اهمیت و تأثیر مهارت خواندن، در آموزش بهینة زبان فارسي / حسن بساک و زهره حیدری
چکیده :خـواندن، فرايندي است فعـال و ادراكي؛ بـه عـبارت دیـگر، خـواندن روند كسـب اطلاعـات از مـطالب چـاپي اسـت؛ يعني درك و دریافـت مطلـب چاپ¬شده. خواندن فرايندي است توليدي؛ زيرا به خواننده¬اي نياز دارد كه توجه خود را به مطالب معطـوف، و اطلاعات و مـهارت¬هاي آشنـاي قبـلي را يـكپارچه كنـد تـا آن¬چـه را نويسـنده نوشته است، درك کند.
خواندن هم¬چنین وسيله¬اي اساسی و ضروري براي مواد درسي است و پاية موفقیت فراگیر محسوب می¬شود؛ به طوری که شكست در برنامه¬هاي تحصيلي، تا حد زيادي به بي¬كفايتي در مهارت خواندن مربوط می¬شود.
ازدیدگاه کارشناسان و نظریه¬پردازانِ آموزش زبان، خواندن مهارتي است در¬خور توجه که محور آموزش زبان محسوب می¬شود و آگاهي از فرايند و انواع آموزش آن، بسيار اهميت دارد.
خواندن، مراحل مختلفی دارد و آموزش آن به عوامل و پيش¬نيازهايي خاص وابسته است. زبان¬آموزان با استفاده از روش¬هاي مؤثر خواندن، مي¬توانند دانش¬آموزان را در خواندن درست¬تر، بهتر و سريع¬تر ياري دهند.
نگارندگان در اين مقاله برآنند كه روش¬هاي مؤثر خواندن را بررسي و فوايد و فرايند آن¬را بازگو كرده، براي ارزشيابي خواندن زبان¬آموزان، راهكارهايي را بيان كنند و پيشنهاداتي در تدريس بهتر مهارت خواندن مطرح کنند.
كليدواژه¬ها: زبان فارسي، آموزش زبان فارسی، مهارت خواندن، درك مطلب، یادگیری.
مقدمه
وقتي كودكي خواندن را آغاز مي¬كند، دست¬كم سه يا چهار سال سابقة آشنايي با زبان دارد. كودكان عموماً بين 12 تا 18 ماهگي حرف زدن را شروع مي¬كنند؛ وقتی به پنج سالگي برسند، لغات فراواني ياد گرفته¬اند؛ گرچه مهارت بزرگ¬سالان را ندارند، در استفاده از زبان كارايي نسبتاً خوبي دارند. كودكاني كه خواندن مي¬آموزند، با كار دشواري روبه¬رو هستند. براي خوانندگان ماهر، بسياري از فرايندهاي دخيل در خواندن، بدون رنج و زحمت و به طرزي نسبتاً خودبه¬خود رخ مي¬دهد؛ اما براي كودكان، همان فرايندها ممكن است فعاليت¬هایی كُند و سنگين و وقت¬گير باشد. خواندن، فرايندي است بسيار دشوار و تدريجي و ايجاد انگيزه و رغبت و تشويق كودك به خواندن نیز امري است كه نياز به توجه و امكانات خاصي دارد.
پيشرفت و ترقي هر جامعه¬اي، به مهارت خواندن بستگی بسياري دارد. آموزگاراني كه معمولاً به دانش¬آموزانشان تكليف خواندن و مطالعة كتاب¬هاي علمي و داستاني يا ادبي نمي¬دهند و دانش¬آموزاني كه هيچ¬گاه از آموزگارانشان لذت خواندن را نمي¬آموزند، با مشاركت يك¬ديگر، جامعه¬اي كم¬خوان و كم¬سواد را پديد مي¬آورند.
خواندن هم¬چنين راه انتقال ارزش¬ها و فرهنگ يك جامعه است؛ زيرا بسياري از مفاهيم، ارزش¬ها و معنويات يك جامعه، مكتـوب و در دل كتاب¬ها نهفته است؛ به¬ويژه در عصر حاضر كه وجود تكنولوژي¬هاي جذاب صوتي و تصويري، راه را بر ورود كتاب¬ها و بسياري از ارزش¬هاي مكتوب در كانون خانواده بسته است.
