|
|
|
| |
دكتر"شقيقه يارقين" شاعر و مترجم كشور ازبكستان و مترجم اشعار" فروغ فرخزاد" به زبان ازبكستاني از جمله مهمانان حاضر در اولين جايزه ادبي پروين اعتصامي در ايران بود كه در مردادماه باحضور شاعران و نويسندگان زن فارسي زبان در تهران برگزار شد. درمورد وضعيت زبان و ادبيات فارسي درا زبكستان با اين استاد دانشگاه گفتگويي انجام دادهايم كه در ادامه ميخوانيد.
وضعيت و جايگاه زبان و ادبيات فارسي در كشور ازبكستان را چگونه ميبينيد و فكر ميكنيد برگزاري مراسمهايي مانند جايزه ادبي پروين اعتصامي تا چه حد ميتواند ادبيات فارسي را به دنيا و مردم ازبكستان معرفي كند؟
دكتر شقيقه يارقين: ادبيات كلاسيك فارسي در كشور ازبكستان شناخته شدهاست. اين ادبيات در كشور ازبكستان رشته تاريخي كهني دارد. شما ميدانيد نخستسين كانون ادب فارسي در زمان سامانيها در"بخارا" و"سمر قند" شروع شد. آثار شاعران كلاسيك فارسي مانند "بيدل دهلوي" كه در اينجا تازه آموزش داده ميشوند،درآنجا ريشه تاريخي محكمي دارد ؛يا شعر "امير خسرو بلخي"و نظايراينها. اما اگر به ادبيات معاصر فارسي برسيم طي صد سال اخير يك گسستگي تاريخي در روابط ميان دو كشورازبكستان وايران وجود داشته است كه همين گسستگي سياسي باعث شده است, از لحاظه فرهنگي هم اين دو كشور از يكديگر دور بمانند؛ ولي در اين اوا خر همين رايزنيهاي فرهنگي كه در كشورهاي مختلف ايجاد شده ,توانسته بسياري ازخلاهاي بين دوكشوررا پر كند.
ازكارهايي كه رايزنهاي فرهنگي دركشورازبكستان انجام دادهاند كدام بخش به نظر شما مهمتربوده است؟
-كار بزرگي كه كردند اين است كه آثار معاصران ادب فارسي را به زبان همان كشور ترجمه كردند و در آنجامنتشركردند اين كار خيلي بزرگي است. از طرفي تاسيس مجله به زبان فارسي درآنجا كار بسيار خوبي است.
تا كنون چه آثاري از ادبيات معاصر فارسي به ازبكي ترجمه شده است ؟
-نخست بايد بگويم زبان ازبكي،تفاوتش با زبان فارسي زياد است.اما با تمام اين تفاوتها ما سعي خود را براي ارايه يك ترجمه خوب از ادبيات معاصر فارسي به زبان ازبكي ميكنيم . مثلا" در اين اواخرشعرهاي "سهراب سپهري" به زبان ازبكي ترجمه شده است.
من نيز شعرهاي" فروغ فروخزاد" را ترجمه كردهام . البته اين كتاب شامل زندگينامه, شعرها وتحليل زندگي و آثار فروغ است . من حدود سي شعر فلسفي و خيلي عميق كه فروغ بعد از" تولد دوبارهاش" ]تولدي ديگر[ نوشته به شعر ازبكي,با در نظر داشته وزن خود شعرهاي فروغ ترجمه كردهام . منظور من از وزن همان وزني است كه خاص شعر فروغ است؛ من معتقدم اين وزن در زبان فارسي سابقه نداشته است . البته خلاصهاي از نوشتههاي من در مورد فروغ در مجله "سينا" كه از سوي همين رايزني فرهنگي در ازبكستان منتشر ميشود چاپ شدهاست.
نامدارترين شاعر زن ايراني در ازبكستان چه كسي است؟
- همانطوركه گفتم دراين صد سال اخير بين ازبكستان و ايران گسستگي فرهنگي ايجاد شده بود, يكي از نكات منفي آن ناشناس ماندن شاعران زن معاصر ايران در ازبكستان بود. اما در سالهاي اخير شعرهاي "فروغ فروخزاد" را قبل از من هم ديگران به زبان ازبكي ترجمه كردهاند. در حال حاضر مشهورترين چهره از يك شاعر زن ايراني در ازبكستان " فروغ فروخ زاد"است.
فكر ميكنيد با توجه به وجود ريشه مشترك بين مردم ايران و ازبكستان بهترين كار براي پر كردن گسستگي فرهنگي چيست ؟
- بهترين كار در اينجا ترجمه است ؛ به نظر من، در اثر ترجمه است كه ملتي, ملت ديگر را شناخته است . اگر شما آثار ادبي را ازبان "چيني" يا "ژاپني"به زبان فارسي ترجمه نكنيد چگونه از تحولات فرهنگي و ادبي آن كشور باخبر خواهيد شد؛ چه ميدانيد كه آنها چگونه به تفكر ميپردازند. همينگونه اگراشعار، داستانها و آثار ديگر ادبيات فارسي در آنجا به زبانهاي ديگر تر جمه نشود آنها اصلا" شما را درك نميكنند. زبان مشترك زماني به وجود ميآيد كه ترجمه صورت بگيرد؛ به همين جهت من پيشنهادم اين است: آثار شعرا و نويسندگان بزرگ ازبك به زبان فارسي ترجمه شود و آثار سربرآوردگان ادب فارسي به زبان ازبكي ترجمه شود, تا اين دو ملت همديگر را درك كنند، قلبها همديگر را كه شناختند ملتها با هم دوست ميشوند.
|
|
|