا و بی نظیر سرود که تأثیر بسیاری بر زبان و ادبیات جهان گذاشت. در این تأثیرات سرزمین هندوستان هم بی بهره نماند. پیوند میان ایران و سرزمین پهناور هند - که امروز به سه کشور هند، پاکستان و بنگلادش تقسیم شده است- به روزگار پیش از تاریخ می رسد. شاعران، نویسند گان، فیلسوفان و متفکران این دو کشور سازنده دو تمدن و فرهنگ عمیق و ریشه دار و همچنین خالق شاهکارهای ادبی بوده اند. کتاب ملی ایران یعنی شاهنامه که بهترین شاهکار ادبیات حماسی در سراسر جهان شناخته می شود، تأثیر عمیقی بر ادبیات فارسی هند گذاشته است و به همین سبب شاهنامه نویسی در هند رواج بسیار پیدا کرد. با رواج زبان و ادبیات فارسی در هند شاهنامه فردوسی شهرت و مقبولیت فوق العاده ای بدست آورد، و شعرای متعددی نظیر مسعود سعد سلمان، ابوالفرج رونی، تاج الدین ریزه و دیگران در سرزمین هند از شاهنامه فردوسی الهام گرفتند. امیر خسرو دهلوی اثری به نام آینه اسکندری یا نامه اسکندری یا اسکندر نامه خسروی دارد که آن را در چهار هزار بیت در وزن شاهنامه فردوسی سروده است. بدرالدین چاچی در شرح کارنامه محمد بن تغلق، پادشاه دهلی، مثنوی ای به نام شاهنامه در سی هزار بیت سرود. خواجه عبدالملک عصامی، فتح السلاطین را به سبک شاهنامه به نظم کشید. فیضی دکنی ملک الشعرای جلال الدین محمد اکبر، پاشاه گورکانی، همایون نامه نخستین تاریخ منظوم فارسی را در دوره تیموریان هند را در وزن شاهنامه فردوسی نوشت. همچنین پادشاهان قطب شاهی برای حفظ و نگهداری تاریخ و فرهنگ مملکت خویش به تبعیت از شاهنامه فردوسی برای تدوین شاهنامه دستور دادند. شاعری به نام غلام حسین، فتحنامه تیپو سلطان را که شرح جنگاوری های تیپو سلطان، حکمران میسور بر ضد انگلیسی ها از است در سال 1198 ق به نظم کشید. حمید الله کشمیری، معروف به فردوسی کشمیر نیز منظومه حماسی تاریخی اکبر نامه را که در شرح جنگ های افغانان، سیک ها و انگلیسی ها است به تبع شاهنامه فردوسی به پایان رسانید. پادشاهان هند خواندن شاهنامه را هنگام جنگ و کارزار، برای بر انگیختن احساسات رزم و دلاوری جنگجویان بسیار لازم و ضروری می دانستند. به همین علت شاهنامه نویسی در ادوار مختلف مورد توجه قرار داشت.
در این مقاله تلاش شده است که به تأثیرات مختلف شاهنامه فردوسی در ادبیات فارسی هند پرداخته شود و جوانب مختلف آن مورد بحث قرار گیرد.
کلید واژه ها : شاهنامه نویسی، ایران، هند، ادبیات فارسی هند.
درونمایه ومضامین غزلیات کلیم کاشانی
محبوبه اظهری
پژوهشگر پژوهشگاه هنرهای اسلامی اصفهان کارشناس ارشد ادبیات فارسی
بررسی درونمایه ومضامین به کار رفته در اشعار یک شاعر نشانگر افق فکری وجهان ینی آن شاعر است. دراین مطالعه نگارنده برآن است تا با مشخص ساختن بسیاری از موضوعاتی که کلیم کاشانی شاعر قرن یازدهم ه.ق در اشعار خود به کار برده است ساختار شخصیتی و ابعاد مختلف وجودی او را معرفی سازد. کلیم کاشانی(همدانی) از شعرای معروف به سبک هندی است. غزلیات کلیم بخش قابل ملاحظه ای از اشعار او را شامل می شود. اشعاری که به راستی بیان کننده ی آمال، آرزوها و دیدگاه های اخلاقی واجتماعی اوست. بیشتر ابیات غزلیات کلیم بیانگر احساس او نسبت به ظلم و جور روزگار، گله مندی از بی قدر دانسته شدن علم و آگاهی اش، تنفر او از افراد ریاکار و زاهدنما، نداشتن ایمان حقیقی وهمت والاست. این شاعر آزاده بیش از هر مضمون و اندیشه ای، به بیان دردهای درونی خود پرداخته است. دردهای عمیقی که توان ایستادگی در مقابل ظلم روزگار را از او سلب کرده است. از موضوعات دیگری که او به وفور در اشعارش به آن ها پرداخته؛ بیان موضوعات اخلاقی است. کلیم شاعر والاهمت وبزرگ اندیشه ای است که در برابر هیچ بنده ای سرتسلیم فرود نمی آورد. او درعین شکایت کردن از اوضاع واحوال نابسامان خود، دست نیازش را به سوی هیچ کس دراز نمی کند و دیگران را نیز به غنا و بی نیازی نسبت به انسان ها فرا می خواند. دعوت او به بخشندگی و ترک حرص وطمع، از بزرگ ترین دغدغه های فکری اوست. فقر، والاترین صفت نزد اوست و از داشتن آن به خود مفتخر است. خموشی وکم سخنی از دیگر تعالیمی است که کلیم به خوانندگان خود می دهد. عشق وبیان حالات درونی مربوط به هجران وگله از دوری یار از موضوعات غزلیات عاشقانه ی اوست.
کلید واژه ها: کلیم کاشانی، غزلیات، درونمایه، شکوه وگله مندی، مضامین اخلاقی.
تأثيرِ اسطوره در ساختار و محتواي مصيبت¬نامه¬ي عطّار
دكتر اسماعيل تاج بخش
(دانشيار دانشگاه علامه طباطبايي)
محمّدجواد اعتمادي گلريز
(دانش¬آموخته¬ي كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي)
مصيبت¬ نامه يكي از زيباترين و هنرمندانه¬ترين آثارِ عطّار است كه در ساختار و محتواي خود وابستگيِ زيادي به اسطوره دارد. پيوندِ ميانِ اسطوره و عرفان در متنِ مصيبت¬نامه به وضوح قابل مشاهده است. هدفِ مقاله¬ي حاضر تأمّل در اين موضوع است كه چگونه اسطوره در شكل گرفتنِ منظومه¬ي مصيبت¬نامه تاثير داشته و چگونه ساختار و محتواي آن به ياريِ اسطوره شكل گرفته و سامان يافته است. به همين منظور پس از ارائه¬ي تعاريفي از اسطوره، و نكاتي پيرامون ارزش و اهمّيتِ مصيبت¬نامه¬ي عطّار، در قسمتِ اصليِ مقاله دو پديده¬ي باد و پرندگان به عنوانِ نمونه از ديدگاهِ اسطوره شناسي بررسي شده و حضورِ آن دو در متنِ منظومه نيز تحليل شده است. در پايانِ مقاله نيز جدولِ مفاهيم، شخصيت¬ها و عناصرِ اسطوره¬اي در متنِ مصيبت¬نامه آمده است. با تأمّل در مطالبِ ارائه شده، اين موضوع روشن مي¬شود كه چه پيوندِ عميقي ميانِ عرفان و اسطوره وجود داشته و چگونه اين پيوستگي، ياريگرِ آفرينشِ كتابِ بار ارزشي همچون مصيبت¬نامه شده است.بايد به اين نكته اشاره كرد كه در ميانِ شاعرانِ قديمِ ما، عطّار از اسطوره شناس¬ترين و اسطوره¬آگاه¬ترين شاعران بوده است. در آثارِ گوناگونِ او به ويژه در دو منظومه¬ي زيباي منطق¬الطير و مصيبت¬نامه، مفاهيم و موضوعات و شخصيت¬ها و موجوداتِ اسطوره¬اي حضوري كارساز و نقش آفرين دارند. عطّار در اين دو اثرِ خود، آگاهانه و هنرمندانه اسطوره و عرفان را پيوند زده و از هم¬نشينيِاين دو، مجموعه¬اي زيبا آفريده كه هم خيال¬انگيز است و هم معرفت آفرين. به عبارتِ ديگر عطّار زبانِ سمبليك و نمادينِ اسطوره را به كار گرفته است تا رمزپردازيِ عرفانيِ خود را سامان بخشد و اين چنين، اسطوره در متني عرفاني حضوري زيبا يافته است. تخيّلِ پويا و هنرِ شاعريِ شگرفِ عطّار سبب شده است كه بتواند عناصرِ آفرينش را همچون موجوداتي زنده، كه در عشق و جستجوي آفريدگارِخود سرگردانند، ببيند و بپردازد. در اين مسير او از اسطوره مدد جُسته و به ياريِ آن توانسته منظومه¬اي زيبا و سرشار از تصاويرِ بديع و مفاهيمِ عارفانه¬ي عميق بيافريند
كليدواژه¬ها: اسطوره، عطّار، مصيبت¬نامه، عرفان، نماد، ساختار، محتوا.
تاریخچه روابط سه ھزار ساله ایران و حوزه شبه قاره
محمد اقبال ثاقب
دکتر رئیس بخش فارسی، دانشگاه جی سی لاھور
ایران و حوزۂ شبه قاره ، از روزگاران بس کهن باهم روابط فرھنگی و مذهبی و نژادی و سیاسی و ھنری و صنعتی داشتہ اند۔ دو ملت آریایی ھند و ایران، هر دو خویشاوند و همخون و از یک گوھرند و حتی پیش از آنکه نیاکان این دو قوم آریایی به خاک ایران و ھندوستان پای بگذارند، درکنار یکدیگر می زیستند و زبان و مذھب و نژاد واحد داشتند و پس از آن که از آسیای مرکزی، محل اولین خود کوچیدند و بہ سوی سرزمین های ایران و ھند روی آوردند و ھر یک در کشوری جداگانه وطن گزیدند۔
کلید واژه ها: ایران، شبه قاره، تاریخ، روابط، مذهبی، نژادی، فرهنگی، سیاسی، هنری، صنعتی.
بررسی مراکز آموزشی و تحقیقی
محمد اقبال شاهد
دانشگاه پنجاب لاهور – پاکستان
شهر بهاولپور مرکز و پایتخت والیان شکوه مند ایالت عباسیان بوده است ا. این شهر در جنوب پنجاب بزرگترین و حاصل خیزترین شهر پاکستان و درکنار رودخانه ستلج واقع است و در زمان محمد بها ول خان ، دومین حکم فرمای خانواده "داوود پوتای سند "که به نام مورث اعلی خود ، عباس "خانواده عباسیه نامیده می شود بهاولپور در سال 1747/ 1160 ق تاسیس شد . حکمرانان عباسی فارسی دان و دوستداران فرهنگ و علوم اسلامی بودند . برای تدریس علوم اسلامی و زبان های اسلامی مراکز مختلف در سارسر ایالت بهاولپور بنا نمودند و از زمان قدیم "اْچ شریف " در نواحی بهاولپور مرکز بزرگ علم و ادب فارسی بوده است و اولین تذکره شعرای فارسی " لباب الالباب "محمد عوفی 117م / 572 قق – 1232م/635 ق ) در دوره ناصرالدین قابچه ( حک : 624 ق ) در همین شهر نوشته شد . امروز هم تعداد یادی از نسخه های دستنویس در کتاب خانه گپلانپه اْچ شریف محفوظ است و فهرست آن ها نیز به کوشش پروفیسور دکتر غلام سرور به چاپ رسیده است .همین طور خیر پورتامپوالی و صادق آباد از مراکز مهمی حوزه بهاولپور می باشند و دارای هزاران نسخه های دستنویس و کتاب های چاپی فارسی هستند . جامعه عباسی بهاولپور و دانشگاه اسلامیه بهاولپور ، مراکز بزرگ این منطقه بانشد که مشغول تحقیق و تدریس زبان فارسی ، حتی تا درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی می باشند . در این تحقیق از مراکز نامبرده و روال و رواج زبان فارسی نیز تدریس و آموزش این زبان مورد بررسی قرارد داه شده است .
بررسی نسخه شناسی و سبک شناسی رساله مرآه التائبین میرسیدعلی همدانی
آذر اکبرزاده ابراهیمی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
دکتر زهرا اختیاری
دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی
میرسیدعلی همدانی (713-786 ه.ق) عارف توانای قرن هشتم؛ پرورش یافتة مکتب نجم الدین کبری است. وی که تأثیر فراوانی در گسترش اسلام و تصوف ایرانی در هند داشت، باالهام گرفتن ازتعالیم عارفان و عالمان دینی قبل ازخود، بیش از صد اثر عرفانی به زبان فارسی و عربی تألیف نمود.مرآت التائبین یکی از رسالات عرفانی همدانی است که به موضوع «توبه» اختصاص دارد. هرچند این اثر خلاصه و ترجمه ای از باب توبة احیاء العلوم غزالی است؛ اما برخی ویژگی های سبکی و نظریات عرفانی مولّف در این اثر قابل توجه است.نگارنده پس از مقدمه ای کوتاه در دو بخش ابتدا به معرفی نسخ مختلف این رساله از جمله نسخ کتابخانه های ملک، مجلس، ملّی، آستان قدس و یک نسخه از کتابخانه گنج بخش پاکستان پرداخته و در ادامه به بیان ویژگی های سبکی و بلاغی این اثر همّت گماشته است.
کلیدواژه ها: میرسیدعلی همدانی، مرآت التائبین، نسخه خطی، عرفان قرن هشتم.
بررسی واژه سازی اقبال لاهوری در«اسرار خودی» و «رموز بی خودی»
محمد علی اکبرزاده
دبیرآموزش و پرورش منطقه ی دودانگه ی ساری
شایسته شفیعی
مدرس دانشگاه پیام نور و موسسه غیرانتفاعی ادیب ساری
در همه ی زبان ها چیزی که زبان ادبی را از زبان عادی متمایز می کند برجسته سازی است. هنجاگریزی یکی از روش های برجسته سازی زبان است که خود به انواع مختلف تقسیم می شود؛یکی از انواع هنجارگریزی ، هنجارگریزی واژگانی است که موجب آفرینش واژگان جدید می شود. این مقاله نشان داده است که یکی از شگردهای اقبال لاهوری در برجسته سازی زبانی ، هنجارگریزی واژگانی است به گونه ای که این امر باعث تشخص سبکی او شده است . در بررسی تک تک ابیات این دو اثر مجموعاً133 واژه ی برساخته ی اقبال یافت شده است . این واژه ها ضمن افزایش گنجینه ی لغات زبان فارسی موجب ایجاز در سخن، خلق کنایه های جدید و تصویرسازی های زیبا شـده اند. در آفرینش همه ی واژه ها در این دو اثر اصول حاکم بر واژه سازی رعایت و به اصل رسانگی توجه شده است .اقبال برای ساختن کلمه های جدید از روش ترکیب بیشترین بهره را برده است به گونه ای که بسامد این نوع از واؤه ها به مراتب بیشتر از واژه های مشتق است.
کلیدواژه ها: اسرار خودی، رموز بی خودی ،هنجارگریزی،هنجارگریزی واژگانی.
مقایسه ی داستان سیاوش از شاهنامه با داستان شیر و گاو از کلیله و دمنه
محمد علی اکبرزاده
دبیرآموزش و پروش دودانگه ی ساری
شایسته شفیعی
مدرس دانشگاه پیام نور ساری
در این مقاله سعی شده است تا دو داستان از دو اثر مهم ادب فارسی بررسی و با یکدیگر مقایسه شوند؛ داستان «سیاوش» از کتاب ارزشمند شاهنامه ی فردوسی با داستان «شیر و گاو» از کتاب وزین کلیله و دمنه ی نصرالله منشی - که البته در اصل متعلق به زبان و ادب کشور هندوستان است. میزان و نحوه ی تاثیر و تأثر این دو داستان بر یکدیگر و بیان شباهت ها و تفاوت های آن ها از نکاتی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. شباهت های بی نظیر این دو داستان در ده عنوان مختلف بررسی و در هر مورد شاهدمثال هایی از دو کتاب شاهنامه و کلیله و دمنـه بیان شده است. محور اصـلی این جستار مقایسه ی کنش ها ،گفتار و رفتار شخصیت های موازی دو اثر است ؛ مقایسه ی افراسیاب ، سیاوش و گرسیوز با شیر، گاو و دمنه. در برخی از موارد شباهت ها غافل گیر کننده و حیرت آور است؛ نظیر دو به هم زنی های گرسیوز و دمنه یا ترفیع مقام سیاوش و گاو. البته اختلاف هایی هم بین دو داستان وجود دارد که در قیاس با شباهت ها بسیار ناچیز است. شاید اشتراکات فرهنگی ایران و هندوستان و آگاهی فردوسی از داستان شیر و گاو یا حتی تسلط نصرالله منشی بر شاهنامه ی فردوسی از دلایل این شباهت باشند.
کلیدواژه ها: شاهنامه،سیاوش،کلیله و دمنه،ادبیات تطبیقی.
ادراک بصری و نقش رسانه های دیداری در آموزش و یادگیری زبان فارسی
دکتر فریدون اکبری شِلدره
مدیرگروه زبان و ادب فارسی دفتربرنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی
در این نوشته ، نخست زبان و مهارت های اصلی زبانی معرفی و در پی آن ، مهارت های زبان در دو شاخه ی دریافتی و پرداختی طبقه بندی و بررسی شده اند .پس ازآشنایی با ابزارهای خدادادی زبان آموزی و سپه سالاران عقل و علم (حواس پنجگانه )، به کارکرد هریک در فرایند یادگیری و آموزش زبان پرداخته شد . سپس چگونگی پرورش و تقویت یادگیری و فربه سازی ذهن و زبان فراگیران از راه دریچه های چشم و گوش ، نقش و حضور فیلم ، تصویر و نگاره به عنوان رسانه های دیداری به گستردگی ، مورد بحث و پژوهش قرار گرفت .در بخش پایانی این جستار ، موضوع ادراک بصری و سواد دیداری در یادگیری علوم وجایگاه آن در آموزش های مدرسی امروز و تحلیل نشانه شناختی رسانه و فیلم های آموزشی به عنوان یک زبان، بررسی شده است .این نوشته ،نشان می دهد که بهره گیری از درگاه چشم در نخستین گام زبان آموزی و نیز دیگر حواس،تاثیر بسیار بر گسترش دنیای ذهن و مانایی آموزه ها و تعمیق یادگیری دارد .
کلیدواژه ها:آموزش ، زبان آموزی ،ادارک بصری ، تربیت دیدن انتقادی ،رسانه های دیداری، سواد بصری ، نشانه شناسی.
گاهنبار ششم(همسپهمدیم)
مهناز اکبری
دانشجوی کارشناسی ارشدزبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان وبلوچستان
این پژوهش درباره یکی از مراحل خلقت در اسطوره آفرینش آریایی است یعنی ششمین گاه خلقت که به گاهنبار همسپهمدیم موسوم است،که شاید مهم ترین و محوری ترین بخش این اسطوره باشد،چرا که ریشه های آنرا میتوان در بسیاری از آیینهای بومی ،ملی مانند سووشون وحاجی فیروز،چهارشنبه سوری مشاهده نمودوازآنجاییکه در آثار حماسی ملی مانیز مورد اشاره قرار گرفته است ،درخور توجه میباشد.آنچه در این گفتاربدان توجه شده است وجه تسمیه این گاهنبار با توجه به برخی متون قبل و بعد از اسلام و آئینهای مربوط به این گاهنبار از جمله جشن فرودگان و سوگ سیاوش ومقایسه ای کوتاه شده است بین اسطوره خلقت آریایی و ادیان ابراهیمی .
کلید واژه ها:گاهنبار،همسپهمدیم، کبیسه، فرودگان، کتب آسمانی ، سوگ سیاوش.
بازخوانی رمان‹‹تهران مخوف››
(تاملی در پیرنگ و شخصیت های داستانی تهران مخوف)
دکتر میر جلیل اکرمی*
محمد پاشایی **
در اواخر دورۀ قاجار رمان در ايران ظهور كرد و نویسندگانی چون خسروي، صنعتي زاده و حسن بديع در اين زمينه طبع آزمايي كردند و رمان هاي تاريخي به وجود آوردند. اين شيوۀ ادبي در اثر تغيير و تحولات عمده اي كه در ساختار اجتماعي و سياسي ايران به وجود آمد، جنبۀ اجتماعي به خود گرفت. مشفق كاظمي در عصر رضا شاهي نخستين رمان اجتماعي فارسی را با محور قرار دادن حقوق و آزادی های زنان به رشتۀ تحریر در آورد. رمان هاي اجتماعي که بعد از این رمان در دهۀ اول و دوم قرن حاضرنوشته شد، هر چند از نظر موضوع و مرتبه هنري قابل قياس با ‹‹تهران مخوف›› نيستند ولي براساس ساختار اجتماعي رمان مذكور طرح و پي ريزي شده اند. اين پژوهش از بین عناصر داستانی در پي واکاوی پیرنگ و شخصیت پردازی ‹‹تهران مخوف ››، پیشرو رمان های اجتماعی، و نقد و تحلیل آن است.
كليد واژه ها : رمان اجتماعی ، تهران مخوف ، انتقاد ، شخصيت پردازي ،پیرنگ.
بررسی آموزش مهارت قصه گویی در دانش¬آموزان مدارس ابتدایی شهر ایلام
دکتر محمودالیاسی
استادیار گروه زبان¬شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد
امیرکریمی پور
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان¬شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد
یکی از مهم¬ترین نقش¬های زبان نقش ارتباطی آن می¬باشد. از دیدگاه جامعه¬شناختی زبان، سخنگویان از طریق تعاملات زبانی منظور و مقصود خود را به مخاطبان منتقل می¬کنند. مهارت قصه¬گویی بخشی از مهارت ارتباطی زبان به شمار می¬آید و از این¬رو با سنجش این مهارت می¬توان جنبه¬هایی از مهارت زبانی اهل زبان را آزمود. متأسفانه در آموزش زبان فارسی در مدارس کشور ما آموزش این مهارت زبانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در مقاله حاضر مهارت قصه¬گویی تعدادی از دانش آموزان دختر و پسر مدارس ابتدایی شهر ایلام (کلاس¬های دوم و چهارم) مقایسه می¬شود. در این پژوهش، مهارت قصه¬گویی از عناصر مختلفی چون حفظ پیوستگی قصه، حفظ چهارچوب اصلی قصه، بیان حالات درونی شخصیتهای قصه، به کارگیری زمان دستوری مناسب، استفاده از کلمات ربط مناسب، به¬کارگیری واژه های مرتبط، و غیره را در بر می گیرد. ابزاری که برای تولید قصه به¬کار گرفته شده، کتاب مرسر مه¬یر(1960) موسوم به "داستان قورباغه" است که شامل 24 تصویر بدون شرح می¬باشد.نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می¬دهد که تاثیر سال تحصیلی آزمودنی¬ها بر نمرات مهارت قصه¬گویی و به¬کارگیری بسیاری از عناصر فوق خنثی و گاه حتی منفی است. این امر را می¬توان هشداری برای برنامه ریزان آموزشی ومؤلفان کتابهای درسی دانست. بر این اساس، ضرورت تدوین مواد درسی مناسب که تاکید بیشتری بر نقش ارتباطی زبان داشته باشد، احساس می¬شود.
کلید واژه ها: مهارت زبانی، زبان ارتباطی، مهارت قصه گویی، عناصر داستان.
تحلیل گفتمان اجتماعی و انتقادی رمان غرور و تعصب«با نگاهی به دیدگاه نورمن فرکلاف»
حسن امامی استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه بیرجند
مریم رضایی دانشجوی کارشناسی ارشد زبانشناسی
تحلیل گفتمان یکی از مباحث مهم در حوزه¬ی نقد زبانشناسی و ادبی است و از این منظر می توان بسیاری از کدهایی را که نویسنده در داستان خویش ارائه می کند، رمز گشایی کرد. برخی از بحث های مطرح شده در متن موضوعاتی هستند که به فرامتن تعلق دارند و بکار گیری و نقد این مباحث فرامتنی که موضوع گفتمان اجتماعی است ، می تواند تاثیر زیادی در درک داستان داشته باشد . موضوع جالبی که مورد توجه منتقدان در چند دهه¬ی گذشته قرار گرفته است، توجه به اندیشه¬ی جین استین رمان¬نویس مشهور انگلیسی می¬باشد، که در رمانهایش به تصویر درآمده است. او بسیاری از مسایل عصر خود را به شکلهای مختلف در رمانهایش مطرح می کند و درک این مسایل با توجه به مباحث سیاسی اجتماعی عصر او قابل فهم می گردد. استین بیشتر به موضوعاتی می پردازد که روابط زن و مرد را نشان میدهد. دراین جامعه مرد از تمامی حقوق برخوردار بوده و نگاه وی به زن تحقیرآمیز و نگاه به جایگاه پایین تر اجتماعی است. نگارنده در این مقاله تلاش نموده است با استفاده از دیدگاههای اجتماعی و انتقادی نورمن فرکلاف تحلیل گفتمان اجتماعی و انتقادی از رمان غرور و تعصب اثر معروف جین استین ارائه کند. در نهایت بر طبق یافته های پژوهش می¬بینیم زنان برخلاف تصور مردم زمانه، کوته فکر و کوته بین نبوده و مردان نیز همیشه «دانای کل» نیستند.
کلید واژه ها: جین استین،فمنیسم، غرور و تعصب، تحلیل گفتمان انتقادی، فرکلاف.
مفهوم صلح و دوستی در شعر فریدون مشیری و محمود درویش
محمد امامی*
فریدون مشیری و محمود درویش از شاعران متعهد شعر معاصر فارسی و عربی هستند. عشق و دوستی،سختیها و مصائب انسانها،جنگستیزی و دوری از خشونت و حقخواهی و ظلمستیزی،ادب پایداری و مقاومت از بارزترین مضامین شعری این دو است.اما شاید بتوان گفت ستایش صلح و نکوهش دشمنی و نفی خشونت و ریا و همنوایی با انسان دربند یکی دیگر از عناصر غالب اشعار این دو باشد در این مقاله بر اساس مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی، که شرط ورود به تطبیقگری را تأثیر و تأثر تاریخی نمیداند، به تحلیل و بررسی و مقایسهی بنمایههای صلح و دوستی در اشعار این دو شاعر پرداختهایم. مقاله شامل دو بخش نظری و عملی است در بخش نظری معرفي كوتاهي ازمفهوم ادبیات تطبیقی و مکتبهای آن و مراحل شعری مشیری و درویش سخن به ميان آمده است. و در بخش عملی، مفاهیم، موضوعات و درونمايههاي صلح و دوستی در اشعار درویش و مشیری به صورت تطبیقی بررسی و تحليل شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد صلح و دوستی، نفی خشونت، ظلم و جنگستیزی و محبت به همنوعان از جایگاه بالایی در شعر این دو شاعر برخوردار است و و شاعران مذكور برای این موضوعها در شعر خود اهمیت خاصی قائل شدهاند.
کلید واژهها: فریدون مشیری، محمود درویش، صلح و دوستی،شعر فارسی و عربی، ادبیات تطبیقی(مکتب آمریکایی).
فوايد تاريخي قصايد ستايشي خاقاني
دكتر نصراله امامي
آرش امرايي **
از گذشته اي دور به واسطه ي بار منفي مدح و اغراق در ستايش ديگران، همواره به سروده های ستایشی یا مدایح با ديدي بدبينانه نگريسته شده است . حال آن كه اين نوع شعر صرف نظر از برخي شعرهاي سراپا اغراق و ستايش هاي غير معقول ، كاركردهاي بسيار ارزشمند وقابل توجه دارد .شايد اگر شعر ستايشي نبود بسياري از ديوانهاي شعرا اكنون در دسترس ما نبودند .علاوه بر اين خدمت ارزشمند ، شعرستايشي ، دارای كاركردهاي ارزشمندي است كه بررسي آنها موجب اصلاح نگاه محققان وادبيات شناسان و دیگران نسبت به مدايح، مي شود . گفتنی است که فواید تاریخی ، یکی از بهره هایی است که از شعر ستایشی حاصل می شود.شعرا در هنگام سرودن مدايح خواسته يا ناخواسته نكات تاريخي فراواني را در شعر خود داخل مي كردند كه بسياري از آنها را در هيچ كتاب تاريخي نمي توان يافت . در اين مقاله به استخراج بخشي از اين كاركردها در قصايد ستايشي خاقاني خواهيم پرداخت ودر آن اشارات تاريخي موجود در قصايد ستايشي خاقاني را نشان مي دهيم تا دریافته شود که برخي از آنها در روشن كردن زواياي تاريك تاريخ مفيد فايده هستند .
كليد واژه ها : خاقانی ، قصاید ستایشی ، کارکردهای تاریخی .
بررسی تطبیقی "بوف کور" صادق هدایت و "پیکر فرهاد" عباس معروفی
بهناز امانی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه آزاد کرج
صادق هدایت، دگرگون کننده ی ادبیات داستانی ایران زمین، اولین نویسنده ای بود که داستان نویسی را به شکل امروزی آن رواج داد و با داستان " بوف کور" خود، دیدگاه غالب نویسندگان/داستان ها را نسبت به زنان متحول کرد. برای نخستین بار، هدایت بود که به شخصیت پردازی های دقیق پرداخت و داستان های خویش را دارای ابعاد وسیع و لایه های روان شناختی کرد. هم او بود که "جریان سیال ذهن " را – که شیوه ای است برای نفوذ در ذهن شخصیت های داستان و روایت داستان بر همان مبنای جریان سیال تفکر- برای پیش برد گستره ی داستان های خویش، به ویژه در داستان " بوف کور"، به کار گرفت. از این رو شاید بتوان او را مدرن ترین نویسنده ی دوران خویش نام نهاد، زیرا که تحت تاثیر ادبیات اروپا، پایه گذار ادبیات نوین، و سنت شکن ادبیات کهن بود. " بوف کور " او دارای لایه های معانی مختلف، از زبان مرد راوی، " روی قلمدان کشی بدبخت " بیان می شود که در عشق بانویی اثیری "می سوزد و می گدازد" . سال ها بعد، یعنی " شبی در اوایل پاییز 72 " بازنویسی این داستان را، این بار از زبان " زن اثیری " داستان " بوف کور" ، به قلم عباس معروفی، نویسنده ی ایرانیِ مقیم آلمان، در کتابی با عنوان " پیکر فرهاد" می خوانیم. هرچند که او، در نو آوری و پیش گامی در عرصه ی ادبی، هم پای صادق هدایت نیست، اما به انصاف باید گفت قلمی شیوا، به سبک و سیاق هدایت دارد.
کلید واژه ها : بوف کور، زن اثیری، پیکر فرهاد، جریان سیال ذهن.
چگونگی دگردیسی اسطوره سیاوش در شاهنامه
حجت اله امیدعلی
دانشجوی دکتری دانشگاه اراک
شهرام القاصی چکنی
کارشناس ارشد ادبیات فارسی
هرچند ممکن است بنیادهای اسطوره ـ تاریخی متون حماسی در ظاهر تفسیرناپذیر باشند ولی با تأمل و توجه، می توان بافت های این گونه داستان ها را تأویل کرد و به منشأ و آبشخورهای آنها، نزدیک شد. اسطوره سیاوش یکی از محوری ترین و اصلی ترین بخش ها در زنجیره اساطیر ایران محسوب می شود که یکی از پشتوانه های ساختاری شاهنامه به شمار می آید. او دارنده والاترین شخصیت انسانی در اساطیر ایرانی؛ به ویژه شاهنامه است. سیاوش در اسطوره، از ایزدان نباتی بوده است که به تدریج در طول زمان از جنبه های خدایی آن کاسته شده است و در متون حماسی شخصیتی زمینی به خود گرفته است. در این مقاله ما سعی داریم بن مایه این اسطوره و نحوه دگردیسی آن را در شاهنامه نشان دهیم.
کلید واژه ها: سیاوش، ایزد نباتی، شاهنامه، اسطوره تطبیقی.
ناصرخسرو دیگر
بر اساس نظریه روانکاوی ژاک لاکان
ابوالقاسم امیر احمدی
احمد یزدی
امروزه بررسی خصوصیات و شیوه های رفتاری انسان به عنوان موجودی پیچیده که همواره در تلاش است تا با درک و شناخت کامل تری از خود و جامعه ای که درآن زندگی می کند بهتر بتواند استعدادهای نهفته اش را شناسایی کند ، از اهم مباحث مورد توجه روانشناسان دنیاست که سبب ارائه نظریات بسیاری گردیده است . در این میان ، نظریه روانکاوانه ژاک لاکان فرانسوی از اهمیت بسیار بالایی در شناخت شخصیت برخوردار است . در این مقاله سعی شده است تا بر پایه نظریه "ساختمان نفسانی انسان" از این روانشناس مشهور که در آن به جای تاکید بر فرآیندهای بدنی از نقش خارق العاده زبان در پرورش روانی سخن می رود ، شخصیت ناصر خسرو ، بررسی و با استناد به اشعار او تصویری دیگر از چهره این شاعر حکیم ، ارائه گردد .
کلید واژه ها : لاکان ، ناصرخسرو ، روانکاوی ، شخصیت.
از هیرمند تا تیبر
نگاهی دوباره به آب و رمزگشایی اسطوره ای آن در شاهنامه و انه اید ویرژیل
عاطفه امیری فر
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
آب، عنصری اسرار آمیز است که خاستگاه قدسی و حیات بخش آن همواره مورد توجه بوده و دارای جایگاه خاصی در اساطیر است. گذشته از اهمیت آن در منابع دینی، در تمام متون حماسی و اساطیری می توان ردپای آن را در هیأت رودها، دریاها و نیز ایزدان گوناگون و با کارکرد های گونانگون در اساطیر ملل و مسیر داستان پردازی و حماسه سازی دنبال کرد. آب، رمزی است که از جنبه اسطوره ای در شاهنامه فردوسی و انه اید ویرژیل(نه به افزونی شاهنامه)، حضوری ویژه و قابل تأمل دارد و اگرچه تنها یک یا دو کارکرد کلی آن را در برمی گیرد اما با توجه به ارتباط تنگاتنگ و ظریفی که با مفاهیمی مانند نیایش خدایان، ضمیر ناهشیار، بیم و امید، تولد و مرگ و...دارد؛ می توان نگاه تازه و عمیق تری نسبت به حضور آن در دو منبع مذکور به ویژه داستان رستم و اسفندیار داشت. در آثار مورد نظر ما، آب در قالب رود و دریا ظاهر شده و به ظاهر کامل کننده عناصر طبیعی سازنده داستان هستند، اما در بررسی رمز شناسانه و اسطوره شناختی آن می توان به ارتباط عمیق و منسجمی پی برد که با ژانر داستان، پایان کار آن، شخصیت و احساسات قهرمانان، فضای رویدادها و... پیوند دارد و ما را به درک دقیق و درست ساختار حماسی، اسطوره ای و روانشناسی دو اثر مورد نظر رهنمون می سازد. در نوشته های بسیاری پیش از این، به کارکردهای اساسی آب در اساطیر اشاره شده و در باب آن به تفضیل، تحقیقاتی وجود دارد که همه آنها مد نظر ما در این نوشته بوده اند و البته در این نوشته سخن از جنبه های دیگر رمز آب است. در این مجال کوتاه نقش اسطوره ای آب در داستان های رستم و اسفندیار و حماسه انه اید بررسی و تحلیل کرده و نیز شواهدی ارائه می دهیم.
کلید واژه ها:رمزآب در اساطیر، آب در رستم و اسفندیار ، آب در انه اید ، نمود اسطوره ای آب(در ارتباط با نیایش، ترس و تردید، ضمیر ناهشیار).
نقد و بررسی جایگاه رئالیسم و ناتورالیسم در سنگ صبور صادق چوبک
سپیده امینی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
محمود زحمتی
رئالیسم، مکتبی ادبی – هنری است که در اواسط قرن نوزدهم میلادی یعنی در فاصله سالهای 1850 – 1880 در اروپا و آمریکا رواج یافت. مهمترین ویژگی آثار رئالیستی آن است که انسان را به عنوان موجودی اجتماعی مطرح میکند و ریشه¬ی همه¬ی رفتارهای نیک و بد او را در اجتماع جست و جو میکند. به دنبال آن مکتب ناتورالیسم شکل گرفت که چهارچوبه¬ی تنگ تر و محدودتری دارد که امیل زولا و طرفدارانش بنا نهادند و مدعی شدند که هنر و ادبیات باید جنبه علمی داشته باشد و کوشیدند که روش تجربی و جبر علمی را در ادبیات رواج دهند. صادق چوبک، یكی از پیشگامان ادب فارسی معاصر ایران، برای توصیف واقعیت های زندگی وسواس زیادی داشت. وی را به سبب همین دقت نظر در جزئی نگری ها و درون بینی ها، با اختلاف نظر، رئالیست وگاهی ناتورالیست خوانده اند. آنچه در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته، جایگاه و غلبه¬ی رئالیسم و ناتورالیسم در سنگ صبور چوبک است و انطباق و ویژگیهای این دو مکتب در سنگ صبور مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است.
کلید واژه ها : رئالیسم، ناتورالیسم، صادق چوبک، سنگ صبور.
بررسی تطبيقی ديدگاه های شعری شفیعی کدکنی و أدونیس درباره شعر معاصر فارسی و عربی
دکتر ابراهيم اناری بزچلوئی
سکينه رنجبران
گسترش روز افزون درد ها و مصيبت های اجتماعی در سراسر سرزمین های اسلامی موجب شده که اغلب شاعران معاصر از دایرة «من» فردی خارج شوند و سرنوشت جمعی یا سرنوشت نوع انسان را بر سرنوشت شخصی خويش مقدم بدارند؛ از این رو در جهان معاصر، کمتر شاعری یافت می شود که نسبت به رسالت شعر و شاعر بی تفاوت باشد؛ این طرز تفکر در دیدگاه شاعران نسبت به مفهوم شعر هم تأثیر داشته است و اغلب شاعران معاصر، ديدگاه های شعری خويش را در خلال اشعارشان بيان نموده اند. حجم عظيمی از اين نظریه های شعری (مانيفيست های شعری)، به جایگاه شعر و رسالت شاعر اختصاص دارد. شفیعی کدکنی و أدونیس دو تن از شاعران منتقد معاصر هستند که در زمینة شعر و رسالت شاعر ديدگاه هاي گوناگونی ارائه کرده اند. ما در این جستار برخی دیدگاه های شعری شفیعی کدکنی و أدونیس و همانندی ها و تفاوت های این دیدگاه ها را بررسی خواهیم نمود.
کلید واژه ها: ادبيات تطبيقی، ديدگاه های شعری، رسالت شعر و شاعر، شفیعی کدکنی، أدونیس.
سهم وارسته در جريان ادبی ميان اديبان هندی و ايراني
انجم طاهره
عضو هيأت علمی و معاون بخش فارسی ،دانشگاه بانوان اَل.سی.لاهور،پاکستان
مهمترين حوزة نقد ادبي در طول تا ريخ ادبيات فارسی در هند به وجود آمد.حضور دراز مدت فرهنگ ايران در هند- از عهد غزنويان تا اندکی پيش از سلطة انگليسيان بر هند - سر انجام در پايان عمر ثمری خوش داد . نهضت ادبی ميان اديبان هندی و ايراني در بارة نحوة زبان فارسی و سخن سنجی پيشينة طولانی دارد.ظاهراً اين منازعه از حضرت امير خسروآغاز شده تا عرفی شيرازی ( 999 ه ق ) و فيضی ( د:1004 ه ق ) و منير لاهوری(1019 – 1054 ه ق )، و حاجی محمد جان قدسي( د: 1056 ه ق ) وملا شيدا ( د:1080 ه ق ) می رسد. معروفترين مناقشةادبي بين شيخ علی حزين (د: 1180 ه ق ) - شاعر برجسته و نويسندة بلند فکرت- و سراج ا لدين علی خان آرزو (د: 1169 ه ق )- ناقدِ بزرگ و اديبِ اريب- موجب شد پيدايش چند کتاب که عبارتند از:تنبيه الغافلين از آرزو، ابطال الباطل از فتح علی خان گرديزی،قولِ فيصل از امام بخش صهبايي،محاکمات الشعرا از مير محسن اکبر آبادی،نقدِ محمد عظيم ثبات و کتابهای بعدی درين زمينه مثل شاعری در هجوم منتقدان از شفيعی کدکنی وغيره.سيالکوتي مل وارسته (اسمِ کاملش-لاله اندر بهان معروف به سيالکوتی مل وارسته- فقط از يک ماخذ «چار باغ پنجاب»از «گنيش داس وديره» معلوم می شود) سهمی بزرگ در اين جريانِ ادبی دارد. او استادِ سخن شناس و نقادِ نکته دان شبه قاره به شمار می رود. آثارِ نقدی وارسته احقاق حق( در پاسخ به خرده گيری های آرزو در دفاع از شيخ علی حزين ،تاليف پيش از 1152 ه ق ) وجوابِ شافی (در پاسخ به ايراد های آرزو بر شعر عبد الحکيم حاکم تاليف: 1163 ه ق ) و مهارت منتقدانه وی در تاليفاتِ ديگر(مصطلحاتِ شعرا،مطلع السعدين، {منشآت وارسته}،بياض وارسته) به آشنايي زدايي نقدِ ادبی در سبکِ هندی راه داده است. در پاسخ ايرادها وارسته با کشفِ مفاهيمِ ترکيبها و اصطلاح های بلاغي ،دستوری،فلسفي وموسيقي و وزن و قافيه شعر گنجينه ای پر بار برای نقدِ ادبياتِ فارسي فراهم کرده است.
کلید واژه ها: جرياناتِ ادبی در شبه قاره ، حزين لاهيجي،سراج الدين علي خان آرزو، وارسته ، احقاقِ حق ،جوابِ شافي
کتاب حضرت آدم(ع)
رحیم هادی انداب جدید
عیوض هوشیار
دانشجویان دوره ی دکترای تخصّصی رشته ی زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
شیخ آذری طوسی در کتاب ارزشمند خود به نام جواهرالاسرار که جزو متون چند دانشی است و در سال 840 ه.ق نوشته شده است، در باب اوّل اثر خود به بیان اسرار حروف مقطعه پرداخته است و در این باب همه ی نظریّات را گردآوری نموده است و علاوه بر آراء مفسّران، به بیان عقاید ارباب عقول و متکلّمان و متصوّفه و پاره ای از فرقه ها همچون معتزله و ارباب علم جفر و نیز آراء علمای ظاهر پرداخته است و در نهایت نظر خود را در این مورد بیان کرده است یکی از جالب ترین نظریّه ها در این زمینه این است که از حروف مقطّعه به عنوان کتاب حضرت آدم (ع) یاد شده است علاوه بر این مطالب، این نوشته ها به لحاظ آن که در بردارنده ی آراء صوفیان و متکلّمان نیز هست در حیطه ی ادبیّات عرفانی و کلامی حایز اهمیّت می باشد و مطالبی که در آن به کار رفته نشان از وسعت دانش شیخ آذری طوسی دارد و وی اطّلاعاتی دست اوّل در این زمینه ارائه می کند که پاره ای از آن ها در نوع خود منحصر به فرد و بی سابقه است ما در این مقاله که قسمتی از پایان نامه ی نگارندگان است به تصحیح باب اوّل این اثر بر اساس 8 نسخه پرداختیم و متن مصحّح آذری را در مقابل دیدگان دانش دوستان محترم گذاشتیم سعی بر آن بوده است تا متنی انتقادی و مصحّح به دست بدهیم. و ما توفیقی الّا بالله.
کلیدواژه ها: تصحیح ، جواهرالاسرار ، حروف مقطّعه ، تفسیر ، متصوّفه.
تاملی بر شيوه هاي پرورش تفکر انتقادی در قالب ادبیات کودکان
مریم انصاری
مدرس دانشگاه پیام نور اصفهان و دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
شقایق نیک نشان
مدرس دانشگاه پیام نور اصفهان و دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم وتربیت
فعالیت های فکری دقیق مستلزم مهارتهای شناختی پیچیده و گرایشاتی است که منجر به تفکر انتقادی می شود. هدف مقاله حاضر دستیابی به شیوه های آموزش تفکر انتقادی به کودکان است. در این مسیرآنچه مي تواند ما را ياري سازد تا به اين مهم نايل شويم بهره گيري از ادبيات كودكان است. لذا در اين پژوهش ابتدا رویکردهای مربوط به تفکر انتقادی مورد بررسی قرار می گیرد و پس از آن به تحلیل آن در ادبیات کودک پرداخته می شود. این پژوهش با شیوه ی تحلیلی- استنتاجی صورت می گیرد و سعی برآن است تا با بررسی نظریات متعدد متخصصان فلسفه به چرایی و امکان آموزش تفکر انتقادی برای کودکان از طريق ادبيات كودكان پرداخته شود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که رشد تفکر انتقادی در کودکان از طریق گفتگوها و حلقه های کندوکاو با تمركز بر داستان هاي كودكانه صورت می گیرد. شرکت کودکان در اجتماع های ادبی و کندوکاو پیرامون مفاهیم معمول زندگی در قالب قصه گويي و بحث پيرامون شخصيت هاي داستاني، می تواند مهارت های استدلال، تخيل و قضاوت درست، تفکر انتقادی و اعتماد به نفس و توانایی حل مساله را به طور قابل توجهی در كودكان ارتقا بخشد. در نهايت پيشنهاد مي گردد كه فلسفه براي كودكان درمباحث و متون مربوط به ادبيات كودكان به صورت تخصصي واردگردد.
کلید واژه ها: تفکر انتقادی، حلقه های کندوکاو، تخیل، ادبیات کودکان.
بررسي شگردهاي طنز پردازي در شعر كودك و نوجوان دههی هشتاد
نعمت الله ایرانزاده
انسیه موسویان
خنده و شادی در زندگی کودکان و نوجوانان نقش بسزایی دارد. شادمانی و شوخ طبعی با سرشت و ذات زندگی کودکان عجین شده است. رشد چشمگیر ادبیات کودکان و نوجوانان و به ویژه شعر در سالهای اخیر این انتظار را ایجاد می کند که شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان از کارکردها و قابلیت-های این گونه ی ادبی در آثارشان بهره ببرند. موضوع این پژوهش نیز به بررسی و تحلیل نمونه ي اشعار طنزآمیز کودک و نوجوان در دهه ی هشتاد، اختصاص یافته است و هدف آن شناخت شگردهای مورد استفاده ی شاعران مطرح برجسته ی کودک و نوجوان در سروده هایشان و نیز چگونگی استفاده از این شگردهاست. در اين مقاله ابتدا مفاهيمي چون كودك، نوجوان، ادبيات كودك و نوجوان، شعر كودك و نوجوان، گونه هاي مختلف آن و گروه هاي سني تعريف شده و سپس تعريف و ويژگي-هاي طنز و فكاهه و تفاوت هاي آنها بيان گرديده است؛ آن گاه با اشاره به ضرورت وجود طنز در ادبيات كودك و نوجوان و تفاوت هاي طنز در ادبيات كودك با ادبيات بزرگسال، نمونه-هاي طنزآمیز از سه جنبه بررسی شده است: ساختار شعر طنز كودك و نوجوان، معنا و مضمون و شيوه ها و شگردهای ایجاد طنز در شعر كودك و نوجوان.
کلید واژه ها: ادبيات كودك و نوجوان، شعر معاصر، طنز، فكاهه،شگردهاي طنز آفريني.
نقدی بر شرح جامع مثنوی معنوی
محمدحسین ایران منش
ژرفای اندیشۀ مولانا از یک سو و ابهام ذاتی عرفان از سوی دیگر، مثنوی معنوی را محتاج شرح و توضیح ساخته است.از این رو طی قرون متمادی اندیشمندان متعددی به شرح مثنوی پرداخته اند. در این بین «شرح جامع مثنوی معنوی» به واسطۀ برخورداری از ویژگی هایی چون: شرح یک به یک ابیات و ایجاز در عین جامعیت نسبی، مورد توجه بزرگان ادب فارسی و مجامع دانشگاهی قرار گرفته است.با احترام به ساحت استاد کریم زمانی، مؤلف اثر، و اذعان به ارزش های فراوان شرح گران سنگ ایشان، این مقاله به بعضی از سهوها و لغزش های اندک شماری که – به نظر نگارنده – در مجلد ششم این اثر واقع شده است اشاره می کند.
کلید واژه ها : مثنوی معنوی ، شرح مثنوی ، کریم زمانی ، نقد و بررسی .
نگاهی به واژه هایِ مهجورِ فارسی در گویشِ بختیاری
دکتر اورنگ ایزدی
استادیار فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران
سید مهدی دادرس
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران
گویشِ بختیاری از گویش هایِ ایرانیِ غربیِ جنوبی و خویشاوندِ نزدیکِ فارسی است. این گویش بسیاری از ویژگی هایِ آوایی، صرفی و واژگانیِ فارسیِ دری را که به فارسیِ امروزِ ایران نرسیده، حفظ کرده است. همچنین پاره-ای عناصرِ فارسیِ میانه (پهلوی) که به فارسیِ نو نرسیده است، در این گویش دیده می شود. در این مقاله فهرستِ بلندی از واژه هایِ مهجورِ فارسی که در گویشِ بختیاری زنده هستند، به همراهِ توضیحاتِ ریشه شناختیِ لازم، ارائه شده است. منظور از واژه هایِ مهجور، واژه هایی است که در متونِ کهنِ فارسی به کار رفته اند اما در فارسیِ تهران کاربرد ندارند.