در حال حاضر، كم¬توجهي والدين و مدارس به مهارت خواندن و كتاب¬خواني كودكان و عوامل و عناصر بازدارنده در اين راه، باعث شده اسـت جـامـعـه¬اي بي¬علاقه به خواندن داشته باشيم. رسيدن به هدف و پيشرفت در هر جامعه¬اي، به كسب دانش و اطلاعات وابسته است و با توجه به مکتوب بودن بيشتر دانش امروز، توجه به امر خواندن حائز اهميت است. براي داشتن جامعه¬اي باسواد و رو به رشد، مهارت خواندن در كودكان بايد تقويت شود.
با توجه به اهميت موضوع، پس از بررسي مهارت خواندن و تعريف آن، فرايند و فوايد خواندن و سپس راه¬كارهايي برای توسعه و بهبود مهارت خواندن بیان مي¬شود.
1ـ بررسي مهارت خواندن
به طور كلي خواندن، يعني كسب اطلاعات از مطالب چاپي و درك مطلب آن. گروهي از نظريه¬پردازان معتقدند خواندن در دو مرحله صورت مي¬گيرد:
1ـ 1ـ كدخواني كلمات؛
1ـ2ـ خواندن براي معني.
اين ديدگاه متضمن اين نکته است كه خواندن به چنین شيوه¬ای انجام مي¬پذيرد: شــناسايي حـروف، تـطابق حـرف و صوت، كنار هم قرار دادن اصوات، جست¬وجوي واژگاني براي معني كلمه.
دومين گروه نظريه¬پردازان، معتقدند ساخت¬هاي شناختي رده¬بالا براي درك اطلاعات تكواژي (كلمه¬اي) و واجي (صوتي) به¬كار مي¬رود؛ سـومين گروه در مورد خواندن، مدعي¬اند تطابـق¬هاي حرف و صوت، تطابق¬هاي توالي حروف و ساخت¬هاي نحوي، به سبكي موازي به كار مي¬روند تا بتوان به معني زنجيره¬اي از كلمات دست يافت؛ اين نظريه بر اين فرض استوار است كه خوانندگان بايد به آن¬چه انجام مي¬دهند، آگاه باشند؛ يعني خوانندگان بايد با معلومات زباني خود به درك آگاهانه¬اي دست يابند تا بتوانند معني را از متون بيرون بكشند.
خواندن مهارتي است بسيار پيچيده و دقيق، به¬طوري¬كه هر¬يك از سه مهارت گوش كردن، صحبت كردن و نوشتن، در آن، مورد توجه قرار می¬گيرد؛ زيرا هدف از خواندن، همان درك مفاهيم براي برقراري ارتباط بهتر با مخاطب است. برقراري ارتباط نوشتاري، شامل موارد زير است:
الف) نويسنده كه دانش خود را از جهان، فعال کرده، يك پيام نوشتاري خـلق مي¬كند؛
ب) خواننده كه دانش جهاني خود را فعال مي¬کند که پيام نويسنده را تا حدّ امكان، بازآفريني كند.
[اما ميزان درك و فهم خواننده از نوشتار، با توجه به ميزان تسلط او در مهارت خواندن، متفاوت است.]
يادآوري مي¬شود كه در مهارت خواندن، عوامل تقويت¬كنندة بسياري مي¬توانند مؤثر باشند؛ نظير: معلم، وسايل كار، آمادگي روحي و جسمي دانش¬آموز، انگيزه و علاقه و محيط خواندن كه توجه به هريك از اين عوامل مي¬تواند مانعي بزرگ و مهم را در اين مسير حذف كند.
