Top
 
 

چهارشنبه 24 ارديبهشت 1387

 
 
 

صفحه شماره: 1  2  3  5

 
فرهنگ و هنر
 
 
هنر معماري ايران در هزاره اول پيش ازميلاد : برخي از باستانشناسان به استناد پايه‌هاي چندي كه در تپه موسيان، در حدود 150 كيلومتري شمال غرب شوش، پيدا شد، عقيده دارند كه «ستون» از شش هزار سال پيش در معماري ايران شناخته بوده است، ولي مهم‌ترين بنايي كه تاكنون در ايران شناخته شده و تالارهاي بزرگ آن ستوندار بوده، دژ حسنلو واقع در جنوب درياچه اروميه در نزديك شهر نقده است. همچنان كه معبد ايلامي در هزاره دوم پيش ازميلاد، نموداري از چگونگي يك بناي مهم است. دژ حسنلو هم بناي استواري بوده است از تالارها و اتاقها و دهليزها و حياط و ستون و جزرها، منطبق بر اصول معماري با سنگ، گچ و آجر و خشت كه در سده نهم پيش ازميلاد بنياد شده و در شمار پيشرفته‌ترين معماري‌هاي آن روزگار محسوب مي‌گردد.

گورها يا دخمه‌هاي سنگي دوره ماد

پس از دژ حسنلو، براي بررسي ساختمانهاي ستوندار در ايران بايد به سراغ دخمه‌هاي حفر شده در دل كوه رفت كه تعدادي ازآنها متعلق به دوره مادهاست. مادها (حكومت: اواخرقرن هشتم پيش از ميلاد) با شيوه ساختمان‌سازيهاي عظيم آشنا بودند، و در اين روزگار، استفاده از ستون در معماري معمول شد. يكي از ويژگيهاي دخمه‌هاي سنگي، ايوان طاقدار و ستونهايي است كه در دهانه دخمه‌ها ديده مي‌شود. با آنكه اين دخمه‌ها درسنگ كوه تراشيده شده است، امّا بارزترين مدرك براي شناخت معماري چوبي در كشور ما محسوب مي‌شود. زيرا با آنكه بناهاي چوبي آن زمان به روزگار ما نرسيده، امّا همه ريزه‌كاريهاي ساختمانهايي كه در آنها از الوارهاي چوبي تراشيده استفاده مي‌شد، به دقت در اين دخمه‌ها، با تراش در سنگ نمايش داده شده است.

در بيشتر اين دخمه‌ها علاوه برحجاري همه دخمه‌ها در سينه كوه، نقش برجستگيهايي هم ازصحنه‌هاي نيايش ديده مي‌شود. مهم‌ترين اين آثار عبارتند از: دخمه دآو دختر در ممسني فارس،‌ دخمه فقرگاه يا فخرگاه در نزديكي مهاباد،‌ دخمه فرهاد و شيرين در صحنه كرمانشاه و دخمه‌هاي اسحاق وند و سكاوند در نزديكي هرسين در كرمانشاه و دخمه قيزقپان در خاك عراق و همچنين دخمه دكان داوود در نزديكي سر پل ذهاب دراستان كرمانشاه. علاوه بر دخمه‌هاي سنگي، بايد به گفته هرودت، مورخ يوناني سده پنجم پيش از ميلاد هم اشاره‌اي كرد: «در هگمتانه پايتخت ماد، اصول شهرسازي رعايت شده و در اين شهر كاخ شاهي به وضعي عجيب و مستحكم به صورت هفت قلعه ساخته شده كه هر قلعه درون قلعه ديگر قرار گرفته بود و كنگره‌هاي هفتگانه ازبيرون به درون قلعه‌ها به ترتيب سفيد، سياه، ارغواني،‌ آبي، سرخ،‌ نارنجي، سيمين و زرين بود و كاخي بس بلند مخصوص پادشاه و خزانه سلطنتي در آخرين قلعه دروني برپا بود…» به احتمال بسيار، باروهاي هفتگانه و هفت رنگ هگمتانه، به شيوه‌اي نمادين و مرموز، نشانه‌اي از آسمان و هفت اختر گردان بوده است.