کلیدواژه ها: فارسیِ دری، گویشِ بختیاری، واژه یِ مهجور، ریشه شناسی.
تکنیک های شخصیت پردازی در رمان دالان بهشت
حکیمه ایزدی
دانشجوی کارشناسی ارشد
ابراهیم رنجبر
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
شخصیت پردازی یک از مؤلفه های اصلی داستان است. به طوری که تمامی عوامل داستان بر مدار آن می چرخد. در این نوشته قصد داریم تا به شیوه های شخصیت پردازی در رمان دالان بهشت که جزء رمان های پرخواننده ی اخیر محسوب می شود بپردازیم به نحوی که بتوان یکی از علل اقبال عموم به آن را در طرز شخصیت پردازی ملاحظه کرد. نویسنده در این رمان از شیوه های مستقیم و غیر مستقیم برای نشان دادن نوع شخصیت ها بویژه شخصیت های زن رمان استفاده کرده که هم ذات پنداری عمیقی با مخاطب ایجاد می کند. همچنین استفاده از شیوه ی روایتی داستان در داستان که به نظر تودوروف داستان درونه ای در داستان درونه گیر است و تضادهای درون شخصیتی، از روش های مهمی است که در شناساندن اشخاص این داستان بخصوص قهرمان آن نقش موثری دارد.و به واقع گرایی داستان کمک می کند.
کلید واژه ها: رمان، شخصیت پردازی، دالان بهشت.
تنوّع مضمون در غزل و ارتباط آن با انسجام متن
طاهره ايشاني
استاديار زبان و ادبيات فارسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
تغییر و تحوّل در شعر فارسي از قرن ششم به بعد، نه تنها در شکل غزل، بلكه مضمون را نیز دستخوش تغییرات و تحوّلات قرار داد. در واقع، از قرن ششم به بعد که غزل به کمال خود از نظر شکل و قالب رسیده بود، اوّلین گام های تغییر و تحوّل در مضمون غزل نیز ایجاد شد و به تدریج، مضامین تازه ای وارد غزل گردید و آن را از یکنواختی و تک مضمونی بودن دور ساخت. بر همين اساس، برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه تنوّع مضمون در غزل سبب شده تا متن از انسجام كافي برخوردار نباشد و يا حتي به دور از انسجام باشد – نكته اي كه در باب غزل حافظ آشكارا بيان شده است - همچنين گفته شده كه در غزل ساير شعرا از جمله سعدي چنين تنوّع مضموني وجود ندارد. در اين مقاله برآنيم ضمن بررسي تحليلي سير تحوّل و تنوّعِ مضمون در غزل چند شاعر برجسته (قرن ششم تا هشتم) از جمله سنايي، انوري، جمال الدّین محمّدبن عبدالرزّاق اصفهانی، خاقاني، عطار، سعدي، مولوي و حافظ، وجود و يا عدمِ تنوّع مضمون در غزل ساير شعرا را نشان دهيم و سپس با استفاده از تحليل گفتمان و نظريّه¬ي انسجام و پيوستگيِ هليدي و حسن (1985) غزلي از حافظ را تحليل نموده، بر اساس آن اثبات نماييم تنوّع مضمون در غزل حافظ – به عنوان نمونه ي كاملي از غزل متنوّع المضمون - سبب نامنسجم شدن آن نگرديده است.
کلید واژه ها: غزل، مضمون، حافظ، تحليل گفتمان، انسجام، پيوستگي، هليدي و حسن.
سبک شناسی در ادب فارسی
آلینا ایواشچنکو
اوکراین شهر کییف
خلاصه مقاله سبک شناسی ادب فارسی شامل مقدمه از کلیات مباحث بوده و همچنین با تشریح سه علم معانی ، بیان ، بدیع بعنوان ملزومات سبک شناسی زبان فارسی بتشریح و تحلیل این علوم می پردازد و مقررات و شرایط به هر کدام از این علوم سه گانه می بایست برخوردار باشد را مورد بررسی خواهد داد تا بعنوان مشخصات زبان فارسی بویِژه معنای فصاحت و بلاغت را در آن درک نمود .
کلید واژه ها : سبک ، ساختار، سخنور،بیان ، سخن آرایی ، کلام ، استعاره، جمله.
پازتاب كهنالگوي آزمون قهرمان در شاهنامة فردوسي
دكتر مصطفي باباخاني
مدرّس ادبيّات فارسي دانشگاه پيام نور بوشهر
يكي از بنمايههاي تكرارشوندة اسطورهاي كه در شاهنامة فردوسي بازتاب ويژهاي يافته، آزمونهاي قهرمان است. موضوع آزمودن افراد، بهخصوص جواناني كه آهنگ همسرگزيني و ورود به جامعهاي جديد را دارند از موضوعاتي است كه جزء اعتقادات جوامع ابتدايي و باستاني به شمار ميرفته است. قهرمان و يا پهلوان براي اثبات لياقت و توانايي خود و ورود به جرگة دلاوران، ناگزير به گذراندن آزمونهاي سخت و دشوار و حتي فرورفتن در كام مرگ بوده است. همچنين پيامبران و اولياء الهي نيز براي اينكه آمادة دريافت وحي و خطاب خداوند و عهدهدار وظيفة رسالت و نبوت گردند ميبايست يك سري امتحانات و آزمونها را با موفقيت از سر بگذرانند. اين مضمون از آن نظر كه خود الگويي كهن و نمونهاي ازلي است كه در ناخودآگاه جمعي ملل مختلف وجود دارد و بهعنوان موتيف و يا بنمايه در اسطورههاي ملل مختلف تكرار شده و در ادبيّات رسمي و عاميانه هم بازتاب يافته است، با كهنالگوي (archetype) يونگ - روانشناس مشهور سوئيسي - نيز قابل تطبيق و مقايسه است. آزمونهاي قهرمان را در شاهنامه ميتوان بهصورت گذر پهلوان از خان يا خانهاي دشوار گوناگون كه در برخي موارد از آن به «هفتخان» تعبير ميشود و يا گذر از آب و آتش و... مشاهده كرد.
کلید واژه ها: شاهنامة فردوسي، اسطوره، كهنالگو، آزمونهاي قهرمان، هفتخان، آب، آتش.
بررسی تطبیقی آرای لانگینوس در نمط عالی با دیدگاه نظامی عروضی در چهار مقاله نظامی عروضی
علی بازوند
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه شهید چمران
این مقاله به وجوه شباهت های بین کتاب چهارمقاله ی نظامی عروضی و رساله ی لانگینوس می پردازد. لانگینوس یکی از بزرگترین منتقدان است که تالی ارسطو دانسته می شود. او در نظریه ی ادبی و انتقادی خود با طرح مقوله ی نمط عالی به طرح ویژگی های یک اثر ادبی برجسته می پردازد و در واقع خصیصه شاهکار ادبی را باز می نماید. لانگینوس بر این باور است که اثر ادبی با داشتن ویژگی هایی می تواند به عنوان نمونه و نمط عالی مطرح شود و این نمط عالی هم منحصر به یک ژانر ادبی نمی شود. نظامی عروضی سمرقندی صاحب چهار مقاله هم در مقالت های دبیری و شاعری کتاب، معتقدست که شرایطی خاص می تواند به اثری ادبی تعالی بخشد. نوشتار حاضر تبیین آراء لانگینوس و انطباق آن با دیدگاه نظامی عروضی است؛ در این میان البته باید توجه داشت که دیدگاه های هنری و انتقادی شاعران و ادیبان ایرانی تابع اصول و مبانی بلاغی خاصی است، که ممکن است با مبانی فکری و بلاغی ادیبان غربی تفاوت هایی نیز داشته باشد. اما این پژوهش صرفا در پی دریافت شباهت هایی است که در این دو اثر دیده می شود. شاید تحلیل این مشابهت ها بتواند گویای سرچشمه های مشترک در دو اثر و بیان کننده نشانه هایی از حضور وتاثیر آراء ارسطو در هر دو کتاب باشد.
کلیدواژه ها: آراء، لانگینوس، تطبیق، چهارمقاله، نظامی عروضی.
کارکرد اجتماعی «ضمایر شخصی» در اشعار سیاوش کسرایی
علی اکبر باقری خلیلی
مریم بختیاری
انقلاب مشروطه سرفصل مطالبات سياسی- اجتماعی را گشود و تجدّدطلبی در حوزه های مختلف، از جمله ادبيّات راه يافت و شاعران بسياری به طبع آزمايی در زمينه های نوگرايی به ويژه در شکل و فرم پرداختند تا اين که نيما، گوی سبقت از همگان ربود و نه تنها در فرم، بلکه در محتوا نيز سرآمد شد و شعر نو اجتماعی را با نام خود پيوند زد. بعد از نيما، پيروان او نظير شاملو، اخوان، شفيعی کدکنی، کسرايی و... حتی شفاف تر و شيواتر از نيما به بازتاب مسايل سياسی- اجتماعی در اشعارشان دست يازيدند. سياوش کسرايی به شدّت پايبند بازگويی دردها و دغدغه های اجتماعی است و زبان گرايی و توجه به جنبه های هنری، هرگز او را از تمرکز بر محتوای اشعارش بازنداشته و ذوق برانگيختن لذّت ادبی او را از شوق بيدارگری مردم، دور نکرده است. از اين رو، او در اشعارش انديشه های اجتماعی را جانشين احساسات فردی می نمايد و به دفاع از آزادی، دادگری و مبارزه با استبداد و فقر می پردازد و نقش انسان را در طرح سرنوشت خويش ترسيم می نمايد. کسرايی برای نيل به مقاصد سياسی- اجتماعی می کوشد تا با کاربرد واژگان مناسب و خلق تصاوير مؤثر، روح انقلابی و حماسی را در کالبد اشعارش بدمد و با استفاده از ترفندها و شگردهای زبانی و ادبی، مردم را به خيزش ، ايستادگی و پايداری در راه دست يابی به آرمان های شان وادارد. از اين رو، با طرح مشکلات طبقات محروم و تأکيد بر ضرورت تبلور آزادی و دادگری در قالب زبان هنری، آحاد مردم را به وحدت و همبستگی ترغيب می نمايد. از جمله شگردهايی که کسرايی برای حصول بدين مقصود به کار می بندد، کاربرد ضماير شخصی «من»، «تو» و «ما» به اشکال متفاوت و برجسته سازی آن ها به دو روش قاعده افزايی و قاعده کاهی است. شيوه ی خاص کسرايی در کاربرد ضماير، موسيقی کلام، چينش واژگان، شکل ديداری و فضاسازی اشعار برای نشان دادن چگونگی پيوستن «من» و «تو» به «ما» به منظور ترغيب و تشويق افراد به توده و حرکت انقلابی از محورهای اصلی کارکردهای ضمايرشخصی در اشعارش می باشند. با توجه به گرايش های سياسی – اجتماعی کسرايی، به خصوص سروده های او در حوزه ی شعر نو مقاومت-که از برجسته ترين چهره های اين نوع شعر به شمار می آيد- می توان گفت کاربرد ضماير شخصی«من» و «تو» در اشعارش که غالباً آن را به »ما» تبدل می نمايد، دارای طرحی خودآگاه است و او بر اساس معنای مرکزی ضماير «من و تو» که دربردارنده ی تضاد درونی و تقابل شخصی اند، می کوشد تا با تغيير و تبديل آن ها به «ما» ، تقابل را به تعامل و تضاد را به تفاهم بدل نمايد و بدين طريق وحدت را محقق سازد.
کليد واژهها:سياوش کسرايی، ضماير شخصی، کارکردهای اجتماعی و فضاسازی.
نگاهی به زندگی شفایی اصفهانی و ویژگیهای سبکی او در حوزه ی زبانی و ادبی با تکیه بر قصاید
مهدی باقری
کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور قزوین
شرف الدین حسن شفائی ،معروف به حکیم شفائی ، شاعر برجسته و طبیب دانشمند صفوی است که بسیار محل توجه و مورد احترام بزرگان معاصر و نسلهای پس از خود بوده است. سبک هندی در دوره ی شفایی به دو شاخه ی تمثیلی و اعتدال گرا و دیگر شیوه ی افراطی و انتزاعی که محور آن خیال گرایی می باشد، تقسیم شده است جالب آنکه در هر دو شیوه استادان و شاعران جریان سازی قرار داشتند، نظیر حکیم شفایی از گروه اول و زلالی خوانساری و جلال الدین اسیر از گروه دوم که هیچکدام حتی برای یکبار هم پا به هند نگذاشتند و اغلب خود از منتقدان حوزه ی ادبی هند و ایرانیان پناهنده به هند بودند. البته دیوان اشعارشان در هند دست به دست می گشت و به نوعی همپای آثار انقلابیون این جریان ادبی، نظیر ظهوری، عرفی و طالب آملی شد و نهضتی را پدید آورد که هیچگاه زوال نیافت وگران- گوهرانی چون بیدل و غالب و اقبال را به خزانه ی ادب فارسی افزود. به بیانی دیگر در این دوره، ادیبان و شاعران برجسته ی ایرانی و هندی بسیار قرار دارند که جامعه ی ادبی امروز ما یا آنها را اصلاً نمی شناسد و یا بسیار کم و سطحی به آنها وقوف دارد. نمونه اش شاعر دانشمند و تأثیر گذار دوره ی صفوی حکیم شفایی است که حتی توجه و تحسین آذر بیگدلی و رضا قلی خان هدایت، از ادبای بازگشتی را برانگیخته است.شعر وی با وجود برخورداری از ویژگیهای سبک هندی تا حد قبولی از افراط کاریهای شعرای آن دوره در خیال و زبان عاری است و پاره ای اطلاعات مهم اجتماعی و زبانی از آن مستفاد می شود.به همین دلیل قصاید که در تحقیقات ادبی جایگاه شایان خود را نیافته از نظر ویژگیهای سبکی و ادبی در این جستارمورد توجه قرار گرفته است.
کلید واژه ها: شفائی، زندگی ، ویژگیهای سبکی ،مختصات زبانی ، مختصات ادبی ، سبک هندی ،ادبیات عرب.
تحليل سبكي قصايد عبدالباقی طبیب اصفهانی
مهدی باقری کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه پیام نور قزوین
شاعران و نویسندگان برجسته صاحب سبک خاصی هستند که در تاریخ ادبیات به نام آنها ثبت است.از پیشگامان نهضت بازگشت ادبی و از اعضای انجمن ادبی مشتاق اصفهانی طبیب اصفهانی است که برای نجات ادبیات از تزلزلی که در اواخر سبک هندی دچار آن شده بود ، تشکیل یافت و هدف آن احیای دوران باشکوه ادبیات در دوره ی سامانیان و غزنویان و دوره ی سعدی وحافظ بود،تلاشهای بسیاری انجام داد. در این مقاله سبک و شیوه ی شاعری این شاعر شوریده ی اصفهانی با تکیه بر قصاید او در سه حوزه ی زبانی ، ادبی و فکری مورد بررسی قرار گرفته است. طبیب از کسانی است که در پژوهش های ادبی به او و آثارش توجه نشده است . گر چه اکثر ادبا و محققان او را به خاطر غزلیاتش می شناسند اما قصاید او نیز جزو بهترین آثار شعری دوره ی اول بازگشت ادبی می باشد که ویژگیهای مختلف سبکی در خود جا داده است.
کلید واژه ها: طبیب اصفهانی، قصیده ، مختصات زبانی، ویژگیهای ادبی ، سطح فکری، غم و اندوه.
عوامل اجتماعی دخیل در ایجاد ترجمه ناپذیری و ترجمه-ناشدنی دینی و ادبی
بشیر باقی
کارشناس ارشد مطالعات ترجمه، مدرس دانشگاه
دکتر محسن مبارکی
استادیار دانشگاه بیرجند
نیره جنگی
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند
بحث پیرامون ترجمه ناپذیری و ترجمه ناشدنی، در میان ارباب نظر بسیار است. زمانی باور این بود که شعر عرفانی ایران ترجمه-ناپذیر است. شاید این نظر در زمانی خاص و برای قشری خاص در فرهنگی خاص پذیرفتنی باشد اما بسیاری از منتقدان معتقدند "شاهکارهای ادبی متعلق به تمام ملتها و زبانهاست" (رادفر)؛ پس همه ی ملتها می توانند به قدر فهم و لیاقت خود از گنجینه-های بشری بهره برند. ترجمه چنین آثاری صرفاً در بستر ِ آماده شده نتیجه بخش خواهد بود، و صرفاً افرادی که آگاهی های لازم را کسب کرده اند می توانند از ترجمه ی شاهکارهای جهان بهره برند. از طرفی می دانیم که "پیشرفت هر کشور در امور مادی و معنوی ثمره ی برخورد درست و منطقی با فرهنگهای دیگر و بهره وری از آنهاست"(همان، ص 153). در این میان افرادی هستند که ایمان به فرهنگ غنی را سدی در مقابل غربزدگی از طریق ترجمه های ادبی می دانند (دانشور)؛ بنابراین با شناخت و اعتقاد به فرهنگ ملی می توان ترجمه را هدفمند و هوشمندانه کرد و تأثیرات منفی آن مثل نشر خرافه پرستی و ... را خنثا کرد و از آن برای غنا و نیز نشر فرهنگ ملی بهره برد. جهل، خودپسندی، ترس از بیگانه، غرور، تعصب، مدگرایی و … عواملی هستند که آثاری را در "ذهن" افراد ترجمه نشدنی جلوه می دهد و حال آنکه روحیه ی کسب ِ علم و دانش آزادی خواه بوده، سبب می گردد افراد، کمتر اثری را ترجمه نشدنی بدانند. همچنین ناشناس بودن افراد و مشکلات جامعه، عدم آشنایی خوانندگان با آثار اندیشه پرور، اقتصاد نابسامان، و زمان نیز از دیگر عواملی هستند که آثار زیادی را ترجمه نشده باقی می گذارد. در این مقاله سعی شده تأثیر عوامل اجتماعی مختلف در انجام یا عدم انجام ترجمه دینی و ادبی و نتایج آن بر فرهنگ به طور اجمالی بررسی گردد.
کلید واژه ها: جامعه،ترجمه ناپذیری،ترجمه ناشدنی، فرهنگ، ترجمه ی ادبی، ترجمه ی دینی.
فراسوی ترجمه: ادبیات ملی و ادبیات تطبیقی
بشیر باقی
کارشناس ارشد مطالعات ترجمه، مدرس دانشگاه بیرجند
نیره جنگی
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند
ترجمه پیوند نزدیک و ناگسستنی با ادبیات ملی و ادبیات تطبیقی، در مفهوم عام، دارد و با توجه به ماهیت آن و کنشها و واکنشهایی که ایجاد می کند با آنها رابطه ی تأثیر و تأثری متقابل برقرار کرده است؛ طوری که می توان این رابطه، و کنشها و واکنشها را جزئی از ماهیت ترجمه (ادبی)، ادبیات ملی و ادبیات تطبیقی محسوب کرد. نظریات متأخر در رشته ی ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه نیز بدین موضوع پرداخته اند؛ آنها معتقدند "ترجمه" ادبیات ملی را غنی می-کند، در تحقیقات ادبیات تطبیقی عنصری لاینفک است، و همچنین در پیشرفت و گسترش ادبیات جهانی تأثیری بسزا ایفاء می کند. بدین ترتیب ترجمه به موضوعی تبدیل شده است که در مطالعات ادبی توجهات بیشتری را به خود جلب کرده است.
کلید واژه ها: ترجمه، ادبیات تطبیقی، ادبیات ملی.
ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه: افقهای جدید پژوهشی
بشیر باقی
کارشناس ارشد مطالعات ترجمه، مدرس دانشگاه بیرجند
نیره جنگی
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند
ادبیات تطبیقی را می¬توان شاخه¬ای تجربی از مطالعات ادبی در نظر گرفت که بر تطبیق یا مقایسه یک ادبیات با ادبیات(های) دیگر یا حتا انواع بیان بشری تمرکز دارد. امروزه، به دلیل اختلافات و تنازعات موجود بین رویکرد تاریخی و نظری در این رشته، ادبیات تطبیقی درگیر فرایند نوسازی نظری و عملی می¬باشد که باعث ایجاد تحقیق و جستجو برای یافتن افقهای جدید می¬شود و این خود مستقیماً بر رابطهی ادبیات تطبیقی با مطالعات ترجمه تأثیر می¬گذارد.
کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی، مطالعات ترجمه، پذیرش، متن ادبی.
پارودی سوگند نامه ی خاقانی نمونه ای از پارودی نویسی قرن ششم
دکتر بهروز بامدادی
مدرس مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم (ص)
پارودی یکی از قالب های ظریف ادبی است که هدف نویسنده ، تمسخر یا مضحکه ای به قصد انتقاد یا هزل وهجو است .هدف ، طرح یک سؤال و ایجاد یک اندیشه وتغییر در وضع فکری رایج است .اگر چه ایرانیان ظاهرا آن را در قرن اخیر از اروپاییان یاد گرفته اند و مطا بق قواعد وتعاریف آنان- وحتی با نام اروپایی آن آثاری آفریده اند؛ مثل پارودی های دوره ی مشروطه که برخی از آن ها بسیار مشهور شده اند.مانند پارودی مشهوری که صادق هدایت برای دماوندیه ی ملک الشّعرا ء بهارسروده است . به نظر می آید که ایرانیان در قرون گذشته با چنین قالب ادبی آشنا بودند وبرای طنز و تمسخر یا انتقاد وتأدیب افراد از چنین روشی بهره می بردند .اگرچه نامی برای آن نگذاشته بودند یا از نام هایی مثل طنز یا نقیضه استفاده می کردند . در این مقاله قصد نویسنده این است که نشان دهد چگونه خاقانیِ شاعر برای یک قالب مؤثّر و جدّی مثل سوگند نامه، نظیره ای خنده دار و آمیخته به شوخی سروده است و در آن به جای سوگند خوردن یا قسم دادن به مقدّسات ومقدّسان و صلحا به بازیچه های کودکانه یا بز و میش و خرس یا به افرادی که از قراین ابیات می شود فهمید که افراد معمولی یا مهمل و لوده بوده اند؛ سوگند خورده یا سوگند داده است .اهمیّت ادبیِ این سوگند نامه زمانی بر ما روشن می شود که شاعربه خاطرسعایت سخن چینان ، در موقعیت اتّهام به خیانت قرار گرفته است و با سوگند نامه ای قصد اثبات بی گناهی خود و برائت از اتّهام را داشته است . بعد از مدح وزیر و ادای سوگند نامه، شاعر ناگهان بابی شگفت از طنز و شوخی باز کرده وپارودی ای جالب برای سوگند نامه - که یک قالب جدّی است – آفریده است که موضوع این مقاله معرّفی همین پارودی است .
کلید واژه ها: پارودی، سوگندنامه، پارودی، قرن6، پارودی، خاقانی .
جايگاه نظريه ادبي درآراء و اشعار شفيعي کدکنی
محمد بامدادی
قبل از پیدایش نظریه ادبی, ادبیات همانند دنیایی ناشناخته و مبهم به حساب می آمد که هرکسی قادر به ورود و درک این دنیا نبود. با پیدایش نظریه و رشد و گسترش آن, چهارچوبی منظم به دست آمد تا این دنیای ناشناخته بررسی و کنکاش شود. برای نخستین بار در سال های 1915- 1914 در روسیه, فرمالیست ها, نظریه ادبی خود را مطرح کردند. آنها در صدد بودند تا با رهیافتی تجربی , ادبیات را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و بدینوسیله توانستند تحولی شگرف در ادبیات و نقد ادبی به وجود آورند. استاد شفیعی کدکنی از زمره شاعران موفق نیمایی است که سخت تحت تأثیر آراء فرمالیست ها قرار گرفته و در کتاب موسیقی شعر خود ابن را به وضوح نشان داده است. بررسی اشعار و آراء او از این دید, می تواند ناگفته های زیادی را در مورد زبان شعری اش بیان کند. در این پژوهش سعی شده تا مقدمه ای در باب نظریه ادبی و پیشینه آن در ادبیات فارسی بیان گردد؛ سپس آراء و اشعار شفیعی کدکنی _ تمام 12 دفتر شعری- از این حیث مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
واژگان کلیدی: نظریه ادبی، شفیعی کدکنی، فرمالیست ها، شعر معاصر.
ترجمه ی رباعيات عمر خيام و قاضی نذرالاسلام
خانم شميم بانو
دانشيار زبان فارسی
مؤسسه ی زبانهای نوين
دانشگاه داکا، بنگلادش.
قاضی نذرالاسلام شاعر ملی بنگلادش است. وی در شعر خويش سودی زياد از واژگان فارسی جسته است و تحت تأثير حافظ، عمر خيام و شاعران ديگر فارسی بوده است و چندين رباعي عمرخيام و چندين غزل حافظ را به زبان بنگالی برگردانيده است. متعددی شاعران بنگالی رباعيات عمرخيام را به زبان بنگالی ترجمه کرده اند، و بيشتر منقدان ادبيات بنگالی متفق اندکه ترجمه نذرالاسلام از حيث زبانی، محتوا و فنی بهترين ترجمه رباعيات عمرخيام در زبان بنگالی می باشد. سعی ما در اين مقاله پژوهش و سنجيدن ترجمه رباعيات عمرخيام از نذرالاسلام در سيمای خود رباعيات عمرخيام و مقايسه آن با تراجم رباعيات عمرخيام از مترجمان ديگر بنگالی زبان است.
کلید واژه ها: نذرالاسلام، رباعيات عمرخيام، ترجمه های بنگالی، مکارم فنی و زبانی ترجمه.
تحلیل نشانه¬شناختی حکایت «دختر کعب، شعر او و عاشق شدن وی»
محسن بتلاب اکبرآبادی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
نشانه¬شناسی با طرح مفاهیمی چون: نظام، رمزگان، هویت ارتباطی و افتراقی نشانه¬ها و... روشی دیگرگون را در خوانش متون بنیان نهاده است. این علم که ریشه در آرای زبانشناسی سوسور دارد با تأکید بر عناصر درونی نظام، سازکار شکل گیری معنا را در پی فرایند دلالتی نشانه ها به تصویر می¬کشد و به نحوی به طبقه¬بندی و سازماندهی جریانِ به ظاهر آشفته و بی¬نظمِ متن می¬پردازد. الهی¬نامۀ عطار از جمله متونی است که سهم بسزایی در شکل¬گیری روایت عرفانی دارد. بررسی نشانه شناختیِ روایت در حکایتهای این متن می¬تواند تا حدودی زمینه را برای نحوۀ ساماندهیِ روایت در متون عرفانی مهیا کند. تحلیلِ نشانه¬شناختی حکایت دختر کعب، شعر او و عاشق شدن وی - که به لحاظ ساختار و معنا ارتباط مستقیمی با ساختار روایت جامعِ الهی نامه دارد- نشان می¬دهد که پیشرفت پیرنگ روایت در این حکایت از طریق تباین و تنش در عناصر دو رمزگانِ قدرت و عشق صورت می¬گیرد، یعنی هر عنصر با قرار گرفتن در ذیل این دو رمزگان هم به لحاظ روایی و هم از نظر زبانی، شکل و معنایی متناسب با آن رمزگان می¬گیرد و پردازش عناصر رواییِ حکایت در ضمن این تقابلها انجام می¬پذیرد. با در نظر گرفتن این موضوع و توجه به این نکته که خود این حکایت در ضمن روایت جامع و عرفانی الهی¬نامه بیان شده است می¬توان گفت که تمامی نشانه¬های موجود در این حکایت از لحاظ معرفت¬شناختی، در یک فرایند جانشینی و تطبیقی، ذیلِ ساختار و نظام گسترده¬تری به نام عرفان به معنا می¬رسند و این قواعد و قراردادهای عرفان است که نحوۀ شکل گیری و صورتبندی روایت را تعریف می¬کند.
واژگان کلیدی: الهی¬نامه، نشانه¬شناسی، نشانه، رمزگان، عرفان، روایت.
برخورد فرهنگ ها و شکست سمبل ها
معصومه بخشی زاده*
دکتر خیرالله محمودی**
نماد ، مفهوم پویایی است که تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی، دچار تحول گردیده و معمولاً در شکلی نوین ظاهر می شود.عمده ترین تحولات نماد را می توان تحت عنوان " شکست سمبل ها " مورد بررسی قرار داد. در این فرآیند ، به واسطه ی تغییر شرایط فرهنگی جامعه، نمادهای فرهنگ مغلوب، جای خود را به نمادهای فرهنگ غالب می دهند ؛ به عنوان مثال، تحت تأثیر ورود افکار یزیدی به عرفان اسلامی، برخی از نمادها دچار تحول مذکور گردید؛ به این صورت که رنگ سیاه که پیش از این ، نماد ظلمت بود، به عنوان نماد نور مطرح گردید .همچنین در اثر ورود عناصر عربی به زبان و ادبیات فارسی، نمادهای عربی جانشین نمادهای ایرانی گردید؛ بنابراین ، شاهد به کار بردن سمبل های عدل عربی – اسلامی در ادب پارسی هستیم. این فرآیند که در بخش های گسترده ای از ادب پارسی و تحت تأثیر فرهنگ های بیشماری صورت پذیرفت، عامل به کارگیری برخی مصادیق در دو معنای متفاوت گردیده است که خود، عامل گسیختگی در کاربرد سمبل ها گردیده است؛ مثلاً عقل همچنان که در ادب پارسی، نماد نور است، در برخی متون نماد ظلمت نیز هست. ظاهراً این رویه، تحت تأثیر جدال فلاسفه و متکلمان ، بر عقاید مسلمانان اثر گذاشت و عقل که در پیشینه ی فکری ایرانیان، سمبل نور نخستین بود، به عنوان نماد ظلمت معرفی گردید. در این پژوهش، ضمن بررسی موارد برخورد فرهنگ ها و اندیشه ها، به تأثیر این فرآیند بر سمبل های به کار رفته در زبان فارسی پرداخته می شود.
واژگان کلیدی: نماد،برخورد فرهنگ ها، تحول نمادها، شکست سمبل ها.
* دانش آموخته ی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی.
**دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی.
بررسی برخی از آراء بهاء ولد درحوزةعلم النفس
دکتر محمود براتی*
سهیلا کدیوری**
بهاءولد به عنوان عارف وصوفی بزرگ اواخر قرن ششم واوایل قرن هفتم ،بیشتراز حیث آنکه یکی از کبار مشایخ صوفیه و پدر مولانای کبیر است ،مورد توجّه وتحسین بوده است؛وی با تنها کتاب بی نظیرش- معارف –که نمونه اعلای ساده نویسی و مهارت نگارنده در آماده ساختن الفاظ برای ادای معانی لطیف وزیباست ؛ونیز بیان نکات دشوار وظریف در لباسی جذّاب ودلپذیردرحیطةادبیّات مورد توجّه ومثال بوده است.پرداختن به آراءونظریّات وی درباب روح ونفس آدمی در کتب علم النفس قدیمی دیده نشده است؛حتیّ امروز هم، به آراءتربیتی بهاءولد درمورد روح و روان انسان کمتر بها داده شده است این مقال سعی کرده است ؛ باتوجّه به نظریّات وعقاید مستخرج از معارف ،دراین خصوص ،وی را به عنوان یکی از نظریّه پردازهای حوزة علم النفس اواخر قرن ششم واوایل قرن هفتم معرفی نمایید.
کلیدواژه ها : بهاءولد،روح ،علم النفس،نظ.
* استادیار وعضو هئیت علمی گروه زبان وادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان
** کارشناس ارشد زبان وادبیّات فارسی از دانشگاه اصفهان
نقش شرایط احساسی-عاطفی درایجاد تعامل
بین نظام گفته ای-روایی با نظام گفتمانی
(با تکیه بر داستان نبرد رستم و سهراب)
اعظم برامکی
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی(تربیت معلم تهران)
در تفاوت دو نظام گفته ای – روایی و گفتمانی، باید گفت که ویژگی بارز هر نظام گفته ای - روایی، معناهای تثبیت شده ای است که در پی آگاهی از نقصان یا خلل معنایی به وجود می آیند و مجموعه ای از کنش ها در جهت رفع نقصان اولیه شکل می گیرند. در حالی که در نظام گفتمانی، با معناهای سیال و از پیش تعیین نشده ای روبرو هستیم که بر اساس شرایط احساسی- ادراکی و عاطفی دخیل در جریان تولید معنا، شکل می گیرند. اما چنین مرزبندی میان این دو گونهء زبانی، همیشه به طور قطع و یقین ثابت نمی ماند؛ زیرا در نظام های گفته ای- روایی، گاهی نوع حضور عوامل گفته، سبب شکل گیری نوعی حضور عاطفی می شود که می تواند هر لحظه گفتمان را دستخوش تغییر قرار دهد. این گونهء حضور حساسیتی را رقم می زند که سبب می شود شوشگر احساسی- ادراکی جایگزین کنشگر برنامهء روایی شود. زیرا دنیای عاطفی سبب توقف دنیای کنشی یا نظام منطقی و شناختی و خروج از فرایند پویا و حرکت مداری است که با برنامه ای معین در پی وصال به هدفی مشخص است.حضور جسمانه در مرکز گفته سبب می شود تا تمام اتفاقاتی که در میدان حضور او رقم می خورد بر او تاثیر گذارد و سبب ایجاد احساس، عاطفه، هیجان و در نهایت تنش در او گردد؛ عاطفه، هیجان و تنش شوشگر، قطب های تثبیت شده معنا را در هم می ریزد و ساختار گفته ای- روایی داستان را به مرز گفتمان نزدیک می کند. در داستان نبرد رستم و سهراب " قدرت و شهرت" فراارزشی است که بنیانهای نظام ارزشی گفتمان بر اساس آن استوار است. اما حضور جسمانه و به تبع آن احساس و عاطفه و نوع ویژهء رابطه بین شوشگرها، روند شکل گیری این فرا ارزش را با تنش و گسست مواجه می کند. در نتیجه برنامهء روایی عامل فاعلی برای دست یابی به مفعول ارزشی یا معنا دچار تغییر می شود.در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا فرآیند شکل گیری فراارزش قدرت، تعامل و تقابل شبکهء در هم تنیدهء ارزشهای گفتمان و حرکت نظام گفته ای -روایی داستان به سمت نظام گفتمانی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و از این رهگذر به این نتیجه دست می یابد که نوع حضور شوشگرها، شرایط احساسی-عاطفی که در آن قرار دارند و هویتی که در جستجوی رسیدن به آن هستند در نزدیک گرداندن نظام گفته ای – روایی داستان به نظامی گفتمانی نقش موثری دارد.
کلید وتژه ها: گفتمان، نشانه، معناشناسی، فراارزش قدرت، جسمانه، گونه های عاطفی ، رستم و سهراب.
جلوه های نمادین و کهن الگویی مار و اژدها در شاهنامه
دکتر غفار برجساز
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد
منصوره شاه محمد ميراب
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد
نمادها طی گذشت زمان و با شکل گيری مليت ها و آيين های جديد ممکن است تغيير يابند و معنای تازه ای به خود گيرند. نماد مار نيز اين گونه است. مار در دوره ای به عنوان نمادی مثبت، گرامی و مورد احترام بوده است ولی با ظهور دين زردشت جنبه منفی يافته و به موجودی خبيث و اهريمنی تبديل شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی نماد مار و جلوه های مختلف آن از جمله ارتباط آن با اهريمن در شاهنامه است. بدين منظور به شناخت ايننماد و بررسی ارتباط آن با اهريمن در اساطير کهن پرداخته شده است. بر همین اساس و با استناد به برخی از اساطير ايران باستان در روايات زردشتی و پهلوی و همچنين تورات و انجيل جنبه اهريمنی مار بررسی و سپس به انطباق آن در شاهنامه پرداخته شده است. تجلی اين ارتباط اساطيری در برخی از ابيات شاهنامه اين مطلب را روشن می سازد که داستان های شاهنامه بر اساس اين روايات کهن سروده شده است. ضمن اینکه حاصل پژوهش نشانگر این است که حکیم توس درصدد آن بوده است تا این نماد طبیعی را با دیگر نمادهای فرهنگی ایرانیان و عناصر کهن الگویی آنان ، همچون نبرد با اهریمن و گرامیداشت آتش به عنوان رمزی از حیات جاودان و عنصری هستی بخش پیوندی معنادار ببخشد.
واژه های کليدی : نماد ، مار ، اژدها ، اهریمن ، شاهنامه.
نو آوری های رویایی در شعر حجم
شهرام بزرگی
نعمت الله پناهی
با ظهور شعر نوي نيمايي و تثبيت آن در صحنه ي ادبيات رسمي كشور، خواه ناخواه شعر از ديدگاه هاي متعدد مورد بررسي قرار گرفت. تعريف شعر و اساس آن تا حال بر نظر ارسطو استوار بود تا اين كه بعد از مشروطه شعر از منظر منتقدان مورد بررسي قرار گرفت و حتي شاعران نيز حق خود ديدند تا خود در مورد اثر خود نظر بدهند و اين بر ابهام شعر افزود. در اين ميان با توجه به انشعاب شعر نوي نيمايي، بعضي از شاعران سعي کردند تا معيارهايي جديد به دست دهند كه يدالله رويايي يكي از آنها ست. وي پس از سال ها شاعري به همراهي چند تن از شاعران پيشرو آن زمان، وجود جریان شعری "شعرحجم" را با چاپ بيانيه اي به گوش نوجويان رساندند؛ خود رويايي در اين ميان، همواره به عنوان شاعري آوانگارد مطرح بوده و اين را در آثارش به خوبي نشان داده است. رويايي در آثار خود آشنايي زدايي را در وسعت زيادي انجام داده و بسياري از هنجارها را شكسته و در عوض هنجارهاي جديد ايجاد كرده است در اين مقاله، سعي شده است تا حد امكان نوآوري هاي رويايي بررسي شود.
واژگان كليدي: شعر، كلمه، حجم، آشنايي زدايي و وزن.
بررسی منابع آموزش زبان فارسی به خارجیان وآسیب شناسی آن با تاکید بر آسیای میانه
دکتر حسن بساک
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نورمشهد
آسیب شناسی ، ساماندهی و احیای کرسی ها و امکانات و متون و مواد آموزشی زبان و ادبیات فارسي ، از ضرورت های فارسی آموزی است. کتاب های فارسی آموزی موجود حتی آن دسته از متونی که برای فارسی آموزی انگلیسی زبان ها نوشته شده است؛ گاه پاسخ گوی مشکلات دانشجویان همه ملیت ها به عنوان مثال در مناطق آسیای مرکزیو قزاقستان نیست. نداشتن مجموعه ی کامل و متناسب با کتب آموزشی فارسی، کتاب کار و امکانات چند رسانه ای، فرصت های زبان آموزی را در آن دیار سلب خواهد کرد. تجدید نظر اساسی در كتابهاي فارسي آموزي به ايرانيان مقيم خارج و خارجيان فارسي دوست ، آنهم به صورت یک کارگروهی و سازمان یافته با مشارکت وسیع نهادهای دست اندر کار،ضرورت اجتناب ناپذیر است. از میان ضعفها و مشکلات فارسی آموزی ، ضعف در بخش آموزش فارسی گفتاری است به طوری که فارغ التحصیلان زبان فارسی وبعضی از استادان زبان و ادبیات فارسی از کشورهای آسیای میانه - بجز تاجیکستان که این مشکل کمتر است- هندوستان ، بنگلادش و... به خوبی نمیتوانند به فارسی صحبت کنند و یا بنویسند و گاه رساله و پژوهش های ادبی را به زبان انگلیسی می نویسند. بنابراین ریشه بسیاری از این مشکلات در زبان آموزی، به منابع درسی، متون و مواد آموزشی و برخی نیز به شیوه های آموزش زبان فارسی بر می گردد .به اعتقاد نگارنده ، رفع موانع و پرکردن خلا های موجود تنها با تقویت کرسیهای زبان فارسی در دانشگاههای خارج با تاکید برکلاسهای دانش افزایی برای فارسی آموختگان به همراه استفاده از امکانات و شیوه های نوین آموزش از راه دور و امکانات نرم افزاری و چند رسانه ای و نیز حمایت از پژوهشها ي فارسی آموزی به خارجیان از طریق پژوهش های کاربردی و سازمان یافتهدر دانشگاههای داخل نظیر رساله های کارشناسی ارشد و دکتری، تحقق می یابد.
کلید واژه ها :آسیب شنا سی، فارسی آموزی،نقدوبررسی،منابع آموزشی، تکنو لوژی آموزشی ، امکانات چندرسانه ای.
نقد داستان سیاوش بر اساس نظریات نورتروپ فرای در نقد تاریخی
*دکتر محمود بشی
دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
**ندا حاج نوروزی
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
تشخیص نوع ادبی هر اثر، گامی اساسی در نقد آن به شمار می رود، زیرا در برخورد با آثار ادبی به شیوه ای نقادانه نیازمندیم که آن ها را، به شیوه ای علمی، در گروه هایی محدود تر دسته بندی کنیم. نظریاتی که نورتروپ فرای درکتاب "تحلیل نقد" در چهار مقالۀ تاریخی،اخلاقی،آرکی تایپی و بلاغی خود دراین زمینه ارائه می دهد، می تواند در نقد متون ادبی گوناگون مؤثر واقع شود. دراین مقاله تلاش کرده ایم به بررسی داستان سیاوش از شاهنامۀ فردوسی بر اساس برخی دیدگاه های فرای بپردازیم. به این منظور نخستین مقاله از چهار مقالۀ او را که به نقد تاریخی اختصاص دارد، در نظر گرفته ایم و ضمن معرفیِ مختصرِ نقد تاریخی از منظرفرای، شیوۀ کاربرد آن را در تحلیل یک متن ادبی نشان داده ایم.
کلیدواژه ها: نوع ادبی، اسطوره،رمانس،تراژیک،کمیک،روایت مدار،مضمون مدار
شهبانوی عشق
(بررسی شخصیت شیرین بنابر نظریات روایت¬شناسی در منظومه خسرو و شیرین نظامی)
نوشین بهرامی¬پور، دانش¬آموخته¬ی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
علی محمدی، دانشیار دانشگاه بوعلی سینا
یکی از ارمغان¬های روش ساختگرایی برای ادبیات، روایت¬شناسی است. روایت¬شناسی به منتقد یاری می¬رساند تا با بررسی نقش هر کارکرد و کنش در ساختار روایت، داستان¬های گوناگون را در دو سطح داستان و کلام تحلیل کند.تحلیل شخصیت¬ها در داستان، نشان می¬دهد که چه روابط متقابلی بین عملکرد شخصیت¬ها و سیر روایی وجود دارد. در داستان خسرو و شیرین از نظامی گنجوی جایگاه شخصیت شیرین قابل توجه است. نظریه¬های روایت¬شناسی این امکان را فراهم می¬آورد که تأثیرات متقابل اعمال شیرین و پیرنگ داستان بررسی شود. در سطح کلامِ روایت از منظر تحلیل گفتمان می¬توان موقعیت نظامی را به عنوان راوی مشخص کرد و دیدگاه او را نسبت به شخصیت شیرین مورد تحلیل قرار داد تا در سطحی فراگیرتر از نگرش او نسبت به زن آرمانی ایرانی آگاهی یافت.
کلیدواژه ها: روایتِ خسرو و شیرین ، شخصیت داستانی، نظامی، کلام.
تحليل محتوايي شكوائيه در قصايد خاقاني
دكتر محمد بهنام فر*
سيده سميه موسوي فرد**
تحليل محتواي اشعار شاعران و آشنايي با مباني فكري و انديشه هاي آنها از مباحث مهم در پژوهش هاي ادبي است.قرن ششم يكي از دوران هاي پرتلاطم تاريخ ايران است.از موضوعات بسيار مهم در شعر اين قرن كه آن را از شعر دوره هاي پيشين متمايز مي سازد شكوه و شكايت است.خاقاني،از شاعران برجسته ي اين دوره،شكوائيه هايي در زمينه هاي مختلف شخصي،فلسفي،اجتماعي و سياسي سروده است.نگارندگان در اين مقاله كوشيده اند تا به شيوه تحليل محتوا شكوائيه ها و مضامين مرتبط با آن را مورد بحث و تحليل قرار دهند.نتايج تحقيق حاكي از آن است كه نمود محسوس روح پريشان شاعر در قصايد ويدر بيان سوز و گدازهاي شخصي شكل پيدا مي كند.نمونه ي بارز اين شكوائيه ها ناله از پيري،ضعف و ناتواني،خواري و بي كسي،نداري،سوگ عزيزان،بي قدري اهل فضل و هنر و موضوعاتي نظير اينهاست.خاقاني همچنين در شكوائيه هاي فلسفي خود به شكايت از فلك،بخت و دنيا و در شكوائيه هاي اجتماعي اش به شكايت از دشمنان و حاسدان و بي توجهي مردم روزگار به اهل خرد و انديشه مي پردازد.مهم ترين مضاميني كه همراه شكوائيه ها در قصايد خاقاني آمده،مي توان به مفاخره،مدح پيامبر(ص) و ممدوح شاعر، بيان اميدها و آرزوها و گاه نااميدي از زندگي،اشاره كرد.
کلید واژه ها: خاقاني، قصايد خاقاني، شكوائيه، انواع ادبي
*استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه بيرجند
** دانشجوي كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه بيرجند
صاحب دل در مثنوی
دکتر محمد بهنام فراستادیار دانشگاه بیرجند
صدیقه رستمی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
از آن جاکه مولوی خود ، عارف صاحب دلی است که هدفش از سرودن مثنوی رهایی و وارستگی انسان های سرگشته از قید تعلقات می باشد ، در این پژوهش به بررسی مقام و جایگاه صاحب دل ( اهل دل) در مثنوی که از نظر او همان انسان کامل و اهل معنا و باطن اند که به مقام معرفت الهی دست یافته اند ، ضمن بیان دیدگاه های سایر عارفان پرداخته شده است .این پژوهش به روش توصیفی وشیوه تحلیل محتوا انجام شده است و نتایج تحقیق حاکی از آن است که مولانا صاحب دلان را انسان هایی می داند که نگرش عقل آنان تا نفخ صور و برپایی رستاخیز و فراتر از عالم ماده و زمان و مکان است. او همچنین تنها جویندگان علم راه حق را ، صاحب دلان می داند که از رازها و اسرار آگاهی دارند و قادر به درک و احساس نطق آب و خاک و گل هستند. مولوی تنها شرط تبدیل سنگ وجودی را به گوهر معنا رسیدن به عارفان صاحب دل و همنشینی با آنان می شناسد و روح آدمی را گوهری می داند که فقط اهل معرفت و صاحب دلان قادر به شناخت آن می باشند.
کلید واژه ها: مولوی ، مثنوی معنوی ، صاحب دل ، اهل دل.
نقش"ترجمه ومترجمان" به عنوان عاملهای موثر در پیشبرد ادبیات تطبیقی در حوزه ی نمایشنامه
فاطمه بیات فر
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی دانشگاه علامه طباطبایی
"ترجمه" را می توان از راه های پیشرفت و تقابل فرهنگی و ادبی دانست و نمیتوان نقش ملموس آن را در حیطهی ادبیات تطبیقی نادیده گرفت.نهضت ترجمه در ایران،همزمان با تاسیس مدرسه دارالفنون به وجود آمد واوضاع این دوره باعث شد که علاوه بر ترجمهی آثار علمی و فنی،گروهی به ترجمهی آثار ادبی روی بیاورند. در این دوره بود که هنرمندان ما با "نمایشنامه" به عنوان یک نوع ادبی آشنا شدند، هرچند از قبل،درمیان ایرانیان آثار نمایش گونهای چون(تعزیه، خیمه شب بازی، نمایش تخت حوضی، سیاه بازی و...) وجود داشت. در این دوره از راهآشنایی با نمایشنامههای غربی، به ساختار نظامندِنمایشنامه به عنوان صحنهای برای بیان مسائل سیاسی اجتماعی روزگارشان دست یافتند.در این مقاله، کوشش بر آن است که تا با سیری اجمالی در حوزهی نمایشنامه نویسی در دورهی مشروطه وپهلوی، به بررسی نوع ترجمه ونیز توان مترجم در ترجمهی نمایشنامه های اروپایی بپردازیم. ابتدا دربارهی "نوع ترجمه" از نمایشنامه های غربی سخن می گوییم وسپس به بررسی نقش مترجم؛(سبک مترجم، خطاهای مترجم،شگردهای او جهت ارائهی ترجمه مورد پسند مخاطب و...)در پیشبرد این "نوع"ادبی، در ایران می پردازیم.
کلید واژه ها: نمایشنامه، ترجمه، مترجم، ادبیات تطبیقی.