2ـ فوايد خواندن
خواندن رفتاري اكتسابي است و انسان بايد آن ¬را از طفوليت ياد بگيرد؛ اين كار به پرورش خاصي نيازمند است كه اصولاً به دست آموزگاران صورت مي¬پذيرد. با توجه به وضع كنوني آموزش، خواندن از مهم¬ترين فعاليت¬هاي آموزگاران در مدارس است؛ اين اهميت به حدي است كه تسلط يافتن بر اين مهارت و به كارگيري آن ¬را مي¬توان متضمن اغلب موفقيت¬هاي تحصيلي و علمي دانش¬آموزان دانست. اكنون مهم¬ترين فوايد خواندن را مرور مي¬كنيم:
2ـ1ـ خواندن راه دست¬يابي به دانش و اطلاعات موجود در كتاب¬هاست. در دنياي كنوني، با وجود ابزارهاي صوتي و تصويري و... میزان جالب توجهی از دانش و اطلاعات مكتوب بوده، راه رسيدن به اين اطلاعات، خواندن مؤثر و صحيح است.
2ـ2ـ خواندن راه بهره¬گيري از ادبيات و كسب تجربيات پيشینيان و دستاوردهاي ديگران است. با توجه به اين¬كه بسياري از ارزش¬ها، معنويات و فرهنگ جوامع در كتاب¬هايي درج است كه از گذشتگان به¬جا مانده، بـه¬خصـوص كتـاب¬هاي ادبي، دست¬يابي به اين گنجينه¬ها و ذخاير ملي از راه خواندن صورت مي¬پذيرد.
2ـ3ـ ارتباط خواندن با دروس ديگر، در مدارس انكار ناشدنی و خواندن، شرط لازم براي موفقيت در دروس ديگر است. دانش¬آموزي كه روش خواندن را به¬طور صحيح مي¬آموزد، با صرف وقت كم¬تر، نتيجة بيشتري به¬دست مي¬آورد و دانش¬آموزي كه از خواندن لذت مي¬برد، با ميل و رغبت بيشتر به مطالعه و تحقيق در موضوعات مختلف مي¬پردازد. نداشتن توانایی خواندن صحيح، ضعف در يادگيري كودك را به هم¬راه دارد؛ براي مثال، مسائل رياضي در برنامة درسي بيشتر از طريق نوشـته عرضه مي¬شود و اگر كودك توانايي خواندن مطلب را نداشته باشد، يقيناً به راه حل مسئله دست نخواهد يافت؛ در اين خصوص، «راتر» و هم¬كارانش ضمن تحقيقاتي در سال 1970، رابطة معناداري بين مشكلات خواندن و رياضي مشاهده کردند؛ اين تحقيق نشان مي¬دهد كودكاني كه در خواندن ضعيف هستند و درك مطلب خوبي ندارند، در يادگيري رياضي نيز ضعيف¬ند؛ هم¬چنين «بوكوفسكي» و «ويلوز» نيز به اين نتيجه دست يافتند كه مشكلات خواندن بر كسـب اطلاعات عمومي اثـر كرده، سبب تأثيرات منفي در يادگيري كودكان مي¬شود (اشتري، 1382: 35).
2ـ4ـ كاهش ميزان مطالعه و افت تيراژ كتاب در جامعه، موجب نزول سطح فرهنگ اجتماعي و آسيب به جامعه مي¬شود؛ بي¬ترديد اين واقعيت با نبود آموزش صحيح مهارت خواندن در مدارس ارتباط مستقيم دارد.
2ـ5ـ مي¬توان گفت توفيق در جامعه، مشروط به خواندن است. در جامعه¬اي مثل جامعة ما كه میزان جالب توجهی از اطلاعات، به صورت مكتوب و در كتاب¬ها مبادله مي¬شود، تحقيق دربارة چنين مهارتي حائز اهميت است.
3ـ مراحل خواندن
معمولاً معلم براي كمك كردن به زبان¬آموزان و دانش¬آموزان، مراحــلي را به آنها معرفي مي¬كند كه به خواندن منتهي مي¬شود؛ او در این فرایند، آنها را براي خواندن تكاليف متني خاص آماده، از طريق فعاليت¬هاي پس¬قرائتي، راهنمايي مي¬كند كه لازم است دانش خود را دربارة متن به¬كار برده تا در برخي از فعاليت¬هاي ارتباطي در قرائت يا در هر¬يك از انواع ديگر زباني شركت كنند.