در استان همدان و در نزديكي شهرستان ملاير در يك حفاري علمي در تپه نوشي‌جان، در سال 1346ش. نمونه‌اي ازمعماري جالب توجه زمان ماد كشف شد كه آثارساختماني اين تپه شامل آتشگاه، تالار ستون‌دار، معبد مركزي، اتاقها و انبارها، تونل و حصار دژ نيز هست.

معماري دوران هخامنشيان

عالي‌ترين نمونه هنري هخامنشيان در تاريخ هنر اين سرزمين، همانا معماري شگفت‌آور اين دوره است. هنرمندان بزرگ دوره هخامنشي در مراكز حكومت و پايتختها مانند پاسارگاد، شوش، همدان و تخت جمشيد كاخهاي بزرگ و زيبايي بنا كرده‌اند كه پس از گذشت 25 قرن هنوز بقاياي آنها محكم و استوار بر جاي مانده است. ستونها و سرستونهاي باقي مانده از دوره هخامنشي نمونه آشكاري است ازهنر معماري و حجاري در اين دوره. سرستونها غالباً به شكل مجسمه شير، اسب، گاو و عقاب و جانوران تركيبي مانند سر انسان، تن گاو و بال عقاب و گوش گاو است. شيارهاي ستونها، بلندي و زيبايي چشمگيري به آنها مي‌بخشند. مهم‌ترين آثار ساختماني اين دوران، شامل كاخها، آرامگاهها و آتشگاههاست.

مجموعه كاخهاي پاسارگاد به سال 550 پيش از ميلاد به دستور كوروش احداث شد. اين كاخها به نامهاي كاخ پذيرايي يا بار عام، كاخ اختصاصي و كاخ شرقي مشهورند و هر يك با ابعادي وسيع و بر سكويي سنگي بنا شده‌اند. كاخ شرقي كه به نام «دروازه پاسارگاد» نيز ناميده مي‌شود، داراي تالار مركزي است و هشت ستون مرتفع در دو رديف، سقف چوبي آن را نگاه مي‌داشته است. از درگاه شمال شرقي اين كاخ، تنها يك جرز يا پايه سنگي باقي مانده كه بر آن نقش برجسته معروف «انسان چهار بال» حجاري شده است. شايد اين نقش كهن‌ترين اثر حجاري از دوره هخامنشي باشد كه از زمان كوروش تاكنون يافت شده است. اين حجاري در اثر مرور زمان و تأثير عوامل طبيعي، ظرافت و تجسم و برجستگي اوليه خود را از دست داده و از آن همه تزيينات و گل و حاشيه و ريزه‌كاريها كه برجامه و بال و تاج كار شده، جز شبحي پيش نمانده است. آدمي كه دستهاي او به حال نياز و دعا بلند است و دسته چوبي، شايد «برسم»، به دست دارد؛ بر تارك سر او چيزي شبيه به شاخ ديده مي‌شود و در روي آن سه گل مخروطي شكل شبيه به تاج نمايان است. اينها بيشتر از نشانه‌هاي مصري تركيب يافته‌اند. برخي از مورخان اين نقش برجسته را از آن كوروش كبير مي‌دانند. پس از پاسارگاد، زيباترين آثار حجاري هخامنشيان را در بيستون كرمانشاه مي‌توان ديد.

