|
|
|
|
موضوع: فرهنگ نگاري |
11/02/1384 |
|
|
|
|
|
| |
فرهنگ كودكان سخن - انوري - علمى - منيژه گازرانى - گازرانى - سخن - محمودى |
|
|
|
|
| |
بنفشه محمودى  
|
|
|
|
|
| |
برگرفته از: كتاب هفته ش 234 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
بنفشه محمودى
انتشار »فرهنگ كودكان سخن« در روزهاى پايانى سال 83 اتفاقى نيك در حوزه فرهنگنويسى و همچنين كتابهاى كودكان بود. در ميان خيل فرهنگهاى مخصوص بزرگسالان جاى خالى فرهنگى براى كودكان احساس مىشد. گزارش اين هفته ما به مراحل انتشار اين كتاب اختصاص دارد.
- مامان، مشهور يعنى چه؟
- يعنى معروف.
- معروف يعنى چى؟
- يعنى...
مادر هر چه فكر كرد نتوانست جواب دخترش را بدهد. هيچوقت فكرش را نكرده بود براى گفتن معنى يك كلمه به اين سادگى اينطور درمانده شود. بايد دنبال راهى مىگشت كه بتواند جواب درياى سؤالات او را بدهد.
فرهنگ كودكان سخن چگونه بهوجود آمد؟
خيلى جالب است كه ايدهاى از سوى يك ناشر به يك پير فرهنگنويسى پيشنهاد شود كه خودش چهل سال قبل به همان ايده فكر كرده باشد و آن فرهنگنويس هم كار را به فرهنگنويس جوانترى پيشنهاد بدهد كه خودش به آن ايده فكر كرده باشد.
جمله پيچيدهاى شد. سادهترش را از زبان علىاصغر علمى مدير انتشارات سخن بشنويد؛ همان نشرى كه نامش را با فرهنگ بزرگ سخن، فرهنگ فشرده سخن، فرهنگ روز سخن و فرهنگ كوچك سخن به ياد داريم.
علمى مىگويد: چند سال پيش در سفرى كه به آمريكا داشتم به خاطر علاقه به كار نشر سرى هم به كتابفروشىها زدم. در كتابفروشىها لابهلاى فرهنگهاى مخصوص بزرگسالان، فرهنگهايى هم براى كودكان بود. فكر كردم چقدر خوب مىشود كه ما هم در ايران فرهنگى در همان حد و اندازه ها براى كودكان منتشر كنيم.
علمى در بازگشت به ايران موضوع را با دكتر حسن انورى مطرح مىكند و متوجه مىشود كه او نيز در دهه 1340 تلاشهايى براى انتشار چنين فرهنگى داشته است.
دكتر انورى سرپرست فرهنگ كودكان سخن در اين باره مىگويد: من چهل و چند سال پيش كارشناس سازمان كتابهاى درسى بودم و طبعاً با ادبيات كودكان نيز سر و كار داشتم. آن زمان به فكرم رسيد كتابى به اين شكل براى كودكان ايرانى تهيه شود. بنابراين طرحى را به وزارت آموزش و پرورش ارائه دادم كه متأسفانه مورد قبول واقع نشد؛ چون در آن زمان كار براى كودكان را در حد فضلا نمىدانستند! من هم آن طرح را در سال 1346 در مجله راهنماى كتاب چاپ كردم و انجام نشده باقى ماند.
او ادامه مىدهد: بعد از انقلاب در روزهاى انقلاب فرهنگى كه ما اعضاى هيأت علمى دانشگاهها بيكار بوديم، پياده كردن آن طرح را به يكى از استادان پيشنهاد دادم و مقدارى فيش هم تهيه كرديم ولى كار ناتمام ماند. در سال 82 آقاى علمى كه نمونه هايى از فرهنگهاى كودكان را در خارج از كشور ديده بودند، اين كار را به من پيشنهاد دادند، خوشبختانه خانم منيژه گازرانى هم فكر مرا خيلى زود دريافت و با نمونه هايى كه در اختيارش گذاشتم، كار را براى نوباوگان ايرانى انجام داد.
نصف عمر من!
منيژه گازرانى مؤلف فرهنگ كودكان سخن كه ترجمه هاى او را براى كودكان با دو كتاب »آن دوردورها« نوشته موريس سنداك و »من و دوست غولم« نوشته شل سيلور استاين از نشر چشمه به خاطر داريم، درباره آغاز كار فرهنگ كودكان مىگويد: پنج - شش سال پيش كه براى آغاز كار تلخيص فرهنگ سخن نزد آقاى دكتر انورى رفتم، اين مسأله را مطرح كردم كه با وجود ترجمه هايى كه براى كودكان داشتهام، دوست دارم كارى در زمينه فرهنگنويسى براى كودكان انجام دهم.
