Top
 
 

يكشنبه 15 تير 1387

 
 
 

صفحه شماره: 1  2  3  4

 
 فرهنگ و هنر
 
  صنايع دستي  
  حسين ياوري  
 
 
صنايع دستي ايران، به عنوان صنعتي مستقل و بومي، شاخص‌ترين هنر كاربردي ايران و يكي از سه قطب برتر صنايع سدتي جهان، ريشه‌هاي عميق و استوار در فرهنگ غني وبارور ايران اسلامي داشته است. صنعتگران دستي ايران ـ اين پاسداران راستين مردمي‌ترين هنر شناخته شده تمامي قرون و اعصار ـ با خلق آثار برجسته و شاهكارهايي از انواع صنايع دستي كه هم‌اكنون زينت‌بخش گنجينه‌هاي بزرگ و ديگر مراكز هنري جهان است، پيوسته توجه و تحسين بازديدكنندگان و ناقدان آثار فرهنگي را برانگيخته‌اند.

اگرچه با توجه به خصوصيات و ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي صنايع دستي، شايد نتوان تعريف دقيق و پذيرفتني از سوي همه صاحبان ذوق و انديشه براي صنايع دستي ارائه داد، اما از ميان تعريفهاي گوناگوني كه تاكنون از اين «هنر ـ صنعت» ارائه شده، مي‌توان دو تعريف زير را كه ضمناً مورد توجه بيشتر استادان قرارگرفته است، مناسب‌تر دانست. تعريف نخست را در سال 1348 شوراي صنايع دستي ايران وتعريف بعدي را در سال 1362 گروهي از كارشناسان سازمان صنايع دستي ايران به دست داده‌اند:

اول :‌ «صنايع دستي به آن رشته از صنايع اطلاق مي‌شود كه تمام يا قسمتي از مراحل ساخت فرآورده‌هاي آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بينشهاي فلسفي و ذوق و هنر انسانهاي هر منطقه با توجه به ميراثهاي قومي آنان ساخته و پرداخته مي‌شود.»

دوم :‌ «صنايع دستي به مجموعه‌اي از «هنر ـ صنعت»ها اطلاق مي‌شود كه عمدتاً با استفاده از مواد اوليه بومي و انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد، به كمك دست و ابزار دستي موجب تهيه و ساخت محصولاتي مي‌شود كه در هر واحد آن، ذوق هنري و خلاقيت فكري صنعتگر سازنده به نحوي نجلي يافته و همين عامل وجه تمايز اصلي اينگونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشيني و كارخانه‌اي است».

ويژگيهاي عمده صنايع دستي به اين شرح است:

1. ضرورت انجام بخشي ازمراحل اساسي توليد با دست وابزار و وسائل ساده و دستي.

2. حضور مؤثر، خلاق، مستقيم و بي‌واسطه انسان در توليد و شكل بخشيدن به اثر توليدي و امكان ايجاد تنوع و اجراي طرحهاي مختلف در مرحله ساخت اين‌گونه فرآورده‌ها.

3. لزوم تأمين بخش عمده مواد اوليه مصرفي (حدود 90 درصد) از منابع داخلي. 

4. برخورداري ازكيفيت فرهنگي (ضرورت استفاده از طرحهاي اصيل و بومي و نيز برخورداري آثار، از رنگها و رنگ‌آميزيهاي سنتي).

5. بي‌نيازي از سرمايه‌گذاري عمده در مقايسه با ديگر صنايع.

6. ناهمانندي و عدم تشابه فرآورده‌هاي توليدي با يكديگر.

7. داشتن ارزش افزوده بسيار در مقايسه با ديگر صنايع.

از آنجا كه صنايع دستي معمولاً كار و تلاش بسيار مي‌طلبد و بخش عمده قيمت تمام شده آن نيز تنها دستمزد مادي كار خلاقه و هنرمندانه انسان است و مواد اوليه مصرفي، در مقايسه با هنر صنعتگر نقش چنداني در قيمت آثار توليدات صنايع دستي ندارد، بنابراين، ارزش افزوده صنايع دستي به مراتب بيش از ساير صنايع است.

8. قابليت ايجاد و توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و حتي در جوامع عشايري).