در زماني كه پاسارگاد نخستين پايتخت هخامنشيان همچنان آباد بود، داريوش هخامنشي تصميم گرفت شوش را پايتخت خود قرار دهد و در آنجا دست به كار ساخت كاخ شاهي شد. با توجه به اقليم اين منطقه، بيشتر مصالح ساختماني آن ازخشت و آجر تهيه شده است. بنابر لوحهاي كه از گفته‌هاي خود داريوش درشوش كشف شده، در بناي قصر او هنرمندان بابلي، مادي،‌ ليدي و مصري خدمت مي‌كرده‌اند و مصالح ساختماني از فواصل دوردست به شوش آورده مي‌شده است. درعمليات حفاري، تعداد زيادي آجرهاي لعابدار كشف شده كه بيشتر به كاخ آپاداناي شوش مربوط است. با اين آجرهاي لعابدار رنگين ديوارها را به صورت «پانل» تزيين مي‌كردند. نقوش اين آجرهاي لعابدار يا كاشي عبارتند از: سربازان جاويدان يا نگهبانان شوش در لباسهاي رنگين و درخشان، و مجموعه‌اي ازجانوران مثل رديف شيرها، گاوها، اسبها و جانوران تركيبي كه از تالار آپادانا به دست آمده‌اند.

مجموعه كاخهاي صفه تخت جمشيد در زمان داريوش هخامنشي در مجاور و دامنه كوه رحمت در منطقه فارس بنا نهاده شد. تخت جمشيد يا به گفته يونانيان «پرسپوليس» يكي از بزرگترين و وسيع‌ترين بناهايي است كه درسراسر معماري آن، نوآوري و«ابداع» ديده مي‌شود. در تكميل اين بناي عظيم بيشتر شاهان هخامنشي پس از داريوش به گونه‌اي دخالت داشته‌اند. كاوشها و خاكبرداري تخت جمشيد كه از سال 1887م. آغاز شد، بقاياي چندين كاخ دراين صفه عظيم به دست آمد. كاخ آپادانا يا كاخ بار عام كه مخصوص پذيرايي ميهمانان بوده است. الواح طلا و نقره مكشوف در گوشه‌هاي تالار اين كاخ، نشان مي‌دهد كه سازنده اين كاخ داريوش اول است. كاخ صد ستون كه به شكل مربع در بخش شمالي تخت جمشيد واقع شده و دارايصد ستون بوده است. كاخ سه دروازه يا اتاق شورا كه سه درگاه بزرگ داشت واكنون در وسط صفه تخت جمشيد جاي دارد. كاخ تچر يا كاخ زمستاني داريوش، از زيباترين، محكم‌ترين كاخهاي تخت جمشيد است. برخلاف ساختمانهاي ديگر تخت جمشيد كاخ تچر رو به جنوب است.

كاخ هديش يا كاخ خشايارشاه، داراي يك تالار مركزي مربع با 36 ستون و يك ايوان ستوندار با دو رديف شش ستوني در مقابل آن. ازآنجا كه ساقه ستونها از چوب بوده، از ميان رفته و فقط ته ستونها باقي مانده است. كاخ خزانه، كه به شكل مربع مستعطيل است و چند تالار ستون‌داردارد و سقف آن بر ستونهاي چوبي قرار داشته است. اين كاخ درجنوب شرقي صفه ساخته شده است.

در صفه تخت جمشيد علاوه بر كاخها،‌ مجموعه ساختمانهاي ديگري با نامهاي سربازخانه، ساخلو و تعداد بسياري از اتاق در كنار هم قرار گرفته كه احتمالاً براي محافظان و نگهداري اشياء بوده است. طول و عرض اين صفه عظيم 300×450 متر است و ارتفاع آن در همه نقاط يكسان نيست. در برخي جاها هشت متر و در بلندترين جا هجده متر از كف اختلاف دارد. در اطراف تختگاه يك ديوار، از جنس سنگ آهك، برج و بارو كشيده شده بود كه با كمال دقت تراشيده و روي هم قرار داده بودند. براي ميان اين تخته سنگها از «ملات» استفاده نشده است و با قطعه‌هايي از آهن به يكديگر متصل شده‌اند. براي رفتن به روي تختگاه يا صفه تخت جمشيد بايد ازپله‌هاي بسيار بالا رفت. حدود 110 پله در دو رديف موازي هم بلندي هر رديف نزديك به سي سانتيمتر است با پهناي عريضي بدين سبب رفت و آمد بسيار صورت مي‌گرفته است.