هم معلم و هم دانش¬آموز مي¬دانند كه خواندن، فرايندی فعال و شامل فنوني معمولاً اكتسابي است. براي آن¬كه كودكان از مهارت¬هاي لازم براي خواندن برخوردار شوند، بايد در معرض محرك¬هاي فراواني قرار گيرند تا هم¬گام با رشد زبان، يعني طي كردن مراحل واژگان¬شناسي، واج¬شناسي و مفهوم¬شناسي، به درك مطلب هم نائل آيند.
مراحل خواندن، امري تدريجي و تقريباً بدون جهش و مراحل آموختن آن نيز مداوم است و گذشتن از يك مرحله، بـدون مهـارت يافـتن در مرحلة قبل، امكان¬پذير نيست. مراحل خواندن مي¬تواند به ترتيب شامل مراحل ذیل باشد:
3ـ1ـ مرحلة توسعة آمادگي خواندن؛
3ـ2ـ فراگيري خواندن؛
3ـ3ـ توسعة سريع مهارت¬هاي خواندن؛
3ـ4ـ خواندن گسترده؛
3ـ5ـ پالايش يا تسلط خواندن (زندي، 1383: 100).
تمامي اين مراحل به هم وابسته¬اند؛ به¬طوريكه احساس مي¬كنيم با جرياني پيوسته روبه¬رو¬ايم. امروزه دانشمندان بر اين باورند كه برنامه¬هاي خواندن و مراحل آن بايد براساس نيازهاي همة كودكان، گسترش يابد؛ زيرا بدون كسب موفقيت در يك مرحله، رسيدن به مرحلة بعد و موفقيت در آن با مشكل مواجه مي¬شود.
در تعداد زيادي از تحقيقات مربوط به يادگيري خواندن، مخصوصاً به اين مسئله پرداخته¬ شده كه چه نوع روش تدريسي براي تعليم خواندن به كودكان از همه بهتر است؛ درواقع منابع تحقيقي بيشتري دربارة اين مسئله وجود دارد.
4ـ تدريس مهارت خواندن
در تدريس مهارت خواندن، هفت رويكرد وجود دارد: رويكرد تحليلي؛ كلي؛ تركيبي؛ تجربة زباني؛ چندحسي؛ زبان¬شناختي؛ الفبايي اصلاح¬شده.
هر كدام از اين رويكردها شامل روش¬هايي است كه معمولاً در مقام مقايـسه قرار گرفته¬اند؛ يعني كلمه در مقابل آوا (زندي، 1383: 106).
4ـ1ـ به طور كلي براي مهارت خواندن سه روش توصيه مي¬شود:
4ـ1ـ1ـ روش تعليم كل كلمه: در اين روش معلم با استفاده از كارتی كه كلمه¬اي بر آن نوشته شده است و خودش آن را تلفظ مي¬كند، آن كلمه را به دانش¬آموز مي¬آموزد و از او مي¬خواهد آن كلمه را تلفظ كند؛ رفته¬رفته كلمات يادگرفته¬شده براي دانش¬آموز بيشتر مي¬شود و به آن حدي مي¬رسد كه مي¬تواند آنها را در قالب جملة معنادار به¬كار برد.
4ـ1ـ2ـ روش تعليم¬آوا (رمز¬مركز): ايـن روش با استـفـاده از آمـوزش حروف الفبا شروع مي¬شود و حروف تك¬تك به دانش¬آموز آموزش داده مي¬شـود؛ به¬تدريج حروف آمـوزش داده¬شده، در قالب يك كلمه آموزش داده مي¬شـود تا به جمله مي¬رسد.
5ـ1ـ3ـ روش تعليم معنا مركز (زبان¬شناختي): اين روش در قالب جمله با مجموعة محدودي از كلمات شروع مي¬شود تا اين¬كه دانش¬آموز كلمات زيادي را مي¬آموزد و در قالب جملاتي با كلمات بيشتر به¬كار مي¬برد (رينر و پولاچك، 1378: 77).
اما شايد ميزان تأثير يك روش به¬تنهايي آن چنان نباشد كه انتظار مي¬رود و بهره¬گيري از يك روش، مطلقاً صحيح نيست؛ زيرا طبق تحقيقات انجام¬شده، يك روش خاص بازده و كارايي زيادي نداشته است؛ از همین¬رو بهره¬گيري تركيبي از اين روش¬ها مؤثر خواهد بود.
