|
5. روي كار آمدن حكومتهاي مستقل به جاي دولت شهرهاي پيشين:
هزاره دوم پ.م. دوره تحول دولت شهرهاي مستقل به حكومتهاي فراگير و منطقهاي است. گرچه در حوزه فرهنگ عيلامي اين پديده از هزاره سوم پ.م. ظاهر شده بود ولي تا ورود آرياييان و كمي پيش از ان در شمال و شمال غربي ايران چنين تحولي صورت نگرفت. ظهور حكومتهاي محلي سرانجام منجر به پيدايش سلسلههاي مقتدر ايراني ماد و پارس گرديد.
كاوشهاي محوطه باستاني «حسنلو» شواهدي از اين دگرگوني را در ساختار بناهاي طبقهIV و V به روشني نشان داده است. در طبقه IV حسنلو (1200 تا 900 پ.م.) در كنار مجموعههاي مسكوني و خانه اعياني (بزرگ و حاكم شهر)، ساختمانهاي عمومي براي انجام دادن امور ديواني و مذهبي (معبد) نيز احداث شده است و اين خود گواهي است بر تغييرات ژرف سياسي ـ اجتماعي در شهر يا دژ باستاني حسنلو كه درسدههاي پاياني هزاره دوم پ.م. نفوذ خود را به مراكز سكونتي ديگر گسترش داده است.50
ايران در ادوار تاريخي
(عيلام، ماد، هخامنشي، سلوكي، پارت، ساساني)
1. عيلام :
هنگامي كه كه نخستين گروههاي اقوام مهاجر ايراني دسته دسته پاي در خاك ايران ميگذاشتند، امپراتوري عيلام در دشت خوزستان كه حوالي 2500 پ.م. پايهگذاري شده بود، به دوره طلائي خود دست يافته بود.
تاريخ عيلام به سه دوره عيلام قديم، ميانه، جديد تقسيم ميشود. در سالهاي پاياني قرن نهم پ.م. (814 پ.م.) تاريخ عيلام وارد دوره جديد ميشود و شاهان چندي زمام قدرت را به دست ميگيرند ولي در كمتر از دو سده، آرام آرام راه زوال ميپيمايد و سرانجام امپراتوري قدرتمند عيلام به دست «آشور بانيپال» شاه خونخوار آشور (631ـ668 پ.م.) منقرض ميگردد.
عيلاميان سهم بزرگي درشكلگيري فرهنگ و تمدن ايراني دارند. آنان پايهگذاران حكومت مستقل و فراگير و بانيان ورود ايران به «عصر تاريخي» بودند.
آثار مهم و عمدهاي كه از آنان در ايران باقيمانده عبارتند از: محوطه باستاني شوش، آثار هفت تپه، شهر باستاني چغازنبيل و نقوش برجسته عيلامي و...
محوطه باستاني شوش : اين محوطه باستاني به وسعت تقريبي 50 هكتار در مجاورت شهر جديد شوش دانيال در استان خوزستان واقع شده و آثار نزديك به پنج هزار سال (از هزاره چهارم پ.م. تا قرن ششم هجري) زندگي و سكونت مداوم را در خود حفظ كرده است. كمتر تپه يا محوطه باستاني در دنيا وجود دارد كه شاهد چنين استقرار طولاني بوده باشد.
اين محوطه بنا به تقسيم و نامگذاري كاوشگران آن مشتمل است بر: تپه بزرگ آكروپل (ارك)، تپه آپادانا، شهر شاهي، شهر صنعتگران، شهر پانزدهم عيلامي و شهر اسلامي. كاخ هخامنشي شائور كه در حال حاضر بيرون از محوطه و در جبهه شمالي رودخانه شائور كه از وسط شهر جديد ميگذرد، واقع شده است.51
كاوشهاي باستانشناسي شوش بلندمدتترين برنامه صحرائي باستانشناسي در ايران محسوب ميشود كه از سال 1849 تا 1978 ميلادي جز وقفههاي چند ساله به طور مستمر دنبال گرديده است.
آثار پيش از عيلامي و عيلامي بيشتر در «تپه آكروپل» كشف شده است. در بلندترين نقطه اين تپه در اوائل قرن حاضر ميلادي كاوشگران فرانسوي با استفاده از آجرها و مصالح قديمي يك قلعه مستحكم براي سكونت و استقرار هيئت ساختهاند كه گرچه نقشه آن تقليدي از دژهاي قرن هجدهم ميلادي فرانسه است امّا امروزه خود يك اثر تاريخي ارزشمند بشمار ميرود.