کارکردها و نمودهاي شراب در شعر حافظ
رضا بيات(دانشجوي دکتري زبان و ادبيات فارسي)
يکي از اصلي ترين مفاهيم شعر حافظ شراب و حوزه ي معنايي مربوط به آن است. شارحاني بر اين باورند که حافظ به راستي شراب مي نوشيده و در مقابل جمع کثيري از شارحان، شراب او را کنايي و داراي مفاهيم عالي عرفاني دانسته اند. اما نوع بررسي ها از اين فراتر نرفته و بسيار کم به اين نکته توجه کرده اند که شراب در ديوان حافظ، هم معاني گونه گوني دارد و هم کارکردهاي متنوعي. تنها چند تحقيق در اين زمينه انجام شده که آنها هم به هيچ وجه حق مطلب را چنان که بايد ادا نکرده اند. در اين مقاله ابيات مرتبط با شراب در غزليات حافظ احصا و سپس مضامين اين ابيات استخراج شده است. حدود يک چهارم ابيات حافظ شراب آلودند که 162 کارکرد گوناگون را به نمايش در مي آورند. در مرحله ي بعد اين مضامين پرشمار در 17 گروه اصلي دسته بندي شده و نهايتاً آمارها و نمودارهاي فراواني کارکردهاي مختلف شراب در ديوان حافظ به دست داده شده است.
کليدواژه ها: شراب ، حافظ، مضامين خمري، تحليل محتوايي، طبقه بندي موضوعي، تحليل آماري.
موجودات وهمی در شاهنامه
گلبیاتی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
در مقالة حاضر به معرفي موجودات وهمی و شگفتانگیز در شاهنامه پرداخته شده است. فردوسی از موجوداتی سخن میگوید که برای ما موهوم و ناشناختهاند.شاهنامه در مقام اسطورهای و افسانهای از موجودات شگفتانگیز و انسانهایی با قدرتهای خارقالعاده سخن میگوید که گاهی به عنوان قهرمان و شخصیت اصلی داستان مطرح و معرفی میشود. موجودات شاهنامه رامیتوان به چند دسته تقسیم کرد: الف)حیواناتی با صفات خارقالعاده: اسبهایی چون رخش و شبرنگ بهزاد، ماران برآمده بر دوش ضحاک و کرم هفتواد... ب)موجوداتی کاملاً وهمی و ناشناختهاند. ج) انسانهایی با خصوصیات عجیب و باورنکردنی مانند گوشبستر.
کلیدواژهها:اسطوره، وهم، موجودات وهمی، چهرههای اهریمنی و وهمی، پیکرگردانی.
تحلیل جامعه شناختی رمان باغ بلور اثر محسن مخملباف
فاطمه بیرانوند
(کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی)
هر اثر ادبي به عنوان بخشي از فرهنگ يک ملّت در چارچوب و محيطي اجتماعي تحقّق مي يابد و مي توان با بررسي رابطه آن با جامعه، تأثير متقابل آن دو را با استفاده از شواهد موجود در اثر هنري گردآوري کرد. آثار ادبي با ساختار اجتماعي،فرهنگی، سياسی، و اقتصادی جوامع و تحوّلات ناشي از آنها ارتباطي متقابل دارند و می توان با بررسی ديدگاه های جامعه شناختی مطرح در آن ها به شناخت اجتماع نايل آمد. از ميان شاخه هاي متنوع ادبيّات، ادبيّات داستاني از جايگاه ويژه اي برخوردار است، زيرا سيماي واقعي جامعه را منعکس می کند و بدون هيچ واسطه اي مخاطب را از واقعيّات موجود در جامعه مطلّع مي سازد. رمان به عنوان زير مجموعه ي ادبيّات داستاني، نقش مؤثري در بازنمايي حيات اجتماعي ملّت ها دارد. لذا اين پژوهش با استناد به چنین دریافتی این پیشنهاد را مطرح می کند که رمان با توجه به ظرفیت هایش می تواند بستری برای درک بهتر جامعه باشد. از این جهت می کوشد با بررسی شاخصه های اجتماعی مطرح در رمان باغ بلور اثر محسن مخملباف، جلوه های مختلف جامعه از منظر رمان را معرفی کندتا دستاورد های آن در شناخت ابعاد جامعه و بازتاب آن در رمان آشکار گردد.آن چه در اين اثر مطرح شده،تصاويری از جلوه های گوناگون زندگی اجتماعی مردم در بستر دوران جنگ تحمیلی است. از يافته های تحقيق می توان نتيجه گرفت که بررسی ديدگاه های جامعه شناختی در آثار داستانی تا حدودي آگاهی های بيشتري درباره ی جامعه در اختيار پژوهشگر قرار می دهد تا به شناخت بهتر اجتماع نايل آيد.
کلید واژه ها: ادبيّات داستانی، جامعه شناسی ادبيّات، رمان، باغ بلور ، محسن مخملباف.
وطن، ممدوح ومعشوق شعرای عصر بیداری ایران، افغانستان وتاجیکستان
محمد بیرانوندی
دکترای زبان وادبیات فارسی وتاجیکی
درخشش سروده های آبدار روستا زاده ی سمرقندی(رودکی) بر تارک تاریخ ادبیات فارسی، نقل حکیمانه ی شکوه وعظمت ایران وایرانی از زبان نجیب زاده ی توس ابوالقاسم فردوسی،شعر لطیف وحریروار فرخی سیستانی در دربار امیر چغانی، مناجات های لطیف وآهنگین وآراسته به شعر پیر هرات،سرود فارسی ملوانان چینی به روایت ابن بطوطه،نعره های مستانه ی مولانا ازدیارقونیه ،نازک اندیشی های بیدل دهلوی ودیگرناقلان وحاملان قند پارسی به هند وبنگاله ، فرمانروایی واعجازسخن سعدی وحافظ درملک فارس، همه وهمه حکایت از وسعت حوزه ی نفوذ وگسترش و همچنین عظمت وشکوه پیشینه ی زبان وادب فارسی دارند. متاسفانه برخی از این شاخه های شاداب وسر سبز به علت ظهور آفت استعمار وسایر تحولات جهانی در ساختار وواژگان کاملاً دگرگون شدند وبرخی دیگر نیز به حکم تقدیر راه جدایی در پیش گرفتند بطوریکه حتی دو جریان ادبی باقی مانده ی آن یعنی فارسی دری(فارسی رایج افغانستان) وتاجیکی(فارسی رایج در ماوراء النهر) در برهه ای از زمان ، حیات ادبی جداگانه ای را برای خود رقم زدند. سقوط نادر شاه افشار باعث شد افغانستان در سال1747 میلادی به استقلال برسد وحیات سیاسی خود را با پادشاهی احمد شاه درانی ادامه دهد.تعاملات ادبی افغانستان با ایران از این زمان به بعد، روز به روز به حد اقل ممکن خود می رسید و بعضی مواقع نیز بطور کلی قطع می شد. بسیاری از پژوهشگران براین باورند چون بعد از سده ی شانزدهم میلادی اختلا ف های مذهبی میان ایران وفرارود بالا گرفت ومرزهای جغرافیایی از یکدیگر جدا شد ند، کم کم ارتباطات سیاسی، اقتصادی و.. نیز به سستی گرائید وحیات فرهنگی این سر زمینها استقلا ل پیدا کرد .ادبیات آسیای مرکزی(تاجیک) نیز به همت شعرای آن دیار به عنوان شاخه ای مجزا ازادبیات فارسی راه تازه ای را در پیش گرفت. در نیمه ی دوم قرن نوزدهم واوایل قرن بیست روشنفکران کشورهای ایران ، افغانستان وآسیای مرکزی همگام با سایر کشورهای منطقه به تبعیت از تحولات جهانی در مسیر نو شدن قرار گرفتند. فعالیت های روشنگران ایران در این برهه از زمان منجر به انقلاب مشروطه شد و مردم افغانستان نیز در این زمان نهضت ها ی مشروطیت اول ودوم را تجربه کردند و تلاش های مردم کشورهای آسیای مرکزی نیز موجب پیدایش نهضت معارف پروری ومتعاقبا ًجدید یه ودر نهایت انقلاب خلقی بخارا شد.در کنار هر یک از این تحولات سیاسی- اجتماعی شاعران هر کشور به عنوان عنصری فعال شعر را به شمشیری مبدل کردند ودر خط مقدم این فعالیت ها قرار گرفتند. ادبیات به ویژه شعر این روزگار درایران به شعر بیداری(مشروطه)،درافغانستان به شعر مشروطیت ودرتاجیکستان به شعرجدیدیه معروف شدند. شعرای این سر زمینها علی رغم ضعف ویا در بعضی مواقع قطع ارتباطات در آثار عصر انقلابی خود از موضوعات ومفاهیم مشترکی استفاده کرده اند . وطن از جمله موضوعاتی است که در شعر بیداری ایران، مشروطیت افغانستان وجدیدیه تاجیکستان قابل مقایسه ومطابقت است که در این مقاله سعی شده مفهوم وطن در شعر شعرای سه کشورمورد مقایسه ومطابقت قرار گیرد.
کلید واژه ها:ادبیات بیداری،ادبیات جدیدیه،ادبیات مشروطیت،نهضت معارف پروری، وطن در معنای جدید.
انعکاس تعلیم وتربیت به شیوه ی نوین(مدرسه ودانشگاه)
در شعر شعرای مشروطه ایران ،افغانستان وجدیدیه تاجیکستان
محمد بیرانوندی دکترای زبان وادبیات فارسی وتاجیکی
در عصر نوزده میلادی جای خالی ،مکاتب ، مدارس ، دانشگاه ها ومراکز دستیابی به تعلیم وتربیت نوین درایران ،آسیای مرکزی وافغانستان کاملاً معلوم ومشهود است که روشنفکران وترقی خواهان ضمن احساس ودرک این نیازرفع آن را با تمام وجود پیگیری می کردند. وبر همین اساس باید گفت تحولات مشروطه ی ایران،افغانستان وجدیدیه آسیای مرکزی پدیده هایی فرهنگی –سیاسی بودند که بر اثر آشنایی مردم این ممالک با توسعه وترقی کشورهای غربی اتفاق افتادند. کشورهای آسیایی نوخواهی خود را با الگوپذیری از تحولات جهانی به کمک صنعت چاپ،انتشار نشریات وراه اندازی مدارس و مراکز تعلیم وتربیت نوین آغاز نمودند.اعزام محصل به خارج وهمچنین راه اندازی دارالفنون ومراکز جدید آموزشی از اقداماتی بودند که در ایران با موافقت وهمت دولتمردان راه اندازی شدند.عدم استقبال دختران وخانواده های آنان از آموزش به ویژه به شیوه ی نوین وکهنه بودن محتوای مواد درسی از جمله مشکلات ومعضلات نظام آموزشی ایران در عصر مشروطه بودند.شعرا به عنوان عناصر فعال پیش برتده ی انقلاب ،این مسائل را در شعر خود منعکس نموده اند:
وطن افتاده به گرداب وجز به کشتی علم محال باشد جز بر شما نجات وطن
چو دختران وطن علم و دانش آموزند شوند از اثر دانش امهات وطن
بعد از مرگ عبدالرحمان خان حاکم جبار افغانستان فرزنداو به نام حبیب الله خان بر تخت شاهی نشست وبرای اولین باردرسال 1903میلادی سنگ بنای مدارس جدید را در افغانستان بنا نهاد. دیری نپاییدکه همین حاکم، تعلیم وتربیت نوین را در راستای حفظ قدرت خود ندید وبطور جدی به مخالفت با آن برخاست.شعرای افغان وضعیت های مختلف تعلیم وتربیت رادر شعر خود منعکس کرده اند. در آسیای مرکزی نیز وجه تسمیه نهضت های «معارف پروری»و«جدیدیه» هر دو به موضوع تعلیم وتربیت نوین بر می گردد وبه کسانی که مخالف مکتب های قدیم و طرفدار مدارس جدید بودند جدیدیه می گفتند. ملاها وحکومت هر دواز مخالفین اصلی آموزش نوین بودند.شعرا مبلغان اصلی جدیدیه بودند واین نیاز جامعه را با تمام وجود فریاد می زدند:
زهی طریق جدید مقدس راه اصول جدید پی وصول مقاصد چو سعی راه، حدید
ز حسن تربیتش در تمام یک دو ماه ذکا و حدس فزاید به کودکان بلید
مگو جدید و مکن احتراز از درسش که دلستان قدیم است در لباس جدید
ریاست است مراد و حکومت انشایی وگرنه مقاصد چیست ززجر ومنع جدید
در این مقاله سعی شده مشترکات شعر شعرای سه کشور (ایران، افغانستان وتاجیکستان)رادر موضوع تعلیم وتربیت با یکدیگر مقایسه کنیم.
کلید واژه ها : معارف پروری،جدیدیه، مشروطیت، دارالفنون، مکتب، مدرسه.
بررسی اهمیت و نقش زبان و ادب فارسی در گسترش اتحاد و همدلی میان طبقات گوناگون مردم ایران
محمدرضا بیرنگ
در این نوشتار، تلاش شده است تا از چهار پنجره، اهمیت و نقش ادب فارسی در گسترش اتحاد در میان مردم نشان داده شود. یکی از این چهار، زمانی است که ایران در مرحله «گذار» قرار داشت که همانا دو قرن ادامه یافت؛ پس از این مرحله است که زبان و ادب فارسی، نخستین بارقه¬های امید را در ایجاد یکدلی و اتحاد میان مردم شعله¬ور می¬کند که بخش معتنابهی از این وظیفه را «ادبیات حماسی» سرزمین ما به¬دوش می¬کشد. دومین پنجره¬ای که زبان و ادب فارسی در جهت استقرار اتحاد میان مردم گشود، زمانی بود که تاریخ از آن با عنوان «انقلاب مشر.وطه» یاد می¬کند و ما در این مقاله، موضوع آن را نیز بررسی کرده¬ایم. هم¬چنین، این موضوع که شاعران ایرانی همواره از نظر اقلیمی در شرایطی قرار داشته¬اند که امروزه مدعیان دیگری _ و از سرزمین دیگری _ یافته¬اند نیز _ به¬عنوان یک جهت مستقل _ مورد بررسی این نوشتار قرار گرفته و نشان داده شده که ادعای موصوف، در نهایت به اتحاد مردم منجر شده است؛ بخش پایانی مقاله حاضر، جایگاه زبان و ادب فارسی را در پیروزی انقلاب اسلامی بررسی کرده است.
کلید واژه ها: زبان و ادب فارسی، ادبیات حماسی، وحدت و یکدلی، ادبیات مشروطه، ادبیات معاصر.
اتاق شماره 6 در خانۀ آخر
اعظم بیژنی دلیوند/ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
پیرامون آثار متعدد محمود دولتآبادی بررسیهای فراوانی صورت گرفته و امروزه کمتر کسی است که شاهکار او کلیدر یا جای خالی سلوچ را نخوانده باشد. در این مقاله برآنیم به بررسی اثری متفاوت از او (متفاوت از منظر ژانر ادبی) بپردازیم. موضوع حول محور تغییر و بازآفرینی دولت آبادی از اتاق شماره 6 چخوف تحت عنوان خانۀ آخر است. البته نگارنده بدین مسأله توجه دارد که بین متن داستانی و زبان نمایش نامه –با توجه به ظرفیتها و توصیفاتی که لازمۀ اجرای نمایشنامهای است- تفاوت وجود دارد اما بازتاب متن پس از پرورده شدن در ذهن دولتآبادی اثری در خور تحسین به وجود آورده است. جملات عمدتاً کوتاه خبری –که گویا مشخصۀ اصلی سبک خراسانی است) کاربرد لغاتی که بعضاً تنها در فرهنگ ایرانی معنا دارد و... خواننده را با اثری بعضاً متفاوت از نوشتۀ چخوف روبرو میسازد.
کلید واژه ها: داستان، نمایشنامه.
مشخصه هاي غزل گفتار گرای معاصر
دكتر خليل بيگ زاده
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی
ماندانا كمرخاني
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
شعر با ايجاد فضاي گفتاري توان و تنوع تازه ای می یابد؛ چون استفاده از زبان گفتار يكي از روش هاي تنوع بخشي به شعر است. كاربرد افراطي زبان گفتار در غزل برخي از شعراي معاصر، موجب پيدايش غزل گفتارگرا شد؛ چنان كه غزل گفتارگرا به عنوان شاخه اي از جريان گفتارگرايي با پیکره و محتوايي گفتارين و قالبي سنتي یا نیمایی نمودی ديگر از شعر معاصر است. مضاميني منحصر به فرد با استفاده از كلمات و اسم هاي معمولي و روزمره در غزل گفتار خلق مي شود كه احساس خاصي را در مخاطب برجاي مي نهد؛ حسي كه معني را چنان در خود جذب كرده كه تفكيك آن دو از يكديگر مشكل است. تعریف غزل گفتارگرا و مشخصه هاي آن از قبیل حقیقت نمایی روابط ميان عاشق و معشوق، ارائه احساسات و فضاهاي عاشقانه با توجيهات عقلاني، حضور واژگان گويشي، زبان شكسته و روزمره گويي، ورود الفاظ و تعابيري به غزل كه با صميميت و ظرافت آن تناسب ندارد، كيفيت تحول گفتگو در غزل گفتار، ديگر گوني مضامين غزل و نمود پررنگ قواعد مكتب واسوخت در آن، شرح عواطف و احساسات با لحني مادرانه و مردد با تكيه بر فرهنگ عمومي و افكار خرافي در پروراندن غزل محور اصلي اين پژوهش است. این مؤلفه ها بر اساس توصيف و تحليل درون ساختي و روساختي زبان گفتار معرفی و تحلیل شده اند که دستاوردهای آن عبارت از معرفي انواع غزل معاصر، تعريف غزل گفتار، تبیین ويژگي ها و مشخصه هاي آن و نیز عملكرد واژگان در بستر غزل گفتارگرا می¬باشد.
کلید واژه ها: غزل گفتارگرا، شعر گفتارگرا، گفتارگرايي و شعر معاصر.
پژواک خاموشی مولوي در مثنوي معنوي
دکترخليل بيگ¬زاده*
عارفان و حکيمان همواره آفت زبان را در آثار عرفاني و اخلاقي گوش زد كرده و سالکان راه معرفت و حقيقت را به سنجيده سخن گفتن،کم گويي و سرانجام خاموشي توصيه کرده اند. مولوي عليرغم توانايي¬اش در سخن و گفتار براي بيان مفاهيم ذهني بر گفتار صرف تکيه نمي¬کند؛ زيرا گستره¬ي انديشه¬ي او چنان است که زبان گفتار ياراي بيان آن را ندارد. بنابراین او خاموشي را در مثنوی معنوی برگزيده است؛ چنان که خاموشي و دعوت به آن از ويژگي هاي سبکی شعر او شده است. اين پژوهش پژواک خاموشي مولوی را در مثنوی معنوی بررسی و تحلیل کرده و نشان داده است که دلایل روی آوردن و دعوت مولوی به خاموشی در مثنوی معنوی عبارت از حضور شمس تبريزي در زندگي مولوي و تاثيرش در شکل گيري انديشه¬ي او، زيان زبان، خاموشي مريد در برابر مراد، رازپوشي، خاموشي در برابر نااهلان و نامحرمان، خاموشي در عشق، خاموشی برای استجابت دعا، خاموشی در مقام فنا و کشف و شهود می باشد.
واژگان کليدي:مولوي، مثنوي معنوي، خاموشي مولوی، تخلص¬مولوی
اقوام و لهجه های ایرانی و نقش زبان فارسی در پیوند اقوام
با تکیه بر هویت ملی
صبا بیوک زاده
فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی
مدرس دانشگاه پیام نور و علمی کاربردی
هیچ ملتی بی نیاز از داشتن هویت ملی نیست. برای شناخت ملیت و هویت ملی هر جامعه ای، ابتدا باید عناصر تشکیل دهنده آن را باز شناسیم، مهمترین این شاخصه زبان است. اشتراک زبان در میان جمعی از انسان ها موجب رشد ارتباط میان آنان و در نتیجه تولید مفاهیم مشترک می شود که این خود در ایجاد هم بستگی اجتماعی بسیار موثر است؛ به عبارتی می توان گفت بدون وجود زبان مشترک، هیچ جمعی از انسان ها تشکیل نخواهد شد. در میان مردم ایران از دیر باز تا امروز و به ویژه در عصر حاضر، زبان فارسی چنین نقشی را ایفا کرده است. این زبان به خاطر توانمندی های ممتاز خود توانسته است فراتر از زبان های قومی و محلی موجود، نه تنها به عنوان محور فرهنگ و تمدن ایرانی، بلکه به عنوان عامل وحدت بخش مردم ایران، در طی قرن های متمادی ایفای نقش کند. البته باید دانست که از آغاز مشروطه و با گسترش کار نویسندگان و اهل قلم، به ویژه با تأسیس مدارس جدید و گسترش سواد عمومی، نقش زبان فارسی، برجستگی خاصی یافته و امروزه به طور مسلم، جزئی انفکاک ناپذیر از هویت ملی ایرانیان شده است. زبان فارسی مهمترین عنصر هویتی ما ایرانیان است، چون هر عنصر دیگری که بخواهد خود را به عنوان یک عنصر مهم معرفی کند، باید از طریق این زبان کارش را انجام دهد.
کلید واژه: زبان فارسی، اقوام ایرانی، لهجه ها و گویش ها، پیوند اقوام.
کاربرد مولفه¬های غنایی در توصیف شخصیت¬های منظومه خسرو و شیرین
دکتر شمسی پارسا
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی- واحد سمنان
مؤلفه¬های غنایی در شکل¬گیری شخصیت¬های غنایی منظومه خسرو و شیرین نظامی نقش بسزایی دارد. این نوشتار قصد بررسی کاربرد این مؤلفه¬ها را در منظومه مذکور دارد. در این بررسی انواع مؤلفه¬ها گردآوری سپس طبقه بندی شد و سرانجام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می¬دهد مؤلفه¬های غنایی به دو دسته ظاهری و معنوی قابل تقسیم¬اند. در این منظومه بالاترین بسامد را مؤلفه¬های غنایی ظاهری دارا هستند که از این میان مؤلفه رخ و متعلقات آن چون زلف، لب و دهان، قامت و قد بالاترین بسامد را دارند. در بین مؤلفه¬های معنوی نیز ملاحت و دلبری از بسامد بالایی برخوردار است. برخی از این مؤلفه¬ها فقط در توصیف شخصیت زنانه کاربرد داشته¬اند و برخی مؤلفه¬ها چون رخ، چشم و قامت در توصیف هر دو شخصیت غنایی به کار رفته¬اند. در مجموع بسامد بالای مؤلفه¬های ظاهری مخصوصا رخ و متعلقات آن نشان می¬دهد که نقش این مؤلفه¬ها متناسب با آغاز پیدایش عشق است که از رهگذر دیدار صورت زیبای معشوق در عالم بیداری یا رویا و یا توصیف صورت وی به وسیله یک راوی پدید آمده است.
کلیدواژه¬ها: مولفه¬های غنایی، توصیف، شخصیت، نظامی گنجوی، خسرو و شیرین.
بررسي جايگاه سازماندهي در نصيحت الملوك سعدي شيرازي
كامران پاشايي فخري
(استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز)
ايران و ايراني در طول تاريخ با فرهنگ نظم، رافت، تقسيم كار و تكليف آميختگي جدايي¬ناپذير داشته¬اند. دلبستگي شديد مردم اين كهن سرزمين به اصول انساني و برمان¬هاي (مواريث) آن، والايي و مانايي را در اين آب و خاك تثبيت كرده¬اند. موج فرهنگ ايراني در قالب آيين¬هاي اداري و مديريتي، آداب و رسوم، بيانگر نگرش عميق فرهيختگان ساكن اين سرزمين براي كسب سعادت واقعي بوده¬اند. در اين مقاله، يكي از جلوه¬هاي مهم مديريت (سازماندهي) در اثر گران¬قدر سعدي (نصيحت¬الملوك) مورد بررسي قرار گرفته است تا ديدگاه¬هاي ژرف اين انديشه¬مند ادب فارسي بيش از پيش به بحث گذارده شود تا شايد نتايج حاصل از آن در اصلاح رفتارهاي مديريتي جامعه¬ي بشري مورد استفاده قرار گيرد.
كليدواژه ها:سازماندهي، نظم، مديريت، سعدي، ادبيات فارسي.
الگوهای زایای واژه سازی( ساخت های زبانی ) در مثنوی و ابداعات هنری مولانا از ظرفیت این الگوها
محمد پاک نهاد
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
دستور نویسان و زبان شناسان روند شکل گیری واژه ها را به انحاءِ مختلف توضیح می دهند یکی از این الگوهای واژه سازی، استفاده از ستاک حال ( بن مضارع ) است که در ساختمان کلمات مرکب وجود دارد این ستاک حال، گاه بر اثر تکرار زیاد در واژگان مختلف در حکم پسوند به شمار می آید. اگر چه بسیاری از تکواژ های لغوی آزاد نیز می توانند این نقش را ایفا نمایند یعنی بر اثر تکرار ، خصلت آزاد بودن را از دست می دهند و تبدیل به پسوند می شوند که می توان آن ها را شبه پسوند به حساب آورد. الگوی دیگر، ترکیباتی است که اجزاء آنها با حرف عطف « واو » به هم معطوف می شوند اجزای این ترکیبات ممکن است با همدیگر تناسبات و روابطی مثل ترادف و تقابل و یا مناسبات صوتی داشته باشند مولانا از این ظرفیت های بالقوه ی واژه سازی استفاده می نماید و واژگان هنری بی شماری را ابداع می نماید . در پایان باید گفت این بخشی از هنر مولانا در ساخت های زبانی است .حتی موارد مذکور چند الگوی واژه سازی بیش نیست .موارد دیگری نیز در دست تهیه می باشد که بر اساس تقسیم بندی دکتر ایران کلباسی در کتاب ساخت اشتقاقی واژه قابل تقسیم بندی می باشد . از جمله واژگان مرکب می توان به مرکب پیوندی ،جمله گونه ،پیش وابسته ای ،اضافه ای ، حرف ندا دار ،اتباع و .....اشاره نمود. که در مجالی دیگر عرضه خواهد شد.
کلید واژه ها : واژه سازی ، ستاک حال ، تکواژ و سازه ، نیمه کلمه ، شبه پسوند ، ترکیب ، ابداع ، مثنوی
ایهام ساختاری در شعر حافظ
زهرا پاکدامن
کارشناس ارشدادبیات فارسی
مدرس دانشگاه آزاد داریون استان فارس
ایهام یکی از آرایه¬های بدیعی است که کاربرد هنری آن موجب برجسته سازی¬ کلام می¬شود. بسامد بالای این آرایه در دیوان حافظ نشان¬دهنده¬ی علاقه¬ی او به بازی با گونه¬های متنوع این آرایه است. ايهام ساختاری (نوشتاری) یکی از انواع ایهام¬های مورد استفاده¬ی حافظ است. ایهام ساختاری: «آنجاست که واژه يا عبارتي را بتوان به چندگونه درست خواند و از هر خواندن معنايي برداشت، گاه واژه¬اي را مي¬توان با تغيير تکيه دوگونه خواند تا دو معني متفاوت از آن برآيد.»(راستگو،52:1370) این مقاله در پی آن است تا با بررسی ایهام ساختاری در نود غزل از دیوان حافظ جلوه¬های این آرایه و چگونگی استفاده¬ی هنرمندانه از آن را مورد نقد و تحلیل زیبایی¬شناسانه قرار دهد.
کليد واژه ها: حافظ،بدیع، ایهام، ايهام ساختاری.
تصحیح چند بیت از آثار عطار نیشابوری
دکتر مهری پاکزاد
دکتر خاورقربانی
یکی ازمهمترین عواملی که سبب آشفتگی نسخه ها و باالتبع ابهام معنایی در متون نظم و نثر ادبی شده است، استعمال واژه های دیرینه و ناآشنای زبانی در آثار شعرا و نویسند گان است بالاخص زمانی که این واژگان در دست ناسخان بدون توجه به نقش معنایی و ارتباط زنجیره¬ای در سطوح کلی¬تر تبدیل به واژه های مستعمل و روزمره می¬گردند، این ابهام برجسته¬تر است. شاهد این سخن تصحیف واژه «بَراِستاد» در ابیاتی از اسرار نامه و الهی نامه به واژه های«پُراُستاد» و«اُستاد» می¬باشد که موضوع این مقاله است. بخش نخست این مقاله به کاربرد این واژه درمتون کهن، بررسی وتصحیح این واژه اختصاص دارد و بخش دوم آن بررسی بیتی از مصیبت نامه و پیشنهاد نوعی حرکت در زمینه تصحیح متون باارزش ادب فارسی است که با عنوان بهسازی مطرح شده است.
کلید واژه ها: عطار، تصحيح، تصحیف، پراستاد، براستاد
تصحیح انتقادی شاه اسماعیل نامه
میرزا محمد قاسم گنابادی
خدیجه پرستش
دبیر وکارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی دانشگاه گیلان دکترمحمدعلی خزانه دارلو
استادیارزبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
شاهنامۀ ماضی یا شاه اسماعیل نامه که اثرگرانسنگ میرزا محمدقاسم گنابادی(قرن دهم)است،درشرح جنگاوری های شاه اسماعیل صفوی نگاشته شدومؤلف سرایش این مثنوی بسیارمتأثرازشاهنامۀ فردوسی، اسکندرنامۀ نظامی وپیروان اوبوده است.البته در کنارارزش ادبی اش، ارزش تاریخی نیزداردکه اهمیت آن را دو چندان می سازد. مقالۀ حاضرکه باهدف تصحیح انتقادی این اثربامقابلۀ چهارنسخۀ موجود در موزۀ ایران،دانشگاه تهران،کتابخانه های ملک ومجلس شورای اسلامی تألیف شده است،می کوشد تاباروش انتقادی،ضمن معرفی مؤلف وکارنامه ادبی او وپرداختن به مشکلات ابن نسخه ها،ویژگی های ساختاری،سبکی ودستوری آن رانیز برشمارد.
کلیدواژه ها :تصحیح انتقادی،شاه اسماعیل نامه،قاسمی گنابادی،نسخۀ خطی.
عرفان و مذهب شیعه دراشعار شاعران شیعۀ عصر تیموری
حمزه پرنوئی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
در مقالۀ حاضر سعی بر آن است تا وضع شعر مذهبی شاعران شیعه در دورۀ تیموری مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه نیز به دلیل رواج چشمگیر «عرفان و تصوّف» در این دوران و اهمیت و تأثیر آن در افکار مذهبی شاعران ، بحثی مبسوط درباره عرفان و تصوّف این عصر صورت گرفته است. اما منظوراز اشعار مذهبی چیست؟اشعار مذهبی شعرهایی هستند که درباره معصومین(علیهماالسلام) سروده شدهاند. در واقع پیش از این دوره هم اشعار مذهبی فراوانی سروده شده است اما بایدتوجه داشت که این اشعار عمدتاً از سوی شاعران سنّی مذهب سروده شده و نیز بیشتر درباره پیامبر(ص) و خلفای راشدین و حضرت علی(ع) میباشد و میتوان گفت که ازعصر تیموری و به ویژهسدۀ نهم است که شاعران شیعه به طور گسترده و ویژه بهمدح و منقبت اهل بیت پرداخته و در سوگ حادثه عظیم عاشورا، به مرثیهسرایی میپردازند. این رونق و شکفتگی در سرودن اشعار مذهبی توسط شاعران شیعه مذهب باعث ایجاد روندی مؤثر در تاریخ ادبیات مذهبی ایران گردید که تا به امروز هم ادامه دارد.
کلید واژه ها : عصر تیموری، شعر فارسی، عرفان، مذهب، شیعه
بررسی رمان «سمفونی مردگان» از منظر منطق مکالمه¬ی میخاییل باختین
حسین پروانه دیر
زهراوهاب حدادی زاده**
جامعه¬شناسی ادبیات رشته¬ای است نوپا و یکی از پیچیده ترین و جدیدترین رشته¬های مربوط به فرهنگ و علوم¬ انسانی محسوب می¬شود.لوکاچ، گلدمن، باختین و میشل کروزه از مهمترین بنیان¬گذاران این رشته به شمار می¬آیند. نظریه¬¬ی باختین در باب رمان چند آوا و منطق گفتگویی، از بدیع¬ترین نظریه¬ها در بررسی رمان و تحلیل گفتمان¬های شخصیت¬ها است. باختین، منطق گفتگویی خود را در ژانر خاصی مانند رمان جستجو می¬کند. رمان معانی ضمنی و تاریک چندگانه¬ی کلمات را می¬شناسد و از این مهمتر چند صدایی است. باختین، رمان نویس را کسي می¬داند که مضامین گوناگون اثر خود را سازآرایی می¬کند. به نظر او در رمان شخصیت¬ها هم ارز مولف حضور و اعتبار داشته و با نویسنده و سایر شخصیت¬ها وارد تعامل و گفتگو می¬شوند. عباس معروفی در رمان«سمفونی مردگان» از یک سو، با خلق شخصیت¬هایی که متعلق به گفتمان ایدئولوژیک ویژه، زمینه¬ی منحصر به فرد و زبان مخصوص (واژگان ، نحو ، لحن و ...) به پایگان ارزشی ـ اجتماعی خاص خود هستند و از سوی دیگر، با انتخاب راوی¬ای توصیف¬گر و نه تعیین کننده¬ی دلالت¬های معناییِ شخصیتها و به کارگیریِ گونه¬های زبانیِ ادبی و غیر ادبی همچون زبان شعری (غنایی و اجتماعی)، روزنامه¬ای، آرکائیک و بعضی سبک پردازی¬های خنده¬دار موفق به آفرینش رمانی چند آوا شده است.مقاله¬ی حاضر در نظر دارد بعد از مروری اجمالی بر جامعه¬شناسی ادبیات، بر اساس تشریح آراء و نظریات باختین در حوزه¬های رمان چندآوا، منطق مکالمه و فرازبانشناسی وارد تحلیل مناسباتِ درونی در رمان«سمفونی مردگان» شده و جنبه¬های گوناگون نظریه¬ی باختین را ¬بررسی نماید.
کلید واژه¬ها: جامعه شناسی ادبیات، سمفونی مردگان، باختین، رمان چندآوا، منطق مکالمه.
بررسی روانکاوانه و نمادشناسانه¬ی سه مرحله¬ی کیمیاگری در داستان سلامان و ابسال با توجّه به نظریات کارل گوستاو یونگ
سوسن پسانین،کارشناسی ارشد ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا
نیره جنگی، دانشجوی دکتری دانشگاه بیرجند
داستان سلامان و ابسال داستانی رمزی و دارای ریشه¬ی یونانی است که از طریق ترجمه به شرق رسیده و در قالب روایت¬های مختلفی نقل شده است. از آنجا که این داستان دارای ریشه¬ای هرمسی است و کیمیاگری یکی از مهمترین اصول مکتب هرمسی به شمار می¬رود، بررسی مراحل کیمیاگریِ یونگ در این داستان، در تفسیر و رمزگشایی بهتر آن کمک بسزایی می¬کند. این مقاله به بررسی روانکاوانه و نمادشناسانه¬ی سه مرحله¬ی کیمیاگری در داستان سلامان و ابسال با توجّه به نظریات کارل گوستاو یونگ پرداخته و در بین روایت¬های مختلف این داستان تنها به دو روایت جامی و حنین¬بن¬اسحاق نظر داشته است. با انطباق مراحل سیاهی، سفیدی و سرخی کیمیاگری بر این داستان، نظر شلومو پینس که در مقاله¬ای، وجود مایه¬های هرمسی در این داستان را محتمل دانسته بود، تأیید شد. چنانکه برای تمام مراحل کیمیاگری و حتّی جزئیات سیر سیاهی به سوی سرخی در این داستان، مصداق¬های فراوانی ذکر شد و تمام ویژگی¬های مراحل سیاهی، سفیدی و سرخی با این داستان کاملاً منطبق بود.
کلید واژه ها: سلامان و ابسال، یونگ، کیمیاگری، جامی، حنین¬بن¬اسحاق.
تأملی بر شعر و شاعری ﺷﻴﺦ صفی اﻟدﻳﻦ اردﺑﻴﻠﻲ (با ﺗﻜﻴﻪ بر کتاب صفوةالصفا)
دکتر ﻣﻬﻴﻦ پناهی داﻧﺸﻴﺎر دانشگاه الزهرا(س)
ثرﻳﺎ کرﻳﻤﻲ ﻳﻮنجالی کارشناس ارشد ادﺑﻴﺎت
صفوةالصفا یا المَواهِبُ السَّنیَّه فِی المناقِبِ الصَّفَوِیَّه قدیمیترین نسب نامهی موجود دربارهی دودمان صفویه و یکی از معتبرترین کتابها دربارهی تصوف و گرانقدرترین منبع دربارهی حالات و کرامات و مناقب و مقامات شیخ صفیالدین اسحق اردبیلی است. در این مقاله با رویکردی توصیفی به بررسی شعر و شاعری شیخ صفی پرداخته میشود.
به تصریح کتاب صفوةالصفا شیخ صفی جز یک مصرع، شعری نسروده است. در دوبیتی های منسوب به شیخ صفی، شاعر خود را صفی و شیخ خود را زاهد نامیده و این شخص تنها شیخ صفی میتواند باشد و دیگر اینکه زبان دوبیتیها به زبان شیخ صفی (آذری) است که انتساب این اشعار را به شیخ صفی تأیید میکند.
کلید واژه: صفوةالصفا، شیخ صفی، شعر و شاعری.
اخلاق با خداوند متعال در صفوةالصفا
دکتر مهین پناهی دانشیار دانشگاه الزهرا
ثریا کریمی یونجالی
این پژوهش با شیوهی تحلیل محتوایی در صدد پاسخ به این پرسش است که شیخ صفی کدام تعالیم اخلاقی را از حقوق خداوند تلقی کرده و در تعالیم اخلاقی خود سالکان راه حق را بر آن تحریض کرده است؟ شیخ صفی خُلق با حق را تبدیل صفات ذمیمه به صفات حمیده و پیراستن درون برای تجلی و عنایت حق تعالی دانسته است. به عقیده شیخ صفی، کسی آنچنان که حق معرفت خداوندست او را نمیشناسد و به اندازهی خود معرفت کسب میکند و نتیجهی این معرفت، عشق و محبت است؛ مواظبت بر ذکر مداوم نیز دل را در محبت حق تعالی مستغرق میکند و صوفی با چشیدن می محبت، از عشق مجازی به عشق حقیقی میرسد و هجوم آتش عشق، تمام خاشاک عقلی و نفسی را میسوزاند.شوق، خوف و رجا و شکر از ثمرات محبت و ملکههای روحی محبان حق تعالی بیان شده است. همچنین وی بر ذکر محبوب(خداوند متعال) -که از دیگر آداب و احوال مهم دوستداران حق تعالی است- پافشاری کرده و در این کتاب با عنایت ویژه به ذکر و اقسام آن:«ذکر اول»،«ذکر دوم»،«ذکر سوم»،«ذکر خاص»،«ذکر ربانی»و«ذکر دل»بر این حق محبوب اصرار کرده است. شواهد موجود در صفوةالصفا حکایت از آن دارد که شیخ صفی عمل به آداب شریعت و انجام عبادات را حقوق خداوند دانسته و راه رخصت و آسان گیری در شریعت را برای سالک راه حق خطرخیز توصیف کرده است. شیخ صفی بر انجام همپای فرایض و نوافل تأکید میکرد..
کلید واژه ها : اخلاق با خداوند متعال، تعالیم اخلاقی، شیخ صفی، صفوةالصفا.
بررسي سير تكاملي شعر مفتون اميني
خديجه پورزيني
دانشجوي دكتراي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تبريز
مفتون اميني يكي از شاعران مطرح در شعر معاصر از سال 1331 شعر را به طور جدي پي گرفت و آثارش در روزنامهها و مجلات مختلف انتشار يافت. از سال 1333 كه از تبريز به تهران رفت با بسياري از شاعران همدوره خود ارتباط برقرار كرد و در جريان تحولات ادبي قرار گرفت. مفتون همواره به ضرورت تحول در شعر پي برده و مطابق با تحولات روز با جريانهاي ادبي جديد همراه شده است. او در مسير تكاملي هنر خود سه دوره مشخص را پشت سر گذاشته است: مفتون در ابتدا از كهنسراياني بود كه شعر را در قالب كلاسيك و با مضامين عاشقانه و تغزلي شروع كرد. اما بعد از آن و در دومين دفتر خود تحت تاثير تحولات جامعه و با پي بردن به ضرورت تحول ادبي به شعر نيمايي با مضامين اجتماعي روي آورد. اين مجموعه يعني دفتر كولاك و نيز دفتر بعدي او يعني انارستان مفتون را به عنوان شاعري متعهد و شاعري برجسته در شعر اجتماعي معاصر مطرح كرد. مفتون در ادامه سير تكاملي شعرش به شعر سپيد روي آورد و امروز نيز كار خو را در اين شيوه با نمونههايي كه جزو بهترين شعرهاي سپيد امروز است ادامه ميدهد. مقصود نگارنده از نگارش مقاله حاضر آن است كه شعر مفتون اميني در هر يك از اين مراحل سهگانه و كيفيات هنري هر دوره را مورد بررسي قرار دهد و نيز نحوه تاثيرپذيري او از تحولات جامعه و به طور كلي نحوه تكامل هنري و كيفيات شاعرانه شعر او را بررسي نمايد.
کلید واژه ها: مفتون اميني، شعر كلاسيك، رمانتيسم، شعر نيمايي، شعر سپيد.
نقد ساختاری رمان «شازده احتجاب»
دکتر شکراله پورالخاص
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
مهدی عبدی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
داستان نویسی در صد سال اخیر دچار دگرگونیهای بسیاری شده است. نویسندگان زیادی بوده اند که ادبیّات داستانی را پیش برده اند و نامهای بسیاری در این زمینه ماندگار شده است. یکی از این نویسندگان، هوشنگ گلشیری است؛ نویسندهای که نه تنها در پیشبرد داستان نویسی مؤثر بوده، خود مسیری نو را نیز ایجاد کرده است. بعد از صادق هدایت که داستان مدرن را وارد ادبیّات داستانی ایران کرد، گلشیری نیز این مسیر را ادامه داد و آن را به اوج رساند. نویسندهای که با استفاده از عناصر داستانی، داستان نویسی را با مولفه های معاصر و مدرن همراه و شیوه ای نو ایجاد کرد؛ کسی که به اصول فنی داستان نویسی در کنار مفهوم و مضمون اثر معتقد بود، بنابراین پرداختن به آثار وی و بررسی عناصر داستانی آنها، بیش از پیش سبک و ویژگیهای داستان نویسی او را آشکار می کند. در این مقاله سعی بر آن است تا پس از ارائه ی تعریفی مختصر از عناصرداستانی، بررسی یکی از اثار مهم و ماندگار هوشنگ گلشیری یعنی رمان «شازده احتجاب» پرداخته شود. در این بررسی تلاش می شود، سبک ویژهی این نویسنده مورد توجه قرار گرفته، به تأثیر ادبیّات غرب و پیشینه ی ادبیّات ایران در اثر او که به شکلی مدرن و امروزی متجلی شده، اشاره شود.
کلیدواژه ها: هوشنگ گلشیری، شازده احتجاب، رمان، عناصر داستان، جریان سیّال ذهن.
بررسی ساختاری و تطبیقی داستان¬های "پادشاه سیاه¬پوش" در هفت پیکر
و "پادشاه ظالم"درمخزن الاسرارنظامی گنجوی
سیده معصومه پورسید
کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی
هفت¬پیکر و مخزن¬الاسرار از آثار برجسته¬ی بزرگترین داستانسرای فارسی¬گوی ، حکیم نظامی گنجوی است که در بیان مسائل حکمی واخلاقی و نمایاندن جامعه¬ی¬ آرمانی نهفته در اندیشه¬ی شاعراست.دراین پژوهش به مطالعه¬ی داستان های آغازین دواثر، هفت¬پیکر و مخزن الاسرار توجه شده است.هدف تحلیل وتفسیرداستان¬های عرفانی-تمثیلی-تعلیمی نظامی از دیدگاه ساختاری می باشد.در نقد ساختاری و تطبیقی این متن به عناصرداستانی و فرم ِروایی آنها براساس الگوی ولادیمیر پراپ پرداخته می¬شود. تکیه اصلی بر جنبه¬هایی ازوجوه اشتراک ویاتفاوت میان آن دو ازحیث چینشِ عناصرداستان وساختار آن¬ها است که سبکی خاص و مختص نظامی است.
کلید واژه ها: هفت¬پیکر ،مخزن¬الاسرار ، ساختار، تطبیق ،پراپ.
نگاهی انتقادی به کتاب " تأثیر شعر عربی بر تکامل شعر فارسی"
نوشتهی ع.م.دودپوتا
علیرضا پورشبانان- معین کاظمی فر*
یکی از معدود نویسندگان غیر ایرانی و غیر عرب که در حوزهی ادبیات تطبیقی و در مورد تأثیر زبان و ادب عربی بر زبان و ادبیات فارسی، اثر مستقلّی پدید آورده است، ع.م. دودپوتا نویسندهی هندیِ کتاب «تأثیر شعر عربی بر تکامل شعر فارسی» است. در این نوشته تلاش شده است که با نگاهی انتقادی، این کتاب و ترجمهای که دکتر سیروس شمیسا از این اثر ارائه داده است، مورد بررسی علمی قرار گیرد. روش تحقیق، بر مبنای مطالعهی کتابخانهای است که با محوریت اثر، از برخی منابع جانبی برای مستند کردن مفاهیم مورد اشاره، استفاده شده است. تا حدّ امکان تلاش شده به مفاهیم نقد شده در اثر، اشارهی مستقیم صورت بگیرد و نقد نه به گونهای کلی، بلکه به شکلی مصداقی و دقیق صورت پذیرد و با شیوهای استقرایی و جزئی¬نگر، داوری نهایی در مورد مباحث نظری، ساختار و محتوای کتاب بیان شود.
کلید واژه ها: شعر عربی، شعر فارسی، ترجمه. بررسی انتقادی، مطالعه¬ی تطبیقی.
_____________________
• دانشجویان دوره دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی تربیت مدرس
داستان زمان در رماني از نادر ابراهيمي
(بار ديگر شهري که دوست ميداشتم)
سوسن پورشهرام
کارشناس ارشد ادبيات
داستانِ جریان سیال ذهن (Stream of Consciousness)بهدلیل رویکرد ویژه به مفهوم زمان، «داستان زمان» نيزنام گرفته است. در اين شيوه، نويسنده با بهکارگیری تداعی معانی، یادآوری، دروننگری و توالی نامرتب زمانی،تصويري از انديشههاي دروني شخصيتهاي داستان ارائه ميدهد. در حقيقت،اين تکنيک رواييِ زمانشکل تکاملیافتۀ رمان روانشناختی است.رمان بار ديگر شهري که دوست ميداشتم بهدليل حرکت آزادانۀ ذهن راوي و توجه ويژه به عنصر زمان،منطقي دستورمند و جملاتي منسجم و منظم ندارد. نويسنده در اين رمان کوشیده است با تداعی خاطرات و بهياري تصویرها و برشهای واقعنما، مسائلی غیرواقعی را به قبول و باور مخاطب نزدیک کند. درحقيقت، ذهنیاتِ ظاهراً آشفته و فاقد نظم راوي سبب شده است که داستان در نگاه اول،مبهم و پيچيده بهنظر برسد. بنابراين، اين مقاله با بررسي دقيقِ رمان ميکوشد به پرسشهای زير پاسخ دهد:آيا ميتوان رمان بار ديگر شهري که دوست ميداشتم را جزو رمانهاي جريان سيال ذهن قرار داد؟ اين رمان بر لایههای پیشگفتاری ذهن شخصیت داستانتکيه دارد يا بر لایههاي گفتاری ذهن او؟ آيا راویِ داستان به وجود مخاطب خود كاملاً آگاه است؟ و... .
کليد واژه ها : رمان، روايت، جريان سيال ذهن، نادر ابراهيمي و...
«بررسی کهن الگوی انیما: بازتاب تصویر زن آرمانی در آثار شاملو»
صغری نوده، کارشناس ارشد دانشگاه شیراز
فریده پورگیو، استاد دانشگاه شیراز
انیما، (برگرفته از واژه ی لاتین برای «روح،») همان «روحِ جهانِ» نوافلاطونی است که چهره ی آرمانیِ افلاطونی از یک زن، به عنوان نیمه ی مونث و پنهان روح مرد، را تداعی می کند. این کهن الگو وجودِ تصویری آرمانی از جفتِ مونث را در ذهن مرد به نمایش می گذارد که به واقع تصویری سرکوب شده از مادر در ذهن فرزند مذکر در دوران کودکی اش است، که منجر به تحسین یک زن در واقعیت می شود، در حالی که فرد آن را با قوه ی تخیل خود ترکیب کرده است، تا اینکه با تصویر سرکوب شده ی ذهنی اش، یعنی انیما، سازگاری پیدا کند.به عقیده ی یونگ تخیل انسان که با همین درون مایه شکل گرفته است، این زن آرمانی را بر نمودهای مختلف این کهن الگو فرافکنی می کند. بازتاب چنین زن آرمانی ای را در آثار شاملو شاعر برجسته ی پارسی می توان یافت. شاملو در اشعارش تمایل به خلق تصاویری آرمانی از زنان دارد؛ زن آرمانیِ شاملو ابتدا در تصویر رویایی زنانی چون رکسانا دیده می شود و در نهایت در آیدا به واقعیت می پیوندد. از این رو، با تقسیم اشعار شاملو به دو دسته ی رکسانا و آیدا، این پژوهش به بررسی نشان های انیمای یونگ، به عنوان تصویر زن آرمانیِ سرکوب شده در ذهن مرد، در آثار شاملو می پردازد.
کلید واژه ها: کهن الگو، انیما، یونگ، شاملو.
