Top
 
 
       

 
موضوع: ادبيات داستاني 03/10/1382
 
 

درباره آثارش

 
  ميرصادقي      
  برگرفته از: شرق 3 دي82   
   
 
  جمال ميرصادقي متولد ۱۳۱۲ است و تا به امروز در حدود ۲۸ جلد كتاب در باب ادبيات داستاني و در حوزه ادبيات از او منتشر شده است، كه مي توان از «عناصر داستان» و «ادبيات داستاني» و همچنين رمان هاي «درازناي شب» و «بادها خبر از تغيير فصل مي دهند» نام برد. ضمن آنكه او در اين سال ها به تعليم تعدادي از داستان نويسان جوان مشغول بوده است.آنچه در پي مي آيد خلاصه گفت وگويي طولاني پيرامون آثار وي و جريان هاي ادبي معاصر مي باشد.

- به نظر مي رسد كه كودكان و استفاده از نظرگاه كودك در آثار شما از جايگاه ويژه اي برخوردارند. اين خصوصيت داستان هايتان را ناشي از چه مي دانيد؟

بعضي از نويسندگان به دوران كودكيشان وابستگي شديدي دارند. اين مسئله در خصوص دسته اي از آثار من، به ويژه در سال هاي آغازين حضور جدي من در عرصه ادبيات، نيز صدق مي كند. اين مسئله شايد ناشي از آن بوده است كه من دوران كودكي سختي را پشت سر گذاشته ام و به نوعي با خلق اين آثار به آرامش مي رسيدم. اين نياز دروني بود كه من را وادار به نوشتن مي كرد و جهان داستاني من را شكل مي داد. هر چند كه اين جهان داستاني هم مرحله به مرحله و همپاي دوران زندگي من تغيير مي كند و به عنوان مثال در سال هاي بعد زندگي كارمندان و نويسندگان را مورد توجه قرار مي دهد. شايد يكي از خصوصيات من به عنوان نويسنده اين باشد كه تا بخشي از وجود خودم را در داستاني حس نكنم هرگز آن را نمي نويسم. داستاني كه تنها متكي به عامل تخيل و ذهنيت گرايي باشد اگر خوب پرداخت نشود به نوعي ادبيات سهل انگارانه بدل مي شود و هرگز قدرت و صلابت آثاري را كه بر پايه مشاهده و تجربه نگاشته شده اند و اجتماع بشري را مورد توجه قرار مي دهند، به دست نخواهد آورد.

- جهل و فقر، فحشا و بي عدالتي و تقابل پدران و فرزندان موضوع اصلي بسياري از داستان هاي ميرصادقي را تشكيل مي دهند؛ آيا ميرصادقي تعهد اجتماعي يك نويسنده را مهمتر از تعهد ادبي او مي داند؟

به طور كلي شايد بتوان نويسندگان را به دو دسته ذهنيت گرا و اجتماع گرا تقسيم كرد. همان طور كه اشاره كرديد داستان هاي من عموماً در آن گروه از داستان ها قرار مي گيرند كه اجتماع و مشكلات آن را مورد توجه قرار داده اند. اما رسالت و تعهدي كه در آثار من وجود دارد با تعهدي كه به عنوان مثال سارتر براي ادبيات قايل است تفاوت دارد. اين رسالت از متن اثر برمي خيزد و ناشي از تجربه هايي است كه در زندگي داشته ام و تعهدي اختياري نيست بلكه به صورت غير مستقيم در آثار من حضور دارد.

- داستان هاي شما به ويژه آنها كه پيش از انقلاب منتشر شده اند پاياني بسيار تلخ و سياه دارند. فكر نمي كنيد نويسنده در نمايش كژي هاي جامعه دچار نوعي بزرگنمايي شده است؟

قبول دارم كه داستان هايي بسيار سياه و تلخ هم داشته ام و شايد آدم ها را بعضاً سياه تر از آنچه حقيقت دارد نشان داده ام اما اين مسئله ناشي از حوادثي بوده است كه در اجتماع با آنها روبه رو شده ام و نه ياس فلسفي نويسنده. اين انتقاد را سال ها پيش خانم ميرهادي با من در ميان گذاشت و من را متوجه اين نكته كرد كه هر چند تاريخ ما سرشار از حوادث و رويدادهاي تلخ و سياه است اما بخشي از اين آثاري كه به ادبيات اندوه تعلق دارند ناشي از نوع نگاهي است كه نويسندگان نسبت به اتفاقات پيرامونشان دارند. البته اين سياه نمايي ها و مبالغه در به تصوير كشيدن تلخي هاي زندگي متفاوت است با مسئله اي كه در آثار «هدايت» به چشم مي خورد. شخصيت هاي داستان هاي هدايت غالباً يا خودكشي مي كنند و به قتل مي رسند و يا دچار حوادث تلخي مي شوند. در واقع نگاه فلسفي هدايت به زندگي است كه منجر به خلق چنين داستان هايي مي شود و در آخر مي بينيم كه چون انساني صادق است همان كاري را انجام مي دهد كه در داستان هايش بارها و بارها به آن اشاره كرده است.

- فكر مي كنيد چرا جمال ميرصادقي هرگز محبوب برخي از اهالي ادبيات نبوده است و مورد بي مهري قرار گرفته است؟

به هر حال من نمي توانم به اين سئوال پاسخ بدهم، چرا كه فكر مي كنم كار اشتباهي در اين سال ها از من سرنزده است. البته من هميشه تك رو بوده ام و هرگز به دنبال رابطه نبوده ام و ترجيح داده ام آزاد باشم. شايد دليل اصلي اين بي مهري ها و عدم تمايل من به حضور در جمع هاي ادبي و وابستگي به آنها باشد. حقيقتاً من تا به امروز نتوانسته ام با گروهي كنار بيايم چرا كه نزديك شدن به هر جمعي موجب پديد آمدن انتظاراتي در طرفين مي شود. ادعا نمي كنم كه همواره از آلودگي ها مبري بوده ام اما برخي از جمع هاي ادبي ما به جاي آنكه در خدمت ادبيات باشند غباري از ناپاكي ها بر آن مي كشند. هر چند كه من بخشي از شهرتم را به دليل همين بي مهري ها به دست آورده ام.
 
 
 
  اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد    نسخه چاپي
 
 

نظر دهيد::(1 نظر)

 

X

 بايگاني