آثار هخامنشي شوش كه قديمتر از «تخت جمشيد» است در «تپه آپادانا» و شهر شاهي متمركز است. «داريوش اول هخامنشي» در يك كتيبه گلي كه در كاوشهاي تپه آپادانا كشف شده ميگويد: «اين كاخ را من ساختم» و آنگاه جزئيات ساختمان آپادانا را در آن شرح ميدهد.52
دركاوشهاي آپادانا ديوار دفاعي ـ قصر شاهي و تالار بار عام كشف گرديد. ضمناً يك مجسمه سنگي (بدون سر) داريوش اول با خط هيروگليف مصري و ميخي عيلامي كه كار حجاران و پيكرسازان مصري است، به دست آمد. شهر صنعتگران مربوط به ادوار بعد از هخامنشي است. اين نامگذاري شايد به آن دليل بوده كه در اين بخش از شوش، تعدادي كارگاه و كوره سفالگري و ذوب فلز يافت شده است.
هفت تپه : محوطه باستاني هفت تپه در 9 كيلومتري جنوب شرقي شوش و در مجاورت مزارع نيشكر طرح هفت تپه واقع شده است. كاوشهاي اين محوطه باستاني از سال 1344 تا 1357 ش. به مدت چهارده فصل توسط هيئت باستانشناسان ايراني، به سرپرستي «دكتر عزتالله نگهبان» انجام شد و آثار معماري وسيع و گستردهاي، شامل آرامگاهها و زيگورات خشتي و يك گور جمعي (مشتمل بر 21 جسد) و نيز آثار مكتوب شامل لوحههاي گلي و يك سنگ نبشته به خط بابلي كه روشنگر بخشي تاريك ازتاريخ عيلام (در فاصله سالهاي 1500 تا 1300 پيش از ميلاد) است كشف گرديد. 53
چغازنبيل : چغازنبيل نام امروزي شهري است باستاني به نام «دوراونتاش» كه در فاصله 30 كيلومتري جنوب شرقي شوش وبه فاصله كمي از رودخانه دز واقع شده است.
كاوشهاي باستانشناسي اين شهر و معبد باستاني را در فاصله سالهاي 1951 تا 1962 ميلادي باستانشناسان فرانسوي به سرپرستي «رومن گيرشمن» انجام دادند و بقاياي يك شهر با سه حصار (ديوار محيطي) و يك معبد پلكاني شكل رو بار «زيگورات»، و مقابر زيرزميني شاهان عيلامي و تأسيسات تصفيه و تقسيم آب رودخانه دز و يا آب باران براي مصرف شهر كشف گرديد.
اين معبد و شهر عيلامي را در دوره طلائي عيلام «اونتاش گال» در حوالي قرن سيزدهم پ.م. براي خداي عيلامي «اينشوشيناك» بنا كرده است.
ساختمان اصلي «زيگورات» كه ازخشت خام و رويه آجري بنا شده در اصل پنج طبقه بوده كه در طول زمان خراب شده و در كاوشها فقط سه طبقه باقي مانده آن از زير خاك بيرون آمده و سپس مرمت و بازسازي گرديده است.
نقوش برجسته عيلامي : در قلمرو عيلام باستان و در گوشه كنار ايران نقوش برجستهاي از حجاران عيلامي باقيمانده كه مهمترين آنها عبارتند از: نقش برجسته «كورانگون»، نقوش برجسته «كول فره»، نقوش برجسته «اشكفت سلمان»، نقش برجسته «قلعه تول»، نقش برجسته «نقش رستم».54
2. مادها :
آنچه كه از قوم ماد و امپراطوري قدرتمند آنان ميدانيم بيشتر مبتني بر زمينههاي تاريخي است تا باستانشناسي و مدارك تاريخي مربوط به ماد بيشتر يوناني است تا ايراني.
گرچه ابهام و تاريكي بر بخش اعظم تاريخ ماد سايه افكنده است، امّا همين اندازه ميدانيم كه «ماد»ها از تيرههاي اقوام آريايي هستند كه به همراه «پارس»ها از مسيرهاي صعبالعبور قفقاز گذشتند و به فلات ايران و آذربايجان پاي نهادند و زماني كه قدرت يافتند تا حوزه زاگرس مركزي پيش رفتند و همدان يا هگمتانه را پايتخت خود قرار دادند. حوالي 700 پ.م. تمام سرزمينهايي كه قبلاً به اقوامي چون «كوتي»، «لولوبي»، «سكائي» و «هوري»، و «اورارتو» تعلق داشت، قلمرو حكومت ماد به شمار ميآمدند.55 آثار شناخته شده مهم مربوط به «ماد»ها در ايران عبارتند از: تپه هگمتانه، تپه نوشي جان، گودين تپه طبقه دوم، دخمههاي منسوب به مادها.