9. قابليت انتقال تجربه‌ها، رموز و فنون توليدي به صورت سينه به سينه، مادر و فرزندي، پدر و فرزندي، استاد و شاگردي و سرانجام با بهره‌گيري از شيوه‌ها و روشهاي علمي و براساس آموزشهاي مدون در سطح مدارس و دانشگاهها.

10. بي‌نيازي به كارشناس و متخصص خارجي، با توجه به دراختيار داشتن همه تخصصها و مهارتهاي لازم در داخل.

طبقه‌بندي و معرفي صنايع دستي ايران

صنايع دستي كشورمان را كه براساس نظر كارشناسان، يكي ازسه قطب برتر صنايع دستي جهان است ـ همراه چين و هند ـ از جهات گوناگون مي‌توان طبقه‌بندي كرد، ولي از آنجا كه روش توليد فرآورده‌هاي دستي يكي از مهم‌ترين وجوه تمايز اين «هنر ـ صنعت» است، طبقه‌بندي زير كه بر مبناي روش ساخت اين‌گونه محصولات به عمل آمده است،‌ مي‌تواند مورد عنايت و توجه بيشتري قرار گيرد.

1. بافته‌هاي داري : محصولاتي است كه به كمك دارهاي افقي يا عمودي مستقر در زمين، در زمان بافت، توليد مي‌شود. گليم ساده، گليم سوماك (گليم يك رو)، زيلو، پلاس، گبه و قالي، مشهورترين بافته‌هاي داري و ضمناً مهمترين زيراندازهاي سنتي ايران به شمار مي‌روند.

2. دستبافي (نساجي سنتي): فرآورده‌هايي كه با كمك دستگاههاي بافندگي دووَردي، چهار وَردي، شش وَردي، هشت وَردي و ژاكارد دستي توليد مي‌شود. زري، مخمل، ترمه و «دارايي» شاخص‌ترين دستبافتهاي كشورمان محسوبند و جاجيم و پارچه‌هاي دستباف پنبه‌اي، پشمي وابريشمي كه در مناطق شهري، روستايي و عشايري توليد مي‌شود، از ديگر دستبافتهاست.

3. بافتني : انواع محصولاتي كه با كمك ميل و قلاب و مانند آن، با بهره‌گيري از الياف طبيعي توليد مي‌شود؛ نظير جوراب، كلاه، دستكش، شال گردن و غيره كه امروزه به طور كلي در مناطق روستايي و گاه عشايري به دست زنان توليد مي‌شود.

4. رودوزيهاي سنتي : همه محصولاتي كه ازطريق دوختن نقوش سنتي روي پارچه‌هاي بي‌نقش، يا كشيدن قسمتي ازنخهاي تاروپود پارچه به وجود مي‌آيد. سوزندوزي ممقان،‌ سوزندوزي و مليله‌دوزي اصفهان جزء مشهورترين رودوزيهاي ايراني است. شمار رودوزيهاي سنتي ايران را مي‌توان متجاوز از 30 نوع دانست كه در هر منطقه از كشورمان با بهره‌گيري از ويژگيهاي منطقه‌اي از نظر طرح و نقش و براساس سنتهاي موجود توليد مي‌شود.

5. چاپهاي سنتي : مراد از «چاپهاي سنتي»، نقش پذيري پارچه، با مهر، قلم مو و نظاير آن است. چاپ قلمكار در روزگار ما در اصفهان از رونق بسزايي برخوردار است وبيشتر با قالبهاي چوبي بر روي پارچه متقال انجام مي‌شود. چاپ كلاقه‌اي در تبريز و اسكو رواج دارد و به طور كلي بر پارچه ابريشمي با مهر و به شيوه خاص صورت مي‌پذيرد.

6. نمد مالي :‌ انواع فرآورده‌هايي كه با تراكم فشرده توده‌هاي پشم و كرك در شرايط فني مناسب از طريق ورزدادن تهيه مي‌شود. از اين راه، محصولاتي مانند كلاه نمدي، پالتو نمدي (كَپَنك)، نمد زيرانداز و غيره تهيه مي‌شود. نمدمالي به صورت نمدزيرانداز،‌ در شهرهايي چون استهبان، رامسر، سمنان، بهبهان و غيره رواج دارد، ضمن آنكه توليد كلاه نمدي كه بخشي از لباسهاي سنتي مردان لر، قشقايي، بختياري است، در شهرهايي چون شهر كرد و شيراز رونق دارد.

