|
زيباترين اسليميها و ختاييها، ترنجها، نيم ترنجها وسر ترنجهاي جالب، بوتههاي موزون، شمسههاي دقيق و ديگر طرحها و نقشهاي سنتي، حتي غامضترين آنها و گاه رباعيات دلنشين خيام، غزليات روح نواز حافظ، اشعار نغز و عارفانه سعدي و ديگر اشعار لطيف شعراي بلندمرتبه ايران و خلاصه پيچيدهترين نگارهها و حتي تصاوير نگارگري با قلم سحرآميز استادان قلمزن بر روي طلا، نقره، مس، برنج و ورشو ثبت و ماندگار و جاودانه شده است.
به هر حال، امروزه قلمزني ايران در شهراصفهان، طنين استوارتري دارد و استادان برجسته كه گاه كارآموختگان از استادان قديمي ظرف همين سالهاي اخير هستند، هر يك با شيوههاي كاري، ابداعات وطرحهاي خاص و ريزهكاريهاي ويژه خود شهرت بسزايي يافتهاند. ضمن آنكه بايد ازقلمزني نقره شيراز و قلمزني ورشو بروجرد، كه در پي تلاشهاي سالهاي اخير دوباره احياء شده و رونقي نسبي يافته است، ياد كنيم.
يكي از انواع قلمزني، مشبك كاري است كه پس از اجراي طرح بر روي زيرساخت، بخشهاي منفي طرح را خالي و خارج ميكنند و زير ساخت يا بدنه به حالتي مشبك حاوي طرحهايي ظريف و زيبا بر جاي ميماند.
قلمزني برجسته (جُنده كاري) نوعي ديگر از قلمزني است. در اين هنر، براي بيشتر نماياندن و ايجاد برجستگي در طرح، همراه با قلمزني و ايجاد نقش بر بدنه، اطراف آن با ضربات چكش فرو برده ميشود تا نقشها حالتي برجسته و مشخصتر نسبت به سطح كار پيدا كنند و جزييات و ريزهكاريها بهتر نمودار شوند.
2. مليله كاري :
مليلهكاري حاصل كار با طلا يا نقرهاي است كه به صورت مفتولهاي باريكي درآمده، ولي با صرف وقت و دقت بسيار و مهارت و هنرمندي مليلهكار، بر مبناي شيء يا محصول موردنظر و با بهرهگيري از طرحها و نقوش سنتي به هم پيوند و ارتباط يافتهاند.
قديميترين اشياء مليله ايران به گفته بيشتر محققان، به سالهاي 550 تا 330 پيش از ميلاد تعلق دارد. طي سالهاي 330 تا 224 پيش از ميلاد نيز ساخت مصنوعات مليله در ايران رواج چشمگيري داشته و آثار به دست آمده در «دورا اورپوس» گواه آن است كه توليد فرآوردههايي از مفتول نقره طي سنوات ياد شده، در ايران رايج بوده است.
آرثر پوپ، ايرانشناس معروف در كتاب شاهكارهاي هنر ايران ضمن اشاره به زرگري و نقرهكاري، درسالهاي بعد از ظهور دين مبين اسلام، به مليلهكاريهايي كه از منطقه ري به دست آمده و به قرن دوازدهم ميلادي تعلق دارد، اشاره كرده است.
از آنجا كه بيشتر اشياء مليله ايراني، اعم از طلا و نقره براي استفاده دوباره ازفلز آن، ذوب شده، نمونههاي زيادي هم اينك در دسترس ما نيست و تنها از دوره قاجار به اين سو ميتوان سر قليانها، گيرههاي استكان، سيني و گوشوارههايي از مليله را ديد كه بخشي از آنها در موزههاي داخلي و خارجي و بخشي ديگر در مجموعههاي خصوصي يا نزد خانوادهها نگهداري ميشود.
در حال حاضر مليلهكاري، صرفنظر از شهرتهران كه صنعتگران مليلهكار آن بيشتر در زمينه ساخت جواهرات آن هم از طلا فعاليت ميكنند، در شهرهاي زنجان، اصفهان و تبريز هم رواج دارد.
گفتني است كه طي 15 سال اخير، مليله كاري درشهر زنجان رونق چشمگيري داشته است و بر تعداد مليلهكاران آن افزوده ميشود و فرآوردههاي توليدي آن نيز كه معمولاً سيني، قنددان، گيره استكان، شكلات خوري و غيره را شامل ميشود، داراي كيفيت مطلوبي است.
3. ميناكاري :
اگرچه ازهنر ميناكاري ايران، پيش از قرن دهم قمري نمونههاي قابل ملاحظهاي از لحاظ تعداد برجاي نمانده است، اما آنچه كه از بررسي معدود آثار باقي مانده و نظرات محققان به دست ميآيد آن است كه سابقه ميناكاري در ايران به هزاره دوم پيش از ميلاد ميرسد. پوپ، ايرانشناس نامدار، سابقه ميناكاري را تا 1500 پيش از ميلاد ميداند و از ميناكاري با عنوان «هنر درخشان آتش و خاك» ياد ميكند.