استفاده ازکهن الگوها در پويايي شخصیت در داستان زال
دکترمنيژه پورنعمت
عضو هیأت علمی دانشگاه خليج فارس بوشهر
در برخي از ابعاد شخصيت داستان تحولي روي مي دهد كه نوع نگرش يا رفتارش را تغيير مي دهد. اين تغييرات مهم و بنيادي ممكن است خيلي زياد يا كم و يا اين كه رو به خوبي يا بدي باشد. اين تغييرات كه شخصيت هاي داستان را از ديگر افراد اجتماع متمايز مي سازد، بيشتر متكي بر منش انسان است. در اين مقاله داستان زال از بخش پهلواني شاهنامه بررسي مي شود تا عوامل پويايي و تغيير شخصيت¬های داستان نموده شود. در اين داستان از کهن الگوهای خواب، پاگشايي و رازآموزي، پيشگويي موبدان و آگاهي از سرنوشت استفاده شده است تا موجبات تغيير و پويايي شخصيت های اصلی و فرعی داستان فراهم و بیان گردد.
کلید واژه ها: شاهنامه، داستان زال ، پويايي شخصيت ، کهن الگو.
شیوه¬ی روایی مولوی در بسط و انسجام داستان پیر چنگی
دکتر منیژه پورنعمت رودسری* دکتر سید ناصر جابری اردکانی
در این مقاله شیوه داستان پردازی مولانا در داستان مشهور پیر چنگی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر این اساس پس از مقدمه و ارائة خلاصه ای از داستان، جهت تبیین شیوة قصه پردازی مولانا به سه مقولة طرح یا پلات داستان، تحوّل و فنا در وجود قهرمان و بالأخره روش روایی فاصله گذاری پرداخته شده است. مثنوی دارای بوطیقای داستان متفاوتی است؛ البته قواعد و قوانین حاکم بر دیگر آثار داستانی نیز در آن قابل پی گیری است، اما علاوه بر آنها شیوه های دیگری نیز وجود دارد که باعث تمایز و برتری مثنوی می شود؛ یکی از آنها تحوّل شخصیت های داستان است که با مقولة فنا در ارتباط است و بر جزء جزء اثر تأثیر می گذارد. مقوله¬ی «فاصله گذاری» ، دیگر مشخصة روش روایی داستان پردازی مولوی است که در ارتباط با چگونگی توسعه¬ی متن و سیر آفاقی- انفسی در این تحقیق به آن پرداخته شده است.
کلید واژه: داستان، مولوی، مثنوی، پیر چنگی.
بررسي كاركرد ادبيات و هنر در جامعه شناسي طبقات اجتماعي
دكتر مجيد پويان
عضو هيات علمي و استاديار دانشگاه يزد؛ مایده صافی اصفهانی
عضو هیات علمی موسسه آموزشی و غیر انتفاعی صفاهان
رويكرد جامعه شناختي به آثار هنري و ادبي اگرچه زمينه اي نو ظهور براي پژوهش و تأويل و تفسير آن به شمار مي رود، دستاوردها و رهيافت هاي ارزشمندي نیز به همراه داشته است. جامعه شناسان هنر معتقدند كه آثار هنري در حكم منشورهايي اند كه جلوه ها و رنگ هاي مختلف و متفاوتي از ابعاد شخصيتي خالق اثر هنري و نيز محيط اجتماعي هنرمند را باز تاب مي دهند. در سنت نقد جامعه شناختي هنر يكي از پرسش هاي كلان اين است كه چه ارتباطي ميان خاستگاه طبقاتي هنرمند و نويسنده و فرايند توليد هنري وجود دارد؟ وبراي بازشناخت تاثير پايگاه اجتماعي خالق اثر هنري در آفرينش هنري چه ابزاري وجود دارد؟ به عبارت ديگر "من طبقاتي " خالق اثر هنري و اثر هنري چه ارتباط دو سويه اي دارند؟ به عنوان مثال آيا سرايش شاهنامه فردوسي به وسيله حكيم توس معلول علائق فردي او بوده است يا دفاع از منافع مادي و معنوي طبقه دهقانان؟ آيا توده ستيزي صادق هدايت فرافكني اضمحلال طبقاتي او( اشرافي - بوروكرات) بوده است يا خير؟ در اين مقاله كوشش مي شود، نقش مهم هنر و ادبيات در بازشناخت محيط اجتماعي پيدايش اثر هنري و خاستگاه طبقاتي نويسنده با اشاره به نمونه هایی از ادب فارسی تبيين شود.
کلید واژه ها: هنر و ادبيات، جامعه شناسي طبقات اجتماعي، نقد جامعه شناختی، مطالعات میان رشته ای.
بررسی ریشه یابی تاریخی و علل با هم آیی های واژگانی درخمسه نظامی
دکتر محمد رضا پهلوان نژاد
دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
شیما ابراهیمی
دانشجوی ارشد زبانشناسی
مسائل همنشینی واژه ها که بر اساس تناسب رابطه معنایی کلمات صورت می پذیرد، یکی از مهمترین ویژگی های هر زبان به شمار می آید و با واژه شناسی و معناشناسی ارتباط ناگسستنی دارد. خلاقیت و ابتکار شاعر در بهره جستن از هم آیی واژگانی در محور همنشینی موجب می شود که سبک وی متفاوت از دیگر شاعران به نظر آید. از آنجاییکه بررسی سبک شاعر و نحوه استفاده او در به کار بردن واژگان هم آیند می تواند به شناخت نگرش او بینجامد، هدف از پژوهش حاضر، بررسی علل همنشینی واژگان و ریشه یابی آنان در اثر خمسه نظامی گنجوی می باشد. بدین منظور همنشینی واژگان از منظر های روابط مفهومی و استناد به قرآن و اساطیر زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به معیار هایی که در بررسی با هم آیی های این اثر استفاده شده است، می توان علل همنشینی اغلب واژگان را در آثار شاعران دریافت و از این حیث یافته های این پژوهش می تواند در بررسی های مختلف در باب با هم آیی های زبان فارسی مورد استفاده قرار گیرد.
کلید واژه ها : با هم آیی، روابط مفهومی، محور همنشینی، ریشه یابی تاریخی.
جايگاه فاعل در زبان فارسي
دکتر محمد رضا پهلوان نژاد ( دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد)
لیلا قونسولی ( دانشجوی دکتری زبانشناسی)
فرضيه فاعل درون گروه فعلي و حركت آن به جايگاه مشخصگر گروه تصريفي از فرضياتي است كه در نظريه حاكميت و مرجع گزيني بيان شده است. بر اساس اين فرضيه، فاعل ابتدا در جايگاه مشخصگر گروه فعلي، نقش تتا دريافت مي كند و سپس براي دريافت حالت، به جايگاه مشخصگر گروه تصريفي مي رود. اين فرضيه در زبان انگليسي و بسياري از زبان هاي ديگر صدق مي كند اما در زبان فارسي تنها كاري كه بر روي آن انجام شده است، از سوي عليزاده مي باشد كه وي اعتقاد دارد فاعل در زبان فارسي ، از همان ابتدا در جايگاه مشخصگر گروه تصريفي قرار دارد و در جملاتي كه شاهد سورهاي شناور هستيم و زبانشناسان از آن براي اثبات حركت فاعل از جايگاه مشخصگر گروه فعلي به جايگاه مشخصگر گروه تصريفي استفاده مي كنند، فاعل دراين گونه جملات در فارسي، از جايگاه مشخصگر گروه تصريفي به جايگاه مشخصگر گروه متمم ساز حركت مي كند و يك فرايند ساده مبتداسازي رخ ميدهد.در اين مقاله، دلايل زيادي بر رد ادعاي عليزاده بيان گشت كه پايه تمام اين انتقادها اين بود كه فرضيه عليزاده، عليرغم اينكه هر فرضيه اي در حاكميت و مرجع گزيني بايد توجيهي داشته باشد، هيچ توجيهي ندارد و همچنين بسياري از اصول مطرح درحاكميت و مرجع گزيني و بسياري از پايه هاي آن را نقض مي كند. بنابراين، اين نتيجه حاصل گشت كه فاعل در زبان فارسي در جايگاه مشخصگر گروه فعلي است و پس از دريافت نقش تتا در اين جايگاه، براي گرفتن حالت دستوري به جايگاه مشخصگر گروه تصريفي مي رود كه با در نظر گرفتن اين فرضيه ، هيچ يك از ايرادات مطرح در فرضيه عليزاده پيش نخواهد آمد.
کلید واژه ها: زبان فارسی، گروه فعلی، فاعل،فرضیه علیزاده.
گفتگو و شخصیت پردازی در حکایت های تذکره الاولیا
آزاده پیروزخواه *
نجمه تاجیک **
(دانشجویان کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران)
حکایات مجموعۀ وسیعی از آثار ادبی ما را به خود اختصاص داده اند و این وظیفه ای است خطیر بر عهدۀ دانش پژوهان ادب فارسی که این آثار برجسته و ماندگار خویش را هم چنان که قرن ها از ظهور و پیدایش آنها می گذرد زنده و جاوید نگاه داشته و برای آیندگان باقی گذارند.تذکره الاولیا یکی از این متون برجسته می باشد که تا به حال بسیار مورد بررسی قرار گرفته است.مقاله حاضر این بار از منظر عناصر داستانی (قالب ، زاویه دید، زمان و مکان ، مضامین و . . . ) به بررسی این اثر عطار نیشابوری می پردازد و 207 حکایت را به منظور این بررسی برگزیده است.تردیدی نیست که دو روش گفتگوی ادبی و شخصیت پردازی از عناصر اصلی داستان نویسی به شمار می رود، و در اینجا سعی ما بر این بوده است که این دو مؤلفه را با جزیی نگری خاصی مدنظر قرار دهیم.
کلید واژه ها: تذکره الاولیا، حکایت ، عناصر داستان، گفتگو، شخصیت پردازی.
* Email: Azadehpirouzkhah@gmail.com
**Email: Startajik@yahoo.com
امثال تركي در آثار حكيم نظامي گنجوي
دکتر احد پیشگر
استادیار دانشگاه محقق اردبیلی
حکیم نظامی گنجوی از بزرگترین شاعران ایران و یکی از ارکان شعر فارسی است. او مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد یا تکمیل سبک و روش خاص توفیق یابد. اگر چه داستان سرایی در زبان فارسی به وسیله ی وی شروع نشده و در زبان فارسی سابقه داشته است، لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانست این نوع از شعر ، یعنی شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند، نظامی است. نظامی در آثار خود از فولکلور و ضرب المثل های مردمی آذربایجان به ویژه گنجه و ارّان بهره برده، به نحوی که تعداد قابل توجهی از سخنان حکمت آمیز یا کنایات و ضرب المثل هایی که در آثارش به کار رفته است عیناً ترجمه از زبان ترکی رایج یا مضمون کلی آنها می باشد.
کلید واژه ها: آثار نظامی، آذربایجان، فولکلور، امثال و حکم ترکی.
تأثّر امیر معزّی از معلّقات و اشعار دورۀ جاهلی
دکتر احد پیشگر
عضو هیأت علمی دانشگاه محقّق اردبیلی
ثریّا کریمی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی
امیر معزّی ازشاعران استاد نامبردار خراسان است که به ادب عربی ارادت می ورزید، به همین خاطر بسیاری از مضامین شعری خود را چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم ازطریق شاعران پیش از خود از ادب عرب اخذ کرده است .ازاین روی امیر معزّی درتعدادی از قصاید خود طرح کلّی وساختار عمومی ومضامین وتصاویرشعری قصاید عربی جاهلی را رعایت نموده است.هدف مقاله ، این است که با بررسی چند قصیده از امیر معزّی، تأثیرپذیری او را از معلّقات و اشعار دورۀ جاهلی نشان دهد.
کلید واژه ها: ادبیّات تطبیقی ،شعر فارسی،شعر عربی ، امیر معزّی ، معلّقات، اشعار دورۀ جاهلی، مضامین و تصاویر مشترک.
استقبال و تتبّع فیّاض لاهیجی از قصاید انوری
دکتر احد پیشگر
عضو هیأت علمی دانشگاه محقّق اردبیلی
حسن اسدزاده خانقاه
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا
تتبّع و استقبال در لغت به معنی پیشواز کردن، به دنبال رفتن و روي آوردن است و در اصطلاح ادب آن است كه گفتهي يكي از استادان شعر و سخن را سرمشق و سرلوحه قرار دهند و به همان ساختار و سياق شعر بسرايند.اشتهار قصاید انوری در شعر ادب فارسی به دليل جذابيّت، شيوايي، سادگي و لطافت آن است. وي رواني كلام خود را با خيالات دقيق غنايي به هم آميخته و زمينهي استقبال شاعران بعد از خود را فراهم كرده و موجب شده است كه قصايد او به وضوح مورد استقبال فیّاض لاهیجی قرار گیرد. تسلّط فيّاض لاهيجي به زبان فارسي و مطالعهي دواوين شاعران بزرگ و الگو قرار دادن انديشه ها و اصطلاحات عرفاني و كنايات و استعارات و اوزان و قوافي اشعار و آثار آن شعراي نامي باعث شيوايي و رسايي و پختگي اشعار فيّاض شد.يكي از شاعران بزرگ ادب فارسي كه تأثيري شگرف بر شعر و شاعري فيّاض بر جاي گذاشت، بي شكّ انوري بوده است. به گونهاي كه اگر ديوان اشعار فيّاض لاهيجي را مدّ نظر خود قرار دهيم، متوجّه تأثّر فيّاض از ديوان انوري خواهيم بود و اين تأثّر به شكل مشابهت مضموني و مشابهت وزن و لفظ و قافيه با اشعار انوري در ديوان اشعار فيّاض لاهيجي آمده است. هدف مقاله اين است كه با بررسي اشعار فيّاض لاهيجي، تأثّر او را از ديوان انوري كه به شيوهي استقبال و با حفظ وزن و قافيه آمده است، نشان دهد.
کلید واژه ها: شعر فارسی، انوری، فيّاض لاهيجي، قصيده، استقبال، تتبّع، مضمون مشترک.
دانشنامه ی منظوم ایران
دکتر اسماعیل تاجبخش
دانشنامه منظوم ایران که می توان آن را شاهنامه امین نامید ،اثری است منظوم از استاد سید حسن امین در بحر متقارب و به شیوه ی شاهنامه و در سلسله ی کتاب هایی چون شاهنامه نادری از میرزا محمد علی فردوسی ثانی و شهنشاه نامه از فتحعلی خان صبا و البته با تفائت فاحشی در محتوا و مضمون با چنان آثاری. این کتاب از چند منظر مورد مطالعه و مداقه ی نویسنده این سطور قرار گرفته است. گفتنی است که در این مقاله از دو موضوع عمدا صرف نظر شده است.: یکی زندگی نویسنده و آثار و مقالات او ، و دیگر خصایص زروحی و اخلاقی شاعر.
کلیدواژه¬ها: دانشنامه منظوم ایران، سید حسن امین.
بررسی و تحلیل سبک شخصی خسرو فرشیدورد در
دفتر شعر صلای عشق
اسماعیل تاج¬بخش
لیلا حسن¬زاده
فرشیدورد، از ادیبان و پژوهشگران معاصر است که بیشتر در حوزۀ دستور زبان آثاری از خود به یادگار گذاشته است. اشعاری نیز به¬صورت پراکنده، در دفترهای مختلف از او به¬جا مانده است که نشان از ذوق شاعری، قریحه و روحیۀ حساس او دارند و با بیانی ساده و روان سروده شده¬اند. در این پژوهش، تنها دفتر شعری «صلای عشق» مورد سنجش سبک¬شناسانه قرار گرفته است. اشعار او، ساده، روان و دلنشین هستند و به¬صورت معمولی از آرایه¬های ادبی استفاده کرده است و آنچه در این تحقیق، بیشتر به آن پرداخته شده، سطح فکری اشعار اوست.
کلید واژه ها: فرشیدورد، صلای عشق، سبک¬شناسی.
نگاهی به برخی واژه های ترکی دیوان خاقانی
دکتراسماعیل تاج بخش
دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی تهران
بهنام صادقیان(نویسنده مسئول)
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
وجود واژه های ترکی در زبان وادبیات فارسی نشانه ی ارتباط این دو زبان با یکدیگر است. از آنجایی که دیوان خاقانی نیز تحت تاثیر این ارتباط زبانی بوده است؛ در این مقاله سعی شده است سی واژه ترکی از میان واژه های ترکیِ به کار رفته در دیوان خاقانی، معــرفی وبا استناد به منابع موجـود از نظر ریشه شناسی مورد بررسی قرار گیرد. امید است این مقاله بتواند با ارائه تحلیلی درست از این واژگان، برای مطالعه کنندگان آثار خاقانی سودمند باشد.
کلید واژه ها: دیوان خاقانی، ارتباط زبانی، واژه ترکی، ریشه شناسی.
نقدی بر داستان "حرکت زیبا و آسان"
اسماعیل تاج¬بخش
لیلا حسن زاده
داستان «حرکت زیبا و آسان» داستان کوتاه پسامدرنی از ابوتراب خسروی است که در این مقاله سعی شده است با بحث بر روی تقابل¬ها و نشانه¬ها و نمادهای آن، نقد و بررسی شود. ابوتراب خسروی در این داستان با بیانی طنزگونه و نثری روان، به طرح موضوع فلسفی و نفی ثنویت پرداخته است.
کلید واژه¬ها: ابوتراب خسروی، داستانحرکت زیبا و آسان، نقد، تقابل،نشانه شناسی.
مولانا یعقوب چرخی و تفسیر او
شریف جان تاجی بایوف
در این مقاله ضمن مروری به احوال و آثار یکی از عرفا و مشایخ معروف سدهی 14 میلادی مولانا یعقوب چرخی، به بررسی «تفسیر سورهی فاتحه و دو جزء آخر قرآن کریم» او که از میان آثار متعددش شهرت و محبوبیت پیدا نموده است، پرداخته میشود.مؤلف قید مینماید که تفسیر با لحن وعظ و اندرز نگاشته شده، اغلب مباحث و مطالب تفسیری در اثر بر محور آداب دین و مذهب سنّت و جماعت چرخ میخورند. در تفسیر تأثیر طریقت نقشبندی بر اندیشه و آرای مفسّر، که خود یکی از پیشگامان سلوک نقشبندی بود، برعلا [آشکارا] به مشاهده میرسد. در «تفسیر» ذوق شاعری، شعرفهمی و فکر دانشورانهی مفسّر به هم آمدهاند. مولانا یعقوب در بعضی حالات برای افادهی آرا و اندیشهی خود پی در پی از شعر، خاصه از اشعار غنایی و عرفانی جلالالدّین رومی، حکیم سنایی غزنوی، عراقی و سعدی مدد جسته است که این رنگ خاصی به گفتار او بخشیده است.
کلیدواژه ها: مولانا یعقوب چرخی، تفسیر قرآن، سبک و اسلوب بیان، ویژگیهای تفسیر، شیوهی پند و اندرزی تفسیر.
انسجام واژگانی و بسامد آن در کتاب تنگسیر
گیتی تاکی
(استادیاردانشگاه سیستان و بلوچستان)
امیرقیصی پور (کارشناسی ارشد)
متن شامل مجموعه جملاتی است که به نحو خاصی بهم مرتبط شده اند. به این معنا که ارتباط از طریق ابزار های خاصی صورت می گیرد که باعث بهم پیوستگی متن و اصطلاحاً انسجام متن می شوند . یکی از راههای ایجاد انسجام متنی ، انسجام واژگانی است.در این نوع انسجام با انتخاب واژه هایی سر و کار داریم که به طریقی به مطالب قبل مربوط هستند ، به عبارت دیگر انسجام واژگانی هماهنگی واژگان دو یا چند جمله با هم است که روابط مفهومی را در نظام معنایی برقرار می کنند. در این پژو هش تلاش شده است تا ابزارهای چندگانه ایجاد انسجام واژگانی از دیدگاه هلیدی و حسن (1976) در کتاب تنگسیر نوشته صادق چوبک بررسی و ارایه شود آنها انسجام واژگانی را تحت عنوان تکرار و با همایی تقسیم بندی کرده اند. بازایی یا تکرار کاربرد واژه هایی است که به نحوی به واژه های قبل ارجاع می یابد و شامل هم معنایی ، تضاد معنایی و شمول معنایی است . با هم ایی ،هم نشینی واژه هایی است که که چه از نظر مفهومی و چه از نظر عرفی با هم مرتبط اند. در این پژوهش تمامی موارد انسجام واژگانی از این دیدگاه شناسایی شده و در جداول خاص همراه با بسامد انها ارایه شده اند. با مقایسه میزان استفاده آنها باهم چنین بر می اید که در این کتاب ،تکرار بیشترین بسامد در بین عوامل انسجام واژگانی را داراست. متن کتاب نیز با توجه به استفاده بجا از عوامل انسجام واژگانی از انسجام مناسبی برخوردار است.
کلید واژه ها : انسجام متنی ، انسجام وا ژگانی ، سا ختار متن، تکرار، باهمایی.
مقايسۀ دو مكتب امپرسيونيسم و اكسپرسيونيسم در دو داستان كوتاه ايراني
منصوره تديني
استاديار دانشگاه آزاد اسلامي ايران، واحد رامهرمز
استاديار مدعو در دانشگاه علامه طباطبايي
در اين جستار ابتدا مختصات دو مكتب ادبي امپرسيونيسم و اكسپرسيونيسم بهاختصار تشريح شده و سپس با مقايسۀ نقاشيهايي از اين دو مكتب، تفاوتهاي اين دو جريان هنري، كه هر دو متعلق به نيمۀ اول قرن بيستم و دوران موسوم به مدرنيسم هستند، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. پس از اين بخش مقدماتي نظري، همين مختصات در عرصۀ داستان و در دو داستان كوتاه ايراني كاوش شدهاند. نتايج حاصل، با توجه به نمونههاي مختلف داستاني، ميتواند در رفع برخي ابهامات مربوط به اين مكاتب ادبي راهگشا باشد. مثلاً تفاوت مهم بين دو مكتب امپرسيونيسم و اكسپرسيونيسم در بيروني بودن يا دروني و انتزاعي بودن موضوع اصلي نهفته است. همچنين تلاش شده مرزهاي مبهم و گاه مخدوش بين مكاتب اكسپرسيونيسم و رئاليسم جادويي، در عرصۀ ادبيات داستاني روشن شود. ميتوان گفت تفاوت مهم داستان اكسپرسيونيستي با رئاليسم جادويي – كه اغلب در ايران با يكديگر اشتباه شدهاند.- در اين است، كه امر غريب و شگفت در داستان اكسپرسيونيستي ربطي بهعقايد عاميانه و خرافي و افسانهاي ندارد، حال آنكه در رئاليسم جادويي - همان گونه كه گابريل گارسيا ماركز، نويسندۀ آمريكاي لاتين بنيان آن را گذاشت و در ايران نيز منيرو روانيپور با بهره بردن از عقايد بوميان جنوب ايران در داستانهاي خود ماهرانه اين شيوه را بهكار گرفت – امر عجيب و فراواقعي كاملاً براساس اعتقادات افسانهاي و خرافي بوميان مناطق مختلف شكل ميگيرد.
كليد واژه ها: امپرسيونيسم، اكسپرسيونيسم، رئاليسم جادويي، منيرو روانيپور، شهرنوش پارسي پور.
بازخواني مثنوي سلامان و ابسال از منظر نقد روانكاوانه
منصوره تديني استاديار دانشگاه آزاد اسلامي ايران، واحد رامهرمز
و استاد مدعو در دانشگاه علامه طباطبايي
در اين جستار داستان سلامان و ابسال سرودۀ نورالدين عبدالرحمن جامي، بر اساس نظريۀ روانكاوي فرويد، از ديدگاهي نو مورد واكاوي قرار گرفته و براي اين تفسير روانشناسانه مصداقهايي از ابيات داستان ارائه شده است. اين داستان كه منشأ يوناني دارد و روايتهاي متفاوتي از آن موجود است، تمثيلي است با روية عاشقانه و بنا بر نظر جامي حاوي تفسيري عرفاني. ابسال زني است كه بهعنوان دايه (جانشين مادر) سلامان را از كودكي پرورش و حتي شير ميدهد، او از همان كودكي عاشق سلامان است و عاقبت با رسيدن سلامان بهرشد، عشق او را بهدست ميآورد. آن دو ملامتهاي پدر (قانون پدر و اجتماع= فرامن) را نميپذيرند و با هم ميگريزند، اما در فرجام داستان سلامان پند پدر را ميپذيرد و تسليم ميشود (تشرّف). ابسال در گذر از آتش بهسبب گناهكاري ميسوزد و پدر تاج و تخت را بهسلامان نادم تسليم ميكند. با توجه بهنظر فرويد در مورد تحولات رواني كودك در حدود 6-4 سالگي، كه او آن را مرحلۀ اديپي مينامد، كودك در اين دوره با قانون پدر و جامعه مواجهه پيدا ميكند و پس از ستيزي كوتاهمدت بدان گردن مينهد. گذار از اين مرحله، كه بهطور طبيعي منجر بهپذيرش قانون پدر و جامعه و تسليم بدان ميشود، بهمنزلۀ سلامت رواني فرد و انطباق او با عرف، مذهب و قوانين اجتماعي است. ميتوان اين داستان را تمثيلي قديمي براي اين تحوّل رواني دانست. طبق قانون ويلهم ديلتاي در مورد دور هرمنوتيك، تمام اجزاي اين تمثيل با كلّ آن همخواني دارند و قابل تفسير روانشناسانه و انطباق بر اين نظريۀ فرويد هستند؛ همچنانكه خود فرويد نيز آثاري از شكسپير، داستايوسكي و داوينچي را بدين طريق بازخواني روانكاوانه كرد. اين تفسير روانشناسانه هيچگونه منافاتي با تفسير عرفاني ندارد و در واقع بسيار نزديك و حتي منطبق بر آن است. همچنانكه از قديم گفته شده: «من عرف نفسه، فقد عرف ربه» و يكي از مهمترين طرق خداشناسي را از راه خودشناسي دانستهاند.
کلید واژه ها: عبدالرحمن جامي، سلامان و ابسال، نقد روانكاوانه، فرويد، مرحلۀ اديپي.
بررسی نقش جنسیت در برقراری ارتباطات در داستان " بهترین دوستان"
ستاره ترابی
محبوبه عباسی
پژوهش حاضر به بررسی نقش جنسیت در برقراری ارتباطات و به ویژه ارتباط دوستی در میان کودکان، شیوه¬ی برقراری این ارتباط و همچنین تأثیر آن بر انتخاب نوع جنس همبازی ( دختر یا پسر بودن ) می¬پردازد. روش این پژوهش بر اساس جامعه شناسی جنسیت و در چارچوب نظریه¬ی یادگیری اجتماعی است. در مورد جنسیت و جامعه شناسی جنسیت، پژوهش¬های زیادی صورت گرفته است اما مقاله¬ای به صورت ویژه در مورد نقش جنسیت در ارتباطات و به طور خاص در کتاب “ بهترین دوستان “ نوشته نشده است. یافته¬های پژوهش نشان می¬دهد که بسیاری از رفتارهایی که کودکان در ارتباطات خود با دیگران و به ویژه در شبکه¬ی همسالان و گروه¬های دوستی از خود بروز می¬دهند رابطه¬ای مستقیم با جنسیت آن¬ها دارد. برخی از این رفتارها، غریزی و ناخودآگاه است اما در بیشتر موارد تحت تأثیر هنجارها و الگوهایی است که در جامعه شکل گرفته و تثبیت شده است.
کلید واژه ها : جنسیت، ارتباط، دوستی، بهترین دوستان، یادگیری اجتماعی.
زیباییشناسی غزلی از حافظ با تکیه بر نقد فرماليستي
دکتر منوچهرتشکری
عضو هیت علمیدانشگاه شهید چمران اهواز
سارا رفیعی
کارشناس ارشددانشگاه شهید چمران اهواز
فرمالیسم یا صورتگرایی، نوعی نظریه و تحلیل ادبی است که در نیمهی دوم قرن بیستم در مسکو و پراگ پدید آمد. این حوزه از تحلیل و نقد ادبی ، ادبیات را از دیدگاه زبان شناسی بررسی میکند و اثر ادبی را یک مساله ي صرفا زبانی میداند و فرم وشکل اثر را مبنای تحلیل زیبایی شناسی و راه رسیدن به معنای نهفته در اثر ادبی در نظر میگیرد و در حقیقت، شکل اثر ادبی را آفریننده¬ی معنا و مفهوم تلقی میکند. حافظ شاعر بزرگ کلاسیک فارسی، به شکل و صورت در غزلیاتش اهمیت فراوانی داده است. او با تسلّطی که بر زبان فارسی داشته، عالیترین نمودهای زیبایی در زبان را در شعر خود خلق کرده وصورتهای بسیار متنوّع را با کمک ذوق متعالی خویش آفریده است. همچنین وي با به کار گیری زبان ادبی، یعنی استفادهی کامل از بدیع ، بیان و ایجاد روابط متعدد موسیقایی و معنایی، توانسته است نقش زیبایی شناختی زبان را در کنار نقش معنا رسانی آن به کمال برساند. در این مقاله، كوشش برآن است که غزلی از حافظ با توجه به دیدگاههای زیبایی شناسی یاکوبسن و شکلوفسکی بررسی شود.
کلید واژه ها: زیبایی شناسی، فرمالیسم، حافظ ، برجسته سازی، عادت ستیزی.
جلوه های پايداري در شعر كودك و نوجوان (مشروطه ،پهلوی،انقلاب اسلامی)
طاهره تقوی شوازی
کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی
از كهنترين ايّام پايداري در برابر دشمن دروني)نفس (حاكمان ستمگر و قوم بيگانه در شعر و نثر مردمان اين سامان نمود داشته، امّا توجّه پررنگتر به اين قضيّه و البتّه مخاطب كودك و نوجوان، بيش از گذشته، نتيجهي عصر تحوّل و دگرگوني، عصر آزاديخواهي و ظلمستيزي، دوران نفي سلطهي بيگانه، مشروطه است. در اين برهه از زمان، شاعران ضمن سرودن اشعار كودكانه، در اشعارشان آزادمنشي و ظلمستيزي را فرياد زدند. آنان با اين نگرش كوشيدند به كودك ايراني بياموزند در برابر بيداد و استبداد نبایدتسليم شد، بنابراين ، عاطفه و احساس و انديشهي خود را براي رسيدن بدين منظور بهخوبي به خدمت گرفتند. از اين دوران به بعد، بر تعداد اشعاري كه با تخيّل و زبان و درك و هيجان كودكان و نوجوانان تناسب داشته باشد، افزوده شد؛ اشعاري ماندگار و تأثيرگذار كه كودكان آنها را ميفهميدند و بزرگسالان هم ميپسنديدند يا بالعكس؛ بزرگسالان ميفهميدند و كودكان از شنيدنش لذّت ميبردند. البتّه، ذكر اين نكته ضروري است كه در دوران مشروطه و پهلوي، برخي از شعرا شعرشان را در ظرف زبان كودكانه ارائه كردند تا از تعقيب و سانسور عوامل حكومت مصون مانده، اتّهامي متوجّه خود نسازند. بنابراین گاهي، شاعران اشعاري كودكانه با اهداف سياسي و البتّه گاهي هم اشعاري صرفاً كودكانه، تنها براي خوشامد كودكان سرودند.این جستار بنا داردجلوه های پایداری را در برخی ازاشعار کودکانه دوران مشروطه ،پهلوی وانقلاب اسلامی بررسی کند.
کلیدواژه ها: پایداری،شعرکودکونوجوان،مشروطه،پهلوی،انقلاب اسلامی.
سیمای زن در اشعار فروغ فرخزاد و غادة السّمان
دکتر حسین تقوی
استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه آزاد اسلامی چالوس
دکتر فرشته مؤمنی
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی چالوس
دکتر حسن گودرزی لمراسکی
استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه مازندران
نادر ابراهیمیان
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
زن و حقوق زنان همواره در طول تاریخ تحت تأثیر حاکمان و قدرتمندان قرار داشته و دارد. در دنیای امروز با وجود حرکت های اجتماعی و فرهنگی به ویژه فعالیت های زنان ، مظلومیت زن همچنان در جامعه مدرن به چشم میخورد. در این مقاله نگاه و اندیشهی دو شاعر بزرگ معاصر ایران و جهان عرب (فروغ فرخزاد و غادة السّمان) نسبت به زن بررسی شده است. این مقاله نشان میدهد که هر دو شاعر با زبانی ساده و روان و با نگاهی انسانی دربارهی زن شعر سرودهاند. و با صراحت و شجاعت فریاد بر میآورند و هویت خود را به عنوان یک زن و یک انسان در جامعهی مرد سالار آشکار اعلان می کنند .
کلید واژه ها: زن ،غادة السّمان ، فروغ فرخزاد، شعر
پرسش از ادبیات تطبیقی
احمد تمیم داری
استاد دانشگاه علامه طباطبایی
آیا واقعا ادبیات تطبیقی وجود دارد؟ اگر بر پایه نظریه¬های امروزین ادبیات را بخشی از فرهنگ بدانیم و آن را با هنرهای دیگر پیوند دهیم و آن¬گاه فرهنگ¬ها را با یکدیگر مقایسه کنیم چه نتیجه¬هایی بدست خواهد آمد؟ منظور از ادبیات تطبیقی آن است که آثار نظم و نثر از چند زبان گوناگون کاملاً با هم تطبیق می¬شوند و هم¬چون چند مربع و مستطیل هم اندازه اضلاع و زوایایشان روی هم قرار می¬گیرند؟ آیا مطالعه تطبیقی در ادبیات کشورهای گوناگون رشد ادبیات ملّی را موجب می گردد؟ از دو شیوه ادبیات تطبیقی فرانسوی و آمریکایی کدام مطلوب¬تر است؟ آیا نویسندگانی که به ترجمه آثار ادبی به فارسی پرداخته¬اند در جهت ادبیات تطبیقی گام برداشته¬اند؟ نقش ترجمه¬ی آثار ادبی و در توسعه ادبیات تطبیقی و ادبیات ملی چگونه است؟ مطالعات تطبیقی بی آن که موجب رشد ادبیات ملی شود به چه کار می آید؟ در رشته ادبیات تطبیقی صرف تحقیق و مقایسه مکتب¬ها و سبک¬ها و انواع و ادوار ادبی کافی است؟ یا اینکه در جهت تولید ادبی باید طرحی ریخته شود؟ آیا در گذشته ایام بی¬آن¬که نظریه پردازی رایج باشد ادبیات تطبیقی جنبه¬ی تولیدی و کاربردی داشته است؟ آیا ادبیات تطبیقی واقعاً برای تولیدکنندگان آثار ادبی جدید راهگشا بوده است؟
کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی، مکتب فرانسوی، مکتب آمریکایی، ترجمه ادبی.
اقبال لاهوری و مفهوم وحدت
احمد تمیم داری
استاد دانشگاه علامه طباطبایی
علامه محمد اقبال (1938-1877) فیلسوف مسلمان، شاعر و رهبر سیاسی، در سیالکوت هندوستان (پاکستان کنونی) زاده گشت. در سال 1927 میلادی به عنوان قانونگذار در مجلس استان پنجاب انتخاب گردید و در سال 1930 میلادی رهبری حزب مسلم لیگ را به عهده گرفت. او در آغاز حامی وحدت هندو و مسلم بود و از یک دولت واحد طرفداری می نمود، اما سپس مدافع کشور مستقل برای مسلمانان شد که در نهایت به استقلال پاکستان منجر گردید. اقبال علاوه بر داشتن فرضیه و فلسفه ی سیاسی، در روزگار خویش پیشروترین متفکر اسلامی به شمار می آمد. وی ادبیات و فلسفه خود را به زبان های اردو، انگلیسی و فارسی منتشر کرد و بر احیاء رستگاری اسلامی و معنوی از طریق خودسازی، صداقت اخلاقی و آزادی فردی، تکیه داشت. آثار فراوانی از خود به جای نهاد از جمله «اسرار خودی» (1915) به صورت شعری بلند،«پیام مشرق» (1923) و «احیاء فکر دینی در اسلام» (1934) را باید نام برد. اگرچه علامه اقبال زمانی طولانی در قید حیات دنیوی نماند تا تأسیس پاکستان را در سال 1947 میلادی شاهد باشد، با این وصف پدر معنوی و نمادین کشور پاکستان به شمار می آید. او در 21 آوریل 1938 رحلت یافت. ملت مسلمان پاکستان این روز را به یاد علامه اقبال بسیار بزرگ می دارند.
بررسي تطبيقي نگرش به زن در شعر فارسي و عربي
(با تأكيد بر اشعار ملك الشعراي بهار، جميل صدقي زهاوي و معروف رصافي)
محمودرضا توكلي محمدي
هيأت علمي دانشگاه قم و دانشجوي دكتري دانشگاه تهران
بتول ملكي/ كارشناس ارشد زبان و ادبيات عربي دانشگاه قم
شهيده نوريها/ كارشناس ارشد زبان و ادبيات عربي دانشگاه قم
ايرانِ عصر مشروطه و عراقِ عصر نهضت را بايد جامعههايي در حال گذر بناميم؛ هر دو كشور در حال عبور از جامعهي سنتي و پاي نهادن به دنياي جديد و مفاهيمي بودند كه براي آنها تازگي و جذابيت داشته و پيش از اين با آن بيگانه بودند. مفاهيمي چون آزادي، وطن دوستي، روشن فكري، استبداد ستيزي، آزادي زنان، سوسياليسم، كمونيسم و... از جمله مسائلي است كه در اين جوامع در حال گذر خود را مطرح كرده و نتايج مثبت و منفي بيشماري را در اين كشورها از خود برجاي گذاشت. اين شرايط تقريبا بر تمامي خاورميانه حاكم بود، اما در مورد ايران و عراق نكتهي قابل توجه عبارت است از شباهت بيش از حد دو كشور در زمينهي زيرساختهاي اجتماعي و فرهنگي و رخدادهاي سياسي، اجتماعي و مذهبي كه دو كشور با آن دست به گريبان بودند. اين امر به نوبهي خود در فرهنگ و ادبيات دو ملت نيز تأثير گذاشته و به زباني ديگر شباهتهاي موجود در گسترههاي ديني و فرهنگي و اجتماعي در ايران عصر مشروطه و عراق عصر نهضت باعث شد شعرا و ادباي دو كشور بدون اينكه از آثار ادبي يكديگر اطلاع داشته باشند به بررسي موضوعها و درونمايههاي مشترك در اشعار خود بپردازند. اشتراك مضامين در ادبيات اين دوره در دو كشور گاهي آنقدر زياد است كه خواننده را به شگفتي وا ميدارد. يكي از اصليترين مضاميني كه به عنوان زيرمجموعهاي از شعر اجتماعي در ادبيات اين دوره رخ نمود، مباحث مربوط به زنان و بررسي مسائل و مشكلات مربوط به آنها در دل شعر و نثر بود. با توجه به آنچه گذشت مقالهي حاضر در صدد است تا با بررسي ديدگاه ملك الشعراي بهار در ايران و جميل صدقي زهاوي و معروف الرصافي در عراق به بررسي نگرش اين سه شاعر ملي و ميهني به مبحث زن در جامعه پرداخته و با مشخص نمودن مضامين مشترك ميان سه شاعر در اين موضوع، به كنكاش در اين نكته بپردازد كه آيا ميان معروف رصافي و جميل صدقي زهاوي در عراق و ملك الشعراي بهار در ايران -كه هم عصر بوده و بخشي از حيات ادبي آنها در يك زمان واقع شده- تأثير و تأثري وجود داشته يا وجود اين مضامين مشترك به خاطر شرايط سياسي و اجتماعي مشابه حاكم بر كشور آنها بوده است. لازم به ذكر است كه اين تطبيق بر پايهي مدرسهي اروپاي شرقي «سلافيه» در زمينهي ادبيات تطيقي به انجام رسيده است.
كليد واژهها: ملك الشعراي بهار، جميل صدقي زهاوي، معروف رصافي، مشروطه، عصر نهضت، زن.
بررسی تطبیقی نمادها دراشعارسهراب سپهری وفروغ فرخزاد
صفیه توکلی مقدم
مربی، دانشگاه پیام نور، تهران-ایران
ازآن جاکه نمادها دریچه ای ازدنیای ناشناخته ذهن ودرون شاعررابه روی مامی گشایدومارا به معانی نهفته درپس واژه ها سوق می دهد،یکیازراه های دریافت وجوه اشتراک واختلاف میان شعرابه حساب می آید.سهراب سپهری وفروغ فرخزاد ازجمله شاعران نمادپرداز معاصر هستندکه دراین مقاله تلاش شده است با بررسی تطبیقی نمادهاودسته بندی آن دراشعارایشان ،به وجوه اشتراک واختلاف اندیشه این دوشاعرکه ازنظرساختارشعری به هم نزدیکند دست یابیم.
کلیدواژهها:نماد،شعر،تطبیق، سهراب سپهری،فروغ فرخزاد.
جلوههای ادب پایداری در شعر علیرضا قزوه
فاطمه تیمورپور و فریده خواجهپور(کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی)
ادبیات پایداری که عبارت از مجموعه سرودهها و نوشتههایی است که مقاومت و پایداری یک ملت را در برابر عوامل استبداد داخلی و یا بیگانگان و دشمنان خارجی به تصویر میکشد، در ادبیات معاصر در قالب ادبیات دفاع مقدس تجلی یافت. مقاله حاضر به بررسی جلوههای ادبیات پایداری در سرودههای علیرضا قزوه، یکی از گویاترین و شیواترین شعرهای دفاع مقدس، در سه سطح زبانی، ادبی و فکری میپردازد تا نشان دهد خصایص و جلوههای ادب پایداری در شعر این شاعر چگونه تجلی یافته است. این بررسی نشان میدهد جلوههای ادب پایداری در سطح زبانی در قالب الفاظ دینی – مذهبی؛ در سطح ادبی در قالب تصاویر تشبیه، تشخیص و تلمیح و در سطح فکری – معنایی در قالب مضامین حسرت، اعتراض و تمسخر و طنز از نمود و جلوهی ویژهای نسبت به سایر موارد برخوردار است.
کلید واژه ها : ادبیات پایداری، شعر دفاع مقدس، علیرضا قزوه.
تشخیص در سرودههای علیرضا قزوه
فاطمه تیمورپور
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
سروده های علیرضا قزوه که در پنج مجموعهی شعری گردآمدهاند، سرودههایی پویا و جاندارند. این تحرک و پویایی شعر قزوه نتیجه رسوخ و نفوذ صفات، افعال و حالات انسانی در اشیاء و عناصر بیجان طبیعت است که آن را تشخیص مینامند. پژوهش حاضر به بررسی تشخیص در سرودههای علیرضا قزوه میپردازد تا نشان دهد تشخیص در شعر او چگونه تجلی یافته است و مشخصههای اصلی آن چیست. نتایج بدست آمده نشان می دهد که برجستهترین مشخصه تشخیص در شعر قزوه، تشخیصهای نادر و بکر اوست که بیانگر درد جامعه و مردم و اعتراض شاعر به بیعدالتی است. پویایی و تحرک شعرقزوه که ناشی از نسبت دادن فعل انسانی به امور بیجان است، رنگ دینی و مذهبی تشخیص، تلفیق این تصویر با سایر تصاویر و طبیعت زنده و پویا از دیگر ویژگیهای تشخیص در شعر قزوه است.
کلید واژه ها: تشخیص، شعر دفاع مقدس، علیرضا قزوه.
بررسی چند واژه ترکی در تاریخ بیهقی
بی بی صدیقه جاذبی
روانی و سلاست تاریخ بیهقی تا آن حد است که حتی بدون دانستن معنای چند واژهی نامفهوم هم، آنرا می توان درک کرد و پی به شیرینی بیان نویسندهاش برد؛ اما بررسی و رمزگشایی از واژههای نامفهوم یا مبهم و یا دانستن معانی واژههایی خاص و اعلام میتواند خوانندگان را به درک بهتر از کتاب راهنمایی کند و برای آنها مفید واقع شود. در تاریخ بیهقی لغات و بهخصوص اعلامِ ترکی قابل توجهی وجود دارد که دانستن آنها میتواند برای خوانندگان این کتاب جذاب باشد. در رابطه با لغات ترکی تاریخ بیهقی کارهای ارزندهی بسیاری انجام شده است. بیشتر لغات ترکی این کتاب معنی شده و مقالاتی نیز در راستای بعضی از واژهها نوشته شده است. در این پژوهش، نویسنده چند واژه ترکی در تاریخ بیهقی را مورد بررسی قرار داده که تاکنون از سوی پژوهشگران رمزگشایی نشده است و اگر هم شده، نویسنده باتوجه به مطالعاتی که انجام داده، نظر دیگری راجع به معنی آن دارد. لغاتی چون «دندانقان»، «آوار» و... از جمله واژگانی هستند که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.
کلید واژه ها: تاریخ بیهقی، لغات ترکی، بررسی.
نقد فنی و روان شناسی اشعار همعصران رودکی
دکتر ناصر جان نثاری
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مجلسی اصفهان
حیاتِ دانش به نقد و ردّ آثار پدید آمده است. و شناخت ارزش آثار وخلاقیت های ادبی و تمیز درستی از نادرستی آنها به نقد ادبی است. به ویژه نقد فنی و روان شناسی آثارِ کلاسیک ادبِ فارسی. این مقاله درآمدی است بر نقد فنی و روان شناسی آثارِ حداقل هشتاد و دو شاعر معاصر رودکی، در این مقاله علاوه بر بررسی صورت شعر و هنرنمایی های فنی شاعران، به درون مایه های روان شناختی آنها نیز توجه شده است.در این مقاله پس از نقد نظریات فلاسفه یونان و تاثیر آنها بر آثار ادبی کلاسیک دوره اول(سبک خراسانی اول) آثار شاعران مذکور از دو منظر فنی وروان شناختی ودرون مایه ها ،بررسی شده است. در نقد فنی آثار این دوره،دانش های ادبی مورد نظر شاعران نیز، مورد توجه بوده است.بطوری که در آرایه های لفظی جناس ودر آرایه های معنوی تشبیه و استعاره مصرحه کاربرد بیشتری داشته.در نقد روان شناسی شاعران این دوره،در ایجاد فضای شاد ،دست توانایی دارند.
کلید واژه ها: درون مایه ها، آرایه های لفظی ، آرایه های معنوی، همروزگاران رودکی.
ساختار فعل در گويش بَکَکی
عظیم جبّاره ناصرو
استادیار دانشگاه جهرم
بهرام شعبانی
استادیار دانشگاه جهرم
گویش بَکَکی، یکی از گویشهای در حال نابودی استان فارس است. این گویش در روستای بَکَک- از روستاهای منطقه¬ی کوهمره سرخی شیراز- رواج دارد. با توجه به اين نكته كه در معرفي اين گويش، تقريباً هيچگونه تلاش علمي و پژوهشي انجام نگرفته است، گرد آوري اطلاعات براي به سامان رسانيدن مقالهي حاضر، بيشتر بر پايهي تحقيقات ميداني در منطقه صورت گرفته است. در بخشهاي گوناگون اين مقاله، ساختمان فعل از نظر شناسههاي فعل و مادهي فعل، صفت مفعولي، پيشوندهاي فعلي- كه خود شامل پيشوندهاي صرفي و ثابت ميشود- و افعال كمكي در بخشهاي جداگانهاي با ذكر مثالهاي گوناگون بررسي شده است. همچنين ساخت فعل در زمانهاي گوناگون اعم از گذشته، حال و آينده، شامل ساختمان گذشتهي ساده، گذشتهي استمراري، گذشتهي دور، گذشتهي التزامي و حال ساده، حال كامل، حال التزامي و ساختمان فعل امر و ساخت فعل مجهول اعم از حال سادهي مجهول، حال كامل مجهول، حال التزامي مجهول، گذشتهي سادهي مجهول، گذشتهي استمراري مجهول، گذشتهي دور مجهول، گذشتهي التزامي مجهول با ذكر نمونه توضيح داده شده و در آخر مطالبي زير عنوان عامل سببي و مصدر ياد شده است.
کلید واژه ها:گويش بَکَکی، ساختمان فعل، شناسه، ماده¬ي فعل، ستاک.
بررسي سیر تصنیف¬سرایی در دوره¬ی قاجار
عظيم جباره ناصرو*
استادیار دانشگاه جهرم
بهرام شعبانی
استادیار دانشگاه جهرم
از اواخر دورهي قاجار و در آستانهي جنبش مشروطه خواهي، تصنيف سازي در ايران رونق گرفت. بيشتر تصنيفهاي اين دوره بازتاب آرمانهاي جنبش مشروطه خواهي و اوضاع سياسي و اجتماعي اين دوران است. تصنيف سرايي در اين دوره به دو بخش تقسيم ميشود: 1- تصنيفهايي كه به وسيلهي شاعران گمنام سروده شده است. در بيشتر اين تصنيفها پيوند چنداني ميان شعر و موسيقي ديده نميشود. 2- تصنيفهايي كه به وسيلهي شاعران و موسيقيدانان نامداري مانند علي اكبر شيدا و عارف قزويني سروده شده است كه پيوندي عميق ميان شعر و موسيقي در آنها ديده ميشود؛ اين پيوند معلول دو علت است:1- آشنايي علمي و دقيق آنها به تكنيكها و مفاهيم دستگاهها و گوشههاي موسيقي ايراني2- در بيشتر اين تصنيفها، سرايندهي شعر، خود آهنگساز بوده و پيوند ميان شعر و موسيقي را به بهترين شكل رعايت كرده است. از سوي ديگر، دو گونه مضمون در اين تصنيفها ديده ميشود: 1- مضامين عاشقانه كه ادامهي طبيعي تصنيف سرايي در دوران گذشته است؛ سرآمد اين گروه علي اكبر شيدا است. 2- تصنيفهايي كه براي بيان مقاصد ملي و وطني و براي تجليل آزادي سروده شدهاند؛ پيش رو اين گروه عارف قزويني است كه باعث شكلگيري جنبشي در تصنيف سرايي ميشود كه بعدها كساني مانند امير جاهد از سبك و شيوهي او پيروي ميكنند. در اين جستار كوشش شده است به بررسي چگونگی تصنیف¬سرایی در دوره¬ی قاجار پرداخته شود.