7. سفالگري و سراميك سازي: محصولاتي كه با استفاده از گِل رس و همچنين گِل‌ِ به دست آمده از سنگهاي كوارتز و كائولين به كمك دست و چرخ سفالگري ساخته و سپس پخته مي‌شود.

محصولات سفال و سراميك مناطقي چون لالجين همدان، ميبد يزد، مند گناباد، اصفهان، شهرضا، نطنز، تبريز و قم از شهرت بسزايي برخوردار است، ضمن آنكه طي سالهاي اخير، محصولات جالب وباارزشي در شهر تهران به دست صنعتگران هنرمند سفالگر ساخته و عرضه شده است.

8. شيشه گري : محصولاتي كه از طريق شكل دادن مواد معدني ذوب شده در كوره، نظير سيليس، خرده شيشه و يا تركيبي از اين دو وبا استفاده از روش دميدن با لوله مخصوص و كاربرد ابزار دستي شامل انبر ـ قيچي و قالبهاي ويژه و غيره حاصل مي‌شود و مراحل تكميلي و تزييني ديگري نظير نقاشي، تراش، آبگزنمودن، مات كردن، تلفيق با فلز و غيره را نيز دربرمي‌گيرد.

مهم‌ترين مركز ساخت محصولات شيشه دست‌ساز، تهران است كه در آن كارگاههاي متعددي به توليد محصولات شيشه‌اي با « روش فوتي» (= دست‌ساز) مي‌پردازند.

9. توليد فرآورده‌هاي پوست و چرم : محصولاتي كه با استفاده از پوست و چرم دباغي شده به شيوه سنتي توليد مي‌شود، نظير پوستين، كلاه پوستي، چاروق. محصولاتي تكميلي چرمي،‌ نظير تلفيق چرم با محصولات دستباف، جزء اين گروه هستند.

در زمينه توليد فرآورده‌هاي پوستي،‌ شهرهايي نظير مشهد، شانديز، بجنورد، قوچان و شيروان در استان خراسان و شهر اصفهان مشهور هستند وزيباترين چاروقها در بجنورد، قوچان، ماسوله، زنجان، مهاباد و سردشت توليد مي‌شود. ضمن آنكه شهر تهران هم مهمترين مركز توليد محصولات تكميلي چرمي است و هم آنكه كارگاههاي متعددي در اين شهر به تهيه و ارائه محصولات چرمي شامل نقاشي، خطاطي و حكاكي روي چرم با استفاده از چرم‌هاي سبك ـ يعني چرمهاي تهيه شده از پوست گوسفند و بز ـ مي‌پردازند.

10. محصولات فلزي و آلياژ : فرآورده‌هايي كه به شيوه سنتي، با استفاده از ابزاردستي و انواع فلزات (مس، نقره، طلا و آهن) و انواع آلياژها (برنج و ورشو) توليد مي‌شود، نظير انواع ظروف خانگي، چاقو، قندشكن، قلم تراش، قفل و غيره.

11. قلمزني، مشبك كاري و حكاكي روي فلزات و آلياژها :‌ «هنر ـ صنعتي» است كه طي آن طرحها ونقوش سنتي با استفاده از قلم، چكش و سايرابزار دستي بر روي اشياء ساخته شده از فلز يا آلياژ شكل مي‌گيرد.

نظر به اهميت فلز و فلزكاري و به سبب تنوع بسيار محصولات فلزي، در اين باره و نيز برخي ازرشته‌هاي مرتبط با فلز به طورمفصل و جداگانه توضيح داده خواهد شد.

12. سنگ تراشي و حكاكي روي سنگ : شامل مصنوعاتي است كه مواد اوليه اصلي آن را انواع سنگها نظير فيروزه، سنگ مرمر، سنگ يشم، سنگ سياه، سنگ سفيد (آلاباستر) و غيره تشكيل مي‌دهد و با ابزار و وسايل مختلف تراشيده يا حكاكي مي‌شود، نظير انواع ظروف،‌ پايه چراغ، هاون، ظرف ميوه، انواع نگين و آثار تزييني و غيره. در زمينه سنگ تراشي و حكاكي روي سنگ، صنعتگران شهر مشهد به سبب آثار متنوع و باارزشي كه از سنگهاي گوناگون، و از آن جمله فيروزه، توليد و ارائه مي‌كنند، شهرت دارند؛ ضمن آنكه در شهرهاي قم، كرمان و تهران نيز فرآورده‌هاي مصرفي و تزييني جالبي از سنگهاي مختلف توليد و عرضه مي‌شود.

