Top
 
 

چهارشنبه 24 ارديبهشت 1387

 
 
 

صفحه شماره: 1  2  3  4  5

 
فرهنگ و هنر
 
 
هنر فلزكاري : تمدن دره نيل و دره سند سهم چشمگيري در فرهنگ و تمدن جهان داشته است، امّا آغاز فلزكاري (= متالوژيك) در اين تمدنها بسيار ديرتر از فلات ايران بوده است. تا هزاره پنجم پيش از ميلاد، ايران دوران سنگ را طي مي‌كرد، ولي درهمين زمان «مس» نيز شناخته بود: قطعه‌هاي مس را حرارت مي‌دادند و با كوبيدن آن شكلهاي محدودي به آن داده مي‌شد، يعني از طريق چكشه كردن مس، چاقو، سنجاق مي‌ساختند.

آغاز دوران مفرغ در ايران، هزاره سوم پيش از ميلاد است. در تپه حسنلو نمونه‌هايي ازقالبهاي سنگي به دست آمده كه فلز ذوب شده را درقالبها مي‌ريخته‌اند و به آن شكل مي‌داده‌اند.

اشياء كشف شده نشان مي‌دهد كه در دوره ايلاميها، فلز همچون يك كالاي اقتصادي محسوب مي‌شده است. در اغلب الواح مكشوفه، شرح وضع بازرگاني روشن شده است. در اين زمان گروههايي دوره‌گرد كارشان فلزكاري بود، بيشتر در نواحي غرب ايران و دامنه‌هاي زاگرس مي‌گشتند و به آناتولي (تركيه امروز) سفر مي‌كردند. در هزاره دوم پيش از ميلاد، آهن شناخته شد و گفته مي‌شود كه طلا بسيار زودتر از مس شناخته شد، به ويژه درايران، ذرات طلا از آبهاي روان رودخانه‌ها به دست آمد.

از ميان اين آثار فلزي، مهمتر از همه مفرغهاي لرستان است كه قدمت آنها بهسه هزار سال پيش از ميلاد مي‌رسد، اين آثار كه اينك در موزه‌هاي جهان پراكنده است، آثاري است رمزي، هر چند غالب اين آثار براي رفع نيازمنديهاي روزمره ساخته مي‌شده است، ولي فرم اين آثار نزديك به طبيعت نيست، بلكه نشاني است از طبيعت، و گاه نيز نشانه‌اي ازعقايد مذهبي قومي كه شايد در دامنه جبال زاگرس مي‌زيسته‌اند، اين مفرغها، بسيار متنوع‌اند و شامل زيورها، انگشتري و حلقه‌ها، دستبندها با اشكال جانوري و سنجاقها با سر مدور، لوحه‌ها، كمربندها، تيردانها و آبخوري كاسه، ليوان، جام مجسمه‌هاي جانوران و موجودات خيالي و اشيائي شبيه به عَلم يا بُت و دهانه‌هاي اسبها ـ به شكل بز كوهي و اسب شير.

منطقه اشياء برنزي لرستان از جنوب آذربايجان غربي تا شوش پراكنده است. همزمان با اين اشياء مفرغي، كارهاي فلزي تپه مارليك به ويژه جام معروف طلايي آن و همچنين جامهاي طلايي حسنلو و جام طلاي كلاردشت و اشياء فلزي و طلايي تپه زيويه كردستان از شاهكارهاي هنري ايران به شمار مي‌آيند. اين اشياء كشف شده، علاوه بر هنر فلزكاري، از حيث نقش و نگارها نيز بيانگر داستانها و مضامين اساطيري آن زمانند.

فلزكاري در دوره هخامنشيان بسيار موردتوجه بوده است: داريوش نخستين پادشاهي است كه به ضرب سكه فلزي پرداخت. هنر فلزكاري اين دوره، حتي بر حجاريهاي تخت جمشيد نيز تأثير نهاده است، زيرا در پاره‌اي از نقوش برجسته تخت جمشيد، جامهاي زريني در دست‌ آورندگان هداياست، كه بخوبي اين تأثير را نشان مي‌دهد.

آنچه از فلزكاري و جواهرسازي هخامنشي تاكنون به دست آمده، مي‌توان نمونه آورد ظروف دسته‌داري كه مجسمه جانوري در بالاي دسته ظرف قرار گرفته يا دسته جامهايي كه به شكل بز كوهي بالدارساخته شده است. جامهاي شبيه شاخ جانور و ريتون شكل از طلا و نقره كه به سر حيوان منتهي مي‌شوند. اشياء تزييني، همچون دستبند، انگشتر، سينه ريز، سنجاق، گوشواره، بازوبند و غيره، انواع سلاحها و وسايل جنگي مانند سپر، جوشن، ساق سبز، كلاه خود، شمشير، غلاف شمشير، نيزه، خنجر، تبر و مال بند اسب وغيره.

در اين دوره در هنر جواهرسازي، نشاندن سنگهاي گرانبها بر فلزات معمول بوده است و مي‌توان گفت نوعي ميناسازي رايج بوده است.

از اشياء سيمين دوره اشكاني جز اندكي در دست نيست، امّا ساخت آثار مفرغي در اين دوره پيشرفت داشته، چندانكه به سوريه، عربستان و فنقيه هم صادر مي‌شده است. در سال 1934م. آگاهيهاي تازه‌اي از هنر اين دوره به دست آمد: مجسمه‌هاي مفرغي و نيمه شكسته در گورهاي شمي درنزديك مال امير در جنوب ايران دراستان خوزستان. يكي از اين مجسمه‌ها تقريباً كامل مانده و احتمالاً بايد مجسمه يكي از فرماندهان آن روزگار باشد. اين مجسمه جامه ايراني بر تن دارد و حالت او تمام رخ است.

