Top
 
 

پنجشنبه 25 ارديبهشت 1387

 
 
 

صفحه شماره: 1  2  3  4

 
فرهنگ و هنر
 
 
آشنايي بيشتر با برخي از صنايع دستي ايران

صنايع دستي ايران از لحاظ تنوع و گونه گوني، در رأس همه كشورهاي جهان قرار دارد و تنوع آن به 150 رشته مي‌رسد. هر يك از رشته‌هاي متنوع و گوناگون صنايع دستي ايران، شايسته مبحثي مفصل است و ضروري است كه پيشينه، سير تحول و تطور، چگونگي توليد، طرحها و نقوش و رنگ و رنگ‌آميزي آن به تفصيل شرح داده شود، اما در اين مختصر، تنها به معرفي بيشترچند رشته هنري كه درمجموع از اهميت بيشتري برخوردارند،‌ مي‌پردازيم.

الف ) زيراندازهاي سنتي 

بي‌شك درمجموعه صنايع دستي و هنرهاي سنتي ايران، زيراندازها جايگاه شايسته‌اي دارند.

زيراندازهاي سنتي ايران كه شامل حصير زيرانداز،‌ نمدزيرانداز، گليمهاي ساده و سوماك،‌ زيلو،‌ پلاس، گبه و قالي است از گذشته‌هاي دور تا به امروز، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در بين تمامي صنايع دستي ايران، موقعيت خاصي داشته‌اند.

1. گليم و گليم بافي در ايران : اگرچه تاريخ دقيق آغاز گليم بافي در هاله‌اي از ابهام قرار دارد، اما آثار و مدارك به دست آمده، از آن جمله بقايايي از يك گليم، متعلق به 6000 سال قبل از ميلاد مكشوف در آناتولي تركيه، مؤيد آن است كه اين هنر از هزاران سال پيش رواج داشته است. با توجه به روش بافت گليم، كه خود ملهم از شيوه بافت حصير بوده، و اينكه ابزار و وسايل مورد نياز گليم‌بافي به مراتب ساده‌تر از پارچه بافي و توليد محصولات دستباف است، صاحب نظران سابقه توليد گليم را بيش از پيشينه دستبافي دانسته‌اند و اعتقاد دارند كه توليد پارچه‌هاي دستباف پس از بافت گليم، مرسوم و متداول گرديده است. ضمن آنكه در بررسي سير تكامل و تحول قالي بافي اين نكته به روشني دانسته مي‌شود كه قرنها پس از توليد گليمهاي ساده (گليمهاي دورو)، گليمهاي سوماك (گليمهاي يك رو و ضخيم‌تر از گليمهاي ساده و تخت) توليد شده و سرانجام از تكامل بافت چنين گليمهايي، قالي بافته شده است، البته بافت گليم سوماك را حلقه مياني گليم ساده تا بافت قالي برشمرده‌اند.

براي بافت گليم، از دارهاي عمودي و افقي استفاده مي‌شود و ابزاركار نيز شامل شانه (= دفتين)، كارد و يا قيچي است. در بافت گليم به طورمعمول از نخ پنبه‌اي يا نخ پشمي (و گاه نخ ابريشمي) به عنوان تار و از نخ پشمي الوان (و گاه نخ ابريشمي الوان) به عنوان پود استفاده مي‌شود و در بافت آن، نقشه كاربرد چنداني ندارد، چنانكه امروزه، تنها شمار اندكي از گليم بافان براي بافت گليم ازنقشه استفاده مي‌كنند.

گليمهاي ايراني به طور كلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1. گليمهايي كه با «شيوه پودگذاري» بافته مي‌شود، يعني تنها از نخ تار و نخ پود براي بافت آنها استفاده مي‌شود و نخ پود با عبور از لابلاي نخ تار، طرح موردنظر را به تدريج بر روي گليم به وجود مي‌آورد.

2. گليمهايي كه با «شيوه پود پيچي» بافته مي‌شود، يعني علاوه بر نخ تار و نخ پود، از پود نازك نيز در بافت گليم استفاده مي‌كنند و در واقع پود به حالت پيچش از ميان نخهاي تار عبور كرده و سپس با عبور پود نازك و بعد كوبيدن آن با شانه بافندگي، نخهاي تار و پود در هم پيچيده مي‌شوند.

گليمهايي را كه به شيوه نخست بافته مي‌شود، «گليم ساده» (گليم تخت = گليم دورو) مي‌نامند و از مهم‌ترين مناطق توليد اين نوع گليم، مي‌توان به استانهاي فارس، كردستان، اردبيل،‌ بوشهر، خراسان، كرمانشاه، كهگيلويه و بويراحمد، سمنان و زنجان اشاره كرد.