آقاى دكتر در همان اولين ملاقات دفترى را به من نشان دادند كه نصف عمر من سن داشت. آن روز فهميدم از وقتى كه من در دبستان كتابهاى درسى تأليف ايشان را مىخواندم، به فكر اين فرهنگ بودهاند و واژه هاى كتابهاى درسى سالهاى 41 تا 57 را در دو دفتر استخراج كرده بودند.
دكتر انورى پس از اتمام تلخيص فرهنگ 8 جلدى سخن اين دفترها را در اختيار گازرانى قرار مىدهد و كار تأليف فرهنگ كودكان سخن از بهمن ماه 83 آغاز مىشود.
تعريفنگارى
حساب
برادر كوچك من پولهاى عيدىاش را جمع كرده
است. اما چون هنوز به مدرسه نمىرود و حساب بلد
نيست، نمىتواند پولهايش را بشمارد و حساب
كند كه چند تومان مىشود. مامان او را به بانك
برده است تا برايش حسابِ بانكى باز كند. در
بانك آقاى صندوقدار پولهاى او را مىشمارد و
در حسابش در بانك نگه مىدارد.
گازرانى كه فرهنگنگارى را از سال 73 در مركز نشر دانشگاهى آغاز كرده است، مىگويد: دكتر انورى از ابتداى كار در نظر داشتند كه اين فرهنگ مصور باشد و از نظر تعريفنگارى با فرهنگهاى بزرگسالان تفاوت داشته باشد. براى همين شيوه »تعريفنگارى القايى« را كه طرح آن از خودشان بود در نظر گرفتند. اين شيوه براى كودكان پيشدبستانى و سه سال آغازين دبستان )شش تا ده سال( در نظر گرفته شده و به اين صورت است كه معانى كلمه را توسط متن كوتاهى به بچه ها القا مىكند؛ بدون اينكه معناى مستقيم آن را بگويد.
اين شيوه در زبان فارسى كاملاً نو است و هيچ فرهنگى با اين شيوه كار نشده است.
گازرانى در عمل متوجه مىشود كه اگر قرار باشد براى هر معنى كلمه جملهاى بگويد، فرهنگ شكل جملهنويسى پيدا مىكند، چون كلمات زيادى هست كه معانى متفاوتى دارد. بنابراين به اين نتيجه مىرسد كه بهترين شيوه اين است كه براى بچه ها قصه يا حكايتى كوتاه بگويد كه همه كاربردهاى هر مدخل را در خود جاى دهد.
او مىگويد: اين كار بسيار مشكل بود، چون بايد متن كوتاهى مىنوشتم كه براى كودكان جذاب باشد، از كليشه هاى معمول كتابهاى درسى به دور باشد، با بچه ها راحت باشد و بچه ها احساس كنند كه به آن نزديكند؛ شبيه آنچه كه در زندگى هر بچهاى معمول است.
انتخاب مدخلها
فرهنگ كودكان سخن در حدود 3000 مدخل دارد. به گفته دكتر انورى انتخاب اين مدخلها بر مبناى واژه هاى كتابهاى درسى صورت گرفته ولى شم زبانى خانم گازرانى، همكاران فرهنگ سخن و همچنين مراجعه به برداشت بچه ها از معانى مدخلها هم از نظر دور نبوده.
گازرانى مىگويد: علاوه بر دفترهاى آقاى دكتر كه واژه هاى كتابهاى درسى را تا سال 57 در بر مىگرفت، براى شروع كار كتابهاى دبستانى سالهاى اخير را واژهيابى كرديم و 4 دفتر جديد تهيه كرديم. بنابراين دايره مدخلهاى اين كتاب واژه هاى دبستانى پيش و پس از انقلاب اسلامى است.
او ادامه مىدهد: البته اينكه مبناى انتخاب مدخلهاى فرهنگ كودكان سخن، واژه هاى كتابهاى درسى است، به اين معنا نيست كه هر آنچه را كه در كتابهاى دبستان آمده مدخل قرار دادهايم. اين كتابها مملو از واژه هاى ايدئولوژيك و سياسى است. كلماتى مثل استغفار، استبداد، استكبار و... در دايره واژگان گروه سنى مورد نظر ما نمىگنجد و بچه ها در زندگى روزمره با آنها سر و كار ندارند. بنابراين از آنها صرفنظر كردهايم.