5ـ بهبود كيفي در مهارت خواندن
با توجه به اهميت مهارت يافتن در خواندن و خواندن صحيح، فعاليت¬ها و پيشنهادهايي در بهبود كيفي آن بيان مي¬شود:
5ـ1ـ لذت بردن از كتاب¬ها و درك اين مطلب را كه كتاب¬ها سوابق بسيار گوناگون فرهنگي و زباني را نشان مي¬دهند، بايد به زبان¬آموزان و دانش¬آموزان آموخت؛ براي رسيدن به اين هدف، خواندن كتاب¬ها براي كودكان در گروه¬هاي كوچك و پرسيدن پرسش¬هايي راجع به داستان و تشويق دانـش¬آموزان بـه بازگويـي آنها بسـيار كمك مي¬كند؛ كتاب¬هاي مصور هم بسيار مناسب است.
5ـ2ـ بازديد از كتاب¬خانه¬ها و موزه¬هــا و مـكان¬هاي مشابه مورد علاقة دانش¬آموزان و به¬روزرساني دانش تخصصي كتاب¬داران و مسئولان كتاب¬خانه¬ها و موزه¬ها و... يكي از عوامل مهم است.
5ـ3ـ فراهم آوردن بازي¬ها و مواد دست¬ساز ديگر كه قدرت كودكان را در شناسايي الفبا و تداعي¬هاي حرف ـ صوت افزايش دهد، كار مفيدي است؛ مثلاً بازي با كلمات هم¬قافيه يا متضاد و شناسايي آن¬ها. با دانش¬آموزان مي¬شود بازي¬هاي كلامي مختلفي انجام داد تا هر آن¬چه را كه در ذهن دارند، بازگو كنند و مهارت¬هاي زباني آنها رشد كند.
5ـ4ـ آموزش كتاب¬داران در برخورد صحيح با كودكان و تشويق آنها براي عضويت در كتاب¬خانه¬ها بسيار مؤثر است.
5ـ5ـ عضويت رايگان و بدون هزينة كودكان در كتاب¬خانه¬ها مي¬تواند موانع اقتصادي را تا حدي از ميان بردارد.
5ـ6ـ برگــزاري جلسـات نقـد و بررسـي كتاب در مـدارس بـرای ايجـاد انگيزة دانش¬آموزان.
5ـ7ـ با در اختيار قرار دادن كتاب، مجله، روزنامه و گفت¬وگو در زمينة درك و فهم كودك از مفاهيم آنها، كودك را با¬ دقت نگاه كردن» تشـويق كنيـد؛ زيرا يكي از مـهم¬ترين مهارت¬هاي اوليه در آموزش خواندن، درك كلي كودك از يك تصوير و بيان جزئيات آن است كه اين نكته را با روش¬هاي ساده به كودك آموزش مي¬دهند.
5ـ 8ـ دانش¬آموز با مشاركت معلم و با استفاده از تصاوير روزنامه¬ها قصه بسازد و در طي هفته، تصاوير را كنار هم قرار داده، بين آنها ارتباط برقرار كند؛ اين امر راهي براي آشنایي كودك با روزنامه¬ها و مجلات و استنباط از تصـاوير آنهـاست. اين مطلب را مي¬دانيم كه پاره كردن و خط¬خطي كردن كتاب¬ها جزئي از فرايند لذت بردن و خواندن كتاب توسط كودكان است.
5ـ9ـ مهم¬ترين عنصر يادگيري، عشق به يادگيري و به¬كارگيري مهارت¬هاي كسب¬شده است؛ اين امر را بايد والدين در كودكان توسعه دهند؛ كودك نیز با انگيزه¬هاي دروني، توانايي¬هاي نهفتة خود را نيز به كار خواهد گرفت.
5ـ10ـ توجه ناشران و مؤلفان به چاپ كتاب¬هايي مطابق نيازهاي مختلف مخاطبان و توجه به تمايلات متفاوت افراد اهميت دارد.