کلید واژه ها: شعر، موسيقي، تصنيف، دستگاه، وطن، عشق.
بازتاب آيات قرآن در ديوان اقبال لاهوری
مريم جعفرزاده
مدرس جامعه المصطفي العالميه
دکتر محمد اقبال لاهوری(1316- 1256ه.ش) متفکر و شاعر بزرگ پاکستان، به دو زبان اردو و فارسی شعر سروده و این هنر را برای رساندن پیام انقلابی و اخلاقی خود به مسلمانان جهان به¬کار گرفته است. با مطالعه¬ی اجمالی دیوان اشعار او، نشانه¬های گسترده ای از آشنایی شاعر با قرآن کریم و تأثیرپذیری او از آیات و حکایات و مضامین قرآنی به چشم می¬خورد. او ابیات متعددی در ستایش قرآن نیز دارد که در آن¬ها با استدلال و لحن حکیمانه به اهمیت قرآن اشاره¬ می¬کند. در این پژوهش که به بازتاب آیات قرآن در دیوان اقبال لاهوری اختصاص دارد، پس از معرفی مختصر اقبال و جایگاه قرآن در اندیشه¬ی او، به جلوه¬های گوناگون تأثیرپذیری شاعر از آیات قرآن پرداخته¬ می¬شود. در این بحث¬ها به نوع استفاده¬ی شاعر از آیه نظیر: اقتباس، حل، درج، تلمیح و نظایر آن¬ها نیز اشاره¬ شده و متن آیات و ترجمه¬ی آن¬ها نیز در کنار بیت مربوط آمده¬است.
کليدواژه¬ها: قرآن، اقبال لاهوری، شعر فارسی، تلمیح، اقتباس، حل.
تأثیرپذیری مأذون قشقایی از فردوسی
ابوالفضل جعفري
عليرضا خادم الفقرا
ادبيات تطبيقي به بررسي تلاقي ادبيات وبازنمودن خط سير پيوندهاي ادبي ملل واقوام گوناگون در زبان هاي مختلف وروابط پيچيده تاريخي از حيث تاثير گذاري وتاثير پذيري يكديگر ميپردازد.(سيدي،1382،7)با يك نگاه واقع گرايانه مشخص مي شود كه همه اقوام وملل تحت نفوذ فرهنگ يكديگر ودر سايه مشتركات فكري ،علايق وپيوندها زيسته اند وهمين دادو ستد هاي فرهنگي وادبي سبب تحرك وپويايي وموجب دوام وقوام جوامع بشري گرديده است درادب فارسي حكيم ابوالقاسم فردوسي از شعراي توانايي است كه در تاريخ هزار ساله پس از خود برذهن وزبان بيشتر شعرا تاثير گذاشته و مقلدان بسياري _ چه درزبان فارسي زبان وچه درزبان تركي _داشته است اين گويندگان به صورت هاي مختلف از عناصراساطيري و پهلواني شاهنامه بهره برداري كرده اند. ازجمله اين شعرا درادب تركي مي توان از شاعري قشقايي به نام ميرزا ماذون قشقايي (1313-1246ه.ق) شاعر ذولسانين ( تركي وفارسي ) نام برد . او كه يكي از بزرگ ترين شعراي زبان تركي قشقايي درعهد ناصراالدين شاه است درحقيقت واسطه العقد شاعران ايل است كه با توجه به منشي گري ومكتب داري ايلخانان قشقايي در عصر قاجاردراين عرصه بسيار خوش درخشيده است . او در سرودن شعر حماسي از شاگردان حكيم فردوسي است. دراصل اين مقاله كوشش نويسندگان براين بوده تا با بررسي ديوان ميرزا ماذون ، ميزان تاثير پذيري او از شاهنامه فردوسي در ابعاد تفاوت ها ، اشتراكات انديشه، مضمون ودرون مايه ، لفظ ومعنا وكاربرد آرايه هاي ادبي و... نمايانده شود . نتيجه قابل توجه اين پژوهش اين است كه ماذون به دلايلي از مسائل كشوري كمتر سخن گفته وبيشتر به مسائل مربوط به ايل قشقايي واقليم وسيع فارس پرداخته است . او اشعار تركي خود را با استفاده از قالب هاي قوشما( 11هجايي) وگرايلي (8 هجايي ) وشاختايي (15هجايي ) سروده است . هرچند اين شاعر در عرصه هاي ديگر شعري خود را به عنوان شاعري خلاق نشان داده است ولي در زمينه حماسه صرفا شاعري مقلد است كه بيشتر تعابير سرمشق خود را تكرار كرده وشايد به تفاوت هشتصد ساله زمان خود با فردوسي كمتر توجه نشان داده است .
كليد واژه ها : ادبيا ت تطبيقي ، فردوسي ، ماذون قشقايي ، شعر تركي وفارسي.
انعکاس شاهنامه بر اشعار ملک¬الشعرای بهار
دکترحمیدجعفری قریه علی
دکترسیدعلی قاسم زاده
افسانه علی مندگاری
شعرعصر مشروطه بهدلیل پیشگامی در انعکاس جهان بینیها و کیفیّت تحوّلات عمیق مضمونی در عرصه¬های فکری، فرهنگی و سیاسی- اجتماعی در تاریخ ادبیات ایران، شعری آوانگارد به شمار می¬آید. گرچه این نوگرایی درظاهر می¬توانست راه هرگونه سنّت¬گرایی را در پرداختن به انواع ادبی ببندد، به دلیل باورمندی شعرای سنّت مداری چون ملک¬الشعرای بهار به بهره گیری از ظرفیت¬های ادبیات کلاسیک، پیوستگی سنّت و تجدد ادبی را در بستر شعر مشروطه به جریانی مایه¬دار تبدیل کرد. در این میان شاید شاهنامه¬ی فردوسی بیش از هر اثر کلاسیک فارسی در شعر عصر مشروطه-چه در اوان پیدایش مشروطه و چه در هنگام استقرار آن –نمود داشته است؛ زیرا ماهیّت انقلابی و پرهیجان مشروطه بیش از هر چیز نیازمند تقویت همگرایی جمعی و قومی بود و خصایص حماسی و ظرفیّت¬های انگیزشی شاهنامه بهترین زمینه برای رسیدن به اهداف ساختاری به حساب می¬آمد. از این رو بخش قابل توجّهی از اشعار مشروطه خواهان از جمله «بهار» به استفاده از شگردها و خصایص سبکی شاهنامه معطوف است، به¬ویژه آنگاه که شاعر می¬کوشد به تناسب دگرگونی در جهان بینی خویش به قصد تهییج احساسات ملّی گرایانه و آزادی خواهانه از توانش حماسی شاهنامه در ایجاد هویّتی جمعی و انقلاب فکری بهره گیرد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد تحلیل بینامتنی کوشیده است، به کیفیّت انعکاس شاهنامه در اشعار«بهار» بپردازد. مطابق دستاوردهای این پژوهش، توجّه به قهرمان پردازی¬های فردوسی به ویژه طرح تقابلی شخصّیت¬های اشعار روایی«بهار» بر بنیاد اسطوره¬ای خیروشر، بیشترین نوع پیوند بینامتنی را به خود اختصاص داده است.
کلید واژه ها: شعر مشروطه، حماسه، شاهنامه¬ی فردوسی، ملک¬الشعرای بهار، بینامتنیت.
تجلی امشاسپندان، ایزدان و ایزدبانوان در منظومه خسرو و شیرین نظامی
طیبه جعفری
دانشجوی دکترای دانشگاه اصفهان
ایرانیان کهن در تبیین جهانبینی خود از شش امشاسپند(جاودان مقدس) نام میبرند که اهورامزدا ایشان را در ابتدای آفرینش، یعنی در سه هزاره نخست، از جوهر روشنی خویش آفریده است. هر امشاسپندی، گروهی از ایزدان و ایزدبانوان را در اختیار خود دارد که او را در خویشکاریاش یاری میدهند. اینان که محصول اندیشه گاهانی هستند و مینونان و ایزدان و ایزدبانوان دستیار آنها هر یک دارای صفتی هستند که به واسطه آن، آفرینش اهورامزدا را پشتیبانی میکنند. این آفریدگان مینوی که زمانی نسبتاً طولانی تقدیس میشدند و پاسداشت نمادهای گیتیانهشان بر مردم واجب بود، با گذشت زمان و با پدید آمدن اندیشهها و باورهای مذهبی نو، از زندگی روزمره ایرانیان رخت بربستند و ساکن عمیقترین نسوج ناخودآگاه جمعی آنها شدند و از آن پس آثار مکتوب و غیرمکتوبی که ریشه در فطرت و ناخوداگاهی شاعران و نویسندگان و دیگر هنرمندان ایرانزمین داشت، عرصه تجلی آنها شد. در میان این آثار برجسته، منظومه خسرو و شیرین نظامی، اثری است که پدیدآورنده آن در ترسیم شخصیتها و تبیین خویشکاری آنها از امشاسپندان، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد و برخی ایزدان چون: سروش و ایزدبانو اناهیتا الگوبرداری کرده است. پژوهش حاضر، کوششی در زمینه تبیین و تحلیل تجلی امشاسپندان و ایزدان و ایزدبانوان در منظومه خسرو و شیرین نظامی است.
کلیدواژهها: منظومه خسرو و شیرین، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و مرداد.
فولکلوریک و ارتباط آن با فانتزی در ادبیات کودک و نوجوان
دکتر مریم جلالی
استادیار وعضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند
پیوند واژه ی فولکلور که ریشه ای عمیق در سنت های قدیم دارد، با واژه ی فانتزی که کمتر با گذشته سر و کار دارد عجیب نیست. آنچه در این میان مهم است کشف رابطه ای است که می تواند بین فولکلور و فانتزی در ادبیات کودک و نوجوان وجود داشته باشد. نویسنده ی ادبیات فانتزی خالق دنیای محال است. او در خلق دنیای محالش گاهی نیازمند استفاده از فولکلور است و این کاربرد را در جهت ساختن واژه های خیالی و تاثیرگذار بر مخاطب استفاده می کند. کاربرد مطالب سنتی و فولکلوریک نیز در داستان های فانتزی این امکان را فراهم می سازد تا خوانندگان به طور ذاتی و ناخودآگاه، واقعیت و عمق فرهنگی دنیای محال ساختگی در داستان را درک کنند. در این ساختار از داستان ها، فقط به رفتار های خوب و بد اشاره نمی شود، بلکه ممکن است بازتابی نهفته داشته باشد و خواننده به طور غیر مستقیم به بازبینی نگرش یا عقاید سنتیِ دراز مدتی بپردازد که حداقل در یک دوره و زمان قابل قبول بوده است. در این مقاله به چند نمونه از این ارتباط در ادبیات کودک و نوجوان اشاره کرده و به تحلیل و بررسی آن پرداخته ایم.
کلید واژه ها: ادبیات. کودک و نوجوان. فولکلور. فانتزی.
استعاره از دیدگاه ابن سینا و جرجانی
مصطفی جلیلی تقویان
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه فردوسی مشهد
عبدلله رادمرد
دانشیار زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه فردوسی مشهد
به نزد ارسطو مجاز عبارت از این است که اسم چیزی را بر چیز دیگری نقل کنند. او جملات استعاری را کاذب نمی دانست چرا که زبان شعر از زبان روزمره جداست. از نظر او معیارهای صدق و کذب در شعر همان معیارهایی نیست که در نظریات سیاسی یا فنون دیگر به کار می روند. بنابراین نباید چندان در پی سنجش جملات شعری با ملاک صدق و کذب منطقی باشیم. ابن سینا استعاره را یکی از انواع محاکات می داند که به تشبیه نزدیک است. از نظر او نیز نباید شعر را به معیار صدق و کذب سنجید زیرا غایت شعر تلذذ نفس و ایجاد قبض و بسط در آن است. از دید جرجانی استعاره عبارتست از: استعمال لغتی توسط شاعر یا غیر شاعر در غیر اصلش در وضع لغوی. او نیز استعاره ها را کاذب نمی داند. اگرچه از نظر او یک گزاره شعری می تواند به لحاظ منطقی کاذب باشد اما شاعر هرگز قصد دروغگویی به مردم را ندارد بلک قصد او مبالغه در یک ویژگی است تا بتواند شعاع انتشار مطلبی را که در نظر دارد گسترش دهد. باری این مقاله در پی آنست تا صدق و کذب گزاره های شعری را بر اساس نظر ابن سینا ( 370-428 ق) و جرجانی (471 م) بررسی کند. از همین رو به تعریف استعاره می پردازد چنان که در فن الشعر ابن سینا واسرارالبلاغه جرجانی آمده است. سپس دیدگاه آنها درباره صدق و کذب گزاره های شعری توضیح داده می شود. از آنجا که دیدگاه آنها نزدیک یا مبتنی بر دیدگاه ارسطوست ناگزیر از طرح نظر او در این باب هستیم. هم از این رو در گام نخست به رای ارسطو درباره استعاره و مسئله صدق و کذب پرداخته می شود. این مقاله درپایان به این نتیجه می رسد که ازنظر جرجانی و ابن سینا استعاره تعریفی مشابه دارد اما از آنجا که این دو اندیشمند ایرانی زمینه فکری متفاوتی دارند نظرشان درباره صدق و کذب گزاره های شعری با یکدیگر متفاوت است.
کلیدواژه ها: استعاره، صدق و کذب گزاره های شعری، ارسطو، ابن سینا، جرجانی
فانتزی و کلیشه های جنسیتی ؛ با تحلیل مجموعه داستان فضانورد در کوره آجرپزی
عاطفه جمالی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
فضانورد در کوره¬ی آجرپزی نخستین اثر محمد محمدی نویسنده و پژوهشگر کودک و نوجوان است . این اثر ترکیبی از یک داستان واقع گرا با نام فضانورد در کوره¬ی آجرپزی و یک داستان فانتزی به نام حقیقت در زمین تنهاست ، است .برخی از منتقدان زن¬گرا برآنند که فانتزی قالبی خاص و واژگون ساز است . در فانتزی می¬شود بسیاری از تعاریف ثابت و راکد را تغییر داد و بسیاری از مفاهیم را از نو تعریف کرد . از جمله مفاهیمی که در فانتزی باز تعریف می¬شود مفهوم «زنانگی و مردانگی» و «کلیشه¬های جنسیتی» است . در فانتزی به دلیل شکل گرفتن در دنیای غیرواقعی و برخورداری از شخصیت های خیالی می¬توان تعاریف مردسالارانه¬ی جهان واقع را تغییر داد ؛ به عبارت دیگر چون در یک اثر فانتزی مؤلف متعهد به نمایش عینی واقعیت نیست و اساس آن مبتنی بر فراروی از جهان عادی روزمره است ، می¬توان بسیاری از کلیشه¬های تبعیض جنسی را شکست و «جنس و جنسیت» را دوباره تعریف کرد . در این مقاله کوشش شده است با مطالعه¬ی تطبیقی دو داستان نام برده از دیدگاهی زن گرایانه ، فرضیه¬ی کلیشه گریزی گونه¬ی فانتزی به آزمون کشیده شود . یافته¬ی نهایی مقاله حکایت از وجود کلیشه¬های جنسیتی در داستان واقع¬گرا و کمرنگ شدن آنها در داستان فانتزی و نگرش مبتنی بر برابری دو جنس دارد .
کلمات کلیدی : فضانورد در کوره¬ی آجرپزی ، فانتزی ، کلیشه¬های جنسیتی .
«جستـاری در مبحث مقاصد ثانوی جمله»
فاطمه جمـالی
علم معاني كه تحت تأثیر فن خطابة یونان باستان پديد آمده و در پرتو قرآن کریم شکوفا شده است، در ميان فنون مختلف بلاغي از دروني ترين مسايل زيبايي شناختي و ظریف ترین شیوه های تأثیر کلام سخن می گوید.از جمله قابليت های بلاغی این دانش،می توان به تحلیل و تبیین اندیشه و جهان بینی گوینده، بیان مقتضیات حال و مقام مخاطب و توسّع زبان،اشاره کرد که مبحث «مقاصد ثانوی خبر و انشا»، به عنوان یکی از مهمترین ارکان این علم، نقشی کارآمد و ویژه در این زمینه ایفا می کند. با این حال در کتاب های معانی بحث مستقل و مفصلی به آن اختصاص نیافته است بلکه، در دو بخش؛ اسناد خبری ذیل اغراض ثانوی خبر، و انواع انشا ذیل اغراض ثانوی پرسش، امر، نهی و ندا به این مبحث پرداخته اند. نظر به اهمیّت این بحث و نقش آن در بررسی کلام و رعایت اقتضای حال مخاطب و فوائد آن در نقد ادبی، سبک¬شناسی و فهم متون کهن و جدید،بازبینی آن ضرورت می یابد که پژوهش حاضر پس از تحقیق در امهات کتب بلاغی بدان پرداخته است. نتایج حاصل از بررسی کارکرد اغراض ثانوی جمله به همراه جداول مربوط به هریک، بیانگر مطالب درخور توجّهی نظیر: نوع و تعداد اغراض، تفاوت و تنوّع آن واختلاف معنی دار در ذکر این مقاصد ثانوی است.
کلید واژه ها : علم معانی، مقاصد ثانوی جمله، خبر، انواع انشا.
آرزوی تحقق نیافته دانشوردر سوشون ، جزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان
دکتر لیلی جمالی
استادیار زبان و ادبیات انگلیسی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
شکوفه ذریه حبیب
دانشجوی کارشناسی ارشد
زبان و ادبیات انگلیسی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
مقاله حاضر بر آن است تا شخصیتهای اصلی زن را در رمانهای سیمین دانشور مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.هدف اصلی این مقاله تحلیل و تجزیه مادران این رمانها از دیدگاه نظریات ژولیا کریستوا است. اگر چه تحلیل و تجزیه آثار بانوی برجسته داستان نویس فارسی از چند دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته است اما در این مقاله تلاش شده است تا زوایای تازه ای از رمانهای وی که تا کنون به آنها توجه چندانی نشده است مورد بررسی قرار گیرد .دانشور به عنوان اولین بانوی رمان نویس ایران علی رغم نداشتن فرزند روابط مادر و فرزندی را در تمام رمانهایش به بهترن شکل به تصویر کشیده است. طبق نظریات ژولیا کریستوا مادر بودن و زن بودن دو مقوله ی جدا از هم هستند و زنی که مادر نیست و"تحقیر" نشده است نمیتواند مادرانگی و روابط مادر و فرزندی را درک کند.اما چنین به نظر میرسد که مادر نشدن دانشور نه تنها مانع و سدی برایش نشد بلکه نقش پلی را ایفا کرد تا توسط آن به دنیای زیبا و خیالی مادر بودن در رمانهایش دست یابد. دانشور مادرانگی را از مادر هنرمندش آموخته و در زری و هستی (مادران رمانهایش ) جاری و ساری ساخته است.هنر و نویسندگی نوشدارویی بود برایش تا قبل از مرگ و درماندگی روحی از سقوط نجاتش داده به قله های افتخار رهنمونش سازد.
کلید وازه ها: دانشور، کریستوا، تحقیر شدگی،مادرانگی.
بررسي تأثيرات نحوي نثر بيهقي بر زبان شعري شاملو
دکتر سید منصور جمالی
لطفالله سعيديفر
از میان همهی شاعران روزگار ما که از بند وزن و قافیه رَستند و قدم در فضای «رهای مقید» شعر سپید نهادند، شاملو را شاید بتوان بزرگترین شاعری نامید که مسیر حرکت از «شعرِ خودی» تا کشف «خودِ شعری» را به گونهای هوشمندانه و پرفراز و نشیب سپری کرده است. هوشمندی او آنجاست که زبان شعری خویش را از اصالت زبانی که بن مایههای آن در نثر قرن چهارم و پنجم به خصوص تاریخ جاودان ابوالفضل بیهقی به چشم میخورد، در آمیزهای مبتني بر قوّت احاطه بر واژه و نیز جایگزینی «موسیقی واژه» به جای «موسیقی عروضی» را با استحکام و جسارت دریافته است. این پیوند در سطوح مختلف زبانی و ادبی واقع شدهاست، جدای از تأثیرات موسیقیایی و مشابهتهای واژگانی، بهرهبرداری نحوی که منتج به ظهور زبانی منحصر و بدیع شده است، همانچیزی است که در این مقال مجال بررسی مییابد.
کلید واژه ها: شاملو، بیهقی، سطح زباني، شعر سپيد، سطح نحوی.
بررسی اجتماعیات در اشعار فارسی و منظومه¬ی حیدربابای شهریار
هادی جوادی امام زاده*
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
بررسی اجتماعیات در آثار ادبی، شاخه¬ای از جامعه شناسی ادبیات است که می¬تواند نوع نگرش هنرمند به واقعیّتهای جامعه، دلایل برجسته¬سازی هنجارها و ناهنجارهای اجتماعی و همچنین ابعادی از رابطه¬ی متقابل تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اثر ادبی با جامعه را مورد بررسی قرار دهد. مقاله¬ی حاضر نشان می¬دهد که بیان ناهنجاری¬های اجتماعی یکی از محورهای اصلی اجتماعیات در اشعار فارسی شهریار است که وی تحت تأثیر تعهد ادبی خود در قبالِ جامعه، با نگاهی انتقادی سعی در بهبود شرایط موجود و تأثیرگذاریِ سازنده بر مخاطب دارد. همچنین این شاعر در منظومه¬ی حیدربابا، به بیان اجتماعیاتی می¬پردازد که ریشه در هنجارهای فرهنگی و آداب و رسوم سنّتی روستاییان آذربایجان دارد؛ امّا با تغییر این الگوها و تأثیرپذیری ذوق ادبی شهریار از این دگرگونی، نگاه نوستالوژیکِ وی در این منظومه نمایان شده که علاوه بر دلتنگیِ زمانی و مکانی، یادآور ارزش¬های اخلاقی و اجتماعی نیز می¬باشد.
کلید واژه ها :جامعه¬شناسی ادبیات، اجتماعیات، رابطه¬ی متقابل ادبیات و جامعه، تعهد ادبی، شهریار، حیدربابا، نوستالوژی.
بدیعیه در شعر فارسی
حمیدرضا جوادي نوش¬آبادي
دکترعلیرضا فولادی
بدیعیه، یکی از انواع ادبی در شعر عربی و به تبع آن شعر فارسی است. به طور کلی بدیعیه قصیده ای است که در هر بیت یا (دو بیت) آن دارای یکی از صنایع بدیعی وبنای بیت برآن صنعت باشد و همه یا عمدة صنایع در آن قصیده به نظم آمده است و بیتی بدون صنعت در آن یافت نشود. رواج بدیعیه سرایی به قرن هشتم و نهم باز می¬گردد و در این سده ها بود که شمار بدیعیه سرایان افزونی یافت. نخستین بدیعیه سرا را می¬توان صفی الدین حلی دانست، اما ابتکار این کار از آن امین الدین اربلی بوده است. بدیعیه¬ها از نظر شیوة التزام به صنایع بدیعی به دو دستة ملتزم و غیر ملتزم تقسیم می¬شوند. نخشتین بدیعیه سرای فارسی زبان، قوامی رازی است. در مقالة حاضر ضمن بررسی مقدماتی بدیعیه سرایی در زبان عربی، به معرفی بدیعیه سرایان زبان فارسی پرداخته ایم. این مقاله همچنین مباحثی چون نخستین بدیعیه سرا، انواع بدیعیه و ... را در برمی¬گیرد.
کلیدواژه¬ها: شعر، قصیده، بدیع، بدیعیه، بدیعیه¬سرا.
بررسی ساختاری و تاویل اسطوره شناختی رمان «سوگ مغان»
علی جهانشاهی افشار،
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
مصطفی گیلانی،
دانشجوی دوره دکترای رشته زبانشناسی همگانی دانشگاه پیام نور مرکز
سوگ مغان، اثر محمدعلی علومی، رمانی است که مضمون اصلی آن را جدال روشنی و تاریکی و تلاش راوی برای تعیین نسبت خود با هر یک از این دو در اجتماع خویش، دربر می¬گیرد. نگارندگان برای دست یافتن به ساختار اساسی داستان و ارائه تاویلی اسطوره شناختی از آن، ابتدا نحوه شکل¬گیری متن بر پایه ساختار تقابلیX وY را با بررسی شخصیت ها و کنش های خیر و شر نشان می دهند و در بخش دوم نوشتار با در نظر داشتن اصول نقد اسطوره¬شناختی، سعی می کنند پیچیدگی¬ها، گره¬ها، اشارات درون¬متنی و بینامتنی را با توجه به تاریخ، اسطوره¬های ایرانی و نمادها رمز گشایی کنند و تاویلی منسجم و یکدست از آن به دست دهند.
کلید واژه ها: تحلیل ساختاری، اسطوره¬های ایرانی، نقد اسطوره¬شناختی، سوگ مغان، نماد.
بررسی دیدگاه سنایی غزنوی و مولانا جلال الدین بلخی نسبت به ابلیس
سوزان جهانیان (دانشجوی دکتری زبان و ادب فارسی)
نسیم جهانیان (دانشجوی کارشناسی ارشدزبان و ادبیات فارسی)
یکی از بحث برانگیزترین ابهامات و شبهات میان مسلمانان دیدگاه دوگانه نسبت به ابلیس است که از همان سدة نخست نزول قرآن در صدر اسلام ظهور کرد و موجب پدید آمدن مناقشات تفسیری و کلامی در میان مسلمان گردید. بر اساس آیات قرآن کریم و آموزه¬های دینی، مسلمانان ابلیس را متمرّد از امر حق، کافر شناخته و مستحق لعن می¬دانند و از شرّ او به پروردگار استعاذه می¬جویند. اما گروهی از عارفان مکتب سکر عرفانی مانند عین¬القضات همدانی؛ حلاج؛ خرقانی و احمد غزالی او را عاشقی موحد می¬خوانند که سجده بر غیر محبوب را دور از غیرت عاشقی می¬بیند. این¬گونه دفاعیات از ابلیس به عرصة ادب پارسی نیز راه یافته است. حکیم سنایی غزنوی و مولانا جلال الدین بلخی به عنوان استادان کم نظیر ادب پارسی و بزرگان تصوف چهرة ابلیس را در آثار خود ترسیم کرده¬اند و این مقاله به مطالعه و مقایسة نظرات آنها می¬پردازد که دیدگاه این دو حکیم وعارف بزرگ در باب اختیار و اجبار، ایمان و کفر ابلیس چگونه است. آیا ابلیس متمرّدی است کافر یا موحدی است عاشق؟ آیا ابلیس سنایی با ابلیس مولانا تفاوت دارد؟ و سرانجام اینکه آیا این دو حکیم، مدافع شیطان¬اند یا مانند جمهور مسلمانان او را کافری نافرمان می¬شناسند؟
کلیدواژه¬ها: ابلیس، شیطان، سنایی، مولوی، عرفان، عزازیل، مدافعان ابلیس.
بررسی اندیشه¬های دینی شاهنامه در ارتباط با روند زندگی اشخاص و کیهان¬شناسی فردوسی
سوزان جهانیان (دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی)
دنیای شاهنامه، پهنه¬ای است از دالان¬های تاریک اسطوره تا ایوان¬های روشن تاریخ؛ در این اثر حماسی گران¬قدر که همانا شناسنامه¬ی ملی هر ایرانی به حساب می¬آید، با فراز و فرود¬های فراوانی مواجه هستیم که بررسی هر یک، نگارش چندین و چند کتاب را موجب می¬گردد؛ اما در میان این هزارتو¬های داستانی، روند زندگی اشخاص از اهمیت ویژه¬ای برخوردار است. چرا که از ابتدا تا انتهای این حماسه¬ی بزرگ، سرگذشت و زندگی قهرمانان، شاهان، شاه¬زادگان و پهلوانانی را شامل می¬شود که هر یک به زعم خود سهم به سزایی در رقم زدن تاریخ حماسی و اساطیری سرزمین ایران دارند. بررسی و تحلیل اندیشه¬های این انسان¬ها در کنار اعتقادات آیینی آن¬ها و هم¬چنین نگرش فردوسی به عوامل موثر بر زندگی و سرگذشت شخصیت¬ها، موضوعی است که این مقاله سعی در بیان و شرح آن دارد. این که آسمان و عناصر فلکی و موجودات فراسویی طبیعت تا چه اندازه در تعیین مسیر زندگی و البته سرگذشت و عاقبت انسان¬های شاهنامه دخیل بوده و این تأثیر تا چه حدی برگرفته از اندیشه¬های دینی حاکم بر شاهنامه و تفکر سراینده¬ی آن (فردوسی) است، موضوع اصلی نوشته¬ی حاضر را در بر می¬گیرد. در این راستا به تحلیل عقاید و اندیشه¬های چهار آیین اصلی و غالب بر شاهنامه، یعنی زروان، مهر، زرتشت و اسلام می¬پردازیم و موضع هر یک را در رابطه با مسأله¬ی تأثیر عناصر کیهانی در زندگی افراد و اشخاص شاهنامه بررسی می¬نماییم.
کلید واژه ها: شاهنامه، عناصر فلکی، موجودات فراسویی، زروان، مهر، زرتشت، اسلام.
زمان و اصالت آن در شاهنامه
سوزان جهانیان (دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی)
«زمان» و کشف اسرار افلاک و ماه و ستارگان، همواره ذهن بشر جستجوگر را به خود مشغول داشته است. از دیرباز تا کنون او برای دریافتن راز زمان، تلاش بسیاری کرده است. پیشینیان ما، از آن¬جا که هنوز درک منطقی و علمی از این مقوله نداشتند، به اساطیر دست مییازیدند. «زمان» نیز در گذشتههای دور، اسطورهای بوده تا از این رهگذر بشر بتواند آنچه را که از گردش روز و ماه و سال میبیند، نزد خود توجیه کند. در آثار کشف شده در طول تاریخ میتوان به تلاش آدمی در این راستا پی برد. کتیبهها، نگارهها و متون کهن همگی گواه این امر هستند. اسطورهی «زروان» یا خدای زمان از اساطیر کهن ایران باستان است که اعتقاد به آن تا مدتها زروانپرستی را در میان ایرانیان رواج داد. شاهنامه به عنوان مهم¬ترین سند اساطیری و تاریخی ملت ایران، در برگیرنده¬ی مضامین مختلف دینی و اعتقادی است که یکی از آن¬ها مسأله¬ی زمان و چگونگی شکل¬گیری و میزان اهمیت و تأثیر آن در طبیعت و زندگی بشر است. در این مقاله به بررسی عنصر زمان به عنوان یکی از اساسیترین اصول اندیشه¬ی زروانی در شاهنامه می¬پردازیم.
کلید واژه ها: زمان، شاهنامه، زروان، تقدیر، جبر و اختیار.
نقش زبان دراندیشه و جنسیت زنان آثار شهرنوش پارسی پور
محمدرضاچراغی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
فمنيستها معتقدند كه اسباب تمايزهاي جنسي زاييده¬ي سلطه¬ی مردانه بر نهاد زبان است. برخی اين واقعيت را ناديده مي¬گيرند كه بين زنان و مردان از جنبه¬ی تكويني و در ابعاد زيست¬شناختي، فيزيولوژيك و روان شناختي تفاوت¬هاي بسياري وجود دارد و اين تفاوت¬ها طبعاً در زبان آنها نيز تاثير مي¬گذارد.اما در بررسی عوامل و ویژگی های نویسندگی زنان که شهرنوش پارسی پور نماینده¬ی آنهاست، در این زمینه بسیار مهم و ضروری است و دانستن این مسأله، راه را برای چنین مطالعاتی هموار می کند و گامی ست برای شناخت بهتر و دقیق تر این گونه¬ی زبانی و نقد فمنیستی در جهت فهم ساختار و محتوای آن.در این پژوهش به بررسی آثار شهرنوش پارسی پور پرداخته شده است که در کنار زنان همفکر و هموطن خود، طرح تازه ای می¬اندازد و تقریباً در تمام آثارش آنها را عنوان می¬کند. ما سعی داریم تا به اتّکای روشهای بررسی مکتب فمنیسم و نقد عناصر زبانی، با ذکر نمونههایی از موقعیت و منزلت زنان و ادبیات از نگاه نویسنده و شخصیتهای او، به تحلیل¬های فکری و جامعه¬شناسانه و پیشینه¬های جنسیتی در این باره بپردازیم. کوشیده شده علاوه بر نشان دادن نوع اندیشة فمنیستی، زبان و لحن نوشتاری و گفتاری شهرنوش پارسی پور، جنبه¬های شباهت و تفاوت و نقاط ضعف و قوت را دریابیم.
کلید واژه ها: زبان زنانه، لحن، جنسیت، داستان، شهرنوش پارسی پور.
بررسی مفاهیم قلندری و ملامتی در گفتار و کردار ابوسعید ابوالخیر و حافظ
محمدرضاچراغي
(كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي)
علي چراغي
(دانشجوی كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي)
مفهوم ملامت از جمله مفاهیمی است که علاوه بر کاربرد در فرقه های خاص چون قصاریه و قلندریه، جزو عناصر مهم تعلیمات عرفانی ماست. در طول قرن ها این مفهوم به عنصر اصلی تصوف مبدل شد. شاید یکی از بزرگترین دلایل آن وجود عارفان و صوفیان بزرگی از جمله بوسعید و بایزید است که مروج آن بوده اند. در میان شاعران نیز حافظ از کسانی است که مروج ملامت است. می توان گفت که حافظ و بوسعید، بزرگترین نمایندگان مکتب ملامتی که نشان دهنده¬ی آزادگی اندیشه است، می باشند. نقش «ابوسعید» درعرفان و تصوف همان نقشی است که «حافظ» درمیان شاعران ایفا می کند.دراین مقاله سعی بر آن شد تا تصاویری که تنها از نگاه ملامتیه توجیه پذیراست را در کردار و گفتار ابوسعید ابوالخیر و حافظ شیرازی بررسی گردد. گفتارها، گاه به رنگ هنر آغشته شده اند و نمی توان رای ثابتی در مورد تناقضات گفتار آنان یافت؛ البته قلم محمدبن منور نیز در این مسیر بی تاثیر نبوده است و چه بسا منابعی که بدست او رسیده همگی مربوط به ابوسعید نبوده و مقداری هم از ذوق خود بهره گرفته باشد. صدق و کذب گزاره هایی که در این مقاله بدان پرداخته ایم، از نوع صدق و کذب گزاره های هنری است؛ چراکه چیره دستی هنری آفرینندگان این آثار ما را از دادن حکم ثابت باز می دارد.
کلید واژه ها: ملامتیه، قلندری، عرفان، تصوف، ابوسعیدابوالخیر، حافظ.
«بهره وری از رایانه و نرم افزار در پژوهش های ادبی به ویژه فرهنگ نویسی»
مهدیه چراغی (دانشجوی دکتری) ـ مدرس دانشگاه
پوران دابویی ـ مدرس دانشگاه
عادل هاشم پور ـ عضو هیأت علمی تمام وقت دانشگاه
یکی از تحقیقات ارزشمند در شناخت زبان، تهیه ی فرهنگ های «واژه نما» و «بسامدی» است تا بتوان اطلاعاتی نظیر: ویژگی های ادبی، اجتماعی، هنری، دینی، سبک شناختی و... را در اثر مورد نظر یافت.در شیوه های جدید پژوهش، به یاری رایانه و انواع نرم افزار، تمام واژگان یک اثر ادبی در صفحه ی گسترده ی «Excel» فهرست شده و کلمات اصلی (مدخل) در ستون «A» ،کلمات فرعی (زیر مدخل) در ستون «B»، شاهد مثال در ستون «C» و شماره ی صفحه در ستون «D» قرار می گیرد؛ پس از پایان برگه نویسی رایانه ای، فهرست واژگان را با استفاده از نرم افزار، به صورت الفبایی مرتب (Sort) کرده و بسامد هر واژه را به دست می آوریم؛ اطلاعات به دست آمده را در واژه پرداز «word» منتقل کرده و توسط این نرم افزار نیز از بالاترین بسامد به پایین ترین بسامد تنظیم می کنیم. به این ترتیب روش «رایانه ای» جایگزین روش سنتی «فیش برداری» می شود. این مقاله، بر ضرورت کارکرد نرم افزار جهت تسریع در امر پژوهش اشاره دارد و نکته ی برجسته آن است که اگر برای تألیف فرهنگ «واژه نما» و «بسامدی» کتابی از متون ادب فارسی حدود 6500 بیت، با روش سنتی «فیش نویسی» تقریباً 5 سال زمان لازم است، با بهره گیری از رایانه و انواع نرم افزار ضمن اطمینان بیشتر از اینکه واژه ای جا نیفتاده، در زمانی کمتر از یک سال می توان این فرهنگ را تألیف کرد؛ از جمله: فرهنگ واژه نمای «خسرو و شیرین» و «اقبالنامه» به کوشش نگارندگان.
کلید واژه ها: رایانه،واژه پرداز «Word»، صفحه ی گستردهی «Excel» و فرهنگ نویسی.
معرفی،تصحیح و نسخه شناسی دیوان مسیح کاشانی
دکتر مرتضی چرمگی عمرانی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور
مریم بازداد
رکن الدین مسعود بن حکیم نظام الدین علی کاشی متخلّص به مسیح کاشانی از شعرای نیمه دوّم قرن دهم و اوایل قرن یازدهم است.وی ملک الشعرا و طبیب دربار شاه عباس صفوی بوده ودرعلم طب ،خوشنویسی و شاعری مقامی بلند داشته است.از آثارش دیوان شعر و کتابی در زمینه ی علم طب باقی مانده است .وی در انواع قالب های شعری طبع آزمایی کرده امّا در غزل و قصیده سرآمد است از نظر سبکی شعر اومتمایل به سبک هندی بوده و ردپایی از مکتب وقوع را هم می توان در اشعارش مشاهده کرد.هدف اصلی این پژوهش معرفی اجمالی دیوان شاعر و نسخه شناسی نسخ یازده گانه است که نگارنده دیوان شعر او را بر اساس آنها تصحیح کرده است، سایر مباحثی که در ضمن نسخه شناسی نگاهی گذرا به آنها شده، شامل معرفی کلی شاعر ، آثار او و سبک شناسی کلی اشعار وی می باشد.
کلید واژه ها :مسیح کاشانی،نسخه شناسی،تصحیح،دیوان،سبک شناسی.
بررسی مولفه های سبکی مکتب وقوع در غزلیات میرزا محمد ولی دشت بیاضی
دکتر مرتضی چرمگی عمرانی
نعمت الله پناهي
میرزا محمد ولی دشت بیاضی متخلص به ولی از شاعران بزرگ قرن دهم هجری و معاصر شاه تهماسب اول صفوی (984-930هـ.ق)، شاه اسماعیل ثانی و سلطان محمد خدابنده است. شعر مولانا ولی دشت بیاضی تحت تاثیر شعر دوره¬ صفوی ویژگی هایی از قبیل مضمون آفرینی، خیال پردازی و نکته سنجی را دارد که همان ویژگی های اصلی سبک هندی است. علاوه بر این در اشعار ولی برخی غزلیات، ویژگی های مکتب وقوع دیده می شود و حتی نشانه هایی از مکتب واسوخت را در اشعارش می¬توان یافت. در این مقاله با ترسیم جامعه ادبی مکتب وقوع، مهم ترین مولفه های شعر وقوع و واسوخت در غزلیات ولی دشت بیاضی از جمله: 1- ساختار عامیانه و محاوره ای زبان شعر 2- شعر فاقد جهان بینی3- شخصیت اجتماعی شاعر مورد بررسی قرار گرفته است .نتیجه حاصل از این پژوهش در مباحث مربوط به سبک شناسی تاریخی و شناخت مکتب وقوع کاربرد دارد.
کلیدواژه¬ها : میرزا محمد ولی دشت بیاضی، سبک هندی ،مکتب وقوع ، واسوخت.
بررسی تطبیقی دو روایت نبرد رویین دژ و جنگ تروا
زینب چوقادی
عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان)
طیبه جعفری
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
بررسی الگوهای مشترک در میان روایات کهن مدتها موضوع کار محققان ادبیات تطبیقی بودهاست. در میان اساطیر و حماسههای برجستۀ جهانی بررسی تطبیقی شاهنامۀ فردوسی و ایلیاد همر از موضوعاتی است که پیوسته بدان رویکردی ویژه وجود داشتهاست و این اقبال به مشترکات ساختار روایت این دو منظومۀ اساطیری- حماسی مربوط میشود. بر این اساس می توان شباهت هایی عام در کل شاهنامه و نبرد تروا یافت اما به شکل ویژهای ساختار روایی داستان نبرد گنبدان دژ و تروا به یکدیگر شبیه و حتی در جزئیات قابل انطباق است. در این مقاله به بررسی مشترکات دو روایت از دیدگاه اسطورهشناسی و روانکاوی میپردازیم. بر این اساس این بررسی حاوی تحلیل نماد شناسانه و روانکاوانۀ مشترکات هر دو روایت است. مشترکاتی که از دیدگاه روانکاوی اسطوره، ریشه در نمود کهن الگوهای بر آمده از ناخودآگاه جمعی دارد و می توان مصادیق آنرا در شخصیت پردازی، فضا سازی و صحنۀ داستان و همچنین در طرح روایت یافت.
کلیدواژه ها: فردوسی، همر، تروا، رویین دژ، ناخودآگاه جمعی، کهن الگو.
بررسی کلمات مشترک بین زبان فارسی و زبان عثمانی
دکتر رسول چهرقانی منتظر
مهدی عبدی
سلسلة عثمانی در ترکیه که همسایه دیرینة ایران شمرده می شود، تقریباً از قرن هفتم تا چهاردهم هـ . ق حکمرانی می¬کردند و در این مدَت، در ایران سلسله¬های مختلفی بر سر حکومت آمدند، که اولین آنها ایلخانان مغول بود و پس از آنها، دوران ملوک الطوایفی بر ایران حاکم شد و سپس تیموریان، قره قویونلوها، آق قویونلوها، صفویان، افشاریه، زندیه و قاجار به حکومت رسیدند. بدیهی است که در این برهة زمانی، بر اثر همانندی¬های مذهبی، جنگ¬ها، تجارت و یا روابط دو جانبه، میان دو زبان فارسی و عثمانی در حوزة لفظ و معنای کلمات، تشابهات بارزی وجود داشته باشد و از هر کشور شاعر، مورَخ و یا ادیبی سر بر آورد که به زبان کشور همسایه شعر بگوید و یا اثر بدیعی بیافریند، و یا مردم هر دو کشور، کلماتی را به کار ببرند که معنای واحد و ساختار یکسانی داشته باشند.با توجَه به اینکه در دورة مورد بحث، هر دو زبان فارسی و عثمانی، الفبای یکسانی داشتند، اشتراکات فراوانی در کاربرد کلمات پیدا کرده¬اند، که در این مقاله سعی شده با استفاده از ریشه و معنای واحد کلمات، مهمترین آنها گردآوری و واکاوی شود، تا مشخص گردد بین دو زبان فارسی و عثمانی که سالیان متمادی در دو کشور همسایه مورد استفاده قرار گرفته¬اند، چه اشتراکات لفظی و معنایی وجود داشته است.
کلیدواژه¬ها: زبان فارسی، زبان عثمانی، کلمه، لفظ و معنا، بررسی تطبیقی.
شهابی در آسمان ترشیز
هادی حاتمی کیا
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
مقاله حاضر که با عنوان «شهابی در آسمان ترشیز» فراهم آمده به معرّفی یکی از مقلّدان موفق و هنرمند نظامی گنجه ای میپردازد. نویسنده بر آن است تا خلّاقیِت این شاعر پر آوازهی سده دوازده و سیزده را در بهرهگیری از ذوق و استعداد خود در منظومه خسرو و شیرین که به تقلید از خسرو و شیرین نظامی و آثار دیگر او پرداخته، به همه معرفی کند. به نظر میرسد در میان شاعرانی که به تقلید از نظامی پرداخته اند، شهاب ترشیزی توانسته است از عهدهی این کار بهتر برآید.
کلیدواژه¬ها: شهاب ترشیزی، خسرو و شیرین، تقلید.
بررسی سبک شناسانه مقدمه شاهنامه ابومنصوری
محمد رضا حاج آقا بابایی
ملیحه شریلو
یکی از رویکردهایی که امروزه مورد توجه پژوهشگران ادبیات است ،مطالعات سبک شناسانه است. بررسی های سبک شناسانه می تواند اطلاعات ارزشمندی در خصوص متون ادب فارسی در اختیار پژوهشگران قرار دهد و بر اساس یافته های به دست آمده ، می توان به گونه ای علمی و مستنداز روند تحولات شکلی و محتوایی متون گوناگون ادبی در دوره های مختلف آگاه شد. شاهنامه ابومنصوری به عنوان کهن ترین اثرباقی مانده از متون اولیه فارسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . با بهره گیری از سبک شناسی می توانیم نشان دهیم که ویژگی های اساسی این کهن ترین متن زبان فارسی چیست و در متون دوره های بعد چه تحولاتی از دیدگاه زبانی و محتوایی رخ داده است . در مقاله پیش رو بر اساس سبک شناسی ساختگرا ، مقدمه شاهنامه ابومنصوری مورد بررسی قرارگرفته است و سطوح سه گانه آن (سطح زبانی ، سطح ادبی ، سطح فکری) تحلیل شده است .
کلیدواژه¬ها: مقدمه شاهنامه ابومنصوری، نثر فارسی ، تحلیل زبانی ، تحلیل فکری ، سبک شناسی ساختگرا.
ابوالفضل بیهقی، از تاریخ نویسی تا قصّه پردازی
دکترمحمدرضاحاج بابایی
الهه مظاهری
تاریخ بیهقی نوشته ابوالفضل بیهقی یکی از مهم¬ترین کتاب¬هایی است که به سبب وجود ویژگی¬های ادبی و نثر فاخر آن مورد توجه ادب¬پژوهان واقع شده¬است. برجستگی¬های ادبی این کتاب موجب شده¬است که پاره¬ای از پژوهشگران ضمن دل¬بستگی به ظاهر آن، مطالب کتاب را نیز سراسر حقیقت محض بپندارند و تمام آن چه را که بیهقی بازگو کرده¬است درست به شمار آورند. در حقیقت فرم و شکل کتاب آن قدر زیبا و دارای ارزش است که خواننده را از نقد محتوای کتاب بازمی¬دارد. پژوهش حاضر درباره¬ی مستند بودن و یا غیر مستند بودن مطالب ارائه شده در تاریخ بیهقی است و با ذکر نمونه¬های گوناگون نشان داده¬ایم که بخش¬هایی از تاریخ بیهقی، زاییده¬ی تخیّل ابوالفضل بیهقی است و بر خلاف تأکید فراوان او، عاری از حقیقت است و همچنین بعضی از راویانی که وقایع را برای او بازگو کرده¬اند، چندان مورد وثوق نیستند. البته لازم به یادآوری است که هر چند مطالب کتاب، آمیزه¬ای از حقایق و تخیّلات است، به هیچ روی از ارزش ادبی کتاب و زیبایی¬های متن آن کاسته نمی¬شود و همچنان تاریخ بیهقی یکی از متن های فاخر زبان و ادب فارسی به شمار می¬آید و جایگاه ویژه¬ی خود را در میان متون ادبی حفظ خواهد کرد.
كليد واژهها: تاریخ بیهقی، ابوالفضل بیهقی، قصه¬پردازی، نثر فارسی، تاریخ¬نویسی، استناد تاريخی.
بررسی و تحلیل نکات بلاغی در قصاید عربی سعدی شیرازی
مهین حاجی زاده
رعنا نصیر پور
ملک الکلام و افصح المتکلمین شیخ اجل مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیزازی ، حکیمی بزرگوار ، دانشمند بلند مرتبه و عالمی دانا به همه علوم ، فنون ،حدیث و حکمت و ... است که در صف اول بزرگان علم و ادب قرار دارد ، سعدی شیرازی علاوه بر قصاید فارسی از جمله دو شاهکار بزرگ ادبی (بوستان و گلستان ) که همه ی آنها نمونه ی اعلای فصاحت زبان فارسی هستند ، قصاید دیگری نیز به زبان عربی سروده است که در بعضی از آنها از آيات قرآن ، احادیث و حتی قصه های عربی اقتباس کرده است که از آگاهی و تسلط کامل این ادیب به زبان عربی خبر می دهد . آنچه در این موجز مورد کنکاش قرار می گیرد ، بررسی ،تحلیل و موشکافی قصاید عربی سعدی با تکیه بر علم بلاغت (معانی ،بیان ، بدیع ) می باشد . در ابتدا نگاهی گذرا به زندگی و مقام ادبی شاعرداشته و در ادامه با ارائه نمونه هایی اشعار عربی وی به لحاظ بلاغی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند .
كليد واژهها:علم بلاغت ، سعدی شیرازی ، اشعارعربی ، معانی ، بیان ، بدیع.
شاعری ناشناخته(خلیفه شاعر قرن 10 هجری)
منصوره حاجی هادیان
فارغ التحصیل کارشناسی ارشدزبان و ادبیات فارسی دانشگاه دهاقان و کارشناس طرح و برنامه پژوهشی دانشگاه هنر اصفهان
تاکنون تلاشهای فراوانی در امر شناخت شاعران ایرانی و تصحیح دست نوشت ها ی آنان که بخشی از میراث فرهنگی ایرانیان به شمار می آیند، انجام شده است، اما هنوز هم نسخه های خطی آثار شاعران و نویسندگان بیشماری، در گوشه و کنار کتابخانههای عمومی و شخصی، به جای مانده است که باید گرد و غبار فراموشی از چهره آن زدوده شود. مقاله حاضر معرفی شاعر و دیوان شاعری ناشناخته با تخلص خلیفه، است.خلیفه، شاعر ناشناخته سده 10هـ.ش، است. در تبریز متولد شد و در کشور مصر اقامت گزید. دیوان اشعارش مشتمل بر 360 غزل، 35تک بیتی، 20رباعی،8 قطعه و یک قصیده است. خلیفه با تقلید از شیوه ساخت عناصر شعری و برگرفتن مضامین شعر شاعران سبک عراقی، اشعاری زیبا، ساده و خالی از آرایه های دشوار ادبی، سروده است.
کلیدواژه¬ها: شعر فارسی، قرن دهم، غزل، نسخه خطی، تصحیح، دیوان خلیفه.
بررسی و تحلیل شرح حال نویسی در حوزه عرفان و تصوف در زبان فارسی
علیرضا حاجیان نژاد
سیما رحمانی فر
شرح حال نویسی ، علم ثبت واقعیت ها است . اگر در ادبیات یک ملت ، کتب مربوط به این حوزه ، از نظر صحت مطالب و ارائه تصویری همه جانبه از شخص و جامعه ای که درآن می زیسته ، معتبر و قابل اعتماد باشد ، بسیاری از گره های کور گشوده می گردد . گره های موجود در نقد و تحلیل آقار بزرگان و شناخت سیر جریان های مختلف تاریخی ،سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی . در مقابل ، اگر قلم به دست محافظه کاران و مصلحت ناندیشانی بیفتد که به هیچ چیز جز پدید آوردن اثری و کسب نامی نمی آندیشند ، بسیاری از اشتباهات تاریخی در حوزه های مختلف فرهنگ و علم و ادب ، برای سالیان سال به نسل های متوالی منتقل می وشد . یکی از جریانات فرهنگی مهم در تاریخ فرهنگ ملت ما ، عرفان و تصوف است . تصوف با افکار و عقاید بسیاری ا ز ایرانیان درطول تاریخ گره خورده است و همواره پیروان خاص خود را داشته است . آثاری نیز در زمینه شرح حال عرفا و صوفیه به نکارش درآمده است سعی نگارنده در این پژوهش ارائه تصویری از ذهنیت پیشینیان در خصوص شرح حال نویسی در حوزه عرفان و تصوف است و مقایسه آن با اصول معتبر شرح حال نویسی . در نهایت سعی بر این است تا به این سوالات اساسی پاسخ داده شود که آیا بررسی و نقد این متون بر اساس اصلو علمی و معتبر شرح حال نویسی صحیح است و آيا می توان صحت و سقم مطالب این کتب را از طریق مقایسه با اسناد و مدارک و مطالب تاریخی تعیین کرد ؟
کلیدواژه¬ها: شرح حال نویسی ، عرفان وتصوف ، متون تاریخی.
نگاهی به سیر تاریخی و موضوعی مقالات حافظ پژوهی از آغاز تا سال 1389
دکتر خدیجه حاجیان
سعید بزرگ بیگدلی
لیلا احمدی
دربارهی حافظ، اندیشه، مقام و هنر او در ادب فارسی در قالب کتاب و مقاله، بررسیها و تحقیقاتی فراوان انجام شده است. با توجه به حجم آثار و تداوم سیر اینگونه تحقیقات به ویژه در امرنگارش مقالات لازم است آثار منتشر شده بررسی شوند تا با آشنایی به نقاط قوت و ضعف این دسته از پژوهشها بتوان از نتایج آن در پر کردن خلاهای موجود در این بخش بهرهگیری کرد. لذا در این تحقیق به بررسی سیر تاریخی و همچنین سیر موضوعی مقالات حافظپژوهی پرداخته شده است. از آغاز سیر حافظ پزوهی(1298) تا سال1389 ، حدود 2068مقاله تألیف شده است. نگارنده در این مقاله ضمن بررسی سیر تاریخی حافظپژوهی در قالب مقالات فارسی و تحقیق در علل و زمینههای اوج و فرود این پژوهشها از نظر تعداد، این مقالات را در پنج دورهی تاریخی و در هشت موضوع شرح ابیات، نقد کتاب و مقالات حافظپژوهی،معرفی انواع تصحیحات دیوان، نسخهشناسی و معرفی نسخههای جدید، تحلیل شخصیت، زندگی و اندیشهی حافظ، حافظ و دیگران، زیباییشناسی (جمالشناسی شعر حافظ) و مقالات متفرقه بررسی کرده است. بررسی مقالات نشان میدهد سیر مقالات تا دورهی سوم به دلیل برگزاری دو کنگرهی بزرگداشت حافظ سیر صعودی داشته و در دورهی چهارم از کمیت آن کاسته شده اما بر محتوا و کیفیت آن افزوده شده است تا اینکه در دورهی پنجم به دلیل ورود مباحث جدید ادبی و گسترش حوزهی نقد، مقالات هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت تحول یافتهاند.
کلیدواژه¬ها: مقالات حافظ پزوهی،شعر کلاسیک فارسی، سیر تاریخی، محتوا، دورههای زمانی.
بررسي تطبيقي مضامين رئاليسم در آثاريوسف ادريس و محمد علي جمالزاده
دكتر مهين حاجي¬زاده
استاديار دانشگاه تربيت معلم آذربايجان
علي خالقي
كارشناس ارشد زبان و ادبيات عربي
ادبيات اروپا در اواخرقرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم در فرانسه شاهد ظهور مكتب ادبي تازه¬اي با عنوان رئاليسم بود. اين مكتب نوپا به سرعت به خاطر تطابق و خوش¬آيند بودن با روح و روان انسان¬هاي ديگر ملل توانست ادبيات آنان را تحت تاثير خود قرار دهد. كشورهاي ايران و مصر نيز از اين امر مستثني نبودند و افزايش ترجمه كتب غربي و آشنايي و ارتباط با اروپا موجب ورود اين مكتب ادبي به آن كشور شد و به دنبال آن بسياري از ادباي بزرگ و نامي به اين مكتب پيوستند كه از آن جمله يوسف ادريس و سيد علي جمالزاده بودند كه با توجه به شرايط ويژه كشورهاي خود كه زير سلطه انسان¬هاي مستبد وظالم بود و خفقان سياسي در تمامي عرصه¬هاي اجتماع موج مي¬زد، اين دو نويسنده بزرگ را برآن شدند تا به عنوان آغازگران اين مكتب واقعيت¬ها و حقيقت جوامع خويش را برطبق اصول و عناصر خاص رئاليسم به تصوير بكشند. ادريس و جمالزاده داراي مفاهيم رئاليستي مشترك بسياري در نوشته¬هاي خود هستند كه اين مضامين حتي در زندگي شخصي اين دو نويسنده ظلم ستيز و حق¬جو تجلي پيدا كرده است ودر همين راستا اين مكتب ادبي باعث پديد آمدن سبك داستان كوتاه در ادبيات ايران و عرب شد كه ادريس و جمالزاده از پايه¬گذاران واقعي آن به شمار مي¬آيند. مقاله حاضر مي¬كوشد تا با ديدگاه عميقي نسبت به آثار ادريس و جمالزاده، مضامين رئاليستي مشترك اين دو نويسنده مشهور ايران و مصر را به صورت تطبيقي مورد بررسي و تحليل قرار دهد.
كليد واژهها: رئاليسم، يوسف ادريس، محمد علي جمالزاده، ايران، مصر.
بازتاب کلام اسماعیلی در معرفت تنزیهی ناصر خسرو
دادیار حامدی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دبیر آموزش و پرورش منطقه دودانگه مازندران
شعر فارسی از دیرباز، تجلّیگاه علم، فلسفه، عرفان و معارف دینی بوده است؛ در این میان کمتر شاعری را میتوان یافت که به اندازهی ناصر خسرو به مباحث دینی و مذهبی توجه نشان داده باشد. یکی از این مباحث، مسئلهی تشبیه و تنزیه است که در دایرهی علم کلام جای میگیرد. در این پژوهش، با سیر در دیوان اشعار ناصرخسرو، دیدگاههای وی در این مورد و زمینههای مرتبطی چون امکان شناخت خداوند و رویت باری تعالی بررسی شده و نقش آیین اسماعیلی در این زمینه مورد کند و کاو قرار گرفته است.
كليد واژهها: ناصرخسرو، اسماعیلیه، کلام اسلامی، رویت، تنزیه و تشبیه.
وجوه اشتراک مراتب عشق مجنون با دنیای عرفان بر پایۀ
((لیلی و مجنون)) نظامی
دکتر محمد حسن حائری
دانشیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
الهام روستایی راد
کارشناس ارشد ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
پژوهش حاضر، جُستاری است در باب وجوه انطباق مراتب و مقامات عرفان و تصوّف در منظومه¬ی غنایی ((لیلی و مجنون)) نظامی. عرفان و تصوّف، به عنوان یکی از زیرشاخه¬های ادبیات فارسی، فضای وسیعی را از آن خود کرده است. از ابتدای قرن سوّم هجری و جلوه¬گری عارفانی چون؛ بایزید ، جنید و شبلی، عنصر ((عشق و محبّت)) نیز به این طریقت راه یافت، در نتیجه عرفان رنگ دیگری به خود گرفت. صوفیه نیز در این باب، سخنان ارزنده¬ای گفته¬اند. در این میان ((قیس عامری)) و ((لیلی بنت سَعد)) در متون عرفانی از حاکمیت و جایگاه ویژه¬ای برخوردار هستند. این جُستار، حاصل مطالعه¬ی بسیاری از کتب عرفانی و در نتیجه؛ دریافت اهمیت عشق نزد عارفان است. شاعران برجسته ایرانی نظیر حافظ، سعدی، مولانا و عطار، به این دلباختگان، رنگ نمادینی بخشیدند و از این طریق، وجوه اشتراک مراتب و مقامات عشق انسانی و الهی را جلوه¬گر ساختند. به عقیده¬ی نگارندگان، بسیاری از احوال عشق زمینی در مجنون، با احوال عارفان همسو و مشترک است. این اشتراکات، در ادبیات فارسی تأثیر فراوانی داشته و به خصوص اشعار و متون عرفانی- غنایی را تحت تأثیر خود قرار داده است.
کلیدواژه¬ها: عـرفان و تصــوف، عشـق، جنـون، لیلـی و مجنـون.
بررسی سبک شناختی نظیره گویی صائب از بابافغانی و محتشم کاشانی
دکتر محمدحسن حائری، دانشیار
نوش آفرین کلانتر، دانشجوی کارشناسی ارشد
صائب شاعر برجستۀ شاخۀ ایرانی سبک هندی، سودایی به نظیره گویی داشته است. نظیره گویی او به اشکال مختلف است. در این مقاله به بررسی نظیره گویی های او از غزلیات بابا فغانی و محتشم پرداخته شده است. صائب در چهار غزل به نام بابافغانی و در یک غزل به نام محتشم اشاره کرده است. غزل هایی نیز دارد که در وزن و ردیف و قافیه با غزل های بابافغانی و محتشم مشترکند اما در آن ها به نام آنها اشاره نکرده است. در این مقاله کوشش بر پاسخ دادن به این سؤال بوده است که آیا صائب در چنین غزل هایی هم تحت تأثیر شاعران مورد نظر بوده و اگر پاسخ مثبت است تأثیر پذیری او به چه شکلی بوده است؟ در غزل هایی که به اقتفای محتشم و بابا فغانی سروده شده و به نام آنها اشاره شده است، موضوع و مضمون، چندان مشابه نبود، در حالی که در بعضی از غزل هایی که به اقتفای خود اشاره نکرده است، اشتراک در موضوع و مضمون در کل یک غزل یا حداقل در چند بیت احساس می شد. غزل صائب انسجام معنایی نداشت. او مضامین پراکنده ای از قبیل اخلاقی، عشقی، عرفانی، اجتماعی و... را بدون هدفی خاص، در یک غزل گنجانده است. تنها هدف او مضمون آفرینی و هدف او از نظیره گویی غزل دیگران نیز همین بوده است. غزل محتشم عاشقانه بود و تقریباً انسجام داشت. غزل بابافغانی منسجم تر بود و مضمون عارفانه داشت. غزل بابافغانی و محتشم از حیث بدیع لفظی و غزل صائب از حیث ایهام و موارد بیانی غنی تر بود.
کلید واژه ها: صائب، نظیره گویی، بابافغانی، محتشم کاشانی، سبک هندی.
کارکرد بلاغیِ تشبیهات مضمر و تفضیل در غزلیاتِ سعدی
زهراوهاب حدادی زاده
حسین پروانه دیر
سعدی یکی از برجسته¬ترین شاعران ادبیات فارسی است. او در غزلیات خود با به کار بردن تشبیهات مضمر و تفضیل، کارکردهایی بلاغی ایجاد کرده است. این تشبیهات از سویی موجب ایجاز در کلام می¬شوند و از سوی دیگر به سبب عدول از هنجارهای عادی کلام در محور همنشینی، اعجاب خواننده را برمی¬انگیزند. در اینگونه ابیات، جملات پرسشی و خبری¬ای به¬کار رفته است که غالباً معانی ثانوی آنها مورد نظر است. زبان ابیات تشبیهی در غزلیات، زبانی عاطفی است، به ویژه تشبیهات تفضیل که واکنشِ عاطفی خواننده را در پی دارد. در تشبیهات مضمر و تفضیل، عمدتاً حصر و قصر به کار رفته است که توان ارزشی و کارکرد زیبایی شناسیکِ ابیات را بسیار بالا می¬برد.
کلید واژه ها: سعدی، تشبیهِ مضمر، تشبیه تفضیل، بلاغت.
اختر و انقلاب مشروطه ایران
حمیده حرمتی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
انقلاب مشروطه ایران یکی از دوره های مهم تاریخی وادبی ایران محسوب می گردد ، ازوجوه ممیزه این دوره نسبت به دیگرادوار گذشته ایران ورود نشانه های تجدد غرب به داخل ایران است0 روزنامه ها یکی از عناصر ورود تجدد وحلقه اتصال دو کفه اصلی مشروطه یعنی دولت و ملت و نیز به عنوان عرصه قلم فرسایی روشنفکران و اندیشمندان این انقلاب بسیار ارزشمند می نمایند ؛ به طور حتم بررسی و تحلیل سطوح زبانی وفکری این روزنامه ها در شفاف سازی هر چه بیشتر نقش آنها در رویداد این انقلاب مفید فایده خواهد بود0 مقاله حاضر با بررسی روزنامه" اختر"در دو سطح زبانی وفکری سعی در شناخت نقش این روزنامه در جریان انقلاب مشروطه وتأثیر انقلاب مشروطه در معنی یک حادثه سیاسی و اجتماعی در سبک نوشتاری زبان فارسی دارد0 اختر به سبب وجود نویسندگان آزادی خواه و روشنفکران اندیشمند آن یکی از عوامل اصلی ایجاد پایه های فکری مشروطه به شمار می آید سبک نوشتاری و نیز سطح فکری این روزنامه به قوت قلم نویسندگان توانا و زبر دست آن ، کسانی چون "میرزا یوسف مستشار الدوله " و " میرزا نجف قلی خان " در میان روزنامه های هم عصرش شاخص و متمایز بوده و قابلیت تحلیل و بررسی بیشتری را دارد 0
کلیدواژه ها: اختر، مشروطه، سطح ادبی و فکری.
جستاری در چگونگی پیوند کودک، فلسفه و داستان¬های رایج در ادبیات کودکان
(بر پایه¬ی نظریه¬ی گرت. بی. متیوز)
سعید حسام¬پور
دانش¬یار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
ملیحه مصلح
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه شیراز
فلسفه و ادبیات از زمانهای بسیار دور، در قصههای مادربزرگان پیوند خوردهاند، امروزه نیز یکی از پیشفرضهای برنامه «فلسفه برای کودکان» ، این است که کودکان زمانی بیشتر یاد میگیرند که کتابهایشان به شکل داستان باشد ، اما صاحب نظران این برنامه با دو رویکرد به داستان مینگرند؛ تنها پژوهشگری که در این برنامه ، به طور مستقل و به صراحت، به ماهیت ادبیات کودک توجه نشان دادهاست، گرت. بی. متیوز است. متیوز که کاشف گونهای ادبی به نام داستانهای "تفننی- فلسفی" است، در مقالهای با همین عنوان ، با انتقاد به برونوبتلهایم نه تنها مسیر ادبیات کودک را فلسفی میداند، بلکه معتقد است که کودکان به خوبی توانایی درک مفاهیم فلسفی را دارند.با توجه به پیشگفته و این که نگارنده، نه تنها در ایران، بلکه در خارج از ایران نیز مطالعهای مبتنی بر این دیدگاه در داستانهای کودکان نیافت؛ پژوهش حاضر بر آن است که بر پایه نظریه متیوز، با روش کیفی-قیاسی، به تحلیل محتوایی چند داستان رایج و در دسترس کودکان کشورمان بپردازد و به پاسخ این سوال برسد که آیا این داستانها که با تاکید بر جنبه ادبی آنها و بدون توجه جدی به پرورش فلسفه خلق شدهاند، این کارایی را دارند که به نیازهای فلسفی کودکان کشورمان پاسخ دهند؟ نمونهگیری این پژوهش از نوع هدفمند است. نتیجه پژوهش نشان داد، آثار بررسی شده در فضای خیالی، با شاعرانگی بیهمانندی در قالب عباراتی ساده و قابل فهم، چندین مولفه فلسفی مهم را در خود جای دادهاند و میتوانند زمینه رشد و تجربه فکری را برای کودکان فراهم سازد.در همه داستانهای تحلیل شده، مفاهیم فلسفی مهمی مانند اخلاق ، هویتیابی و شناخت خود و دیگران، شباهت و تفاوت، طبقهبندی موجودات و در نگاهی وسیعتر، ویژگیهای عرضی و ذاتی یافت شد؛ علاوه بر آنها هر کدام از داستانها، خود حاوی مولفههای فلسفی متفاوتی با دیگر داستانها ، از جمله مولفههای فلسفی متفاوتی با دیگر داستانها، از جمله مولفههای تمرکز زدایی ، شناخت توانمندیها، چگونگی تمامیت چیزها، مفهموم طبیعی و مصنوعی و مرز بین آنها، شناخت خدا و حکمت او ، چگونگی قضاوت و مقایسه کردن ، از خود بیگانگی ، استثمار و استعمار بودند.
کلیدواژهها: کودک، فلسفه، داستانهای رایج در ادبیات کودکان، متیوز، برنامه فلسفه برای کودکان.
کرونولوژی و نقد ساختاری و محتوایی سروده¬های زُهَری
عبّاس حسن¬پور
کارشناس زبان و ادبیّات فارسی
علیرضا قاسمی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه گیلان
در دوره¬ی معاصر، نیما یوشیج با درک عمیق نسبت به اوضاع ادبی- اجتماعی- سیاسیِ جامعه¬ی ایران، راهی نو در شعر فارسی می¬گشاید و پس از او شاعران بسیاری در جهت پویایی و کمال این شیوه¬ی تازه، گام برمی¬دارند. محمّد زُهَری- شاعر کوتاه¬ترین طرح فارسی- یکی از این شاگردان مکتب نیمایی است. او به جهت حضور مستمر در میدان سه دهه شعر معاصر، چاپ مجموعه¬های مختلف با مهندسی و سبک ویژه و استقلالِ شاعرانگی، چهره¬ای ممتاز دارد به گونه¬ای که برای جریان¬شناسی شعر نو و بررسی همه¬جانبه¬ی سیر تکاملی آن، توجّه به آثار وی اجتناب¬ناپذیر است. پژوهش حاضر در پی آن است تا ضمن تبیین فعالیت¬های ادبی زهری و جایگاه او در جریان¬های شعری معاصر، به کرونولوژی آثار وی و نقد و بررسی آن¬هااز دیدگاه ساختار و محتوا ¬بپردازد و گفتمان فکری غالب در هر یک از آن¬ها را تبیین نماید. رویکرد مینی¬مالیستی زهری و حرکت تدریجی او در تاکتیک¬های شاعرانه نظیر فاصله گرفتن از فضای آرکائیک در فرم و مصالح زبان و رهایی یافتن از سیطره¬ی افاعیل عروضی تا رسیدن به زبانی نرم و تغزّلی، از دیگر مسائلی است که در این پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
کلیدواژه¬ها:زهری، شعر نو، طرح، کرونولوژی آثار، مضامین اجتماعی.
جايگاه زن در طوطينامهي ثغري
حسین حسنپورآلاشتی
سروناز ملك
با دقت در كتابهاي منثور و منظوم ادب فارسي، ميتوان دريافت كه نقش زنان در كتابهاي منثور روايي عاميانه، فعالتر و به واقعيت نزيكتر است. طوطينامه يكي از اين كتابهاست كه با كنكاش در قصهها و حكايتهاي آن ميتوان جايگاه زنان را در جامعهي كهن ايران مشخص كرد. امّا از ازآنجاييكه اصل طوطينامه هندي است، تأثير آيين هندو و نوع نگرش آنان نسبت به زنان در جايجاي كتاب بهچشم ميخورد. زنان در طوطينامه، حيلهگر، خيانتكار، ناقصعقل و ابزار و وسيلهاي در دست مردان براي رسيدن به اهدافشان هستند. زن مقبول و پسنديده كسي استكه مطيع و منقاد شوهر و در وفاداري نمونه باشد. تصويري كه از زنان در این کتاب ارايه ميشود دو تصوير ثابت است، يا قرباني هستند يا فريبكار. طبيعتاً در چنين جامعهي مردسالاري، زن براي خارجشدن از تسلّط مردان نيازمند استفاده از مكر و فريب است. دراين پژوهش، پس از مقدماتي در مورد وضعيت زنان در تاريخ و ادب فارسي، و آشنايي با طوطينامه به نقش و جايگاه زن دراين كتاب پرداخته خواهد شد.
كليد واژهها: نثر، داستانهاي عاميانه، طوطينامه، زن، مكر و فريب.
بررسی مشخصه های سبکی کتاب معارف بهاء ولد
مژگان حسن پور
دانشجوی کارشناسی ارشد
کتاب معارف بهاء ولد از جمله کتاب هایی است که ویژگی های بارز سبکی دارد اما در کتاب های سبکی کمتر به این موضوع توجه شده است. در این مقاله سبک کتاب از لحاظ عناصر زبانی در سه سطح واژگانی و نحوی وبلاغی مورد توجه قرار گرفته است.در سطح واژگانی قید های زمان و مکان و نشانه های ندایی مورد بررسی قرار گرفته است.در سطح نحوی کاربرد فراوان جملات مرکب و علل استفاده از این جملات مورد توجه بوده است و در سطح بلاغی به بررسی بارز ترین صناعات ادبی در متن پرداخته شده است.
كليد واژهها: سبک،عناصر زبانی،عناصر نحوی،تشبیه.
کارکرد ردیف در غزلیّات شمس
هیوا حسن¬پور
لیلا محمدی
غزلیّات شمس، به¬عنوان یکی از شاهکارهای گرانسنگ عرفانی ادب فارسی، از زوایای گونه¬گون مورد کاوش، نقد و سنجش قرار گرفته است. یکی از جنبه¬هایی که برجستگی ویژه¬ای به غزلیّات شمس داده، موسیقی و نوای خاصّی است که بر آن¬ها طنین افکنده است. از میان عناصر موسیقی¬ساز غزلیّات، ردیف نقش بسزایی ایفا کرده است. این مقاله، به بررسی ساختار ردیف در غزلیّات، از دیدگاه¬های زبانی و بلاغی پرداخته و سپس هنجارگریزی¬های مولوی را در ردیف نشان داده است. با توجّه به داده¬های این مقاله، در سطح زبانی، مولانا بیشتر از ردیف¬های فعلی پویا استفاده کرده است. در سطح بلاغی، تکرارهای ردیف، بیشتر برای تأکید و پُرکردن وزن است. همچنین، نشان داده شده است که مولانا، یکی از شاعران هنجارگریز در استفاده از ردیف است. با توجّه به چگونگی استفاده¬ی مولوی از ردیف، می¬توان تعریف¬های دیگری از ردیف به¬دست داد.
کلیدواژه¬ها: غزلیّات، مولانا، ردیف، موسیقی، هنجارگریزی.
آيات و احاديث در مثنوي و تأثيرآن بر منظومه ي طاقديس ملّا احمد نراقي
دکتر حسن حیدری دانشجوي دكتراي ادبيات فارسي دانشگاه اراك
عبدالمجيد يوسفي نكو دبير مراكز پيش دانشگاهي و دبيرستان هاي فراهان
مولانا جلال الدّين بلخي در مثنويِ معنوي،آيات و احاديث فراواني را به كار برده است؛در بيشتر اين كاربرد ها جنبه هاي هنري فراواني ديده مي شود كه از آن جمله مي توان به انواعِ اثر پذيريِ گزاره اي،گزارشي، الها مي-بنيادي،تلميحي،تأويلي،تطبيقي،تصويري، تفسيري و واژگاني اشاره كرد. شاعرانِ بسياري از همان عصرِ مولوي تا روزگار نزديك به ما،از او تقليد كرده اند كه از آن ميان مي توان به ملّا احمد نراقي در مثنوي طاقديس اشاره كرد.اين مقاله مي كوشد ابتدا آماري از آيات و احاديث به كار رفته در اين دو منظومه را به دست آورد و سپس آيات مشترك هر دو را بيان نمايد و در ادامه كاربرد هنري آيات و احاديث را در مثنوي مولوي و طاقديس بررسي كند و نشان دهد كه كداميك در اين كار موفق تر بوده اند؛و ملّا احمد نراقي تا چه حد مقلّد و يا مبتكر بوده است.
كليد واژهها: مثنوي معنوي،طاقديس ملا احمد نراقي،كاربرد هنري آيات و احاديث،ابتكار و تقليد.
بررسی و تحلیل نئو کلاسی سیسم در اشعار فرخی یزدی
دكتر عبدالله حسن زاده مير علي
استادیار وعضو هيات علمي دانشگاه سمنان
ليلا شاماني
¬كارشناس ارشد زبان وادبيات فارسي¬دانشگاه سمنان
نئو كلاسي¬سيسم به معني عام ، به احياي سبك و نظر داشتن به ادبيات قديم اطلاق مي شود و نوعی بازگشت به معيار ها وآداب نويسندگي است وعليرغم تفاوت هايي در محتواي آثارغالباً به همان¬اصول كلاسيك¬معطوف است؛ شعر مشروطه درمقابل شعر قبل از مشروطه همان نئوكلاسي سيسم در مقابل¬كلاسي¬سيسم است.اصول مکتب نئوکلاسی¬سیسم تقلید از طبیعت، تقلید از قدما، پیروی از عقل وخرد، ایجاز و وضوح، حقیقت نمایی، برازندگی و قانون سه وحدت است که این اصول را می توان در اشعار دوره مشروطه و فرخی یزدی مشاهده کرد. تقلید از طبیعت ارزشمند بشری اصل اول نوکلاسیک¬هاست که در شعر شاعران دوره مشروطه وفرخی یزدی مشهود است.فرخی یزدی به کوه ودرو دشت محصور نمی¬شود و با طرح مسایل سیاسی-اجتماعی به زنده کردن فطرت بشری می¬اندیشد. تقلیداز قدما اصل دوم است؛که فرخی هم اشعاری به سبک و قالب قدما سروده است؛ اما با تحول در موضوع نوآوری کرده است. به عنوان مثال انتقاد را جایگزین مدح در قصیده کرده است و به جای توصیف معشوق، غزل را برای بیان اهداف سیاسی به کار گرفته و غزل سیاسی را بنیان نهاد. در دوره مشروطه همانند نئو کلاسی¬سیسم خرد بر تخیل برتری می¬یابد. فرخی¬یزدی باسادگی و وضوح(اصل چهارم)حقیقت جامعه¬را هدف¬قرارداده¬است،وبامضامینی¬چون¬آزادی،عدالت، قانون،دهقان،انقلاب،وطن و...حقیقت نمایی می¬کند واخلاق را که زیرمجموعه برازندگی نوکلاسیک است مورد توجه قرار می دهد. اما قانون سه وحدت(اخرین اصل) را در اشعار فرخی نمی¬یابیم.
كليد واژهها: نئو كلاسي سيسم، فرخی یزدی، ادبيات معاصر. شعر مشروطه.
مقایسۀ شخصیت انقلابی و انفعالی
(با تأملی در رمان «سووشون» و مجموعه داستان¬های «مثل همیشه»)
عبدالله حسن زاده
میرعلیاستادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
سید رزاق رضویان
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
در دهۀ چهل، همزمان با حوادث سیاسی - اجتماعی و تحولات فرهنگی در ساختار جامعۀ ایرانی، ادبیات داستانی نیز متناسب با آن تحولات، دستخوش تغییراتی می¬شود و آثاری متنوع، ماندگار و جدید در عرصۀ داستان¬نویسی ایران، پدید می¬آید. نویسندگان این دهه در مقایسه با دوره¬های قبل، شیوه¬های هوشمندانه¬ و شکل¬یافته¬تری در نگارش خود به کار می¬برند. در سال¬های پایانی این دهه سیمین دانشور با رمان «سووشون» و هوشنگ گلشیری با داستان¬های مجموعۀ «مثل همیشه» و «شازده احتجاب»، با سبک و شیوه¬ای متفاوت، جلوۀ تازه¬ای به ادبیات داستانی ایران می¬بخشند. دانشور در رمان سووشون با سبکی رئالیستی و متناسب با فضای واقعی جامعۀ ایرانی در بستری تاریخی، با خلق شخصیتی انقلابی و پروبلماتیک (مسئله¬دار) تصویری واقع¬نمایانه از شخصیتی عمل¬گرا و معترض، را نشان می دهد. همزمان با دانشور، گلشیری با سبکی متفاوت در فرم و محتوا و به شیوۀ داستان¬های مدرن و رمان¬های نو در فرانسه، گونه¬ای دیگر از شخصیت¬پردازی را خلق می¬کند. شخصیت¬های گلشیری در این داستان¬ها انسان¬هایی درون¬گرا، منفعل، ناتوان و سرگشته¬اند که در کنش و عملکرد هیچ سنخیتی با قهرمان رمان سووشون ندارند. در این مقاله برآنیم تا با لحاظ برخی تفاوت¬ها و تشابهات، قهرمان سووشون را منطبق با قهرمان مسئله¬دار لوکاج و گلدمن معرفی کنیم و نشان دهیم که شباهت¬هاي بسياري در شيوۀ پرداختن به شخصيت داستاني بين آثار نويسندگان فرانسوي رمان نو و شخصیت¬های مجموعۀ «مثل همیشه» وجود دارد و همچنین دلایل تفاوت در شیوۀ شخصیت پردازی این دو نویسندۀ هم¬عصر را نمایان سازیم.
کلید واژه ها: شخصیت داستانی، سووشون، مثل همیشه، رمان معاصر فارسی، ادبیات داستانی.
حافظ، شاعر آسمانی یا شاعر زمینی
لیلاحسن زاده
اعظم احمدوند
بسیاری از اندیشمندان وبزرگان ادبیات در پژوهش¬های خود لسان الغیب حافظ _غزلسرای نامی قرن هشتم _ را عارفــی کامل معرفی کرده¬اند؛غالب حافظ¬ پژوهان غزل های او را، سرشار از مضامین عرفانی دانسته¬اند و همواره در معناشناسی اشعار، رنگ و بوی عرفانی به آنها بخشیده¬اند. همچنین در نظر عامه مردم و نیز در فرهنگ ایرانیان، همواره دیـوان حافظ در کنار قــرآن کریم قرار گرفته¬است؛ زیرا بر این عقیده¬اند که اشعار حافظ¬¬، برگرفته از آیات و روایات است ؛ با این حال در تحقیقات ادبی به نظریاتی برمی¬خوریم که با دلایل و شواهــد شعری او، عکس این مطلب را اثبات کرده¬اند. در این مقاله با ارایه دیدگاه های مختلف صاحبنظران و بزرگان ادب، ضمن بررســی و تحلیل این نظریات¬، آرا و اندیشـه¬های حافظ بیان شده¬است.
کلید واژه¬ها: حافظ¬، شعر، ¬عرفان¬، ¬رندی¬، ¬ غزل عرفانی¬، تأویل متن، متن¬پژوهی.
طالب فهم مسمّايي عيار اسم گير
(معناشناسي نامهاي اشعار محمّدرضا شفيعي کدکني)
دکتر کاووس حسنلي
(استاد بخش زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز)
الهام خليلي جهرمي
(دانشجوي دکتري زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز)
محمّدرضا شفيعي کدکني، از شاعران، اديبان و محقّقان برجستهي معاصر ايران است. اطلاعات و دانش وسيع ايشان بر پهنهي بيکران ادبيات، اسطوره، تاريخ و ... اين مرز و بوم بر همه کس آشکار است. در اين پژوهش برآنيم که از رهگذر نامهاي اشعار ميتوان شاعر و جهان او را شناخت. لذا به بررسي تمام نامهاي اشعار شفيعي کدکني ـ کتاب «آيينهاي براي صداها» شامل هفت دفتر، «هزارهي دوم آهوي کوهي» شامل پنج دفتر شعر و41 شعر وي در مجلهي بخارا ـ پرداختيم و در مجموع 495 شعر را در مرحلهي نخست، بدون خواندن اشعار، از جهت زباني و ادبي بررسي نموديم و تأثير و اهميّت نامهاي اشعار را از جهت زيباشناسي بررسي کرديم و نمونههايي را براي تبيين مطلب ذکر نموديم. سپس به بررسي دايرهي واژگاني شاعر پرداختيم و از اين طريق جهان مورد علاقهي شاعر، دغدغهها، جهانبيني و سير تحولي شخصيت شفيعي کدکني را بررسي نموديم و دانستيم که خواندنِ نام اشعار و دقّت در آن نکتههاي ارزشمندي را بر خواننده عرضه مي دارد تا جايي که ميتوان از بررسي نامهاي مجموعهها به انديشه، نوع نگاه، عمق اطلاعات و دانش شاعر پي برد.
کلید واژه ها: شفيعي کدکني، نام شعرها، جهانبيني شاعر، شعر معاصر، ساختار.
جلوههای پايداری در مجموعه شعری «پيام آزادیِ»
اديب برومند
سميه حسنعليان
ادبيات مقاومت كه دارای شناسه اصلی تعهد است مخاطب خود را به پايداری در برابر دشمن فرا میخواند بررسی اين گونه آثار (اعم از نثر و شعر) میتواند اميد به آينده و حقيقتخواهی را كه در ذات اين آثار موجود است برای خواننده آشكار سازد. از اينرو مقاله حاضر با روش توصيفی ـ تحليلی مجموعه شعر يكی از شاعران مقاومت و پايداری ايران اسلامی «اديب برومند» را با عنوان «پيام آزادی» بررسيده است. مهمترين يافتههای پژوهش بيانگر اين واقعيت است كه مضامين اصلی ادبيات پايداری چون عشق به ميهن و دعوت به حفظ آن در برابر دشمنان، ظلمستيزی و حمايت از محرومان، آزادی، ايجاد اميد و انگيزه در اشعار اين شاعر ظهور تام يافته است.
کلید واژه ها: پايداری، اديب برومند، پيام آزادی، ظلمستيزی، آزادی.
من شاعر معاصر قرني نديدهام
(واکاوي و بازشناسي ديدگاه محمّدعلي بهمني
دربارهي شعر و شاعري در آيينهي آثارش)
دکتر کاووس حسنلي
(استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز)
شيرين رزمجو بختياري
(دانشجوي دکتري زبان و ادبيات فارسي
گرايش ادبيات عرفاني دانشگاه شيراز)
هرکس که حتّي يک بار مجموعه اشعار محمّدعلي بهمني را خوانده باشد، دغدغهي او را دربارهي غزل و شعر و شاعري و معيارهاي آن دريافته است؛ زيرا او بارها در جاي جايِ غزليات و اشعارِ نو و سپيد خود، تعاريفي از شعر ـ به صورت عام ـ و شعر و غزلِ خود ـ به صورت خاص ـ ارائه داده است و پرداختن به ابعاد گوناگونِ آن يکي از مفاهيم تکرار شونده در ميانِ اشعار اوست. از آنجا که بررسي کارنامهي شعر در خلال سرودهي شاعران، امري ضروري است، بررسيِ اشعار بهمني نيز به عنوانِ يکي از منتقدانِ اين زمينه اهميّت ويژهاي دارد. بهمني ديدگاههاي انتقادي خود را دربارهي کارهاي خلاقهي شعر و شاعري در خلال اشعارِ خود تبيين مينمايد و کمتر در قالبِ نثر نظريهپردازي ميکند. وي در شعرش، آنجا که به بيانِ مشخّصههايي براي شعرِ راستين ميپردازد، در حکمِ يک ناقدِ موفّقِ شعر عمل ميکند. ناقدي که محکِ ارزشمندي برايِ تمييز شعرِ سره از ناسره به دست ميدهد. در اين مقاله تعاريف و مشخّصههايي را که بهمني برايِ شعر و غزل و شاعر آورده است، از ميانِ کليهي اشعارِ او استخراج کرده، به تقسيمبندي و تبيين آن پرداختهايم. اين مؤلّفهها در چهار عنوان موردِ بررسي قرارگرفته است:
الفـ تعريف شعر و ويژگيهاي آن؛
بـتعريف غزل و ويژگيهايِآن؛
جـشعروغزلبهمني؛
دـ ويژگيهاي شاعر.
هرچند بهمني متّهم به تقديس تغزّل است و خود را شاگردِ دبستانِ غزل ميداند، امّا چترِ نيما را بر سرِ خود دارد، به سراغِ درونمايههاي اجتماعي ميرود و خود را شاعرِ معاصرِ قرني نديده مينامد. از اين رو به عنوانِ يک ناقدِ موفّق محکي براي تشخيصِ شعر از نظم و شاعر از متشاعر به دست ميدهد.
کلید واژه ها: محمّدعلي بهمني، تعريفِ شعر، تعريفِ غزل، ويژگيهايِ شاعر، شعر و غزل بهمني.
بررسی و مقایسه عشق در تفکر مولانا و پائولو کوئلیو
مریم حسین قلیزاده
دكتر بهاءالدین اسكندري
بیتردید عشق يكي از بنیادیترین مفاهیم در عرفان و تصوف اسلامی و به ویژه در منظومه فکری مولاناست. کلام او با عشق آغاز میگردد و با عشق پایان میپذیرد. مولانا بهترین استنباط را از مذهب عشق، برای بیان عشق خوش سودای خود که بیواسطه او را به مشاهدهی نابترین حقایق میبرد ارائه داده است. با عشق است که میتوان راز خلقت را دریافت و با معشوق به اتحاد رسید. از گذشته تاکنون بزرگان و اندیشمندانی که با نوای درونی انسان هماهنگتر و حساستر بودهاند و در شناخت فطرت پاک انسانی، خودشناسی و شناخت مظهر عشق، نقش و تاثیر بسزایی داشتهاند همواره کانون توجه آزاد اندیشان و حق نگران بودهاند. پائولوکوئلیو به عنوان یکی از مدعیان طریقتهای نوظهور از عشق بسیار گفته است و هیچ کتابی را از او نمیتوان سراغ گرفت مگر آنکه در آن سخنی از عشق رفته باشد. از دیدگاه او عشق گمشدهی انسان و تنها راه تکامل و سعادت انسان در گرو یافتن این گمشده است.او عشق را دور از خطا و عین زندگی میداند. این عشق نیرویی است که آدمیان را به هم میپیوندد، تا تجربهای را که در زندگیهای متعدد جهان پراکنده است بار دیگر متراکم کند. رستگار حقیقی کسی است که عشق بورزد یا بدو عشق بورزند و زیانکار کسی است که نه عاشق است و نه معشوق.این مقاله کوششی خواهد بود در جهت واکاوی این مفهوم بنیادین در نظام فکری مولانا و پائولو کوئلیو و مقایسه آن دو با هم.
كليد واژهها: مولانا، پائولوكوئليو، عشق.
ارزیابی ترجمه¬ی انگلیسی طاهره صفّارزاده از قرآن کریم از دیدگاه مشخّصه¬های معنایی
دکتر سیّد محمّد حسینی معصوم
استادیار گروه زبان¬شناسی و زبان¬های خارجی دانشگاه پیام نور
سارا ساری
دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه دانشگاه فردوسی مشهد
بحث ترجمه¬پذیری یا عدم آن همواره یکی از نکات چالش برانگیز مباحث نظری ترجمه بوده است. زبانشناسان و ترجمه¬شناسان از دیدگاه¬های مختلف به این موضوع نگریسته و هر یک استدلال¬های مختلفی در تأیید نظر خود ارائه کرده¬اند. هنگامی که از ترجمه¬ی متون مقدّس و کلام خداوند همچون قرآن کریم سخن به میان می¬آید، این بحث حسّاس¬تر و پیچیده¬تر می شود. این¬که مترجم در بازتولید کلام خداوند تا چه میزان باید به ویژگیهای ساختی و حتّی معنایی زبان مبدأء پایدار باشد و تا چه حد تفسیر و تحلیل را در ترجمه خود دخیل کند، نکته¬ایست که نیاز به بحث و بررسی گسترده دارد. در این میان، اتّخاذ رویکرد ترجمه¬ی معنایی یا ترجمه¬ی ارتباطی از جمله راهکارهای پیش روی مترجم است. مقاله¬ی حاضر به بررسی و ارزیابی نوع خاصّی از ترجمه قرآن کریم به زبان انگلیسی می¬پردازد که توسط طاهره صفّارزاده انجام شده است. در این ترجمه، تحلیل واژگان به مؤلّفه¬های معنایی و ارائه¬ی معادل انگلیسی برای هر یک از آن مؤلّفه ها راهکار اصلی مترجم بوده است. آنچه در این میان از دید مترجم پنهان مانده است، ظرفیت زبان مقصد (انگلیسی) در واژگانی کردن مجموعه¬ای از مشخّصه های معنایی در قالب یک کلمه واحد و یا انتساب مفاهیم جدید به واژگان آشناست. این همان رویکردیست که عملاً در زبان فارسی برای واژگان قدیمی همچون واژه¬ی نماز انجام شده است.
کلید واژه ها:: ترجمه، قرآن کریم، طاهره صفّارزاده، مشخّصه¬های معنایی، ترجمه¬پذیری
بررسي تاريخي و توصيفي – انتقادي گزيدههاي مثنوي
سید محمدعلی حسيني ميقان
دانشجوي كارشناسي ارشد ادبيّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
عبدالله رادمرد
عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
حجم زیاد برخی از آثار ادبی و تاریخی و ... ، کمی وقت و تنوع زیاد آثار، گروهی را بر آن داشته تا گزیدهها و خلاصههایی از آثار طولانی تهیّه کنند. دستیابی به ویژگیهای اغلب، ادبی آثار و نهچندان معنایی آن رشد گزیدهنویسی را تقویت کرده ذهنیّت «آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر قطرهای باید چشید» عدة زیادی را وادار به خلاصهنویسی و تلخیص آثار کرده است.این گزیدهنویسان در انتخاب ابیات یا مطالب باید نکاتی را رعایت میکردند امّا خیلیها ذائقة خود را ملاک قرار داده منتخبی از بعضی موضوعات یا داستانهای آثار را تهیّه کردهاند.این مقاله در پی آن است که گزیدههای مثنوی را از سال 1300 به بعد دههبندی کرده بررسی تاریخی کند. قطعاً تهیّه فهرست توصیفی از گزیدههای هر دهه، ویژگیهای کلّی گزیدهها در هر دهه و بیان محاسن و کاستی گزیدههای هر دهه، رویکرد اصلی و گرایش گزیدهنویسان در هر دهه، تعیین فراز و فرودهای گزیدههای مثنوی و عوامل آن، بیان گزارشی از گونههای متنوّع گزیدهها (داستانی، منظوم، منثور، موضوعی، نظم و نثر آمیخته به هم) در نظر گرفتن معیارها و ملاکهایی برای بررسی گزیدهها و مطابقت این معیارها بر پنج گزیدهای که حدّاکثر ویژگیها را برای بررسی دارند و ارائة الگوی مناسب برای کسانی که میخواهند از مثنوی گزیده تهیّه کند، همه از مواردی است که این مقاله بدانها پرداخته است.
کلید واژهها: گزیدهنویسی، مثنوی، نظم، نثر.
نمادگري در اشعار « هوشنگ ابتهاج »
غلامحسن حسيني اصلي
كارشناسي علوم تربيتي رشت
رمز یا سمبل (نماد) همیشه یکی از ارکان اصیل و مهم آفرینش و امتداد آثار بزرگ ادبی است که اکثر شاعران بزرگ به آن پرداخته اند.نماد یکی از آرایه های ادبی است. ویژگی بارز نماد، ابهام، عدم صراحت وغیرمستقیم بودن آن است، به این معنا که در زبان سمبلیک مراد و مقصود، ظاهر و صورت کلام نیست بلکه مفهومی است ورای ظاهر و فراتر و عمیق تراز آن. هوشنگ ابتهاج از شاعران معاصر در شعر خود از نماد سود جسته است و همین امر یکی از رازهای پیچیدگی و ابهام شعر اوست. در این مقاله نماد های شعر ابتهاج ، شرح و بررسی شده است. آن چه مسلم است نماد های اشعار اوبرگرفته از عقاید و اندیشه های سیاسی و اجتماعی اوست و نماد های شعری او با نماد های شاعران معاصر، که عمدتاً جنبه های سیاسی اجتماعی دارند، متفاوت است .
کلید واژه¬ها: نمادگرایی، شعر معاصر، ابتهاج
تجلّی گوهر عشق در غزلیات اوحدی مراغی
پری نازحقیقت دوست بناب
خورشید عشق به تمام ذرّات هستی حیات می بخشد و آیینه آسا جمال جمیل معشوق راستین را متجلی می سازد. سرچشمۀ عشق صفاست و شور زندگی از عشق حاصل می شود. عشق به عارف وجد و حال می بخشد و گوهر جذبۀ حق را در صدف دل عشّاق می نشاند و آنان را به وادی حیرانی می کشاند و جان آنان را در آسمان شکوهمند عرفان به پرواز در می آورد. عاشق عارف و شاعر شوریده احوال اوحدی مراغه ای عطر دل انگیز عشق را بر تمام غزلیاتش فرو فشانده و شورانگیزترین صفحه های شوق و شور را در باغ دلدادگی به نمایش گذاشته است. او پرواز عشق را فراتر از عقل قلمداد می کند. عاقلان حقیقی عاشقان راستین اند و عشق در شعر او حیات جاودان دارد و اسرار آفرینش به شمار می آید. عشق شراب معنوی الهی است و شاعر به خاطر بی کرانگی آن را در قالب کوچک زبان و بیان نمی نشاند؛ امّا اُنسی که با آن پیدا می کند، خود را بازرگان عشق می نامد.
کلید واژه ها : عشق، صفا، حقیقت و مجاز، عقل و راز جاودانگی.
بررسی و تحلیل فرهنگ¬های تخصصی و موضوعی
در حوزهی زبان و ادبیات فارسی
ندا حیدرپور نجف آبادی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
فرهنگ نویسی ضرورت هر زبان است و بازنگری در آن امری واجب تر. روشن است که یک فرهنگ نمی تواند تمام لغات یک زبان را از گذشته تا زمان حاضر و همۀ گونه های زبانی و نیز اصطلاحات تمام رشته های علمی و فنی را دربرگیرد. به دلیل گستردگی دایرۀ واژگانی زبان ، هر فرهنگ تنها به بخشی از لغات یک زبان می پردازد. پس گذشته از فرهنگ های عمومی، هریک از دانش های بشری محتاج فرهنگ هایی ویژۀ خود هستند که این کتب مرجع باید توسط کسانی نگاشته شوند که توأمان از تسلط به زبان وآن رشته برخوردار باشند . ادبیات فارسی نیز به عنوان یک رشته تخصصی از این قاعده جدا نیست. فرهنگ هایی را که برای یک دانشجو یا پژوهشگر ادبیات مفیدِ فایده است می توان تقسیم کرد به فرهنگ هایی که به اصطلاحات دانش های ادبی چون بلاغت ، وزن و قافیۀ شعر یا انواع ادبی ای مانند داستان و نمایش نامه می پردازد و واژه نامه هایی که در مطالعۀ بخشی از متون به ما کمک می کند نظیر فرهنگ اصطلاحات عرفانی و یا فرهنگ اصطلاحات اداری یک دوره و نیز فرهنگ های شعری که ویژۀ بیان واژه ها و ترکیب های به کار رفته در شعر شاعری خاص هستند . ناگفته نماند که گاه فایدۀ بخشی از واژه نامه های اختصاصی به دلیل سادگی و اختصار بیشتر عاید عمومِ علاقه مند به ادبیات خواهد شد. در این پژوهش پس از بیان مقدمه ای در مورد فرهنگ نویسی تخصصی ، بالغ بر چهل فرهنگ را در این زمینه معرفی می کنیم و پس از توصیفی اندک ،به بیان نقاط قوت و ضعف آن ها می پردازیم.