فرهنگ كودكان سخن و فرهنگهاى ديگر
وقتى از دكتر انورى درباره تأثيراتى كه فرهنگ كودكان سخن از فرهنگهاى خارجى نظير خود گرفته است سؤال مىكنم، مىگويد: تأثير از نظر نوع كار وجود دارد اما در اين كتاب تلاش شده است همه چيز برگرفته از سنتهاى ايرانى باشد و اين نخستين كارى است كه با رنگ و بوى كاملاً ايرانى در اين زمينه انجام مىگيرد.
گازرانى مىگويد: در ميان چند فرهنگى كه آقاى علمى براى نمونه به ايران آورده بودند، يك فرهنگ دوزبانه انگليسى- ايتاليايى با شيوه فرهنگنگارى رايج وجود داشت ولى از نظر محتوا و شيوه كار، به هيچ وجه شبيه كارى نبود كه ما انجام داديم. نمونه فرهنگى كه ما روى آن كار كرديم در زبان فارسى اصلاً وجود ندارد، بنابراين ما هيچ الگويى نداشتيم. به تعبير آقاى علمى نوشتن هيچ فرهنگ دوزبانهاى، به سختى نوشتن فرهنگى نيست كه هيچ نمونه قبلى ندارد. او مىگويد: »چون نمونه قبلى وجود نداشت، انگار در خلأ بوديم!«
در فرهنگ كودكان سخن در مورد موضوعات مختلف اطلاعاتى بهصورت تصاوير تكصفحهاى در اختيار بچه ها قرار گرفته است. اين تصاوير بچه ها را با موضوعاتى مثل سيارات، بدن انسان، روابط خانوادگى، اشكال هندسى، اعداد، رنگها و... آشنا مىكند.
در اين فرهنگ همچنين بازىهايى گنجانده شده است كه به بچه ها كمك مىكند متضادها، مترادفها، كلمات دوجزئى و... را ياد بگيرند. اين بازىها به ابتكار گازرانى در اين كتاب آورده شده. او مىگويد: در برخى موارد فكر مىكردم توضيحاتى كه براى مدخلها داده شده ممكن است كامل نباشد و كودكان بتوانند با كمكبازى معنى مدخل را بهتر بفهمند و در ضمن از بازىها هم لذت ببرند.
مراحل كار
كار انتشار فرهنگ سخن از بهمن 82 تا بهمن 83 به طول انجاميده است.
گازرانى مىگويد: در اين يك سال همه ما بهصورت شبانهروزى كار مىكرديم. پس از تعريفنگارى مدخلهاى هر حرف، آن را به تأييد آقاى دكتر مىرساندم و طبق پيشنهادهاى ايشان تصحيحاتى انجام مىدادم و متن را به حروفچينى مىسپردم.
اما آنچه كه به فرهنگ كودكان سخن جذابيت ويژهاى مىبخشد تصاوير آن است. هماهنگى تصاوير با متن البته كار مشكلى بوده است؛ گازرانى مىگويد: بهترين حالت اين بود كه فرهنگنويسى كار تأليف اين فرهنگ را بهعهده بگيرد كه داستاننويس و تصويرگر هم باشد! اما من فرهنگنويسى بودم كه كمى قصه گفتن مىدانست و كار سوم را بايد خانم ساجدى انجام مىداد. بنابراين كار را بهصورت حرف به حرف ارائه مىدادم، خانم ساجدى تصاوير را خلق مىكرد، بعد در دفتر آقاى وصاف دور هم جمع مىشديم و صفحهبندى كامپيوترى انجام مىشد.
با هنرمندان
آفرين ساجدى تصويرگر و طراح رنگ اين كتاب، گرافيست و طراح انيميشن است. او مىگويد: به خاطر حجم بالاى كار قادر نبودم كه رنگآميزى تصاوير را هم خودم انجام دهم. بنابراين براى اينكه در رنگآميزى دودستگى ايجاد نشود، بچه ها با همان سبكى كه من نمونه مىدادم، رنگآميزى مىكردند.
البته به عقيده او اين كار بيشتر به سبك انيميشن نزديك است و شخصى خود هنرمند نيست. او مىگويد: اگر مىخواستم با سبك شخصى خودم كار كنم حتماً به شيوه ديگرى رنگآميزى مىكردم. اما به هر حال چون اين كار مخاطب عام دارد از اين شيوه پيروى كردم.