اصول هنرميناكاري كه آن را «مينياتور بر روي آتش» نيز نام نهادهاند و شامل يك سلسله فعل و انفعالات پيچيده است، بر پايه تزيين فلزات به ويژه فلزات قيمتي نظير طلا و نقره و همچنين فلز مس با رنگهاي مينايي قرار دارد. اين رنگهاي مينايي عبارت است از اكسيدهاي فلزي كه آن را با مواد شيشهاي مخلوط ميكنند و پس از قراردادن بر روي فلز در كوره پخته ميشود.
ميناكاري را ضمناً ميتوان يك «هنر آزمايشگاهي» نيز به شمار آورد، زيرا براي دسترسي به اين پديده هنري، ضرورت دارد تا فعل و انفعالات شيميايي خاص با دقت تمام و با مهار آتش و حرارت صورت پذيرد و در اينجاست كه نقش هنرمند ميناكار، كه ميبايست در تمامي مراحل توليد اين محصول حضوري مؤثر و با دقت و توجهي خاص داشته باشد معلوم ميشود.
ميناكاري ميتواند به شيوههاي گوناگون انجام پذيرد، ولي دو روش آن متداولتر از ديگر روشها بوده و اگر چه ميناي نقاشي، طي سالهاي اخير دراصفهان از رونق نسبي برخوردار شده، ولي هنوز براي احياي ميناي خانهبندي اقدام مؤثري به عمل نيامده است. در روش ميناي نقاشي، پس از تهيه زيرساخت كه معمولاً از مس است، طي سه مرحله لعابكاري با رنگهاي مينايي و پخت آن در كوره، در 750 درجه سانتيگراد، پوشش لازم بر روي فلز به وجود ميآيد. سپس اقدام به اجراي زيررنگ و پياده كردن طرح ميشود و پس از رنگآميزي و قلمگيري و پرداز و پخت در درجه حرارتي حدود 500 درجه سانتيگراد، در آخرين مرحله و در صورت لزوم اقدام به طلاكاري و پخت محصول در درجه حرارتي حدود 200 درجه سانتيگراد ميكنند تا كار نقاشي به اتمام رسد.
درسالهاي اخير، ميناكاران اصفهاني در ميناكاري روي حجمهاي بزرگ و نيز ارائه آثار بسيار بارارزش و با كيفيت مطلوب موفق عمل كردهاند و اميد است كه طي سالهاي آتي در خصوص احياء مجدد ميناي خانه بندي هم اقدام شود.
4. ساخت زيورآلات :
ساخت زيورآلات در ايران از دوره مادها و از هزاره دوم پيش از ميلاد مرسوم و متداول بوده، ولي امروزه زيباترين و كاملترين زينتآلات از نظر طرح و نقش، ظرافت و زيبايي و دقت، از آن تركمنهاست. زنان تركمن، چنين تزييناتي را جزئي از لباس و پوشاك سنتي خود محسوب ميكنند وحتي افراد مسنتر آنها، استفاده از آن را نشانهاي از اقتدار و وقار خود در خانواده ميدانند.
به هر حال براي ساخت زيورآلات سنتي كه امروزه بيشتر درشهرهاي گنبدكاوس و استانهاي كردستان، سيستان و بلوچستان، خراسان و هرمزگان توليد ميشود، از طلا و نقره و نگينهاي شيشهاي رنگين استفاده ميشود و زرگراني كه كارگاههاي آنها در شهرها قرار دارد، چنين زيورآلاتي را كه حتي انواع خاصي از آن به نام «پيشانيبند» براي تزيين اسب به هنگام اعياد و جشنها كاربرد دارد، ساخته و پرداخته ميكنند.
اين نكه نيز گفتني است كه در حال حاضر جواهرسازان شهرهاي بزرگ كه بيشتر كارشان ساخت زيورآلات جديد براي زنان ساكن شهرهاست، معمولاً از طرحهاي زيورآلات دورههاي ايران باستان، استفاده ميكنند و اين در مجموع موجب استقبال بيشتر از سوي متقاضيان ميشود.
5. ضريح و درسازي براي اماكن متبركه:
به يقين شاهكار هنر فلزكاري ايران را بايد در ساخت ضريح و درهاي اماكن متبركه دانست كه يكجا مجموعهاي ازهنرها با هنرمندي چند صنعتگر شكل گرفته و موجوديت مييابد تا در نوع خود اثري برجسته و ماندگار را پديد آورد. معمولاً براي ساخت ضريح، گروهي از نخبهترين فلزكاران گرد هم ميآيند تا حسب تخصص خود، كار تهيه زيرساخت، زرگري، قلمزني، مشبككاري، ميناكاري و غيره را زيرنظر مدير مسؤول كه براي اين امر خطير تعيين شده، به انجام رسانند. اين چنين است كه در بسياري از اماكن متبركه ايران و ديگر كشورهاي جهان، ضريحهاي زيبايي، حاصل تلاش چندين ساله گروهي از فلزكاران ايراني، خلق و هنر در ابعاد پرشكوه آن ظاهر ميشود.
ساخت ضريح مطهرحضرت رقيه(س) و ضريح در دست ساخت هشتمين پيشواي شيعيان جهان امام رضا(ع) از جمله نمونههايي است كه ضريح سازان هنرمند ايراني، هنر والاي خويش را همراه با ارادت و اخلاص عرضه داشتهاند.
|