يكي اززيباييهاي تخت جمشيد،‌ نقش برجسته‌هاي آنجاست. در اين پايتخت تشريفاتي و جايگاه ديدارهاي رسمي يا محل برگزاري جشن نوروزگان، هنرهاي مصور باشكوهي نقش زده شده است. در مناظر نقش شده، هرگز از جنگ و پيروزي تصويري درميان نيست، بلكه نقش برجسته‌ها، نمايشگر فرمانبرداري همه اقوام ايراني است. در حجاري تخت جمشيد نقش‌هاي سواره و زن ديده نمي‌شود. نمايندگان ملل مختلف، بهترين محصول ايالت خود را براي شاه هديه مي‌آوردند. در چهره‌ها خشم،‌ خوشحالي، شادي يا حتي بي‌تفاوتي آشكار نيست: همه بر يك حالند. نقوش گاه در سه رديف بر روي هم قرار دارند وفاصله ميان رديفها با يك نوار نقشهاي حاشيه از يكديگر جدا شده‌اند. نقش گل دوازده پر روزت (گل بابونه) و پالمت (نخل تزييني) و درخت سرو در بين حجاريها، از همه چشمگيرتر است. درباره اين نقوش برجسته و حجاريها و پيكره‌هاي وروديها (اسفنكسها) در معماري تخت جمشيد جدا ازبيان نيرومند و توانايي استادكاران،‌ مي‌توان گفت اين نقوش به عنوان پيام براي آيندگان نقش شده‌اند و نقش برجسته، در خدمت معماري قرار گرفته است. يكي از مهم‌ترين نقوش برجسته هخامنشيان كتيبه بيستون در نزديكي كرمانشاه است. در اين كتيبه داريوش شرح وقايع اوايل سلطنت خود و سركوبي ياغيان را به وضوح گزارش مي‌دهد. پيكره داريوش به همراه دوازده نفر در يك رديف نقش شد، و داريوش از همه بزرگتر است.

معماري اشكانيان و ساسانيان

اشكانيان، يا پارتيان، در حدود 250 پيش ازميلاد، پس ازسلوكيان در ايران به قدرت رسيدند. آنها در اوايل از شيوه‌هاي هنر يوناني پيروي مي‌كردند، امّا پس از مدتي به هنر معماري، به ويژه به معماري سنتي و ملي ايران تمايل نشان دادند. در دوره اشكانيان، معماري مبناي اصلي خود را، از آداب و اصول قبايل چادرنشين پارتي در برپايي اردوگاهها گرفت. حياطهاي چهارگوش مركزي با ايوانهاي چارسوي آن، به عنوان مظهري از معماري پارتيان به بين‌النهرين برده شد. تطور و دگرگوني اين نوع معماري را در معماري اسلامي به ويژه در دوران سلجوقيان بخوبي مي‌توان ديد.

در معماري پارتي، پس ازشكوفايي دولت اشكاني، به نماي ساختمان توجه بسياري شد و مي‌كوشيدند آثار هنري را بر ديوارها، در معرض ديد متمركز كنند. نقاشي ديواري توسعه يافته و تزيينات آميخته‌اي بود از نقاشي و گچبري، كه نمونه بسيار زيباي آن در معبد كوه خواجه در وسط درياچه هامون در سيستان به دست آمده است. اشكانيان درمعماري خود ازطاق گهواره‌اي، قوس و رگچين با سنگ قلوه و برجسته‌كاري تزييني و گاهي ستون توكار هم استفاده مي‌كردند. از ويژگيهاي معماري و هنر اين دوره انتقال برخي از عناصر معماري و هنر است كه به دوره بيزانس و ساساني منتقل شده است. شايد تاريخ معماري «طاق‌دار» كه در ايران بسيار معروف است، از دوره اشكانيان آغازشده و در دوره ساسانيان تكامل يافته باشد.