5ـ11ـ تجهيز و زيباسازي كتاب¬خانه¬هاي مدارس، براساس سن و سال و نياز دانش¬آموزان و زبان¬آموزان؛ تهية كتاب¬هاي صوتي و استفاده از تكنولوژي جديد در زمينة ابزارهاي الكترونيكي و كتاب¬هاي الكترونيكي.
5ـ12ـ معرفي كتاب¬هاي خوب توسط معلمان، به¬ویژه معلمان انشاء، متناسب با سن و علايق دانش¬آموزان و تشويق آنان به كتاب¬خواني.
6ـ13ـ اختصاص دادن ساعتي در برنامة درسي زبان¬آموزان و دانش¬آموزان در مدارس براي مطالعة آزاد و بحث پـيرامـون كتـاب¬هاي خـوانده¬شده توسط دانش¬آموزان.
6ـ ارزيابي مهارت نوشتن
هر زبان¬آموز فردي به¬ویژه، مجزا و منحصر به فرد است. درست همان¬طور كه آموزش براي پاسخ¬گويي به نيازهاي زبان¬آموز به¬كار مي¬رود، ارزيابي نيز بايد برازندة هر فردي باشد؛ منظور از ارزشيابي مهارت خواندن، تعيين حدود پيشرفت زبان¬آموز با توجه به هدف آن درس و پيدا كردن علل فقدان تحقق آن و نيز يافتن راه حل است. نكات مهمي در ارزيابي خواندن مؤثر است:
6ـ1ـ يك راه حل براي ارزيابي آسان اين است كه اثر يك نوشته را در زبان¬آموز، بررسی كنيم. اگر حالات و احساسات مختلف را پس از خواندن قطعه¬اي ديديم، مطمئن مي¬شويم كه خواندن به¬درستي انجام شده است وگرنه، بايد اشكال كار را پيدا كنيم.
6ـ2ـ تكنيك ديگر براي ارزيابي ميزان مهارت خواندن زبان¬آموز، استفاده از يك متن با مثلاً 250 كلمه است. در هر جمله يك كلمه را حذف كنيد و خط افقي يا نقطه¬چين جاي آن درج كنيد. از زبان¬آموز بخواهيد كه كلمات حذف¬شده را دوباره بنويسد.
6ـ3ـ از زبان¬آموزان بخواهيد متني را بخوانند؛ موقع خواندن، ميزان ذوق و رغبت به خواندن را در آنها مشاهده كنيد. هرچه ميزان ذوق و علاقه و اشتياق دانش¬آموز بيشتر باشد، مي¬توان نتيجه گرفت او از خواندن لذت مي¬برد، وگرنه خواندن براي او امري تحميلي و كسل¬كننده است.
6ـ4ـ از زبان¬آموز بخواهيد متني را بخواند. هنگام خواندن دقت كنيد که او بر نكات دستوري به چه اندازه تسلط دارد؛ هم¬چنين ميزان توانايي كاربرد و استفادة به¬موقع از علائم نقطه¬گذاري را مشاهده كنيد. استـفاده از نـكات دستوري و نقطه¬گذاري مي¬تواند تاحدودي نشان¬دهندة ميزان مهارت خواندن دانش¬آموز باشد.
6ـ5ـ مي¬توانيد از زبان¬آموز بخواهيد متني را با سرعت¬هاي مختلف بخواند و در هر بار، توجه كنيد. چه ميزان مطالب و مفاهيم متن را درك مي¬كند؛ اگر ميزان درك او از متن، درست و دقيق باشد، مهارت خواندن او خوب است؛ ولي اگر مفهوم را متوجه نشود، زبان¬آموز قادر به درك مطلب نبوده و خـواندن براي او مجموعه¬اي از لغـاتي اسـت كه به¬تنهايي و در خارج از متن و جمله مفهوم دارد.
6ـ6ـ پس از خواندن متن، از زبان¬آموز بخواهيد متن را شرح و تفسير كند. شرح و تفسير درست و صحيح او نشان¬دهندة درك مطلب مورد نظر است.
6ـ7ـ در پايان متن خوانده¬شده، سؤالات مربوط به متن را از زبان¬آموز بپرسيد تا او پاسخ دهد. ميزان پاسخ¬هاي درست و غلط را ثبت كنيد.