کلید واژه¬ها : فرهنگ نویسی ، واژه نامه های تخصصی ، ادبیات فارسی، اصطلاحات.
فضا و مولفه های سازنده ی آن در شاهنامه
دكتر حسن حيدري
استاديار زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اراك
علی اکبر کمالی نهاد
مهدی دهرامی
دانشجویان دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک
فضا از عواملی است که موجب تاثیرگذاری و تقویت شعر می گردد و حال و هوايي ايجاد مي كند که کلیت شعر در آن جای می گيرد. در شکل گیری معنا و انتقال آن در هر اثر منسجمی ، فضا سازی نقشی موثر دارد . هر اثر روایی بلند ، ناگزیر است که فضاهای متنوعی به اقتضای حال و مقال ، داشته باشد و عوامل متعددی در ایجاد این فضاها و تنوع آنها نقش دارند . این مقاله به بررسی چگونگی فضاسازی و نقش آن در تاثیرگذاری کلام و انسجام متن در شاهنامه پرداخته است و با تقسيم انواع فضاهای شاهنامه به سه سطح مبهم ، خرد و گسترده و مولفه هاي سازنده ی فضا در حوزه هاي انديشه اي ، واژگاني ، موسيقايي ، توصيفي و تصويري اين عنصر موثر را بررسی کرده است . در واقع فردوسی با بهره گیری از این عناصر ، فضاهایی منسجم ، دیداری و متنوع خلق کرده است ؛ به گونه ای که مخاطب ، خود را هر بار در فضایی تازه می بیند. بررسي فضاسازي های شاهنامه مي تواند موجب شناخت بيشترخلاقيت و قدرت سخنوري فردوسي شود.
کلید واژه ها : فضاسازی ، توصیف ، واژگان ، انديشه ، انسجام ، رنگ .
نظریه های ادبی و مقاله های علمی - پژوهشی مربوط به
زبان و ادبیات فارسی
(کاربست ، نتایج)
دکتر حسن حیدری
عضو هیئت علمی دانشگاه اراک
مهدی تلخابی
تا کنون به همان میزان که از نظریه های ادبی غربی و دستاورد های مربوط به دانش زبانشناسی در پژوهش و نگارش مقاله های علمی– پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی بهره برده ایم، به بررسی خود این موضوع نپرداخته ایم. این جستار با این هدف نوشته شده که تأثیر برخی از نظریه های ادبی و دستاورد های زبانشناسی را که عمدتا از طریق ترجمه به حوزه پژوهش زبان و ادب فارسی وارد شده بررسی نماید . این جستجو نشان می دهد که این نظریه ها باعث تغییر در فرم و محتوای مقاله ها شده اند. نخست این که یک نوع کل نگری به جای جزء نگری بر حوزه تحقیقات و مقاله های پژوهشی حاکم شده است وساختار مقالات عمدتا دوبخشی شده که در یک بخش توضیح یک تئوری ویا نظریه است و بخش دوم کاربرد آن در یک متن ادبی است یا این که فقط طرح یک تئوری در یک مقاله مطرح شده است که در آن صورت مقاله یک بخشی است. دوم آن که این نظریه ها در بحث انواع ادبی تأثیر گذاشته اند و تغییراتی ایجاد کرده اند . سوم آن که در حوزه بلاغت و سبک نیز نفوذ موثر داشته اند.
کلیدواژه ها : نظریه ادبی ، مقاله های پژوهشی ، حوزه زبان و ادبیات فارسی ، انواع ادبی ، بلاغت .
بررسی برخی از آیین های شمنی در شاهنامه
(با تکیه بر شخصیت زال)
دکتر حسن حیدری
عضو هیئت علمی دانشگاه اراک
یداله رحیمی
حسین پریزاد
دانشجویان دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک
شمنیسم آیینی باستانی است که نشانه ها و آثار به جا مانده از آن را می توان در میان اقوام مختلف مشاهده کرد. ویژگی های این آیین چنان با باورهای اساطیری و مذهبی مردم کشورهای مختلف در هم آمیخته است که تفکیک آن را بسیار دشوار نموده است. در شاهنامه فردوسی که صورت تجسم یافته اساطیر ایرانی است، نشانه هایی از شمنیسم دیده می شود. اشخاص متعددی را می توان در شاهنامه یافت که دارای خصلت ها و رفتارهای شمن گونه هستند؛ اما بدون تردید در میان شخصیت های شاهنامه، زال جامع ویژگیهای یک شمن است. این مقاله در پی آن است که جنبه های شمنیستی زال را از قبیل: ساحری، پیش بینی و غیبگویی، تولد و رشد غیر طبیعی، ارتباط با نیروهای ماورایی و ... بررسی و تحلیل نماید.
کلیدواژه ها: شاهنامه، زال، اسطوره، شمنیسم.
بررسي نقش زنان در زندگي رويين تنان
دکتری علی حیدری
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی داانشگاه لرستان
دکتر محمد رضا جلیلیان
بهجت بیرانوند
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
بسیاری از اساطیر و حماسه های جهان شرح احوال رویین تنان است. مباحث فراوانی در ارتباط با این رویین تنان حائز اهمیّت است. از آن میان نقش زنان در زندگی رویین تنان از تولد تا مرگ و حتی بعضاً بعد از مرگ (رویین تنان) قابل توجه است. زنان به عنوان مادر، خواهر، همسر، دختر، معشوقه، نامزد، زن برادر، پیرزن و... در زندگی رویین تنان ایفای نقش کرده اند. هر چند در بین آنان زنان فداکار، وفادار و خیر خواه وجود دارد، اما در بیشتر موارد آنان عهده دار نقش منفی هستند و بعضاً با خیانت به رویین تن زمینۀ مرگ او را فراهم کرده اند. این موضوع ممکن است ناشی از اندیشۀ مرد سالاری حاکم بر جهان اساطیر و حماسه ها باشد.
کلید واژه¬ها: رویین تن، اساطیر، حماسه، زن.
سخن فیه ما فیه
فاطمه حیدری
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه آزاداسلامی واحد کرج-ایران
« فیه مافیه» اثر منثور مولانا در دوران انحطاط نثر فارسی به وجود آمده است. سادگی وسلامت زبان این کتاب تعلیمی به دلیل رویارویی گوینده با مخاطبان عام و جویان معرفت و در نتیجه نزدیک شدن به زبان گفتار ، یادآور نثر دوره¬ی سامانیان است. گوینده در این کتاب به سخن ، نطق ،کلمه و کلام از دیدگاهی متفاوت نگریسته است .گرچه درباره¬ی سخن در وجه قیل وقال در آثار منظوم مولوی بارها سخن گفته شده دراین اثر کم حجم تعلیمی سخن سایه¬ی حقیقت واز معدنی لایتناهی و بی پایان بر¬خاسته ، دریا و آفتابی است لطیف و دایم که از فرط پیدایی ناپدید است. آسمان¬ها و زمین همه سخن است و زاییده¬ی سخن . به همین جهت، سخن ، لفظ و عبارت نیست که همچون صور بالنده و کنشگر ناپایدار باشد که سخن عرضی است که به سوی جوهر غرض تهییج وتحریک می¬کند. آرایش سخن موجب بازماندن از مقصود اصلی می¬شود .در آرایش سخن گوینده جان خود را آن گونه که هست نمی¬نمایاند و درونه¬ی گوینده یعنی معنا و محتوا چنان که هست آشکار نمی¬شود.مولانا مانند زبان شناس امروزی ترکیب دو سه حرف را روپوشی می¬داند که اندیشه و تفکر را درپرده داشته است . در این مقاله به سخن و زبان در نظریات مولانا در « فیه مافیه » پرداخته می¬شود.
کلید واژه ها: فیه مافیه ، سادگی بیان ،سخن ،اندیشه .
هنجارگریزی نوشتاری ـ دیداری ( کانکریت )
در اشعار شاعران معاصر
فاطمه حیدری
بنا به اعتقاد فرمالیستهای روس، هر شاعر و نویسندهای برای آفرینش اثر ادبی خود، به انواع هنجارگریزی ها در زبان دست میزند و توسعه ی زبان شعری و زیبایی کلام و لذت درک ادبی خود را فزونی می بخشد و باعث نوعی برجسته سازی و آشنایی زدایی در شعر میشود . شعر کانکریت (دیداری ـ نوشتااری) نمونهای از هنجارگریزی محسوب میشود. شعر نوشتاری_دیداری گونه ای از ادبیات است که برای فهم آن باید به آن نگاه کرد و به تماشای ظاهری و ساختاری واژگان پرداخت.که معمولا در طراحی پوسترها کاربرد دارد.شاعران در شعرهای نوشتاری_دیداری از شیوه های گوناگونی بهره گرفته اند از جمله:تجزیه و جدا نویسی واحد های شعری،کم و زیاد کردن تعداد هجاهای هر مصراع برای دست یافتن به شکل های مورد نظر،بهره گیری از هنر نقاشی در کنار نوشتارو...در اینگونه شعر،شاعر از طریق بازی با کلمات به گونه ای می نویسد که به وسیله ی حروف و کلمات طرحی را جلوی چشم بیننده می گذارد و فهم شعر بیشتر با نگاه کردن به ساختار و ظاهر شعر امکان پذیر می شود.در این مقاله اشعار شاعران معاصر از جمله: شاملو، اخوان، فروغ، شاهرودی، امین پور، صفارزاده، رحمانی،خویی و... برمبنای هنجارگریزی دیداری مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است، با توجه به اینکه آنان چگونه با تغییر در شکل متعارف نوشتار به این کارکرد زبانی دست یافتهاند و این تغییرات تا چه مایه در آفرینش اشعار آنان مهم بوده است.
کلید واژه¬ها: هنجارگریزی، برجسته سازی، آشنایی زدایی، کانکریت، شعر معاصر.
تطبیق کمدی الهیدانته و جاویدنامه اقباللاهوری
فهیمه حیدری
ادبیات تطبیقی همواره به دنبال موضوعاتی است که یک فرهنگ از فرهنگ دیگر میگیرد. در این بین داستانهای تمثیلی عرفانی،از موضوعات مشترک ادبیات ملل است. سفر روح به عالم علوی، دستمایه آفرینش آثاربزرگی چون ارداویراف نامه، سیرالعباد سنایی ،کمدی الهی دانته، رسالة الغفران ابولعلاء معری وجاویدنامه اقبال لاهوری شده است. دراین مقاله سعی بر آن است که سفر روح درمنظومه "کمدی الهی" سروده دانته آلیگیری (فوت1321م) و "جاویدنامه" سروده اقبال لاهوری (فوت1938م) مورد بررسی قرار گیرد و از منظر شگردهای روایی، سبک نگارش، مناظره و مکالمه، راهنما و مرشد، شخصیت پردازی و جبر و تقدیرکاویده شود و شباهت ها و تفاوت ها بیان گردد؛ و همچنین تاثیراتی که کمدی الهی بر جاویدنامه گذاشته است تا حد معینی معلوم شود.
کلیدواژهها: کمدی الهی، جاویدنامه، روایت، مناظره، مرشد، شخصیت، جبر
بررسی تشبیهات اوستا به لحاظ ژرفای تصاویر
مریم حیدری
بر اساس اینکه مشبه و مُشَبَّه ٌبِه از نوع معقول باشند یا محسوس، تشبیه به چند گونه تقسیم می شود: حسی به حسی، عقلی به عقلی، حسی به عقلی، عقلی به حسی. این تقسیم بندی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد: "تصویر سطحی"، "تصویر عمیق". در تصویر سطحی، شاعر رابطه ای میان اشیاء و امور حسی کشف می کند و تصویری دو بُعدی می سازد که به سهولت درک می شود. در تصویر عمیق، به نمایی بر می خوریم که مرکب از دو جزء محسوس و معقول است. در این ساخت، امر مجرد و انتزاعی به کمک تصویر حسی، تجسم می یابد. ابداع چنین تصاویری، یا حاصل حالات شهودی، عارفانه و درونگرا است؛ یا نگرشی آموزشی و برونگرا دارد؛ چرا که با استفاده از مجسم کردن تصاویر انتزاعی، آموزه ها را آمادۀ دریافت می سازد. بررسی آماری تشبیهات اوستا نشان می دهد در "گاهان"، توازنی میان تصویر سطحی، و تصویر عمیق وجود دارد. در سایر بخش های اوستا، تصاویر سطحی فزونی می گیرند و تشبیهات حسی به حسی که غالباً جنبه ی زینتی دارند، شمار فراوانی را به خود اختصاص می دهند. اما در مجموع، غلبه با تصاویر عقلی به حسی است. از این یافته ها می توان نتیجه گرفت ادبیات آموزشی و متعهد بخش عمده ای از اوستا را شامل می گردد. در کنار آن، دیدگاه صرفاً ادبیِ "هنر برای هنر" نیز در برخی قسمت ها، خصوصاً "یشتها" و "وندیداد" خودنمایی می کند.
کلید واژه ها: اوستا، تشبیه، تصویر سطحی، تصویر عمیق.
از خراسان تا همدان
(برّرسی تأثیر احمد غزالی بر عین القضات همدانی)
دكتر حامد خاتمي پور
احمد غزالي به عنوان يكي از برجسته ترين مشايخ صوفيه و نيز يكي از نامداران فرهنگ ايراني، پس از طي مراحل طريقت و منازل سلوك، يكسره به تربيت صوفيان و خدمت بديشان پرداخت. مبالغه نكردهايم اگر بگوييم كه مشهورترين مريدان و شاگردان وي عينالقضات همداني بوده است. ديدار احمد غزالی و درك محضر وي چنان تأثير شگرفي برسلوك فكری و معنوی قاضی داشته است كه بازتاب آن در جاي جاي نوشتههاي او قابل مشاهده است . بر همين اساس در اين نوشتار كوشيدهايم تا اين تأثير و تأثّر در ابعاد گوناگون كاويده شود؛ باشد كه حلقات بيشتري از زنجيرة ارتباط عرفان خراسان با نواحي غرب ايران بويژه ناحية همدان شناخته آيد.
كليد واژهها: احمد غزالي، عين القضات همداني، تصوّف خراسان، دفاع از ابليس، شاهد بازي.
بررسی هنجارگریزی در مجموعه داستان « یکی بود و یکی نبود»
دکتر مهدی خادمی کولایی
استادیار دانشگاه پیام نور
حسن غنیمتی
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی
بررسی سبک و شیوه¬ی هر شاعر یا نویسنده از جایگاه مهمّی برخوردار است که امروزه، به این امر توجّه ویژه¬ای می¬شود. آشنایی و تحلیل تکنیک¬های خاصّی که پدیدآورنده¬ی یک اثر، برای خود برمی¬گزیند، ما را در شناخت و درک ظرایف ادبی و هنری آن اثر کمک می¬کند. یکی از بحث¬هایی که امروزه در بین سبک¬شناسان و صاحب نظران حوزه¬ی نقد ادبی مطرح است، هنجارگریزی است که باعث برجسته¬سازی اثر، از بُعد زیبایی شناختی می¬گردد. در این نوشته به تبیین و شناساندن شکل¬های مختلف هنجارگریزی یا برجسته سازی، در مجموعه¬ داستان « یکی بود و یکی نبود» و تکنیک¬های داستان¬پردازی جمال¬زاده، که در برجسته¬تر نمودن اثرش، نقشی اساسی ایفا کرده¬است، پرداخته خواهد شد.
کلید واژه¬ها: هنجارگریزی، جمال¬زاده، یکی بود یکی نبود.
بررسی صور خیال شعر قیصر امین¬پور از منظر اصطلاحات عامیانه
دکتر مهدی خادمی کولایی
عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نورعلی
واسو جویباری
دانشجوی دوره¬ی دکترای ادبیّات
قیصر امین¬پور از شاعران برجسته¬ی دهه¬های اخیر است که اشعارش در میان شعر دوستان، با اقبال رو به رو شده¬است. کاربرد اصطلاحات عامّه در این امر، سهم به¬سزایی داشته، درحالی که این موضوع تا حدودی از نظر محقّقان و پژوهندگان دور مانده¬است. از شگردهای امین¬¬پور، به کارگیری اصطلاحات عامیانه، برای ایجاد و آفرینش صور خیال و ارتقای سطح شعری¬ است. توجّه شاعر به اصطلاحات عامیانه و مردمی برای تاثیرگذاری و ارتباط هرچه بیش¬تر با مخاطب، در اشعار او، جلوه¬ای خاص دارد. شاعر با استفاده از تعابیر و اصطلاحات عامّه و پرکاربرد امروزی، آرایه¬های زیبایی چون متناقض¬نما (پارادوکس)، تشخیص، تشبیه و ایهام را خلق کرده که ایهام¬های لطیف او، شگردهای هنری حافظ را فرا یاد می¬آورد. به کارگیری هنرمندانه و هوشمندانه¬ی این اصطلاحات عامّه، در جهت آفرینش صور خیال، از نکات قابل تامّل شعر اوست که در این مقاله به آن پرداخته می¬شود.
کلید واژه ها : صورخیال، اصطلاحات عامّه، شعر، قیصر امین¬پور.
مجد همگر و شاهنامه
روحالله خادمي
كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز
یکی از دامنههای پربار شاهنامهپژوهی، تحقیق در باب تأثیر شاهنامه بر ادب فارسی است. علاوه بر حماسههای پهلوانی، تاریخی و دینی که پس از شاهنامه و به تأثیر و تقلید از آن سروده شده، گونههای دیگر شعر نیز در پرتو شاهنامه قرار داشتهاند و همیشه شاهنامه همچون چراغی فروزان فراراه شعرای ایران زمین بوده است. یکی از اینان، مجدالدّین همگر شیرازی شاعر قرن هفتم هجری است. مطالعه در دیوان او نشان میدهد که وی با شاهکار ادب فارسی آشنا بوده و آن را مطالعه میکرده و در کاروبار شاعری خود از شاهنامه و آموزههای آن، بهرههای فراوان میگرفته است. در این پژوهش مشخص شد که مجد همگر، علاوه بر بزرگداشت فردوسی و شاهنامه، تلمیحات شاهنامهای را نیز با اهداف مختلفی چون توصیف ممدوح، مفاخره، تصویرسازی و تبیین مسایل حکمی به کار گرفته و بدینگونه در هر دو حوزۀ زبان و اندیشه متأثر از شاهنامه بوده است.
کلیدواژهها: مجد همگر، حماسه، شاهنامه، فردوسی، شعر فارسی.
بررسی و نقد مقالات فارسی متأثر از ریختشناسی پراپ
روح الله خادمي
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
مرضيه دوگوهر
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
نظریۀ ریختشناسی پراپ در سال 1928 با انتشار کتاب «ریختشناسی قصههای پریان» در شوروی مطرح و سی سال بعد در سال 1958 به انگلیسی ترجمه شد و بشدت مورد توجه غربیها قرار گرفت. پراپ، نظریۀ خود را بر اساس مطالعۀ 100 روایت از قصههای پریان ارائه کرد. او مدلی ارائه کرد که قصهها را بر اساس عناصر و واحدهای آنها ردهبندی میکرد؛ نه بر اساس موضوع آنها. هدف پراپ آشکار کردن الگوی مشترک حاکم بر گزارههای روایی قصۀ پریان روسی (fairy stories) است. برای این منظور پراپ عناصر ثابت قصهها را از بطن عناصر متغیر استخراج کرد. او کوچکترین جزء سازای قصه را خویشکاری/ کارکرد/ عمل/ عملکرد (Function) نامید. او توانست 31 خویشکاری را در قصههای پریان روسی بیابد. علاوه بر این، او 7 نوع شخصیت را در این قصهها یافت. اثر پراپ در سال 1368 به فارسی ترجمه شد و مورد توجه ویژه محققان ایرانی قرار گرفت. آنان درصدد برآمدند تا داستانهای ایرانی را بر اساس الگوی پراپ، تجزیه و تحلیل کنند. در پژوهش حاضر، رویکرد و تلقی محققّان ایرانی نسبت به نظریۀ پراپ در 10 مقاله که در مجلات علمی فارسی به چاپ رسیده، نقد و بررسی شده است.
کلیدواژهها: ریختشناسی، پراپ، داستان فارسی، مقالات علمی فارسی.
نقد و بررسی ترجمههاي فارسي واژهاي بحث انگيز در قرآن کريم
دکتر محمد خاقانی
فاطمه گلي 2
يکی از واژههای قرآنی که فهم دقيق معنای آن, در دريافت معارف قرآني و مفاهيم کلام باری تعالی نقش به سزايي دارد, واژه "فوق" در آيه «بعوضة فما فوقها » (پشه و فراتر از آن) (بقره 2: 26) ميباشد. اين واژه از دير باز موضوع بحث مفسرين و مترجمين قرآن کريم بوده است. به نظر میرسد واژه «فوق» در آيه شريفه در معنای متداول آن " بالاتر و بزرگتر" استعمال نشده است, بلکه با توجه به اين که مقام، مقام تمثيل است بايد در اين جايگاه, معنی متضاد آن يعني "كمتر و پائينتر" را بكار برد؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است با استناد به كتب لغت و تفسير و با عنایت به تفاوتهاي ظريف واژه "فوق" با توجه به بافت سخن و همچنین با تکيه بر تحليلهای روانشناختی واژهها در علم معناشناسی، ترجمه دقیقی از این واژه ارائه دهد, سپس به نقد و بررسی قريب 30 ترجمه از ترجمههای قرآن کريم بپردازد.
کلید واژه ها: قرآن کریم، ترجمه، واژه "فوق", معناشناسی, نقد.
زیبایان بی وفا
(بحثی در ترجمه ادبی به زبان فارسی و نوعی از آن موسوم به ترجمه آزاد)
دکتر علی اکبر خان محمدی
در زبان ادبی فرانسه اصطلاحی داریم به قرار زیبایان بی وفا les belles infidelsکه در ترجمه بعضی متون به ویژه ادبی به کار می رود. اما این که گفتیم اصطلاح ادبی است بدان سبب است که این اصطلاح بیش تر در موارد ترجمه متون ادبی به کار می رود و آن چنین است که برگردان از زبانی به زبان دیگر به گونه ای باشد که مطالب زبان و بیان اصل چندان در ترجمه دخیل نبوده ، بلکه نسبت به ذوق و توانایی های ادبی مترجم ، سختی و صعوبت متن مورد ترجمه ، عوض شدن حال و هوای زمان تالیف و تصنیف تا زمان ترجمه و برخی عوامل دیگر از اندک تا بسیاری متفاوت باشد. گذشته از حسن وقبح این قضیه ، این مورد به هیچ وجه ارتباطی با مقوله هایی چون الهام ، اقتباس و ... ندارد و تنها در مبحث ترجمه و آن هم در قالب زیبای بی وفا قابل بیان است.
کلید واژه ها: ترجمه ، اقتباس، متن ادبی.
مقایسه ی آرای زبان شناختی فردینان دوسوسور و ناصرخسرو
مهدی خبازی کناری
استادیار علوم تربیتی دانشگاه مازندران
فرزاد بالو
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
زبان شناسی علم نوبنیادی است که تقریبا یک قرن ونیم ازعمر آن می گذرد. فردینان دوسوسور، بنیان گذار زبان شناسی نوین ، برخلاف زبانشناسان پیشین که به مطالعه ی تاریخی یا درزمانی زبان می پرداختند تاملاتش رابه مطالعه ی همزمانی زبان معطوف ساخت.ازجمله دستاوردهای وی می توان به بررسی زبان وتقسیم بندی سه گانه ی قوه ی ناطقه(langage) ،زبان((langue وگفتار( parole)،علل برتری خط برصورت گفتاری ، تحلیل نشانه ی زبانی (دال و مدلول )و...اشاره کرد. در گستره ی ادب کلاسیک فارسی ، ناصرخسروموقعیت ممتاز و خاص دارد. وی در آثار خود از منظر فلسفی به شماری از بدیع ترین مفاهیم زبان شناختی می پردازد که قرن ها پس از وی در آرای زبان شناختی سوسور مجال طرح و شرح می یابند.برتری گفتار برنوشتار(اندرقول که علم حاضر است و اندر کتابت که آن در علم غایبانست)ماهیت نشانه ای زبان (نام و نامدار)، قرار دادی بودن زبان و از آن جمله اند. این مقاله به مقایسه ی آرای زباشناختی سوسورو ناصرخسرو می پردازد.
کلید واژه¬ها: ناصرخسرو ، سوسور ، زبان، گفتار، نوشتار.قراردادی بودن زبان.
نگاه نو شاعران مشروطه به مفهوم کودکی
دکتر فرامرز خجسته
استادیار دانشگاه هرمزگان
مرضیه صداقت
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
ازدیرباز تا شاید یکی، دو سده ی اخیر کودک همواره بزرگسال ناقص و ناتمامی تلقی می شده است، که نیازها و سلیقه هایش در مرکز توجه قرار نداشته و نه درحکم موجودی اجتماعی که صرفاً به مثابه ی موجودی بیولوژیک، به اونگاه می شده است. بی تردید چنین نگاهی به پرورش کودک، همبستگی تام وتمامی با شیوه ی زندگی و مناسبات اقتصادی واجتماعی مردمان روزگار ماقبل مدرن داشته است. تاقبل ازعصر مدرن، تقریباً تمام آثارکلاسیک ادبی فارسی که برای کودک وازکودکی سخن می گویند، هیچ توجهی به مخاطب کودک ندارند. بنابراین کودک و دوران کودکی آن گونه که در ذهن انسان امروزی است مفهومی نسبتاً نوپاست. توجه به کودک، تلاش برای سازگاری اثر ادبیات با دنیای تجربی کودک، گنجینه ی واژگان و آموزش غیرمستقیم ازجمله ویژگی هایی است که در ادبیات پس ازمشروطه خود را اندک اندک بروز می دهد.وقوع انقلاب مشروطیت که تحولات اجتماعی، اقتصادی، معرفتی و...را درجامعه ی ایران به همراه داشت، سبب شد تا مفهوم کودکی در جهان ذهنی ایرانی سامان بگیرد، که می توان بازنمایی آن رادر ادبیات عصر دید. در بحث از پیشینه ی ادبیات کودک در ایران به مشاهیری چون ایرج میرزا، ملک الشعرای بهار، علی اکبر دهخدا و نسیم شمال برمی خوریم که با بکارگیری زبان محاوره ای عصر خویش و با بهره مندی از عناصری آشنا برای کودکان در شعر و با به حساب آوردن کودک به عنوان مخاطبی ویژه تحولی عمیق از این منظر در شعر به وجود آوردند. زبان، تصویر، مضمون و آهنگ سروده های این شاعران باعث هر چه نزدیکترشدن مخاطب به ویژه کودک به شعروادبیات فارسی گردید. این مقاله می کوشد تا با مقایسه ی تحول نگاه به کودک در شعر این بزرگان، نسبت به متون کلاسیک پیش ازآن تحول مفهوم کودکی را ارزیابی کند.
کلیدواژه ها: ادبیات کلاسیک فارسی، مفهوم کودکی، شاعران مشروطه.
دیدگاه¬های شمس تبریزی در باب فلسفه
و بررسی بازتاب آنها در مثنوی مولوی
دکتر محمّد خدادادی
دکتر مهدی ملک ثابت
یکی از یباترین جلوه های ادبیات فارسی، کتاب گرانسنگ مقالات شمس تبریزی، تنها اثر به جا مانده از شمس¬الدین محمّد تبریزی، عارف نام آشنای قرن هفتم هجری است که مجموعه ای از منقولات اوست که در جمع مریدان مولوی بیان داشته است. این کتاب، در عین پراکندگی و دشواری های خاص خود، از جنبه های گوناگون ادبی، عرفانی، کلامی، فلسفی و ... حائز اهمیت است. علاوه بر این، یکی ازآبشخورهای اصلی تفکّرات مولانا جلال الدین بلخی، همین سخنان شمس تبریزی است که متأسفانه تا کنون چنان که شایسته است به آنها توجّه نشده است. یکی از مباحث موجود در کتاب مقالات شمس، دیدگاه¬های شمس تبریزی در باب علم فلسفه و فلاسفه است که به صورت بسیار پراکنده در لابه¬لای سخنان خود، آنها را بیان داشته است. در پژوهش حاضر، اندیشه¬های پراکندة شمس تبریزی در این مورد را استخراج کرده و به صورت منسجم و طبقه بندی شده عرضه نموده ایم. همچنین، به شیوه ای ساختارمند به بررسی بازتاب این اندیشه¬ها در مثنوی مولوی پرداخته و نشان داده شده است که بسیاری از اندیشه های مولوی در این باب، برگرفته از سخنان شمس تبریزی و به عبارت دیگر، بازتاب اندیشه¬های اوست. مباحثی همچون: محدودیّت ادراکات فلسفی، رجحان خدا شناسی شهودی بر خداشناسی استدلالی و فلسفی، تقابل فلاسفه و انبیاء و ... از زمرة این مسایل است. در این مقاله، علاوه بر آشنایی کامل با اندیشه های شمس تبریزی در باب فلاسفه، درمی¬یابیم که یکی از آبشخورهای اساسی مولوی در مثنوی او در این باب، کتاب مقالات و اندیشه های شمس تبریزی است
کلید واژه ها: شمس تبریزی، مقالات شمس، مولوی، مثنوی معنوی.
روایت شناسی حکایت های مرزبان نامه در سه سطح: داستان، گفتمان و روایتگری
با تکیه بر حکایت دادمه و داستان
بهرام خشنودی چروده
استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا، آستارا
میثم ربّانی خانقاه
دانشجوی زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد واحد اردبیل، اردبیل
پژوهش حاضر، حکایت های مرزبان نامه را از دیدگاه روایت شناسی ساختارگرا بررسی می کند. هدف این پژوهش آن است تا نشان دهد در شکل گیری یک متن روایی چه عناصر و مولّفه هایی نقش دارند؟ حکایت های مرزبان نامه تا چه اندازه از ساختار روایی برخوردار هستند؟ در پیکره ی اصلی مقاله، سطوح سه گانه ی یک متن روایی یعنی داستان، گفتمان و روایتگری معرفی و سپس به عناصر و مولّفه هایی که در شکل گیری یک متن روایی نقش دارند اشاره می شود. نویسندگان پس از بررسی این عناصر و مولّفه ها در حکایت دادمه و داستان به عنوان نمونه، به این نتیجه می رسند که حکایت های مرزبان نامه از سه سطح فراداستانی، داستانی و زیر داستانی تشکیل می شود. سطح داستانی و زیرداستانی نسبت به هم کارکردی مضمونی دارد و قابل تأویل به یک جمله ی تشبیهی می باشد. در بازنمایی گفتار و افکار شخصیت ها و راوی از گفت و گو استفاده می شود و بیشترین بسامد صدایی از آن شخصیت ها می باشد. در مجموع، حکایت های مرزبان نامه با عناصر و مولّفه های روایت شناسی ساختارگرا تطابق دارد. از این رو، می توان برای تمام حکایت های مرزبان نامه یک ساختار روایی مشابهی ترسیم کرد.
کلید واژه ها: روایت شناسی، داستان، گفتمان، روایتگری، مرزبان نامه، حکایت دادمه و داستان.
فردوسی و نیازهای نسل ما
وحید خلیلی اردلی
یکی از نیازهای بنیادین نسل ما، به ویژه جوانان، که رهگذران اصلی گذارِ پارادوکسیکال سنّت و مدرنیته¬اند، این است که بدانند «چرا» و «چگونه» مفاخر ادبی¬شان که شهرت و مقبولیّت جهانی دارند، به دردشان می¬خورد و به همین دلیل نیز در مواجهه با فردوسی بزرگ از خود می¬پرسند: براستی فردوسی به چه درد ما می¬خورد؟
صدها سال است که برای ماندگاری نسخۀ شاهنامه و کالبدشکافی متن آن، برای یافتن لایه¬های گوناگونِ سخن و اندیشۀ فردوسی، تلاش، پژوهش و کنکاش می¬شود. هزاران کتاب ارزشمند و مقالۀ مفید در واکاوی آن متن گران¬مایه نگاشته شده¬است؛ امّا آن چه قابل تأمل می¬نماید، این است که نوع زندگی بشر، با قرون گذشته کاملاً متفاوت شده و نیازها و رازهای زندگی اجتماعی و مدرن ما رنگ دیگری یافته است. عصر اینترنت، با مؤلفه¬ها و ویژگی¬های ارتباطی سریع و شگفت¬اش و هم¬چنین دنیای پیچیده و نو «نانوو بیو تکنولوژی» دغدغه¬ها و آرمان¬های بشر و چگونگی چیرگی بر نگرانی¬ها و دست یافتن به هدف¬ها و آرزوهایش را از جنس دیگری کرده است. در چنین روزگار متفاوت، با چنین رویکرد دیگرگونه¬ای، در کنار پژوهش¬های بایسته در گسترۀ ادبیات کهن ایران زمین، پاسخ به آن پرسش کلیدی نیز از مسئولیت¬های مهم خانوادۀ بزرگ ادبیات است. بر همین پایه، در این مقاله سعی شده تا با ارائۀ تعریفی جامعه¬شناختی از نسل و بررسی ویژگی¬ها و نیازهای نسل تازۀ روزگار ما و تحلیل برخی از الگوهای فردوسی که در قالب یک یا چند بیت، به عنوان یک بستۀ فرهنگی، اجتماعی، علمی و... به دست ما رسیده، به پرسش فوق پاسخی در حد بضاعت اندک نویسنده داده شود و هم چنین با وجود تفاوت اساسی بین زندگی نسل ما و نوع زندگی عصر شاهنامه، مشخص گردد که فردوسی برای کدام درد از دردهای ما درمان¬گر است و نسخه¬ای در خور برای علاجش پیچانده¬است.
کلیدواژه¬ها: فردوسی، شاهنامه، روزگار ما، زندگی مدرن، دردها و دغدغه ها.
بوی بویا
(بو و باز تاب آن در ادب فارسی)
دکتر احمد خواجه ایم
(استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری)
سیّده ریحانه غنمی مشهدی
(دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری)
به موازات پیشرفت جامعهی بشری و فنآوری نوین کارکردهای قوای پنجگانهی انسان دچار نوساناتی شده است. برخی رو به تزاید گذاشتهاند مانند جلوههای بصری که تقریبا تمامی فراز و فرود زندگی امروز بشر را در نوردیده است و برخی با کاهش مواجه گشتهاند؛ که بویایی و شامّه و جنبه های مختلف آن از آن جمله به شمار میرود. در متون کهن و دواوین شاعران و آثار منثور خامه زنان وادی ادب کارکردهای متنوعی از بو، سراغ داریم که تحلیل و پژوهش در آن ها علاوه بر آن که میتواند به روشن شدن برخی ابیات ناروشن شاعران مغلقگویی نظیر خاقانی و انوری کمک کند؛ میتواند چونان آیینهای بازتاب دهندهی مظاهر و مصارف و تنوع مشمومات و کارکردهای بویهای خوش و ناخوش و مطبوع و نامطبوع در جامعهی گذشتگان و بالطبع در پهنهی ادب کهن پارسی باشد.علاوه بر استفاده از عطرها و مشموماتی مانند گلاب و دستنبو و انواع گلها در تشیحذ قوای دماغی در گذشته از بو برای راهیابی و پیدا کردن حیوانات و افراد گمشده و ساخت شراب با مشک و برای ردیابی اسبان و شتران در جنگها با استفاده از پشک باقیماندهی آنان بهره گرفته میشدهاست.علاوه بر آنان در دربار شاهان علاوه بر چاشنیگیران کسانی نیز بوده اند که در بهبود بوهای خوش و افزودن آن به غذاها و خوردنی ها و ستردن بوهای ناخوش از لباس و ماکولات و و مشروبات تخصّصی داشتهاند.این پژوهش بر آن است که ضمن تعریف و تحدید کارکردهای بو در نزد قدما به بازتاب آن در ادب منظوم و منثور پارسی بپردازد و سپس با تفکیک و دسته بندی تأثیرگذاریهای بویها و نیز آنچه بازتاب آن بر بویها تأثیر میگذاشتهاند به پیوند آن با منابع دینی در قرآن و حدیث نیز اشاره کند ،.به عبارتی دیگر روشن سازد که استحباب استحمام و تعطیر در نماز که در متون عرفانی ادب پارسی بازتابی وسیع یافته اند؛ روی دیگر کارکردهای عاشقانهی آن نمادی است که مثلاً سعدی میفرماید: مُهر از سر نامه برگرفتم گویی که سر گلابدان است بو و استفاده از آن در پزشکی و شهرهای مشتهر به بوهای مطبوع و... از مواردی است که اختصاراً در این مقاله بدان پرداخته شدهاست.
کلید واژه ها: بو، بویهای خوش و ناخوش، ادبیات منظوم و منثور، کارکردهای بویایی.
بررسي ويژگي هاي دستوري دره نادره استرآبادي
سميه خورشيدي
دره نادره یکی از متون مصنوع قرن دوازده ادبیات فارسی است.متون مصنوع ویژگی هایی دارند که اغلب بین آنها مشترک است.باتوجه به دوره ای که میرزا مهدی خان زندگی می کرده،برخی از این ویژگی هاخاص این اثر است.در این پژوهش به بررسی برخی ویژگی هایی دستوری این اثر پرداخته،که سبک شخصی ودوره شاعر را نیز نمایان می کند. بعضی کاربرد هایی که در این اثر مشاهده می شود ،استفاده فراوان از واژگان واصطلاحات عربی،آیات قران،ساختن ترکیب های اسمی وفعلی جدید، ایهام های مرکب؛ فعل های مرکب بیش از نوع ساده و پیشوندی که خاص این متن می باشد ؛سجع وجناس های بی شمار بویژه جناس خطکه کاربردهای بسیارمبتکرانه ای را درکل اثر می بینیم وهمچنین بسیاری ازویژگی هاازجمله: تمثیل ،وصنعت عکس،تناسب؛درج اشعار عربی وفارسی و....که از مختصات نثر مصنوع است،دراین اثر به شیوه هنرمندانه بکاررفته است.
کلید واژه ها: میرزا مهدی خان استرآبادي،دره نادره،ویژگی های دستوری.
نقد وتحلیل واژگان وارداتی در زبان و ادب فارسی و تاثیرات آن در فرهنگ ملی
حکیمه خوش نظر
فارسی به عنوان یکی از زبانهای کهن، زبان رسمی و ملی ایرانیان از قدیمالایام، توانسته است در مقابل تغییراتی که عمدتاً از مجاورت با دیگر زبانها و تعاملات میان زبانی پدیدار میشود، هویت خود را محفوظ نگه دارد، اما این سابقه و قدمت، دلیلی بر آسیبناپذیری آن نیست. پیشرفتهای علمی، جهانی شدنهایی که در عرصه اقتصاد تکنولوژی، فرهنگ و دیگر امور انسانی رخ داده و میدهد زبان فارسی را بیش از گذشته در معرض مجاورتهای زبانی و فرهنگی و تغییر قرار داده است.لذا بررسی سیل ورود واژگان وارداتی به زبان فارسی و در عین حال سیر تحولات قاعده مند زبانی و هم چنین انواع قرض گیری زبانی و بررسی تحولات زبان فارسی دیروز و امروز ساختار کلی این مقاله را تشکیل می دهد.
کلید واژه ها: زبان فارسی، تحولات زبانی، قرض گیری زبانی، واژگان بیگانه،زبان دیروز و امروز.
مقايسه ی تطبيقي شعر پايداري ايران و جهان
علي خوشه چرخ آراني
مدرس دانشگاه پيام نور آران و بيدگل
ادبيات پايداري شاخه اي از ادبيات فارسي است كه موضوع آن مقاومت و دلاورمردي افراد يك مدت يا قوم در برابر هر گونه تجاوز به خصوص جنگ هاي نا خواسته است. اگر پديده جنگ در فرهنگ و انديشه ي تمام ملل و جوامع انساني امري مطرود است ولي چنان چه سرزمين، شرف ، جامعه و كشوري مورد هجوم و اشغال دشمن قرار گيرد،امري لازم و واجب به حساب مي آيد.نگاهي گذرا به آثار ادبي جهان و ايران نشان گر اين موضوع است كه ادب مقاومت و پايداري داراي اهميت و جايگاهي والا و ويژه است كه جان مايهي اين آثار، بيداد داخلي يا تجاوز بيروني در همه ي حوزه هاي سياسي،فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و ايستادگي در برابر جريان هاي ضد آزادي است.در مقالهي مذكور بر آنيم تا بررسي تطبيقي اين شاخه ي ادبيات در آثار شاعران جهان، ويژگي هاي كلي ادبيات مقاومت را ذكر و پس از آن جايگاه ادب پايداري را در تاريخ اسلام،عصر مشروطه، دوره انقلاب اسلامي و سرودهاي دفاع مقدس بررسي و در پايان شاخص ها و مشتركات ادبي، فكري وزباني ادبيات مقاومت ايران و جهان را مورد بررسي قرار دهيم .
کلید واژه ها: ادبيات مقاومت، پايداري،جنگ، شعر، صلح، شاعر.
جاودانگی و مرگ متون طنز
مرضیه خیّر
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
دکتر احمد طحان
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد فیروزآباد
طنز یکی از انواع ادبی است که همراه با خنداندن و مجذوب کردن مخاطب، از بدی¬ها انتقاد کرده و در اصلاح ناراستی¬ها می¬¬کوشد. متن طنزآمیز به عنوان یک وسیله¬ برای آگاهانیدن مردم باید موثر، گیرا و جاودانه باشد. عواملی وجود دارد که اگر طنزپرداز آنها را به کارگیرد، باعث جاودانه ماندن آثار خود می¬شود و در مقابل عوامل دیگری نیز وجود دارد که اگر مورد استفاده قرار گیرند، باعث می¬شوند که متن طنزآمیز میرا باشد. بنابراین هر طنزپرداز بسته به سبک خاصی که در نوشتن به کار می¬گیرد می¬تواند باعث زنده ماندن یا مردن اثر خود گردد. در این مقاله سعی شده است عواملی که باعث زنده ماندن متون طنز و همچنین عواملی که باعث مرگ زودرس متون طنزآمیز می¬شوند معرفی گردند.
کلید واژه ها: طنز. طنزپرداز. سبک طنزپردازی. جاودانگی. مرگ.
دگردیسی اسطوره در رمان فارسی
حامد خیرآبادی*
دکتر اکبر شامیان ساروکلایی**
کاربرد اسطوره یکی از مولفه¬های مهم رمان مدرن و پست¬مدرن به شمار می¬رود. نویسندگان این داستان¬ها می¬کوشند تا از قدرت اسطوره که غالباً در تقابل با تاریخ¬گرایی محض عصر روشن¬گری است، برای تلطیف و تعادل افق اندیشه¬های انسان گرفتار جزمیت سود جویند. اما چنین نویسندگانی در رمان¬هایشان صرفاً به تقلید و باز روایی اساطیر گذشته نمی¬پردازند، بلکه از آن¬ها الهام می¬گیرند، دگرگونشان می¬کنند، با اساطیر دیگر درمی¬آمیزند و حتی اسطوره¬های نو می¬آفرینند. این دگردیسی¬های اسطوره، در رمان فارسی در آثار نویسندگانی چون صادق هدایت، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور، عباس معروفی و محمد محمد¬علی رخ داده است.تمایل به بازتاب گسترده و دیگرگونه از روایت¬های اسطوره¬ای در رمان¬های دوره¬ی معاصر، بی شک محصول تفاوت در نگرش انسان عصر ما و خوانش متمایز او با دوره¬های گذشته است. در این مقاله، نگارنده علل کاربرد اسطوره¬ها و دگردیسی آن¬ها را در رمان نو فارسی بررسی می¬کند. شرایط نامناسب اجتماعی، سیاسی وفرهنگی جامعه، ازجمله مضامینی هستندکه نویسندگان رمان فارسی،باروش دگردیسی اساطیر به آن¬ها اشاره کرده¬اند.
کلید واژه ها: دگردیسی اسطوره، رمان فارسی، مدرنیسم، پست¬مدرنیسم.
______________________________________________________
*دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند
**استادیار دانشگاه بیرجند
شعر و شاعری، سنّت و نوآوری در نگاه منتقدان معاصر ادب فارسی و عربی
حسن دادخواه
دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران اهواز
غلامرضا کریمی فرد
دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران اهواز
مهدی باپیروند
کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران اهواز
شعر یکی از موضوعهایی است که از گذشته مورد توجّه ادیبان و منتقدان بوده است. در گذشته معیارهای نقد شعر بیشتر ذوقی بوده است ولی با آغاز دورة معاصر و به پیروی از نقد ادبی در ادبیات غرب، معیارهای نقد ادبی نوین در ادبیات فارسی و عربی پی ریزی گردید. در این مقاله ، دیدگاه¬های منتقدان برجستة این دو ادب در زمینة شعر و شاعری و سنّت و نوآوری آورده شده است. منتقدان در این دو ادب با معیارهای نوین به بررسی و نقد مفهوم شعر و شاعری پرداخته¬اند و هر یک کوشیده¬اند تا از نگاه خود شعر و شاعری را مورد واکاوی قرار دهند. با آغاز دوره نوگرایی در شعر در هر دو ادب فارسی و عربی، بحث سنّت و نوآوری نیز مورد توجه قرار می گیرد تا آنجا که برخی منتقدان، ادبیات سنّتی را با روح زمانه سازگار نمی بینند و نزد برخی دیگر ، سنّت و نوآوری با هم و در کنار هم معنا پیدا می¬کنند. آنچه از دیدگاه¬های بسیاری از این منتقدان می¬توان دریافت، این است که شعر و معانی آن و ذوق شاعر، می¬بایست با زمانه هماهنگ و بیان کنندة عواطف و احساسات دوران خود باشد. بر همین پایه ، ذهن و زبان شاعر نیر باید از هر قید و بندی آزاد باشد.
کلید واژه ها: شعر و شاعری، سنّت و نوآوری، ادبیات معاصر فارسی و عربی، نقد ادبی.
بررسی نقش ساخت اطلاعی، در دیریابی شعر صائب
نغمه دادور
صائب تبریزی یکی از سرآمدان طرز خویش است که سالهاست اشعار وی به عنوان نمونهای برجسته از غزل مضمون مورد بحث و فحص قرار گرفته و بسیاری برآنند که هنوز یک از صدِ گرههای معناییِ آن نیز گشوده نشده است. گرچه ادعای حل این مشکلات لافی گزاف مینماید و امری محال؛ امّا در این جستار خواهیم کوشید تا با نگاهی ساختارشناسانه به نحو در دیوان صائب و بررسی تفاوتهای پربسامد آن با نظم پایه و معیار دوران او، به ساخت اطلاعی اشعارش دست یابیم. واضح است که پس از رمزگشایی از ساخت اطلاعی، از یکسو میتوان برخی از مهمترین عوامل نحوی مؤثر در دیریابی شعر وی را استخراج نمود و از دیگرسو بر مبنای این ویژگیها، میتوان کلیدِ فهم بسیاری از ابیات دشوارفهم دیوان صائب را یافت.
کلید واژه ها: نحو. ساخت اطلاعی. گروه نحوی. استدلال نحوی.
خوانش بينامتني شرق بنفشه اثر شهريارمندني پور
بيتا دارابي
دانشجوي كارشناسي ارشد زبان و ادبيات انگليسي
نظریه پردازان امروزی بر این باورند که هر متن مجموعه ای است بر گرفته از منابع گوناگون فرهنگي و سرشار از نشانه هايي كه منجر به خلق آن گرديده، و به بياني ديگر هیچ متنی در انزوا شکل نمی گیرد و نمی توان آن را بدون ارتباط با متون دیگر خواند یا تفسیر کرد، بنابراين خوانش بينامتني که با حرکت میان متون صورت می پذيرد، مخاطب را از ارتباط یک متن با متون دیگر آگاه می سازد. در برخی موارد بینامتنیت مانند شرق بنفشه اثر شهریار مندنی پور، حضور متون ديگر در متن اصلي به روشني محسوس است. در واقع در این اثر مؤلف نشانه هایی به کار می برد که با بررسي اين نشانه ها می توان بینامتن را تشخیص داده و منابع آن را شناخت. در این مقاله نگارنده بر آن است، با بررسی نشانه هاي موجود در شرق بنفشه که بيشتر در قالب ذكر نام كتاب هاي عرفاني و استفاده از اصطلاحات خاص عارفانه صورت پذيرفته، به تعريف وادي هفتم يا فنا كه از مراتب حائز اهميت در طي طريقت و سلوك عارفانه محسوب مي شود، بپردازد.
کلید واژه ها: بینامتنیت، طی طریقت، هستی در نیستی، مرگ آگاهی، عرفان، تصوف، فنا.