هگمتانه : وقتي «ماد»ها متحد شدند و قدرت يافتند شهر هگمتانه (همدان) را به عنوان پايتخت خود برگزيدند. مورخان يوناني چون «پلي بيوس» و «هرودوت» از كاخ و دژ هگمتانه با اعجاب و تحسين ياد كردهاند ولي متأسفانه آثار زيادي از آن باقي نمانده است.
بر روي اين تپه قبلاً منازل مسكوني واماكن تجاري قرار گرفته بود كه دولت آنها را خريداري و آزادسازي كرد و از سال 1363ش. تاكنون هيئت باستانشناسان ايراني به سرپرستي «دكتر محمد رحيم صرّاف» در اين تپه عظيم باستاني به كاوش پرداخت ولي متأسفانه هنوز به آثار دوره ماد دست نيافته است.56 ولي نظردادهاند كه مجموعه معماري خشتي مكشوفه، مربوط به دوره هخامنشي و پس از آن است.
تپه نوشي جان ملاير : در نزديكي روستاي «جوكار» در 15 كيلومتري شهرستان ملاير در بستر دشتي وسيع يك تپه منفرد صخرهاي به نام «تپه نوشي جان» واقع شده است. بر بالاي اين تپه تقريباً مرتفع (به ارتفاع 37 متر از سطح دشت) بقاياي يك دژ و معبد و كاخ دوره ماد از خشت خام جلب نظر ميكند. كاوشهاي اين تپه را در سال 1346ش. (1967 م.) هيئت باستانشناسان انگليسي به سرپرستي پروفسور «داويد استروناخ» آغاز كرد و به مدت ده سال دنبال گرديد.57
گودين تپه كنگاور : طبقه دوم گودين تپه در فاصله 5 كيلومتري شهر كنگاور يكي ديگر از آثار دوره حكمراني «ماد»ها در ايران است. كاوشهاي اين تپه باستاني را در فاصله سالهاي 1346 تا 1357 ش. هيئت اعزامي از موزه «اونتاريو» وابسته به دانشگاه «تورنتو»، كانادا به سرپرستي دكتر «كايلريانگ»، به مرحله اجرا درآورد. اين تپه حاوي 7 طبقه باستاني است و در طبقه دوم آن يك تالارستوندار مادي كشف گرديد كه در اصل سي ستون داشته و نيز يك اطاق ستوندار با 8 ستون و فضاها و اطاقهاي جنبي ديگر كه همگي از خشت بنا شده بودند.58
دخمههاي منسوب به دوره ماد : در گوشه و كنار ايران تعدادي اثر معماري صخرهاي كه در كوهها ايجاد شدهاند، موجود است كه باستانشناسان متقدم آنها را متعلق به زمان «ماد»ها و الگوي مقابر صخرهاي هخامنشي دانستهاند. عدهاي نيز در انتساب آنها به «ماد»ها ترديد كردهاند.59
معروفترين اين آرامگاهها يا معابد صخرهاي عبارتند از:
« فخريكا» در مهاباد، «فرهاد و شيرين» در كرمانشاه، « دكان داوود» در سرپل ذهاب، « داوودختر» در فهليان فارس.
3. پارسها (هخامنشيان) : يكي ازتيرههاي اقوام آريايي كه از كناره غربي درياي خزر، همزمان با «ماد»ها وارد ايران شدند و در آغاز ورود در ناحيه جنوب غربي درياچه اروميه ساكن گرديدند، «پارس»ها بودند.
نخستين بار در سالنامههاي آشوري زمان « شلمانصر سوم» (شاه آشور) در سال 834 پ.م. از موطن جديد آنها با نام «پارسوآ» ياد شده است. پس از چندي به دليل فشردگي اقوام در آذربايجان و ناامني منطقه، به سوي جنوب و جنوب شرق روي آوردند و در مسير خود با «عيلامي»ها آشنا شدند و در 700 پ.م. در ناحيه «پارسوماش» ـ احتمالاً در منطقه كوهستاني بختياري، در ناحيهاي كه در قلمرو عيلام بود ـ مستقر گرديدند.60 پس از چندي شهر عيلامي «انزان» يا «انشان» را متصرف شدند61 و در محيط متشنجي كه از جنگ ميان عيلام و آشور به وجود آمده بود و اختلافات داخلي ميان «عيلامي»ها بر شدت آن ميافزود، قلمرو كوچكي به وجود آوردند كه بزرگ قبيله پارس يعني «هخامنش» بر آن حكمراني ميكرد.