13. خراطي چوب : شيوه‌اي از توليد محصولات چوبي است كه طي آن و با ابزار و وسايل مختلف وبه طور كلي به وسيله دستگاه خراطي، اشيائي نظير انواع قليان، گهواره، پايه آباژور وظروف مختلف ساخته و پرداخته مي‌شود. اين حرفه كه قدمت و پيشينه‌اي بس طولاني دارد، هم‌اكنون در شهرهاي مختلفي از كشورمان پررونق است.

14. ريزه كاري و نازك كاري چوب : روشي از ساخت فرآورده‌هاي چوبي است كه طي آن با وسايل نجاري مانند اره، رنده، سوهان، مغار و غيره قطعه‌هاي كوچك آماده شده را به صورت روكش بر روي بدنه چوبي مي‌چسبانند و تحت فشار قرار مي‌دهند. از اين طريق، انواع قاب عكس، شكلات خوري، جعبه كارد و چنكال و غيره، حتي ميز و صندلي و مبلمان هم توليد و عرضه مي‌شود.

در هنر نازك كاري چوب،‌ صنعتگران هنرمند سنندجي و ريزه كاران چوب اروميه، و نازك كاران چوب رشت به خاطر آثار زيبا و باارزش و متنوعي كه توليد و عرضه كرده‌اند، نزد خاص و عام معروفند.

15. منبت كاري، كنده كاري و مشبك كاري چوب : شيوه‌اي ديگر ازتوليد محصولات چوبي است كه طي آن طرحها و نقوش سنتي با استفاده از قلم، چكش، مُغار و ديگر ابزار نجاري بر روي چوبهاي مرغوب و بادوام شكل مي‌پذيرد.

در زمينه كنده كاري چوب، بايد از آثار زيباي صنعتگران ورازده عليا و جوربند در بخش چمستان شهرستان نور، و درخصوص منبت‌ كاري بايد از آثار منبت‌كاران هنرمند آباده‌اي و گلپايگاني نام برد كه برخي ازتوليداتشان براستي در خور تحسين است؛ ضمن آنكه طي سالهاي اخير، آثار منبت زيبايي درتويسركان، جوكار ملاير، اراك، اصفهان و تهران (به صورت مبلمان) ساخته و عرضه شده است.

16. حصيربافي : اين زمينه هنري، خود شامل زمينه‌هاي ديگري است، چون: بامبوبافي، مرواربافي، تركه بافي، سبدبافي و چيغ بافي (= ديواره اطراف سياه چادر عشاير كه از ني و يشم تهيه و غالباً نقشهاي زيبايي هم بر روي آن بافته مي‌شود). اما حصيربافي، بافت رشته‌هاي حاصله ازالياف سلولزي (گياهي) با دست و ابزار ساده دستي است كه طي آن محصولات گوناگوني چون حصير زيرانداز، سفره حصيري، انواع سبد، انواع ظروف و غيره توليد و عرضه مي‌شود.

گفتني است كه در هر منطقه‌اي از كشورمان، با توجه به مواد اوليه در دسترس و سنت توليد، انواع حصير و سبد بافته مي‌شود. چنانكه در سيستان و بلوچستان، از برگهاي نخل وحشي (داز) براي توليد حصير استفاده مي‌كنند، در دزفول از برگهاي درخت نخل به همراه كانوا يا مواد اكريليك، براي توليد سبدهاي كوچك زيباي حصيري معروف به «كپو» بهره مي‌گيرند. در برخي از روستاهاي ميناب از برگ نخل براي توليد انواع محصولات حصيري استفاده مي‌شود و در استانهاي گيلان و مازندران از گياهاني چون «ليغ»، «سوف» و «ساريز» براي حصيربافي استفاده مي‌كنند، در طرقبه از تركه‌هاي گياهي موسوم به «ارغوان» سبد بافته مي‌شود و در رشت از تركه‌هاي «بيد مرواري» محصولات و ظرفهاي گوناگون حصيري مي‌بافند كه به «مرواربافي» معروف است.