گليمهايي را كه به شيوه پود پيچي بافته مي‌شود، «گليم سوماك» (= گليم يك رو) مي‌نامند و از مهمترين مراكزتوليد آن مي‌توان استانهاي كرمان، آذربايجان شرقي،‌ اردبيل، بوشهر، خراسان، كرمانشاه، كهگيلويه و بويراحمد، سمنان و زنجان اشاره كرد.

البته شايسته يادآوري است كه درحال حاضر پلاسهاي زيبايي درتركن صحرا (در استان گلستان) و نيز در كلات (در استان خراسان) بافته مي‌شود و آن گليمي است، از گليمهاي ساده، ساده‌تر،‌ از لحاظ طرح و نقش كه ضمناً بافت درشت‌تري دارد و در بافت آن، از مواد اوليه نامرغوب‌تري در مقايسه با گليم ساده استفاده شده است. همچنين بافت «زيلو» نيز كه در توليد آن ازنخ پنبه‌اي رنگ نشده به عنوان تار و از نخ پنبه‌اي رنگ شده براي پود استفاده مي‌كنند و طرحهاي آن ساده است، در ميبد يزد و كاشان رونق و رواج دارد.

2. قالي و قالي بافي در ايران : با كشف «قالي پازيريك» به سال 1949م. به همت «رودنكو» باستان‌شناس روس، در «بي‌اسك» در منطقه آلتايي نواحي جنوبي سيبري، كه طرحها و نقوش آن، عيناً در ديگر آثار ايراني چون بناي تخت جمشيد نيز به چشم مي‌خورد، و بنابر نظر هنرشناسان در ايران بافته شده و متعلق به حدود 500 سال قبل از ميلاد، يعني دوره هخامنشي است،‌ در اين نكته كوچكترين ترديدي باقي نماند كه زادگاه هنر بي‌همتاي قالي‌بافي، ايران بوده است.

اين فرش، در ابعاد 183×200 سانتي‌متر هم‌اكنون در موزه «ارميتاژ» در «سن‌پطرزبورگ» (= لنينگراد سابق) نگهداري مي‌شود و با توجه به نوع بافت و تعدد رنگهايش،‌ سابقه بافت قالي در ايران و طبعاً در سطح جهان را به مراتب به بسيار پيش‌تر از سال 500 قبل از ميلاد مربوط مي‌كند. اين خود سنده زنده و گويايي است ازهنر و ذوق ايرانيان كه دربسياري از هنرها و دانشها سرآمد و پيشتاز ديگر كشورها بوده‌اند.

«قالي پازيك» در واقع يك «رواسبي» است و بر پايه پژوهشها، به دست يكي از شاهزادگان «سكايي» به فرمانروايي پازيريك هديه شده بوده است. رجشمار اين قالي را نيز 36 برآورد كرده وطرحهاي زيبا و متنوع ايراني آن با رنگهاي سرخ تيره، سبز، آبي، زرد گمرنگ و نارنجي، بر حاشيه و زمينه‌اش بافته شده است. اين قالي تا به امروز،‌ قديمي‌ترين قالي شناخته شده در جهان است، گو اينكه با عنايت به آنچه گفته شد، سابقه قالي‌بافي به بسيار پيش‌تر ازتاريخ بافت قالي پازيريك باز مي‌گردد.

قالي ايران در دوره‌هاي پس از دوره هخامنشي نيز همچنان از ارزش و اعتبار برخوردار بوده است، به گونه‌اي كه در دوران ساسانيان و به ويژه در حكومت خسرو پرويز،‌از فرش معروف «بهارستان» كه داراي پودي ابريشمين بوده و به زر و سيم و انواع گوهرها نيز آراسته، ياد شده است.

فردوسي شاعر بلندآوازه ايران نيز در شاهنامه، از فرش به عنوان يكي از هدايايي كه شاه كابل براي سام پدر زال فرستاد، ياد مي‌كند.

پس از ظهور دين مبين اسلام، دركتابها و سفرنامه‌ها، اشاره‌هاي بسيار به قاليهاي گسترده در خانه‌ها شده است. درحدود العالم كتابي كه در قرن چهارم قمري در جغرافيا نوشته شده، آمده است كه «در فارس قالي مي‌بافته‌اند». پس ازآن، «مقدسي» جهانگرد معروف عرب (متوفي حدود 380 ق.)، از قاليهاي قائن سخن به ميان آورده است. همچنين آورده‌اند كه در قرن چهارم قمري/ 10م. در دربار روم هنگام بار عام، قاليهاي گرانبهاي ايراني گسترده مي‌شد.