آموزش انشا در دوره متوسطه
شواهدی از چند کشور پیشرو در زبان¬آموزی و ایران
مریم دانای¬طوس
استادیار دانشگاه گیلان
پژوهش حاضر با هدف تدوین شاخص آموزش انشا (نوشتن خلاقانه) در دوره¬ی متوسطه و نیز تبیین نقاط قوت و ضعف آموزش آن در این دوره¬ی تحصیلی انجام شد. پرسش¬های این پژوهش عبارت بودند از: الف) شاخص آموزش انشا در آموزش زبان ملّی در دوره¬ی متوسطه چیست؟ ب) آموزش انشا فارسی در دوره¬ی متوسطه¬ی ایران چه نقاط قوت و ضعفی دارد؟ جامعه آماری پژوهش حاضر برنامه¬ی آموزش زبان ملّی در دوره¬ی متوسطه است. نمونه¬ی آماری شامل برنامه¬ی آموزش زبان ملّی آمریکا (2004)، انگلستان (2007) و راهنمای برنامه¬ی آموزش زبان فارسی در دوره¬ی متوسطه (ویراست 1386) بود که با ملاک¬های از¬پيش¬تعيين¬شده انتخاب شدند. برای پاسخ به پرسش¬های یاد شده محتوای برنامه¬ی آموزش زبان ملّی کشورهای یاد شده در دوره¬ی متوسطه به شیوه¬ی کیفی تحلیل و بررسی شدند. پژوهش حاضر نشان داد که در برنامه¬ی آموزش زبان ملّی در کشورهای آمریکا و انگلستان تعریف مفهومی و عملیاتی از انشا ارائه می¬شود و سپس در راستای تعاریف مطرح شده هدف¬های آموزش انشا به تفکیک پایه و دوره¬های تحصیلی ارائه می¬شود. امّا در چارچوب برنامه¬ی آموزش زبان فارسی، انشا امری دانسته¬شده و بدیهی فرض می¬شود چرا که تعریف مشخصی برای آن مطرح نمی¬شود و خرده¬مهارت¬های آن نیز معرفی نمی¬¬شوند. عدم تدوین چارچوب مفهومی برای انشا باعث شده است که هدف¬های آموزش آن به صورت کلّی و مبهم ارائه شوند و آموزش آن به صورتی متناسب با موقعیت، انتقادی و با کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات برنامه¬ریزی نشود.
کلیدواژه¬ها: انشا، دوره¬ی متوسطه، شاخص آموزش، تحلیل کیفی محتوا
تأثیر انسجام بر دريافت پيام از متن با بررسی دو شعر
«كتيبه» اخوان ثالث و «خوابي در هياهو» از سهراب سپهري
مریم درپر
در الگوی انسجام متنی هالیدی و حسن، ارجاع، جايگزيني، حذف، عوامل ربطي و انسجام واژگاني ابزارهاي انسجام و دريافت پيام از متن برشمرده¬ شده¬است. حال در پژوهش حاضر، اين پرسش¬ها مطرح است که در شعر و کاربرد ادبی زبان چه عواملي می¬تواند سبب انسجام و در¬يافت پيام ¬شود؟ و در شعرهايی که فاقد انسجام به نظر می¬آیند، دريافت پيام از متن چگونه صورت مي¬گيرد؟ به منظور پاسخ به پرسش¬هاي فوق، شعر «كتيبه» از اخوان ثالث و «خوابي در هياهو» از سهراب سپهري از نظر كاركرد عوامل انسجام مورد بررسي قرار گرفته¬است. ابتدا كاركرد عوامل انسجام در «كتيبه» و ضعف یا فقدان آن¬ها در «خوابي در هياهو» نشان داده شده و در مرحله¬ي بعد، با توجه به اين¬كه هر دو متن انتخاب شده شعر هستند و مي¬توانند تأويل¬پذير و چند معنا باشند، يكي از پيام¬هاي قابل دريافت از ¬ آن دو ارائه¬ شده و در پايان اين نتيجه به دست آمده كه شعر اخوان با اصول زيبايي¬شناسي كلاسيك كه هنر را عبارت از هماهنگي، تناسب و اعتدال مي¬داند، هم¬سو است و در پرتو اين نگرش به انسجامي نيرومند دست يافته اما شعر «خوابی در هیاهو»ی سپهري و اشعاری مانند آن در مجموعه¬های «زندگي خوابها» و «آوار آفتاب» با اصول زيبايي شناسي مدرن و هنر سوررئاليستي هم¬جهت است؛ از اين رو در ظاهر مجموعه¬اي از ناسازها و داراي گسستگي، پراكندگي و فضاهاي خالي است اما سرانجام به نوعي وحدت مي¬رسد و آن¬چه موجب پديد¬آمدن اين وحدت است، دستگاه فكري شاعر و فلسفه¬ی عميقي است كه شعر در بستر آن جریان دارد.
كليدواژه¬ها: فرم شعر، انسجام، زبان شناسي، زيبايي شناسي كلاسيك، زيبايي شناسي مدرن.
نگرشی بر پیوند ادبیات و فلسفه در ایران و مقایسه ی آن با مغرب زمین
مرتضی دررودی جوان
دانشجوی مقطع دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
بشر در سیر تکاملی معرفت خویش از حیطه ها و گذرگاه های گوناگونی می گذرد که بنا بر حصری منطقی عموم این گذرگاه ها به دو دسته ی مجزای معارف عقلی و معارف شهودی قابل انقسام اند. از میان معارف دسته ی نخست، فلسفه و در میان دست آوردهای متعلق به دسته ی دوم، هنر و به طور خاص، ادبیات حایز برترین جایگاه می باشد. هرچند ادیبان بزرگ و مکاتب گوناگون ادبی با فلاسفه ی برجسته و نحله های مختلف فلسفی قرابت فراوان داشته اند و میان این دو قلمرو فرهنگی همواره تأثیرات و تأثرات فراوانی در جریان بوده است؛ لیکن نشان دادن کیفیت این تعاملات و تبیین تقدم و تأخر این دو مقوله نسبت به یک دیگر از اموریست که می تواند فهم و شناخت دقیق تر مکاتب ادبی و حکمی را در پی داشته باشد. نگارنده در جستار حاضر بر آن است که با بیان تفاوت های بنیادین میان ادبیات و فلسفه ی غرب با ادب و حکمت ایرانی – اسلامی و یافتن و ارائه نشانه هایی از تأثیر فلسفه ی اروپا بر ادبیات آن سامان، با ادله ای که فراپیش می نهد استقلال نسبی ادبیات فارسی از مکاتب فلسفی و بلکه تقدم نسبی آن بر حکمت اسلامی را به اثبات رساند.
کلید واژه ها: مکاتب ادبی، مکاتب فلسفی، معرفت شهودی، معرفت عقلی،
نگاهی زیبایی شناسانه به شگردهای کاریکلماتور نویسی پرویز شاپور
(با تکیه بر نظریۀ فرمالیسم و سوررئالیسم)
لیلا درویشعلی پور آستانه
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گيلان
دکترعلی صفایی
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
نظریه های فرمالیسم و سوررئالیسم، از نظریه های ادبی پرکاربرد ومدرنی هستند که شالودۀ بسیاری از نظریه های ادبی پس از خود را پی¬ریزی نمودند. این دو نظریه بیشتر از همه به بازی با اضلاع مختلف فرم های تثبیت شده جهت آشنایی زدایی توجه دارند و فرم را در خدمت محتوا می دانند. در این میان، کاریکلماتور که جدیدترین ژانر طنز معاصر است، با مؤلفه های فرمالیسم و سوررئالیسم از قبیل ایجاز، آشنایی زدایی، ادبیّت، طنز، دیوانگی و وارونگی زبان، برجسته سازی و ... همخوانی چشمگیری دارد به گونه ای که با کاربست این مؤلفه ها و بدون وابستگی مستقیم به تحلیل بلاغی سنتی می توان این گونة طنز مدرن را تحلیلی زیبایی شناسانه نمود. این مقاله، با رویکرد تحلیل محتوا از نوع کیفی می کوشد تا ضمن تأملی بر مفهوم زیبایی شناسی و استقرای تام از مجموعۀ هشت کتاب شاپور با عنوان «قلبم را با قلبت میزان می کنم» به کار بست نظریۀ فرمالیسم و سوررئالیسم جهت تحلیل زیبایی شناختی این اثر بپردازد.
کلید واژه ها: بازتحلیل ، تصویر، زیبایی شناسی، طنز، کاریکلماتور.
وصاف الحضره: شاعری در سایۀ تاریخ
حکیمه دسترنجی
وصاف الحضره، شهاب الدین یا شرف الدین عبداللّه بن فضل اللّه شیرازی،ادیب و شاعر ایرانی در قرن هفتم و هشتم هجری است.اثرمعروفش،تاریخ وصاف،او را به عنوان ادیبی متکلف و مغلق نویس به دنیای تاریخ ادبیات معرفی کرده است.اما آنچه تاکنون کمتر بدان پرداخته شده«شاعری» وصاف است.وصاف علاوه بر تاریخ نویسی،شعر نیز می سروده و «وصاف»و«شرف»تخلص می کرده است.اما متأسفانه کتب تاریخ ادبیات به بررسی اشعار و سبک شعرگویی او نپرداخته اند.حتی در تحریر تاریخ وصاف به قلم استاد عبد المحمد آیتی نیز شعرهای فارسی وصاف نیامده و این درحالی است که وصاف ، هم عصر سعدی بوده و از لحاظ ذوق شعری نیز جایگاهی در خور توجه داشته است.نگارندۀ این سطور با تکیه بر نسخۀ خطی تاریخ وصاف، به شماره 844، موجود در کتابخانه گنج بخش اسلام آباد بیش از 1000بیت شعر از وصاف را استخراج و تصحیح کرده و از راه بررسی آن ها به مقام و سبک شاعری وصاف و تجزیه و تحلیل سبک ومحتوای اشعار او پرداخته است.با این هدف که این تحقیق گامی در جهت روشن ساختن بخشی از تاریخ ادبیات فارسی در ایران باشد.
کلید واژه ها: وصاف شیرازی ، شعر ، تاریخ ، فارسی.
پرسش بلاغي تشريكي در ادبيات معاصر فارسي
مصطفي دشتي آهنگر
استاديار زبان و ادبيات فارسي دانشگاه ولايت
از گذشته تا كنون، در كتب بلاغي براي جملات پرسشي، اغراضي را برشمردهاند مانند امر، نهي، بيان تحسر، ترغيب و…. اين موارد تقريبا معاني ثانوي اكثر جملات پرسشي موجود در متون كهن را شامل ميشوند. در دورهي معاصر به دليل رويكرد خواننده مدارانه به متن، به پرسشهايي برميخوريم كه علم معاني سنتي دربارهي آنها سكوت كرده زيرا در ادبيات قديم نمونههاي آنها به ندرت ديده ميشود. اين جملات پرسشي كه در اشعار و بهويژه در داستانهاي دورهي معاصر ديده ميشود، به دليل متكثر كردن معناي متن ادبي اهميت دارد. تكثير معنا با سهيم كردن خواننده در آفرينش متن صورت ميگيرد. به اين ترتيب كه متن از خواننده چيزي ميپرسد و با اين شگرد، به صورت غير مستقيم از او ميخواهد متن را معنا كند. اين نوع پرسشها در اين مقاله، پرسشهاي بلاغي تشريكي ناميده شدهاند. اين مقاله بعد از آنكه دربارهي ضعف علم معاني سنتي در تبيين اين شگرد بحث ميكند، از مباحث زبانشناسان و منتقدان ادبي در تبيين نظري جايگاه اين نوع پرسش ياري ميگيرد و در پايان به ذكر نمونههايي از جملات پرسشي در شعر و داستان معاصر ميپردازد.
كليد واژه ها: علم معاني، اغراض ثانويهي جملات، جملات پرسشي، گفتمان، نظريهي كارگفت، رويكرد خواننده مدار به متن.
ادبیّات و رویکردهای آن
مهدی دشتی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
رویکرد اصلی ادبیّات تأثیر است و نشانه تأثیر، تغییر؛ تغییری که در ذهن، زبان یا رفتار مخاطب و گاه هر سه رخ می دهد.این، اولین و اصلی ترین رویکرد ادبیّات است و باقی اعم از تعلیم، پس از آن قرار می گیرد و اما دلیل این معنا چیست؟ به گمان راقم این سطور، از آنجاست که ادبیّات، هنر است و رویکرد اصلی هنر، تأثیر است. هنر نمی خواهد چیزی را به ما بیاموزد بلکه می خواهد آنچه را که می دانیم، در ما بیدار کند و فعلیّت بخشد، به عبارت دیگر هویّتِ فراموش شده یا مورد تغفّلِ ما را به یادمان آورد که اگر این بشود، ما تغییر می کنیم و تولدی دیگر می یابیم لذا آموزش ادبیّات وقتی مفید است که اصل مذکور رعایت شود نه آنکه مخدوش گردد و به جای جذب مخاطب و تأثیر گذاری، او را از ادبیّات دور سازد.غرق شدن در جزئیات مواد سازنده آثار ادبی که امروز در همه جا به عنوان مباحث ادبی، مطرح است و غالباً تحت تأثیر نظریه پردازان غربی است، حاصلی جز ابهام، دوری و سرگردانی و نهایتاً سَتَروَن شدن ادبیّات ندارد. به همین خاطر امروز، ادبیّات در متنِ جامعه، زنده تر است تا در دانشگاه ها و محافل باصطلاح ادبی و مجلات و نشریات مزیّن بدین عناوین. البته ادبیّات، راه خود را رفته و می رود و زاویۀ میان آن و آنچه در درسها و بحثهای باصطلاح ادبی می گذرد، روز به روز بیشتر می گردد و تجربه تاریخی هم نشان داده است که آنچه باقی می ماند، ادبیّات است و نه مباحث مدعیان ادبی.
کلید واژه ها: ادبیّات، زبان، هنر، قرآن، تأثیر.
تصویر آتش زایا در شعر نيما يوشيج
نسرین دفترچی
مهدی ممتحن
گاستون باشلار شناختِ تخيل شاعر از وراي تحليلِ تصاويرِ ادبي را مبناي انديشۀ خود قرار مي دهد. او تصاويرِ موردِ مطالعۀ خود را بر اساسِ عناصرِ چهارگانۀ «آب»، «باد»، «آتش» و «خاک» ؛ یا همان «آخشیج» که از دیر باز در تمدنِ کهنِ شرق نیز مطرح بوده است، قالبی برای سنجشِ عناصرِ مؤثر بر روي تخیلِ نویسنده در نظر مي گيرد. در شعرِ ققنوس نيما يوشيج، كهن الگوي «تولدِ دوباره» مطرح است كه تصويري بر محور عنصر آتش آفريده مي شود. هدف از اين مقاله اين است كه عنصر آتشِ نهفته در تصويرِ ققنوسِ نيما يوشيج را با استناد به ديدگاه گاستون باشلار موردِ تحلیل قرار دهیم.
کلید واژه ها : عناصرِ چهارگانه، تخیل، آخشیج، کهن الگو، اسطوره، آتش، تولدِ دوباره.
خوانشی ساختارگرایانه ازعاشقانه ترین داستان معاصر
" بار دیگر شهری که دوست میداشتم"
شهرام دلشاد
بي ترديد عوامل متعددي در پسنديدگي يك اثر ادبي موثر مي افتد كه ممكن است به حوزه لفظ يا معنا مربوط باشد که بیشتر به ساختار و فرم سخن نوسینده مربوط است، لذا بايد بيشتر از ديدگاه نقد ساختار گرايانه و فرماليستي به آثار ادبی نگاه کرد ،داستانهای عاشقانه معاصر فارسی از حیث بررسی ساختار گرایانه بدلیل فضای رمانتیک وشاعرانه ای که دارند دارای اهمیت فراوان هستنند ، " بار دیگر شهری که دوست می داشتم" از نادر ابراهیمی یکی از شاهکارهای بی بدیل عاشقانه های داستانی ما بشمار می آید هر چند این داستان ، انباری از جملاتی لطیف و عمیق با مفاهیمی زیبا و تاثیرگذار است،اما با این وجود از لحاظ شیوه داستان پردازی دارای اهمیت فراوانی هست.بنابراین، نگارنده در این مقاله بر آن است، با کاربرد شیوههای جدید تحلیل داستانی، نقد روایتی (استفاده از فرایند پایدار و ناپایدار) و یکی از داستانهای برتر نادر ابراهیمی،را بررسی و تحليل کند و به یاری روایتشناسی، ارتباط ميان شخصیّتهای داستانی ودیگر عناصر داستانی را تبیین نمايد و به این ترتیب زمینهای را برای آشنایی با داستانهای عاشقانه معاصر فارسی و اندیشههای نادر ابراهیمی در این زمینه و شناخت شیوهی داستانپردازی اين نويسنده فراهم آورد.
کلید واژه ها : ادبیات معاصر ایران، داستانهای عاشقانه ؛ ساختار گرایی ، نادر ابراهیمی .
وندهای اشتقاقی درتاریخ بلعمی
نادیه دلفانی
محمود عباسی
اهمیت تحقیقات مربوط به زبان فارسی ـ این میراث گرانقدر ملی و فرهنگی ایرانیان ـ بر کسی پوشیده نیست تاکنون پژوهش های زیادی در این زمینه صورت گرفته ولی هنوز مواردی می توان یافت که بررسی بیش تر دربارهی آن ها ضروری به نظر می رسد ، ساختمان واژه یکی از این موارد است .از آن جا که زبان فارسی زبانی ترکیبی است ؛ یعنی می توان از پیوستن واژه های زبان به یکدیگر یا افزودن پیشوندها و پسوندها به آن برای بیان مفاهیم تازه بهره گرفت ، می توان با بررسی واژه های غیر بسیط ( مشتق ، مرکب و مشتق ـ مرکب ) در آثار گذشتگان ، الگوی ساختواژه را از آنها استخراج کرد و در ساختن واژه های جدید از آن ها بهره برد .یکی از آثار ارزشمند غنی زبان و ادب فارسی تاریخ بلعمی است ، این کتاب سوای جنبه های تاریخی ، زبانی بدیع و شگرف دارد و در سراسر آن واژگان مشتق ، مرکب و مشتق ـ مرکب برای بیان مفاهیم تاریخی به کار رفته است و واژه هایی شاخص در آن وجود دارد که به جرات می توان گفت مختص خود بلعمی است مثل : بنیرو، با هیبت، میران ، تبش ، پذيرفتار،فروختار،بزرگفرمدارو. . موضوع این مقاله پسوند هایاشتقاقي در تاریخ بلعمی است ، ابتدا کتاب تاریخ بلعمی به صورت دقیق مطالعه شده و واژه های مشتق آن استخراج گردید و سپس با استفاده از منابع متعدد ساختمان واژه ها مورد بررسی قرار گرفت و واژه های مشتق با نمونه مثال هایی ذکر گردید .باتوجه به بسامدبالاي وندهاوپرهيز ازاطناب مقاله فقطپسوندهاموردبررسي قرارگرفته است. ابتدانمونه مثال هايي آورده شده وبقيه واژه ها باآدرس سطروصفحه ذکر شده است.
كليدواژه ها:زبان فارسي،تاريخ بلعمي،واژه هاي مشتق،پسوندها.
حافظ و بوسعید دو هم مشرب
( ارتباط فرازبانی اسرارالتوحید و غزلیات حافظ )
مهدی دهرامی
جلیل مشیری
بینامتنیت یکی از رویکردهای خوانش متن در ارتباط با متون دیگر است . بر اساس این نظریه ، هر متنی برخاسته و شکل یافته از متون پیش از خود است . به تعبیر دیگر، بینامتنیت ، تعامل و گفتگوی بین آثار و هنرمندان را تشریح می کند . در این راستا اندیشه های یکسان ، واقعیت های اجتماعی و سیاسی ، فرهنگ همگانی و مردمی جامعه ، سنت های رایج یک ژانر ادبی ، مشرب یکسان و ... در پر رنگ کردن این ارتباط ها تاثیر گذار است . حافظ و ابوسعید دارای تشابهات روحی و عقیده ای بسیاری اند که این تشابهات موجب گفتگوی فرازبانی دو متن غزلیات حافظ و اسار التوحید شده است . در این مقاله سعی بر این است ای ندو متن بر اساس یکدیگر باخوانی شودند . بر همین اساس،علاوه بر اینکه به بررسی عوامل بیروین و زمینه های تعامل و گفتگوی بین آنها پرداخته شده ، تشابهات این دو متن در دو حوزه ی مکتبی و اختاصی نیز تحلیل و بررسی دشه تا نشان داده شود حافظ و ابوسعید از نظر شخصیت و اندیشه قرابت های بسیاری با هم دارند .
کلید واژه ها: بینامتنیت ، ارتباط فرازبانی ، اسرارالتوحید، غزلیات حافظ، تعامل ، تشابهات مکتبی و اندیشه ای .
ناهمخواني¬ زماني در رمان سمفوني مردگان
پيمان دهقان¬پور
دانش¬آموخته¬ي كارشناسي ارشد زبان و ادبيّات فارسي
در رمان سمفوني مردگان كه در دو بستر زماني بيست و چهار ساعته و چهل و دو ساله روايت شده است، به سبب يادايادهاي ذهني، آمد و شدهاي پي¬در¬پي و سفر از حال به گذشته، ناهمخواني¬هايي در اشاره به روز حركت اورهان، از حجره¬ي خشكبار معتبر به سمت قهوه¬خانه¬ي شورآبي ديده مي¬شود. در روايت سيّال معروفي، اين ناهمخواني زماني، به سبب دو پاره ساختن موومان يكم در رمان راه يافته است؛ تا جايي كه در پاره¬هايي از متن، روز برادركُشي، «دوشنبه» و در پاره¬هايي ديگر، «جمعه» ياد شده است؛ حال آنكه مي¬دانيم عزم اورهان براي كُشتن برادرش، بستر زماني بيست و چهار ساعته¬اي را در برمي¬گيرد كه از پنجشنبه روزي زمستاني، درست سر ساعت دو بعدازظهر آغاز شده؛ امّا نويسنده از جمعه به دوشنبه رسيده است. در اين نوشتار، گذشته از يادآوري ناهمخواني زماني در روايت عبّاس معروفي در دو پاره¬ي موومان يكم از سمفوني مردگان، اين روايت ناهمگون را بيرون از يك اشتباه زماني نيز نگريستيم؛ به اين معني كه با قائل شدن بر زمان اسطوره¬اي و حذف زمان تاريخي، اورهان را فارغ از اشراف بر ماضي و مستقبل ديديم. همچنين، نقدي بر نقدهاي هوشنگ گلشيري در «چه كسي شاعر را كشته است؟»، الهام يكتا در كتاب «ازل تا ابد» (درونكاوي رمان «سمفوني مردگان») و جواد اسحاقيان در كتاب «از خشم و هياهو تا سمفوني مردگان» داشته¬ايم.
کلید واژه ها: عبّاس معروفي، سمفوني مردگان، زمان، زمان اسطوره¬اي.
تأملی در اصطلاحات مکاشفه و مشاهده عرفانی
احمد دهقان
مکاشفه یعنی درک و دریافت چیزی که که بر فهم انسان پوشیده است و مشاهده و قرب و نزدیک شدن است ، ولی معنی اصطلاحی هر دو به هم نزدیک است و بیشتر به معنی دیدن حق است و به قلب و چشم مربوط می شود.در این گفتار این اصطلاحات از دیدگاه عرفانی به معنای وسیع و با شمولیت مکاتب بزرگ از جمله اسلام، مسیحیت و زرتشت و با محوریت عرفان اسلامی نگریسته می شود. و از منظری دیگر آنها را بر اساس بنیان های ساختاری آنان که مشتمل بر پیکرپذیری اندیشه، و سفر به ناخودآگاه است، مورد بررسی قرار گرفته است.این پژوهش نشان می دهد که مشاهده و مکاشفة بنیان های ساختاری یکسانی دارند و در واقع هر دو ارتباط با خودآگاه و دریافت مفاهیم فراوری شدة ذهنی و دیدن تصاویری است که در اثر پردازش عناصر اعتقادی و داده های محیطی در اثر سالها تمرکز در ذهن ساخته می شود و در رؤیا و یا در حالت بیداری به صورت پیکرینه شده قابل مشاهده است، بخش عمدة این تجارب منبعث از الگوبرداری از دریافت های گذشتگان جستجوگری است که با وجود مجهولات عظیم شان از پدیده های جهان در پی حل معمای هستی بوده اند، و تدبر سالیان آنها در کاینات باوری عمیق به جهان غیب را در آنها ایجاد کرده است. عناصرشهودی این متفکران حاصل همین جستجوگری و نگرش ژرف آنها در پدیده های عالم است.
کلید واژها: مکاشفه،مشاهده، عرفان، پیکرپذیری اندیشه، ناخودآگاه.
نقد و بررسی مراثی نظامی گنجوی
مسعود دهقانی
(دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز)
حسین رسولزاده
(دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز)
مرثیه به عنوان بخشی از ادبیات غنایی،از دیرباز در ادبیات ملل گوناگون همچون اعرابویونانیان، در مفهوم سوگبر عزیزانِ ازدست رفتهوگذرا بودن عمر به کار رفته استواز این نظر میتوان گفتکهمرثیه یک نوع ادبیجهانی است که محتوای آن در ادبیات تمامی ملتها مشترک است. مرثیه در ادب فارسی سابقهای دیرین دارد و از نخستین دوران شعر فارسی وجود داشته است؛ اما در آثار برخی از شاعران جزو عناصر اصلی محسوب میگردد.نظامی از جمله شاعرانی است که در باب مرثیه نمونههای موفق هنری بر اساس عناصر عاطفی ارائه کرده است. مراثی نظامی که اغلب به صورت داستانی هستند از نقاط اوج مثنویهای وی به شمار میآیند. نظامی در این مراثی از تمامی فنون شاعری خود بهره جسته است تا اشعارش هرچه بیشتر به سمت هنر حرکت کنند. بنابراین مراثی نظامی کاملا بیانگر بوطیقای شعر وی هستند. در این مقاله مراثی نظامی بر اساس تقسیمبندی مدونی که از انواع مرثیه در ذهن نویسندگان این مقاله شکل گرفته است که نیاز به بررسی در مقالهای دیگر دارد، بر اساس چهار دیدگاه عاطفه، موسیقی، فنی و هنری و پشتوانة فرهنگی بررسی شده است.
کلید واژه ها: نظامی، مرثیه، انواع مرثیه، عاطفه، موسیقی، پشتوانة فرهنگی.
ارتباطات کلامی در داستان¬های مثنوی
محمد ذاکری
دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
علیرضا محمدی کله¬سر
عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد
بر اساس تعريف وتن و كمرون، ارتباط حمايتي، ارتباطي است كه مي¬كوشد تا ضمن حفظ رابطة مثبت بين دو طرفِ ارتباط، به حل مسأله مورد نظر نيز بپردازد. برپاية اين تعريف، مسأله¬مداري، صراحت، توضيحي بودن، اعتبار بخشيدن به گيرندة پيام، ویژه¬گویی، ارتباط با مطالب گذشته، مسئوليت¬پذيريِ فرستندة پيام ودوسويه بودنِ پيام، هشت مشخصة اصلي یک ارتباط حمايتي هستند. در مقالة حاضر میزان حضور این ویژگی¬ها در ارتباطات کلامی میان شخصیت¬های داستانی مثنوی و موفقیت یا شکست آنها در برقراری ارتباط بررسی شده است. می¬توان گفت رعایت نشدن این مؤلّفه¬ها در داستان¬های مثنوی موجب گسست ارتباط و تبدیلِ آن به موضعی دفاعی، و رعایت آنها از سویی حلّ مسأله و از سویی دیگر حفظ ارتباط را در پی داشته است.
کلیدواژ¬ها: ارتباط حمایتی، گفت و گو، داستان، مثنوی.
موتيف(بنمايه)هاي تلميحي قصهی عيسي(ع) در غزل مولوي و حافظ
دکتر رحمان ذبيحي
روح¬اله¬ يوسفي
موتيف(بنمايه) از اصطلاحات رايج در حوزة هنر و ادب است. مهم¬ترين ويژگي آن تکرارشوندگي، معني افزايي، معني آفريني و ... است. به کمک موتيف مي¬توان جنبه¬هاي صوري و محتوايي آثار ادبي را نقد و تحليل و مقايسه نمود. در حوزة غزل عرفاني مولوي سرآمد ديگر شاعران است و غزل حافظ نيز با اينکه داراي ابعاد مختلف است، اما وجه عرفاني آن برجسته و قابل بررسي است. يکي از جنبه¬هاي قابل توجه در غزل اين دو شاعر تلميحات قرآني و به¬خصوص قصص پيامبران است که بررسي و مقايسة آنها شباهتها و تفاوتهاي نگاه اين دو شاعر را به اين مقوله روشن مي¬سازد. در اين پژوهش ضمن ارائة تعريفي از موتيف تلميحي، بنمايه¬هاي تلميحي قصة عيسي(ع) به¬عنوان يکي از موتيفهاي رايج در غزل مولوي و حافظ، بررسي شده است. در غزل مولوي بسامد و تنوع بنمايه¬هاي قصة عيسي(ع) بسيار بيشتر از غزل حافظ است. مولوي عيسي(ع) را به¬عنوان رمز و نمادي از انسان کامل، عشق، معشوق، شمس، روح و عقل به¬کار برده و محور انديشه¬هاي خود را در اين موتيف، عشق والاي الهي قرار داده است. عيسي(ع) در غزل حافظ گاهي رمز و نماد انسان کامل و زماني نماد معشوق/ممدوح است. محور انديشه¬هاي حافظ نيز در اين موتيف گاهي عشق والاي الهي و زماني نيز عشق زميني و انساني است. لزوم ترک تعلقات و پيروي از انسان کامل به¬عنوان پير و مرشد براي بهره¬مندي از عنايت الهي از انديشه¬هاي مشترک دو شاعر در اين موتيف به شمار مي¬رود. توصيف طبيعت با استفاده از بنمايه¬هاي اين قصه نيز از مشترکات دو شاعر است که نگاه عارفانه و عاشقانة دو شاعر را به اين موضوع نشان مي¬دهد.
کلیدواژه ها: غزل مولوي و حافظ، موتيف تلميحي قرآني، قصة عيسي(ع)، کارکردهاي معنايي، انديشه¬هاي شاعران.
روان شناسی رنگ ها در مجموعه اشعار اقبال لاهوری
دکترآسیه ذبیح نیا عمران ، استادیار دانشگاه پیام نور
دکتریدالله شکیبافر، استادیار دانشگاه پیام نور
در ادبیات فارسی رنگ هم چون کلامی گویا برای بازگو کردن خلق و خوی ٬حالات وشخصیت و موقعیت به کارمی رود؛از نظر روانشناسی نیز رنگ بیانگر نگرانی ها ، ناراحتی ها٬ شادی ها وتحولات روحی روانی شخصیت ها است٬ در نتیجه می توان با کمک رنگ پل ارتباطی بین روانشناسی و ادبیات ایجاد کرد. روانشناسان با دقت در کاربرد رنگ به بازشناسی لایه های پنهان شخصیت افراد می پردازند.مضمون و محتوای برخی از ابیات و اشعار فارسی حاوی نکات روانشناختی است که در این میان،رنگ جایگاه بسیار ویژه ای را دراین ساحت دارد٬وبیانگراحوال گوناگونند. اقبال هنرمندی خود را به حدی رسانده است که به کمک رنگ ها شوق خواننده را در سراسر دیوان خود بر می انگیزد و با دقت در عنصر رنگ و شیوه هایی که در اشعاروی به کاربرده شده می توان دریافت که شاعر از به کاربردن رنگ ها چه چیز را مدنظر داشته است.از آن جایی که تا کنون به بررسی رنگ ها از بعد روانشناختی در کلیات اشعار اقبال پرداخته نشده ؛ لذا در این پژوهش سعی شده با آمار بسامدی رنگ کارکردی در روان شناسی در مجموعه اشعار اقبال ومرتب کردن آن ها به ترتیب فراوانی با تکیه برتحلیل روانشناسی رنگ ها وطبقه بندی خروجی در آن ها به وضعیت روانی اقبال نزدیک شویم . سبز پربسامدترین رنگ در اشعار اقبال است، که این رنگ نشان دهنده ی فرد گرایی واستقلال طلبی شاعر ودنباله رو ولایت الهی بودن وثبات عقیده وخود آگاهی او می با شد.این رنگ ثبات ومقاومت شاعر را در برابر تغییرات می رساند .
کلیدواژه ها:روانشناسی رنگ ها ،اقبال ، دیوان اشعار،روانشناسی لوشر ، نقد روانشناختی .
تجلّی قرآن و حدیث در دیوان قاسم انوار
رحمان ذبیحی1
یونس جلوداری2
علیرضا شوهانی3
تأثیر قرآن و حدیث بر شعر فارسی یکی از زمینه¬های عمده¬ی مطالعات تطبیقی بین زبان فارسی و عربی است. تأثیر این منابع معرفتی همگام با تطوّر شعر فارسی روی در فزونی داشته است. در قرن نهم نیز چون قرون پیشین آثار این توجّه در دیوان شاعران مشهود است. قاسم انوار (م: 837 ﻫ . ق)، شاعر برجسته، عارف مسلک و پارسی¬گوی این دوره، توجّه ویژه¬ای به قرآن کریم و احادیث دارد. وی به اقتضای تربیت خانوادگی و سنّت عرفا و صوفیه در استناد به قرآن و حدیث، با این منابع معرفتی آشنایی عمیق داشته و در اشعار خود به مناسبت¬های مختلف از آن¬ها بهره گرفته است. در این مقاله، پس از معرّفی شخصیّت شاعر، به شیوه¬های مختلف استفاده¬ی وی از قرآن و حدیث از جمله تلمیح، تصویر، اقتباس، تأویل و تفسیر، حلّ و ترجمه پرداخته شده است. هم¬چنین اهداف شاعر از کاربرد قرآن و حدیث از جمله توصیف، استشهاد و استناد، تعلیل و توجیه، تشبیه و تمثیل و برهان و استدلال بررسی گردیده است. او در دیوان در بیش از 900 بیت متأثّر از آیات، اشارات، داستان¬های قرآنی و احادیث است که از این میان سهم استفاده¬ی وی از آیات 802 بیت و احادیث 110 بیت می¬باشد. از آن¬جا که وی شاعری غزل¬سراست، بیشترین میزان بهره¬گیری وی از آیات و احادیث در این قالب است. شیوه¬ی غالب اثر پذیری او تلمیحی و بیشتر با هدف توصیف است. این شاعر عارف، هنگام بیان معانی و مفاهیم عرفانی خویش از واژگان و اصطلاحات عرفانی فراوانی بهره گرفته که در به کارگیری آن¬ها وامدار قرآن و حدیث است. برخی آیات و احادیث بیشتر مورد توجّه شاعر است؛ به گونه¬ای که در سراسر دیوانش تکرار می¬شوند.
کلید واژه ها: قاسم انوار، دیوان اشعار، ادبیّات تطبیقی، تأثیر قرآن و حدیث بر شعر فارسی، شیوه¬های تأثیر پذیری.
1 و 3. استادیاران گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه
2. دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ایلام
رمانتيسم و مقايسه آن با ادبيات رمانتيسم ايران
سهيلاذوقي1
بروز برخي از جلوههاي مكتب رمانتيسم اروپايي كه پس از نفوذ به ادب ايران، با ويژگيهاي خاص خود، رمانتيسم ايراني نام گرفته بود. در اشعار شعراي پس از مشروطه، به ويژه شعراي عصر نيمايي و حتي پس از آن تا امروز امري بديهي و آشكار است. اما نمود برخي از مولفه هاي اين مكتب از جمله «بازگشت به طبيعت (بدوي گرايي)، احساس گرايي، درون گرايي، آزادي و ...» در آثار شاعران پيش از مشروطه به خصوص شاعران ادبيات غنايي ايران نیز امري مسلم و غيرقابل انكار است. جستار حاضر، تحليل و پژوهشي است از وضعيت رمانتيك نگاري شاعران عرصه ادبيات ايران تا بر اين باشيم كه فرهنگ و ادبيات ايران يكي از منابع و آبشخورهاي كهن رمانتيسم محسوب مي گردد. به همين دليل عمده محور بحث حاضر تحليل ويژگیهاي رمانتيسم ايراني در آثار شاعران كلاسيك ومعاصر مي باشد كه نتيجه آن محصول، تعمق در اشعار رمانتيك شاعران در مجموعه شعرهاي آنهاست.
كليد واژهها : رمانتيسم، اصول مكتب رمانتيسم، احساس گرايي، رمانتيسم ايرانی، شاعران پيش از مشروطه، شاعران پس از مشروطه.
1-عضو هیات علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی نظرآباد- دانشجوی دکترای دانشگاه واحد کرج
انسان کامل از دیدگاه ابن عربی وجامی
وداد الزیموسی
انسان كامل، اصطلاحي است كه در عرفان نظري، جزو واژههاي كليدي محسوب ميشود. انديشهها و ديدگاههاي گوناگوني كه دربارة مفهوم انسان كامل ارائه شده، چنان گسترده است كه ارائه تعريف جامع و فراگير را دشوار كرده است. ميتوان گفت اشكال تاريخي انسان گرايي، در تمام ملتها كمابيش وجود داشته و آدمي در طول تاريخ، پيوسته در جستجوي انسان كامل بوده است. گاهي، اين كمال در ربّ النوعها و گاه در صورت قهرمان افسانهاي و اساطيري و حتي گاهي در چهرة افراد برجستة تاريخ مملكتي جلوه گر شده است. اگر چه مفهوم انسان كامل همگام با پيدايش عرفان اسلامي وجود داشته و حتّي پيش از ظهور اسلام، در نزد متفكّران ايران باستان و نيز متفكّران هند و يونان و … مطرح بوده است، با اين همه ابن عربي، نخستين عارفي است كه اصطلاح انسان كامل را در عرفان اسلامي وضع كرده و آن را با نبوغ سرشار خويش در پيوند با ساير اجزاي تفكر خود بويژه مبحث وحدت وجود و مبحث اسماء و صفات و …. در دستگاه عرفاني خويش وارد نمود، چنانكه پس از مبحث وحدت وجود و اسماء و صفات، مبحث انساكامل را به همراه مباحث فرعي آن همچون نبوّت، رسالت و ولايت، ميتوان سوّمين ركن عرفان نظري دانست.جامی نیزدر مبحث انسان شناسی پا جای شیخ آکبر نهاده وهمان عقیده اورا پیرامون انسان شناسی در لباس نظم وکسوت نثر شرح وبیان نموده است .
کلید واژه ها:انسان کامل، ابن عربی، جامی،عرفان،شیخ اکبر.
گذر و نظری سبکشناختی در رسالهای عرفانی
سیدمحمد راستگو، دانشیار دانشگاه کاشان
محمدفرید راستگوفر، کارشناس ارشد ادبیات دانشگاه تهران
از میان نسخههای فراوان کتابخانهی گرانبهای استاد دکتر اصغر مهدوی، رسالهی عرفانی ارزشمندی است به زبان فارسی و به گمان بسیار از آغازههای سدهی ششم که به دلیل افتادگیهای آغاز و انجام و به دست نرسیدن نسخهی دیگری ازآن، نه نام خود رساله شناخته است و نه نام نویسندهی آن. بررسی این رساله که به گمان بسیار بازنوشت مجالس پیری عارف است نشان میدهد که گوینده عارفی دانشمند بوده است از گونهی کسانی چون احمد غزالی و عین القضات همدانی که افزون بر آگاهی بسیار از قرآن و حدیث و علوم شریعت با سلوک صوفیانه و تجربههای عارفانه نیک آشنا بوده و آنچه میگفته از سر تجربه و آزمودگی بوده است. معرفی گستردهتر این رساله همراه با بازنمایی پارهای از ویژگیهای زبانی آن، چیزی است که این مقاله بدانها پرداخته است. این ویژگیهای زبانی گاه مانند «نبودمانی»، «خواسته نبودتی» و ... بسیار کهن مینمایند و این گمانه را که این متن از سده ششم است قوت میبخشند و گاه مانند فراوانی واژگان و ترکیبات عربی اندکی تازهتر مینمایند و آن را با متون سدهی هفتمی نزدیک میسازند. بررسی و بازنمایی نکتههای ناب و نایاب عارفانهای که در این متن آمده، به جستاری دیگر واگذارشده است.
کلیدواژهها: رسالهای عرفانی، سبکشناسی، مجالس، ویژگیهای زبانی.
نکتهسنجیهای نغز عرفانی در رسالهای ناشناخته از سدهی ششم
سیدمحمد راستگو، دانشیار دانشگاه کاشان
محمدفرید راستگوفر، کارشناس ارشد ادبیات دانشگاه تهران
از میان نسخههای فراوان کتابخانهی گرانبهای استاد دکتر اصغر مهدوی، رسالهی عرفانی ارزشمندی است به زبان فارسی و به گمان بسیار از آغازههای سدهی ششم که به دلیل افتادگیهای آغاز و انجام و به دست نرسیدن نسخهی دیگری ازآن، نه نام خود رساله شناخته است و نه نام نویسندهی آن. بررسی این رساله که به گمان بسیار بازنوشت مجالس پیری عارف است نشان میدهد که گوینده عارفی دانشمند بوده است از گونهی کسانی چون احمد غزالی و عین القضات همدانی که افزون بر آگاهی بسیار از قرآن و حدیث و علوم شریعت با سلوک صوفیانه و تجربههای عارفانه نیک آشنا بوده است. معرفی گستردهتر این رساله همراه با بازنمایی پارهای از نکتهسنجیهای ناب و نایاب عارفانهی آن، چیزی است که این مقاله بدانها پرداخته است. نکتههای ناب ونایاب عارفانهای که نشان آشکاری هستند بر اینکه نویسنده آنچه را میگفته از سر تجربه و آزمودگی بوده است و نه بازگویی سخنان دیگران؛ تجربه و آزمونهایی که دل و دید نویسنده را فراخا و روشنا بخشیدهاند و او را با گونهی دیگری از شور و شعور آشنا ساختهاند و در پی، ذهن و زبان او را به نکتهسنجی و نغزگویی توانا کردهاند. بررسی و بازنمایی ویژگیهای زبانی متن که نشانی بر کهنگی آناند ، به جستاری دیگر واگذارشده است.
کلیدواژهها:رسالهای عرفانی، مجالس، منازل سلوک، زبان مرغان، شاهدبازی، تأویل، هویت.
بازنگری معنایی «التفات» در شعر معاصر فارسی
دکتر عبدالله راد¬مرد
دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
هما رحمانی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
التفات یکی از شگرد¬ها و آرایههای ادبی است که با در هم شکستن روال معمول کلام، نقش بسیار مؤثری در بیداری و جذب مخاطب دارد. این صنعت در بیشتر کتابهای بلاغی عربی و فارسی با عنوان انتقال گوینده از خطاب به غیبت و برعکس تعریف و انواع محدودی برای آن برشمرده شده است. این مقاله کوشیده است، ابتدا ضمن بررسی روند تاریخی آرایهی التفات در کتب بلاغی، با در نظر گرفتن توسعه¬ی معنایی آن، تعریفی نو و تصویری روشن از گونههای مختلف التفات و کارکرد¬های ادبی¬¬ _ بلاغی آن ارائه دهد، سپس نقش بارز آن را در کلام گویندگان و شاعران معاصر به تصویر بکشد. حاصل این پژوهش، نشان از آن دارد که از یک سو؛ التفات با تعاریف و انواع محدود خود در کتاب¬های بدیع سنتی، جوابگوی نیاز¬های متون ادبی معاصر نیست و بر خلاف گذشته، تنها با توجه به پیکره و محور عمودی شعر قابل شناسایی است. از سوی دیگر انواع التفات در دوره¬ی معاصر، بیشتر شامل وا¬گردانی¬های معنایی است که شناخت و کشف آن¬ها به دقت و صرف وقت بیشتری نیازمند است.
کلیدواژهها: التفات، توسعه معنایی، وا¬گردانی، بازنگری، شعر معاصر.
داستان پردازي مدرن در داستان هاي مثنوي
فاطمه رحمتی
مدرس وکارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه گیلان
بحث شخصيت¬پردازي از مباحث اصلي داستان است. مولانا چون استادي چيره¬دست كاملاً به اجزاي زنده و عناصر پوياي داستان آشناست. او عناصر داستاني را به تناسب نوع قصه و پيام آن مطابق با تعاريف قصهپردازان امروز در مثنوي به كار گرفته. يك داستاننويس براي آنكه عناصرداستان را خوب به خواننده بشناساند بايد او را نسبت به خصوصيات ظاهري و اخلاقي شخصيتهاي داستانش آگاه سازد. مولانا در شخصيتپردازي از گونههاي شخصيتهاي ايستا، پويا، قراردادي، تمثيلي، تراژيك، قالبي، تيپ، متناقض، متضاد، ساده، جامع و... استفاده ميكند. شخصيتهاي داستان او از محيط اطراف، از مغز و ذهنش كه قبلاٌ آنها را پرداخته و يا در اثناي سرودن مثنوي به آن شكل و شمايل داده است، شكل گرفته است. در ادبيات داستاني قديم، توجه به عناصر داستاني از اهميت چنداني برخوردار نبوده است و نويسندگان قديم در ساختار داستان توجه بدان نميكردند. دراين مقاله به مقايسه داستاني از مولاناو عطار مي پردازيم تا هنر مولانارادر توانايي پرداختن به عناصر داستاني مدرن آشكارتر سازيم.
كليد واژه ها: داستان پردازي مدرن ، مولوي، عطار.
بررسی تطبیقی دو سفرنامه حج
زهره رحیمی مهرکارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
دکتر زهرا درّی، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
سفرنامهها در زمرهی یکی از بهترین گنجینههای فرهنگی و ادبی کشورها هستند که به سان آیینهای، نگرشهای مرتبط با اوضاع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ادبیو دینی جامعه را به تصویرکشیدهاند.سفرنامهها، با هر شکل و هدفی که نگارش یافته، مورد توجّه قرار گرفتهاند، به ویژه سفرنامههایی که از قلم سیاحان بزرگ و فرهیختگان ادب خلق شده باشند. در این میان سفرنامههای سرزمین وحی به صورت عام و خاص از دیدگاههای گوناگون حائز اهمیت به حساب میآیند ، رهاوردی که اديبان و نويسندگان با ذوق كشورها وقايع سفر خويش را در آن نگاشتهاند،از یک سو با مباحث عارفانه و دریافتهای ذوقی مرتبط است و از سویی دیگر با دنیای ظاهر و تفاوت فرهنگهاپیوند میخورد بنا براین از هردو جهت شایستهی بررسی است. هيچ شهري در سراسر جهان مانند مكّه و مدينه تاكنون اين همه مسافر به خود نديده است. اين دو شهر بيهيچ ترديد مقدّسترين شهرهاي جهانند. از این رو سفرنامههای حج از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی ، ادبی ، اجتماعی ومذهبی است که با مطالعهی آن میتوان به نگرش، اندیشه، آرمان و توان پردازش نویسنده به جهت ادبی پی برد. این پژوهش در پی تجزیه و تحلیل و مقایسه ی دوسفرنامه ی حج از نگاه دو بانوی مسلمان است که یکی ازآنها غیرایرانی است.
کلید واژه ها :سفرنامه ،حج، دوره ی معاصر، زن،دین،نگاه غربی.
شیوه های اثر پذیری نفثه المصدور از قرآن مجید
یداله رحیمی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه اراک
یکی از مشخصات و ویژگی های بارز متون منثور فنی و مصنوع فارسی اقتباس و اثر پذیری از آیات قرآن مجید به صورت ارکان زینتی است که از نیمه های قرن پنجم هجری در نثر فارسی راه یافته است. نفثه المصدور زیدری نیز از جمله آثار گرانبها و ارزشمند زبان فارسی در زمینه نثر فنی است که بسیاری از آیات قرآن را به شیوه های گوناگون مورد استفاده قرار داده است و از این طریق بر غنای نثر خود افزوده است. این مقاله در پی آن است که شیوه ها و چگونگی اثر پذیری نفثه المصدور از قرآن را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. اثر پذیری تطبیقی، واژگانی، تاویلی،تفسیری و... از شیوه های اثر پذیری زیدری نسوی است. بررسی نشان می دهد بیشترین بهره گیری وی از قرآن به روش اثر پذیری تلمیحی است به طوری که می توان گفت در میان انواع شیوه های اثر پذیری این شیوه جزو اصالت سبکی او به شمار می آید..
کلیدواژه ها: نفثه المصدور، قرآن، اثرپذیری، نقد.
نقد اسرائیلیات داستان سلیمان(ع) در کشفالاسرار
و تأثیر آن بر عرفانیات میبدی
حسین رزیفام
دانشآموختة كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب
دكتر عزیز حجّاجی
عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامي واحد بناب
داستانهای زندگی پیامبران، از طریق ادیان یهود و نصارا، وارد احادیث و در نتیجه تفاسیر قرآن شده است، که به آنها اسرائیلیات اطلاق میشود. میبدی در تفسیرش از اسرائیلیات متأثّر شده، بر متن عرفانی کشفالاسرار تأثیر گذاشته است. هرچند در تقسیمبندی تفاسیر، کتاب وی در زمرة تفاسیر عرفانی قرار میگیرد، نه مأثور، اما تأثّر وی از راویان احادیث جعلی مشهود است. این مقاله، نفوذ اسرائیلیات را در داستان سلیمان(ع) و تعابیر عرفانی این تفسیر نقد و بررسی میکند .
کلیدواژه ها : اسرائیلیات ، تفسیر کشفالاسرار ، سلیمان .