در همة موارد گفته¬شده، معلم بايد سعي كند علت فقدان موفقيت زبان¬آموز را در خواندن متن پيدا كند. گاهي نفهميدن و درك نكردن مفهوم يك متن، به مهارت خواندن و تسلط به آن ارتباطي ندارد؛ بلكه مي¬تواند به¬سبب عللي مانند نبود تمركز حواس و حتي ناتواني جسمي و... باشد؛ به هر حال معلم باید با دقت و درايتي كه دارد، اين عوامل را پيدا كند و همواره به تفاوت¬هاي فردي توجه داشته باشد.
نتيجه¬گيري
خواندن مهارتي است كه پايه و اساس موفقيت در زمينه¬هاي تحصيلي، اجتماعي، اقتصادي و... است. اصولاً هرچه درصد كتاب¬خواني یک جامعه بيشتر باشد، آن جامعه باسوادتر است؛ يعني تعداد كتاب¬خوان¬ها، ميـزان رشـد عـقلاني هر جامعه را تعيين مي¬كند؛ زيرا پيشرفت و رشد هر جامعه¬اي در گرو رشد دانش و اطلاعات آن جامعه است؛ اين امر محقق نمي¬شود مگر با خواندن متون و كتاب¬ها.
«كتاب» و «خواندن» موضوعی نيست كه بتوانيم يك¬شبه يا به صورت مقطعي به آن بپردازيم. خواندن متن و درك آن، از همان ابتدا، يعني دورة كودكي، بايد تقويت شود و والدين، مدرسه و جامعه در اين امر نقش اصلي دارند.
در حال حاضر در كشور ما، تعداد افراد كتاب¬خوان بسيار ناچيز است. به¬سبب وجود برخي موانع و مشكلات از¬قبيل كم¬اعتنايي و بي¬توجهي والدين و سيستم آموزشي به مهارت خواندن، به¬روز نبودن دانش تخصصي معلمان در زمينة اين مهارت، ناكافي بودن بودجه¬هاي فرهنگي در اين زمينه¬، مطابق نبودن كتاب¬هاي متناسب با فرهنگ مناطق مختلف، كم¬توجهي ناشران و مؤلفان به نيازهاي مختلف مخاطبان در تهيه و توليد كتاب و نيز گراني كتاب¬ها و نبود فضاهاي مناسب كتاب¬خانه¬اي يا كمبود و فقدان كتاب¬هاي درخواستي و از اين قبيل.
نمي¬توانيم بگوييم باید روحية تحقيق و پژوهش در افراد جامعه تقويت شود؛ اما به رشد مهارت خواندن در كودكان و زبان¬آموزان بي¬اعتنا باشيم؛ بلكه بايد به عوامل و عناصر ارتقادهنده و تقويت¬كننده در اين مسیر توجه کرده، از نظرات صاحب¬نظران و كارشناسان استفاده و موانع و مشكلات را حل كنيم. با كمي تأمل و تعمق در فوايد و پيامدهاي خوب خواندن و بيشتر خواندن در جامعه و با محدود كردن و حذف بسياري از هزينه¬هاي اضافي و كم¬بازده، مي¬توان سطح كتاب خواندن را در بين افراد جامعه و البته كودكان ارتقا داد.
منابع
اشتري، كورس: راهنماي بخوانيم ـ بنويسيم، ق: انصاريان، 1382.
انوشه¬پور، ابوالفضل: روش تدريس فارسي ابتدايي، تهران: ايران، 1372.
چستن، كنت: گسترش مهارت¬هاي آموزش زبان دوم، ترجمة محمود نورمحمدي، تهران: رهنما، 1383.
زندي، بهمن: روش تدريس زبان فارسي، تهران: سمت، 1378.
رينر، كيث و الكساندر پولاچك: روان¬شناسي خواندن، تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1378.
ضرغاميان، مهدي: زبان¬شناسي و آموزش و پرورش، تهران: مدرسه، 1383.
عنوان مقاله : اهمیت و تأثیر مهارت خواندن، در آموزش بهینة زبان فارسي- حسن بساک و زهره حیدری