در تاريخ بيهقي متعلق به قرن پنجم قمري نيز در دو جا به صراحت از قالي نام برده شده است. اما ويراني و كشتاري كه حمله مغول با خود به همراه داشت، تا چندي همه فعاليتهاي هنري را در ايران دچار وقفه ساخت، ولي پس از آنكه اين سيل خانمانسوز فروكش كرد، آرامش فرا رسيد و انواع پيشه و هنر رونق نسبي يافت، تا آنكه با تأسيس مكتب هرات در قرن نهم قمري هنرهاي تزييني ايران به راه تحولي تازه گام نهاد و در اين رهگذر قالي ايران نيز بارديگر به رونق و اعتبار تازه‌اي دست يافت.

در دوران حكومت صفويه و طي سده‌هاي دهم و يازدهم قمري /16 و 17م. رونق و شكوفايي قالي ايران به اوج خود رسيد و قالي ايران چه از لحاظ طرح و نقش، رنگ و رنگ آميزي و چه ازحيث كيفيت بافت به بالاترين درجات تكاملي و هنري خود دست يافت، چندانكه قاليهاي بجاي مانده از دوران مذكور هر يك به راستي شاهكاري محسوب مي‌شوند و هم اينك زينت بخش گنجينه‌هاي هنري سرتاسر جهان شده‌اند. از جمله قاليهاي معروف بجاي مانده از دوران صفوي بايد به قالي معروف به «قالي اردبيل» (هم اينك در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن)، «قالي چلسي» و قالي معروف به «قالي شكارگاه» اشاره كرد.

شورش افاغنه با دوران آشوب و كشتار سختي كه به دنبال داشت، شيرازه اقتصاد و فرهنگ ايران از جمله هنرها، صنايع و فنون و به ويژه قالي بافي را از هم گسيخت و وضع نابسامان قالي نزديك به حدود 100 سال، از انقراض صفويان تا پايان ناگوار جنگهاي ايران و روس در زمان فتحعلي شاه قاجار، ادامه يافت. بر صنعت فرش ايران لطمات و صدمات فراواني وارد آمد، تا اينكه به دنبال استقرار آرامش نسبي در كشور، زمينه كار قالي بافي فراهم شد و با رونق نسبي كشاورزي و بازرگاني، صنعت قالي هم آهسته آهسته زندگي ازسر گرفت.

در آغاز حكومت ناصرالدين شاه قاجار،‌ بازرگانان تبريزي در اسلامبول،‌ بازار مناسبي براي عرضه قالي ايران يافتند و با رونق اين بازار، بر آن شدند تا بافت قالي را افزايش دهند و براي اين منظور، ابتدا در تبريز و روستاهاي اطراف آن و سپس در مشهد، كرمان، سلطان‌آباد (اراك) و جاهايي ديگر كارگاههاي قالي بافي داير كردند. تاريخ قالي بافي جديد ايران را بايد از همين هنگام به شمار آورد و احياء صنعت قالي را نتيجه ابتكار بازرگانان تبريزي دانست، زيرا كه از آن گاه تا به امروز، قالي ايران يكي ازمهم‌ترين صادرات كشور بوده و ساليان متمادي است كه به عنوان مهم‌ترين هنر كشور، تأمين‌كننده بخشي از درآمد ارزي نيز بوده و هست.

به اعتقاد صاحب‌نظران، قالي ايران داراي سه ويژگي بارز و برجسته بوده و هست: استفاده از پشم مرغوب و مناسب به صورت خامه در بافت قالي، طرحهاي بديع، زيبا و استثنايي و رنگهاي دلپذيري كه حاصل رنگرزي خامه يا ابريشم با مواد طبيعي به ويژه مواد رنگزاي گياهي است. بخش قابل توجهي از توليد سالانه قالي را قاليهاي حداكثر با رجشمار 35 تشكيل مي‌دهد كه نه تنها در بازار داخلي بلكه در بازارهاي بين‌المللي نيز خواستاران فراوان دارد و تحقيقات به عمل آمده، نشان مي‌دهد كه پشم گوسفندان ايراني به خاطر جعد، ضخامت و طول الياف، مناسب‌ترين پشم براي توليد چنين قاليهايي است و اين برتري مي‌تواند همچنان حفظ شود.

باري،‌ قالي كه فرشي است گره‌ دار و بر روي دارافقي يا عمودي ( كه خود نيز انواع مختلفي دارد) بافته مي‌شود، داراي ابزار و وسايلي محدود چون شانه (= دفتين)، قيچي، كارد،‌ قلاب،‌ سيخك و غيره است و بافت آن به دو روش «فارسي‌باف» (= گره فارسي = گره نامتقارن) «تركي باف» (= گره تركي = گره متقارن) به انجام مي‌رسد.