«كوروش دوم» پايهگذار سلسله هخامنشي و برپادارنده امپراتوري قدرتمند «پارسي»ها بشمار ميرود. او پس از برانداختن پادشاهي ماد، «پارس»ها بر سراسر ايران حاكم كرد و به گسترش قلمرو جغرافيايي ايران پرداخت. در زمان پس وي «كمبوجيه دوم» كه در ايران نبود و براي فتح مصر رفته بود، انتقال سلطنت از تيره كوروش اول به تيره «آريارمنه» با يك حركت كودتامانند فراهم گرديد.62
دوره هخامنشي را ميتوان دوره طلائي ايران باستان بشمار آورد. اقدامات تاريخسازي همچون ضرب سكه براي اول بار در ايران ـ ايجاد شهرها و آثار ارزشمند ـ حفر اول بار كانال ميان درياي سرخ و رودخانه نيل ـ ايجاد راهها، چاپارخانهها و شبكه تأمين امنيت و… در زمان اين سلسله به ظهور رسيد.
گرچه هخامنشيان به سنت ديرين آريايي يعني كوچنشيني وفادار بودند و شاهان هخامنشي از زمان داريوش اول به بعد به صورت ييلاق و قشلاق در ميان چهار پايتخت خود: همدان، بابل، شوش و تخت جمشيد تردد ميكردند، امّا بنيانگذار يادمانها و شهرهايي چون «پاسارگاد» و «تخت جمشيد» هستند. مهمترين آثار هخامنشي ايران عبارتند از: پاسارگاد، تخت جمشيد، شوش، بيستون، صفه مسجد سليمان و نقش رستم.
پاسارگاد : پاسارگاد نخستين پايتخت هخامنشيان است كه تا زمان ما بر جاي مانده است. شهر باستاني پاسارگاد در دشتي سرسبز به نام «دشت مرغاب» در شمال شيراز واقع شده و فاصله آن تا شيراز 140 كيلومتر است.
آثار هخامنشي باقيمانده در پاسارگاد عبارتند از: آرامگاه كوروش دوم، كاخ اختصاصي، كاخ بار، كاخ شرقي و نگاره انسان بالدار63، صفه سنگي مشهور به مادر سليمان، برج سنگي مكعبي شكل كه عدهاي آن را آرامگاه كمبوجيه دوم گفتهاند امّا در محل به زندان سليمان شهرت دارد و نيز آتشدانهاي سنگي.
كاوشهاي باستانشناسي در پاسارگاد را علي سامي و ديويد استروناخ انجام دادهاند و اگرچه اغلب آثار موجود در پاسارگاد كشف و شناخته شدهاند، امّا اين «باغ شهر» دوره هخامنشي به بررسيها و مطالعات بيشتري نياز دارد.64
تخت جمشيد : ويرانههاي تخت جمشيد در 60 كيلومتري شمال شيراز و دامنه كوه «رحمت» واقع شده است. تخت جمشيد را داريوش اول هخامنشي بنيان گذاشت و شاهان پس از وي هر كدام به تكميل آن اهتمام كردند، امّا شواهد موجود حاكي است كه تا پايان عصر هخامنشي و سوختن و ويران شدن آن به دستور اسكندر مقدوني، بناي آن ناتمام ماند.
آثار باقيمانده در تخت جمشيد عبارتند از: دروازه ملل، دروازه ناتمام، كاخ صد ستون، كاخ آپادانا، كاخ تچر، كاخ هديش، كاخ اردشير سوم، كاخ حرمسرا، كاخ خزانه65، ديوار دفاعي، كاخ مركزي، پلكان ورودي، مقابر هخامنشي66، سنگ نبشتهها و كتيبههاي شاهان هخامنشي، عمارت چهارستوني پايين صفـّه و بقاياي شهر هخامنشي (پارسه) در قسمت جنوبي تخت.
از مهمترين اسناد تاريخي موجود در تخت جمشيد، نقوش پلكان شرقي كاخ آپاداناست كه اقوام و ملل تابعه دولت هخامنشي را در لباسهاي محلي خود و هنگام حمل هدايا به دربار هخامنشي نشان داده است.