از دوره ساسانيان، آثار هنري فلزي متنوعي به دست آمده كه نشانگر مهارت و سليقه خاص هنرمندان اين عصر است. مضمون تصويري ظروف به ويژه بشقابهاي نقره‌اي اين زمان بيشتر صحنه‌هاي شكار، تاجگذاري، انجام تشريفات مذهبي، گلها و پرندگان، مجالس ضيافت و خنياگران و رامشگران است. علاوه بر ظروف لب تخت، كاسه و پياله، تنگ، گلدان، مجسمه جانوران و لوازم تزييني از ورقه نقره ساخته مي‌شده است. نقوش برجسته و زراندوده بر روي بدنه اين اشياء خودنمايي مي‌كنند. بجز ظروف نقره‌اي، ظرفهاي برنجي و مفرغي فراواني با همان نقوش و ريزه‌كاريها و سكه‌ها ومهرهاي ديگر به يادگار مانده است. مي‌توان گفت ظروف فلزي دوره ساساني به ويژه نقره‌اي، از عالي‌ترين نمونه‌هاي فلزكاري خاورميانه است.

معماري : از آنجايي كه هنر معماري در كشورهايي كه صاحب تاريخ و فرهنگ باستاني هستند، از مهم‌ترين پايه‌هاي تمدن ديرينه آنهاست و سرزمين ايران نيز با پيشينه مدنيت چندين هزار ساله خود، داراي چنين شاهكارهاي معماري است. شايد اين علاقه و توجه، سبب تداوم هميشگي اين هنرشده است: از تالارها، ايوانهاي ستون‌دار تخت جمشيد تا قصرهاي صفوي دراصفهان تا خانه‌هاي روستايي. گنبدهايي كه بر چهار قوس بنا شده، صحن چهارايواني، حياط داخلي و حوض آن، همه اينها از ويژگيهاي معماري اصيل ايراني است كه در طول تاريخ معماري ايران پيوسته تداوم خود را حفظ كرده است.

يكي ازكهن‌ترين نمونه‌ها از ميان بناهاي شناخته شده باستاني ايران، معبد يا زيگورات چغازنبيل در 30 كيلومتري جنوب شرقي شهر باستاني شوش است. اين اثر تاريخي به سال 1250 پيش ازميلاد در زمان پادشاهي «انتاش گال» در شهر «دورـ انتاشي» براي خداي بزرگ شهر ايلام به نام «اينشوشيناك» در زمان ايلاميها ساخته شده است. بناي معبد كه شبيه به يك برج پله‌دار است، «زيگورات» ناميده شده است. ساختمان آجري بنا چهار گوشه در اصل پنج طبقه بوده، امّا اكنون فقط سه طبقه آن باقيمانده است. بلندي بنا بين 52ـ49 متر تخمين زده شده است.

در ساختمان زيگورات، مجموعه‌اي ازقوسها، پله‌ها، راهروها، اتاقها و مقبره و آبروها ديده مي‌شود. اتاقهاي بدون پله به عنوان مقبره و اتاقهاي پله‌دار به عنوان محل هدايا مورد استفاده قرار مي‌گرفت و اين نشان مي‌دهد كه زيگورات مانند اهرام مصر باستان به منزله آرامگاه هم بوده است. اين معبد را نخستين بار پروفسور رولند دمكنم فرانسوي به سال 1314 ش. و سپس گيرشمن به دنياي تاريخ هنر معرفي كردند. به طور كلي معماري اين پرستشگاه عظيم كه در شمار بزرگترين زيگوراتهاي جهان است،‌ بهترين نمونه هنر معماري بر بنياد طاق قوسي را در دنياي باستان نشان مي‌دهد. همچنين طرز ساخت اين معبد با ديگر معابد بين‌النهرين تفاوت كلي دارد،‌ و آن ساخت طبقات اين زيگورات است كه هر كدام مستقلاً و از زمين تا بالا ساخته شده‌اند، يعني مانند زيگوراتهاي بين‌النهرين، هر طبقه بر روي طبقه ديگر ساخته نشده، بلكه مستقل بر پا شده است. درحياط معبد و در برابر يكي از وروديها، بناي ستون مانند آجري ديده مي‌شود كه احتمالاً مراسم قرباني در آن انجام مي‌شده است، امّا شايد اين نيم ستون آجري خود به گونه‌اي زمان‌سنج ساعت روزانه نيز بوده است. جالب‌ترين شييء كه ازكاوشهاي زيگورات چغازنبيل به دست آمده است، مجسمه سفال لعابدار گاوي است كه بر گرده آن به خط ايلامي چند رديف نوشته ديده مي‌شود. اين مجسمه گاو ظاهراً در بالاي يكي ازسردرهاي زيگورات قرار داشته است. اشياء شيشه‌اي و مهرهايي از سنگ قير از ديگر نمونه‌هاي اشياء هنري اين مكان باستاني است. همچنين تعداد زيادي آجرهاي لعابدار ديده مي‌شود كه بر آنها نوشته‌هاي ايلامي موجود است و بيشترين اطلاعات درباره ساختمان معبد از همين كتيبه‌ها به دست مي‌آيد.

 
 

ادامه...

 

X