قالي برخلاف گليم، معمولاً با نقشه بافته مي‌شود و بر روي نقشه كه در واقع دستور كاربافنده به هنگام بافت قالي است، طرحها و نقوش سنتي با رنگ‌آميزي موردنظر به صورت چهارخانه‌هاي كوچك، ترسيم شده است. طرحهاي قالي ايران به طور كلي به دو دسته اصلي تقسيم مي‌شود: طرحهاي شكسته (هندسي) و طرحهاي منحني (گردان)؛ ضمن آنكه بايد گفت، شمار طرحهاي اصيل قالي ايران از 1000 طرح نيز افزون است و قدرت طراحي طراحان قالي ايران به گونه‌اي است كه مي‌توان انتظار داشت هر آينه بر تعداد اين طرحها و نقوش بي‌نظير افزوده شود. بر همين اساس بوده است كه ديگر ممالك صاحب نام قالي در جهان،‌ چون چين، هند، پاكستان، تركيه و ديگران پيوسته از طرحهاي قالي ايران اقتباس كرده و صاحب‌نظران،‌ايران را سرزمين طراحي قالي» نام نهاده‌اند.

قالي در 28000 روستا، در تمامي مناطق عشايري و در همه شهرهاي كشورمان بافته مي‌شود و براساس سرشماري سال 1373 مركز آمار ايران، در كشورمان 988/571/1 نفر زن و 890/307 نفر مرد و جمعاً 878/879/1 نفر به كار بافت قالي مشغول بوده‌اند.

در باره ميزان جمعيت بهره‌مند ازقالي بايد گفت كه با احتساب مشاغل جنبي و مرتبط با قالي كه شمار آن را تا 35 شغل شامل بافندگي، رنگرزي، طراحي، نقاشي و رفوگري، ساخت دار و ابزار و غيره برآورد كرده‌اند، مي‌توان رقم آن را در حدود 10-8 ميليون نفر برآورد كه به صورت مستقيم يا غيرمستيم و به گونه اصلي يا جنبي از قالي‌بافي ارتزاق مي‌كنند يا آنكه قالي، تأمين‌كننده بخشي از معيشت آنهاست.

ميزان توليد قالي در سال 1373، حدود 5/7 ميليون مترمربع وميزان توليد ساير زيراندازها (انواع گليم، زيلو، ‌پلاس و غيره) نيز حدود يك ميليون مترمربع برآورد شده است، بنابراين مي‌توان گفت كه توليد سالانه فرش در ايران در سال مذكور، حدود 5/8 ميليون مترمربع بوده است، ولي صاحب‌نظران توان توليد فرش ايران را سالانه ميان 12 تا 15 ميليون مترمربع برآورد مي‌كنند.

در سال 1373، ايران با صدور 2/36 هزار تن قالي، به ارزش بيش از 2 ميليارد دلار توانسته است بيشترين سهم يعني حدود 31 درصد سهم بازارجهاني فرش دستباف را به خود اختصاص دهد.

مهم‌ترين مراكز قالي بافي ايران مناطق آذربايجان، اصفهان، كاشان، خراسان، كردستان، اراك، كرمان، فارس، چهار محال و بختياري و تركمن صحراست،‌ ولي مي‌دانيم كه حتي در كمتر روستاي كوچكي است كه قالي بافته نشود و دار قالي در آن برپا نباشد.

گفتني است كه ظرف بيست ساله اخير، با اجراي برنامه‌هاي آموزش و به‌آموزي قالي‌بافي در سطح مناطق مختلف و انجام اقداماتي در جهت اصلاح دار و ابزار كار و توليد قالي در ابعاد جديد (مربع، چند ضلعي و دايره) و نيزتوليد قالي در ابعاد و اندازه‌هاي بسيار بزرگ (حتي تا حدود 1200 تا 1500 مترمربع) و شركت در نمايشگاههاي اختصاصي بين‌المللي فرش در داخل و خارج كشور، زمينه‌هاي رشد و شكوفايي قالي فراهم شده و با ايجاد رشته‌هاي دانشگاهي فرش،‌ در سطوح كارداني و كارشناسي، آينده روشن‌تري براي قالي ايران در انتظاراست و اميد مي‌رود با تبليغات صحيح، وضع قوانين و مقررات اصولي وثابت براي صادرات آن و نيز هماهنگي توليد با تقاضاي مؤثر، قالي ايران درخشش خود را در عرصه‌هاي داخلي و خارجي حفظ كند.

 
 

ادامه...

 

X