كاوشهاي اين محوطه باستاني را از سال 1309 ش. «ارنست هرتسفلد» از مؤسسه شرقشناسي «دانشگاه شيكاگو» آغاز كرد و از سال 1314ش. «اريك اشميت» كار او را ادامه داد.67 بعد از جنگ جهاني دوم علي سامي باستانشناس ايراني به مدت چند فصل كاوشهاي تخت جمشيد را دنبال كرد. درسال 1347ش. هيئتي از باستانشناسان ايراني به سرپرستي دكتر اكبر مختار تجويدي به منظور پيدا كردن شهر هخامنشي پارسه به حفاري در اراضي جنوب صفه (حد فاصل تخت و مقبره ناتمام داريوش سوم) پرداخت و بخشهايي از شهر پارسه و واحدهاي ساختماني آن را از زير خاك بيرون آورد.68
نقش رستم : در فاصله پنج كيلومتري تخت جمشيد، بر سينه كوهي به نام كوه «حسين» چهار مقبره مربوط به شاهان هخامنشي جلب نظر ميكند. آثار نقش رستم مشتمل است بر: مقابر داريوش اول، خشايارشا، اردشير اول، داريوش دوم، كعبه زرتشت و نقوش برجسته ساساني.
در ميان مقابر كه از بيرون نمايي چليپايي شكل دارند فقط مقبره داريوش اول داراي كتيبه به سه زبان «فارسي باستان»، «عيلامي»، «بابلي» است و ديگر مقابر را به حدس و گمان تاريخگذاري كردهاند.
«كعبه زرتشت» بنايي است احتمالاً از دورههاي آغازين هخامنشي كه به شكل مكعب از سنگهاي تراشدار سياه و سفيد ساخته شده و يك اتاق كوچك در قسمت فوقاني آن تعبيه شده كه عملكرد آن مشخص نيست. شايد محلي براي نگهداري «كتاب مقدس» و يا به امانت گذاشتن اجساد شاهان پيش از تدفين بوده است.69
شوش : داريوش هخامنشي «شوش» را پيش از «تخت جمشيد» بنا كرد. بنابراين سادهتر و بيپيرايهتر از تخت جمشيد بوده است. از عناصر تزييني مختص شوش آجرهاي منقوش لعابدار است كه به مقدار زيادي در كاوشهاي شوش يافت شده و تخت جمشيد فاقد آنها بوده است.70
صفه مسجد سليمان : اين محوطه را « رومن گيرشمن» در سالهاي 46ـ1350 ش. كاوش كرد. او نظرداد كه قديميترين پايتخت هخامنشي در مسجد سليمان بوده و هنر پاسارگاد دنباله هنر مسجد سليمان است.71
بيستون : بيستون در 40 كيلومتري كرمانشاه واقع است و آثار بسياري را از دورههاي سنگي تا ادوار اسلامي با خود دارد. يكي از مهمترين اسناد تاريخي ايران در دوره هخامنشيان يعني نقش و كتيبه داريوش اول بر سينه كوه صخرهاي آن نقش بسته است. اين نقش، داريوش اول را در حالي كه نه تن از سران قبايل شورشي دست بسته در برابرش ايستادهاند، به نمايش گذاشته است.
موضوع نقش و متن كتيبه مربوط است به: وقايع سالهاي نخستين پادشاهي داريوش اول و قيام « گئوماتاي» مغ (بردياي دروغين) و سرانجام كشته شدن او و سركوب شورشهاي قبايل و...
كتيبه به سه زبان و خط (عيلامي، فارسي باستان، بابلي) است و نخستين بار «هنري راولينسن» مستشرق انگليسي در سال 1846م. آن را كشف رمز و قرائت كرد.72
4. سلوكيان : با دستيابي اسكندر مقدوني به تختگاه شاهان هخامنشي در سال 330 پ.م. به مدت چند دهه ايران در زير سلطه سرداران اسكندر و اعقاب آنها گرفتار نوعي خودباختگي شد. دوره سلوكي دوره فترت در تاريخ ايران است كه موجب انقطاع در سير طبيعي تاريخ و فرهنگ ايران گرديد.
بنيانگذار اين سلسله «سلوكوس نيكاتور» يكي از سرداران اسكندر است كه پس از مرگ وي در سال 323 پ.م. به حكمراني رسيد. اعقاب وي تا 64 پ.م. در بخشهايي از ايران و آسياي غربي همچنان فرمانروايي داشتند.
چند اثر باستاني از اين دوره در ايران باقي مانده كه مهمترين آنها عبارتند از:
معبد «خورهه» محلات كه در سال 1335 ش. باستانشناس ايراني علي حاكمي آن را كاوش كرد؛ و معبد «لااوديسه»، در داخل شهر نهاوند كه كتيبهاي از «آنتيوكوس سوم» و نيز تعدادي مجسمه برنزي خدايان يوناني در اين كاوش كشف گرديد.73
|