17. خاتم سازي : روشي از توليد فرآورده‌هاي چوبي كه طي آن با استفاده از روكش به دست آمده از به هم چسباندن و برش زدن قطعات كوچك فلزات، استخوان و انواع چوب در شكلها و طرحهاي سنتي معمولاً به صورت هندسي و به كمك ابزار و وسايل مختلف، فرآورده‌هايي مانند انواع قاب عكس، جعبه، شكلات‌خوري، ميز، صندلي و حتي مبلمان ساخته مي‌شود.

18. معرق كاري : در اين هنر، طرحها و نقشهاي سنتي را بر زمينه چوبي يا سراميك اجرا و سپس داخل خطوط طرحها را خالي و فضاي خالي شده را با قطعات آماده چوب، سراميك، فلز، صدف و سنگ پر مي‌كنند. هنر معرق، معرق چوب، كاشي معرق، معرق سوخت روي چرم را شامل مي‌شود. نظر به اهميت منبت‌كاري و معرق چوب و نيز خاتم‌سازي به عنوان هنر منحصر به فرد ايران اسلامي، اين رشته‌ها جداگانه و به تفصيل توضيح داده شده است.

19. كاشي گري :‌ «هنر ـ صنعتِ» شكل بخشيدن به گِل، پخت آن در كوره، تزيين آن با رنگ، لعاب و نقش و سرانجام پخت دوباره دركوره كه در كشورمان سابقه‌اي بس طولاني دارد. از كاشي كه خود انواع مختلفي نظير هفت رنگ، معرق و معقلي دارد، براي تزيين و زيبايي اماكن مذهبي و ديگر مجموعه‌هاي فرهنگي و گاه ساختمانهاي مسكوني استفاده مي‌كنند. ايرانيها در اين هنر، پيشينه‌اي كهن و درخشان دارند و پيوسته هنرشان در ابعاد جهاني مطرح بوده و هست. كاشيهاي معرق مسجد شيخ لطف‌الله در اصفهان، كاشيهاي هفت رنگ مسجد امام دراصفهان، كاشيهاي مَعْـقِلي موجود در مسجد گوهرشاد و بقعه شيخ صفي‌الدين اردبيلي و غيره همه بيانگر ذوق و هنر سرشار ايرانيان در ساخت كاشي وزيباسازي بناست.

كاشي سازي از جمله هنرهايي است كه طي دو دهه اخير مورد توجه فراوان قرار گرفته است وكاشي‌كاران هنرمند ايراني به ويژه كاشي‌كاران اصفهاني، مشهدي و شيرازي براي زينت بخشيدن و احياء و مرمت اماكن متبركه در داخل و خارج كشور و ديگر آثار باستاني و فرهنگي تلاش و كوشش بسيار كرده‌اند.

20. مليله سازي : ساخت اشياء مختلف نظير سرويس چايخوري، تـُنگ و همچنين برخي از زينت‌آلات با استفاده از مفتولهاي نقره، طلا و به طور نادر مس و به كمك ابزار و وسايل ساده فلزكاري نظير حديده، نورد، انبر، قيچي و كوره مخصوص.

21. مينا كاري : مراد ساخت بدنه فلزي، لعاب كاري، پخت، نقاشي و پخت دوباره اشياء در كوره است كه همه اين مراحل به كمك ابزار و وسايل ساده و استفاده از طرحهاي اصيل و سنتي در مرحله نقاشي انجام مي‌شود و به نام «ميناي نقاشي» هم معروف است.

22. ساخت اشياء مستظرفه و هنري : منظور ساخت اشياء و وسايل ظريفي است كه در آنها عامل هنر به مراتب بيش از فنون توليدي ديگر دخالت داشته و عامل كاملاً تعيين‌كننده‌اي بوده است. اين گروه شامل نگارگري، نقاشي روي صدف،‌ لاكي (= نقاشي روغني)، تذهيب و تشعير مي‌شود.

23. ساخت زيورآلات :‌ مراد ساخت و توليد جواهرات محلي و همچنين زينت‌آلات با استفاده از طلا، نقره و انواع آلياژهاست.

24. ساخت ديگر فرآورده‌هاي سنتي : نظير فيروزه نشاني (فيروزه كوبي)، طلاكوبي روي فولاد، انواع عروسكهاي محلي (عروسك با لباسهاي سنتي مناطق مختلف كشور)، تخت كشي گيوه (آجيده و لته‌اي) و غيره كه با ابزارو وسايل دستي و با استفاده از طرحهاي سنتي ساخته و پرداخته مي‌شود.

 
 

ادامه...

 

X