بناي طاق‌گرا واقع در دامنه كوه پاطاق در كنار راه كرمانشاه به سرپل ذهاب تركيب طاق گهواره‌اي و پيشرفت فنون ساختماني را در اين دوره نشان مي‌دهد. همچنين بناي معبد آناهيتا در كنگاور كه بر سر جاده همدان و كرمانشاه واقع شده و منسوب به دوره اشكانيان است از جمله شاهكارهاي هنر و معماري پارتيان به شمار مي‌رود. ميان شيوه معماري پارتي و ساساني در بنياد ساختمانها چنان همبستگي و نزديكي وجود دارد كه هنوز گروهي ازصاحبنظران، در انتساب پاره‌اي ازآثار به دست آمده به اين دو دوره، دچارترديدند. به طورنمونه، در انتساب كاخ مداين درتيسفون به يكي از اين دو دوره، هنوز اظهارنظر قطعي نشده است. صرف‌نظر از جهات تاريخي در معماري ساساني، چنان عوامل معماري اشكاني بي‌كم و كاست پيموده شده كه گويي با تغيير شاهان «هيچ دگرگوني در طريقه ساختن بناها پيش نيامده است».

ساسانيان از ايالت پارس برخاستند و براي تشكيل يك سلسله ملي، خود را وارث دودمان هخامنشي خواندند. ساسانيان، مذهب زرتشت را رسميت بخشيدند و هنري پديد آوردند كه از حيث عظمت با هنر روم و بيزانس برابري مي‌كرد و گاه بر آن برتري داشت.

حتي پس از فتوحات اعراب، آنچه به عنوان هنر اسلامي از آن ياد مي‌شود، تحت هنر ساساني متأثر بود.

بهترين شيوه طاق زدن بر بناهاي مربع شكل، در معماري ايراني و حتي معماري غربي،‌ از آن ساسانيان است. معماران آن دوره در پوشاندن فواصل وسيع با مواد سخت توفيق يافته بودند. بعضي از اصول معماري ساساني بود كه راه را براي ترقي معماري گوتيك در اروپا باز كرد. در مجموعه هنر معماري اين دوره، يگانگي و پيوند خاصي ديده مي‌شود. اساس معماري گنبد است و ايوان، طاق نماها،‌ اتاقها و طاقهاي گهواره‌اي كه اغلب در اطراف يك يا چند حياط قرار گرفته‌اند.

هنرهاي گچبري، موزاييك ‌كاري و نقاشي ديواري، تزيينات بناهاي ساساني را شامل مي‌شوند. درتنوع آثار ساساني تأثير همسايگان به خوبي آشكار است؛ ازجمله تصاوير موزاييكي كه ازكاخ فيروزآباد (كاخ بيشابور) به دست آمده، به روش روميان موزاييك شده است. در اين موزاييكها تعداد بسياري تصاوير از نوازندگان و انسانهاي ديگر به سبك ايراني نقش شده‌اند. از ديگر تزيينات اين دوره،‌ بايد به حجاريهاي سنگي ساسانيان اشاره كرد. حجاريهاي اين دوره درنوع خود بي‌نظيرند، مانند نقوش حجاري شده طاق بستان در كرمانشاه و نقش رستم.

به طوركلي، معماري عهد ساساني براساس معماري سنتي و براي نواحي خشك مركزي و شرقي ايران پديد آمده بود. بدين معني كه در ابنيه ساساني اعم از كاخها و آتشكده‌ها، پوششهاي گنبدي و ساختن ايوانهاي داراي طاق ضربي و چهارطاقهاي مخصوص آتشكده متداول و اساس معماري اين زمان بوده است. تعدادي ازبناهاي ساسانيان كه بقاياي آنها بر جاي مانده است، مانند كاخهاي فيروزآباد، كاخ سروستان در فارس و ايوان مداين در تيسفون،‌ ايوان كرخه در خوزستان همچنين آتشكده‌هايي با نامهاي تپه ميل ميان تهران ـ ورامين، آتشكده نياسردركاشان،‌ آتشكده آذرگشنسب در تخت سليمان و چهار قاپي در قصرشيرين و غيره تا حد بسياري وضع معماري را در دوره ساسانيان آشكار مي‌كنند.

 
 

ادامه...

 

X