حميدرضا وصاف كه اين كتاب با مديريت هنرى او منتشر شده است استاد دانشگاه آزاد اسلامى است. او درباره شيوه كار مدير هنرى مىگويد: متأسفانه در ايران سمت مدير هنرى هنوز چندان جا نيفتاده است. مدير هنرى غير از تجربيات عملى، كاراكتر، نوع تصويرگرى، طراحى، رنگآميزى و صفحهآرايى يك مجموعه را انتخاب مىكند و نظارت او بر همه اين مراحل باعث مىشود كه هر مجموعهاى همساز شود و كاراكتر مشخص پيدا كند.
وقتى از او درباره چگونگى انتخاب تصويرگر فرهنگ كودكان سخن سؤال مىكنم مىگويد: خانم ساجدى در عين حالى كه دستى قوى در طراحى دارد، از تصويرگران مكتب آمريكايى محسوب مىشود. البته اين شيوه در ايران زياد مورد قبول نيست و سبك لهستانى را كه تصويرگرى باب طبع فستيوالهاست بيشتر قبول دارند.
به عقيده وصاف در سبك لهستانى نوعى روشنفكرى ديده مىشود كه شايد نتواند با بچه ها رابطه نزديك برقرار كند. او مىگويد: اين كتاب بايد به بچه ها كمك مىكرد كه با كمك تصاوير، متن را بهتر درك كنند. يعنى كار بايد به شكلى انجام مىشد كه علاوه بر ارائه يك كار هنرى خوب، اين فرهنگ بتواند بدون پايين آمدن سطح كار و نزديك شدن به كارهاى بازارى با كودك ارتباط برقرار كند؛ و به نظر من كار ساجدى اين خصوصيت را داشت و انتخاب مناسبى بود.
هماهنگى
ارتباط نزديك مؤلف با تصويرگر و مدير هنرى يكى ديگر از خصوصيتهاى اين فرهنگ بوده است. آنها در جلساتى كه تا پايان كار ادامه داشته است، همخوانى تصاوير و متن را بررسى مىكردهاند. البته در اين بررسىها نبايد نقش دكتر حسن انورى را هم ناديده گرفت. به گفته گازرانى پرينت تكتك صفحات اين كتاب از نظر ايشان نيز گذشته است.
گازرانى مىگويد: بارها پيش مىآمد كه بين متن و تصاوير همخوانى وجود نداشت و بايد يكى از آنها را تغيير مىداديم كه البته كار مشكلى بود. يا من يا خانم ساجدى ناچار مىشديم با وجود انرژى زيادى كه صرف تأليف و تصويرگرى متن كرده بوديم، كارمان را دوباره انجام دهيم. اما اين كار را بارها انجام داديم، چون مهم اين بود كه وقتى كودكى متن را مىخواند يا مىشنود، تصوير بتواند معنى مدخل را بهصورت برجسته به او نشان دهد.
شخصيتهاى ثابت
مشخصه ديگر اين فرهنگ شخصيتهاى ثابت آن است؛ درسا، جانيار، سارا، سينا، پريسا، خورشيد و ديگر بچه هايى كه در صفحات اين فرهنگ با آنها آشنا مىشويم، به كودكان كمك مىكنند كه با فرهنگ اخت شوند و از طريق ماجراهايى كه براى اين شخصيتها اتفاق مىافتد، با معانى مدخلها بهتر ارتباط برقرار كنند.
گازرانى درباره اين شخصيتهاى مىگويد: آنها شخصيتهاى عزيز و نازنين من هستند. براى اين كار از ابتدا طرحى داشتم و دلم مىخواست شخصيتپردازى از اول صورت بگيرد و تا آخر كار با آنها باشيم. اما بايد بگويم كه بعضى از آنها در واقع در جريان كار ثابت شدند. مثل سينا كه مدام جورابش را گم مىكند يا سياوش كه هميشه فوتبال بازى مىكند يا خواهر كوچولوى سارا كه خرابكارى مىكند. اينها مثل بچه هايم هستند و فكر مىكنم به اين كتاب حالت زنده بودن مىبخشند. فكر مىكنم آنها تمام تلاش خود را كردهاند كه بچه ها از فرهنگ بهتر استفاده كنند!
ساجدى هم در مورد اين شخصيتها مىگويد: چون كار بهصورت حرف به حرف انجام مىشد، از آغاز كار متوجه ثابت بودن آنها نبودم. بعد با مشورتى كه با خانم گازرانى داشتيم به اين نتيجه رسيديم كه اين شخصيتها مثل قهرمانهاى داستان هستند و هر چقدر بچه ها بيشتر آنها را بشناسند، به كار علاقه بيشترى پيدا مىكنند.
مشكلات كار
گازرانى با تأكيد بر توجه كتاب به مسائل اخلاقى، عدم رعايت تبعيض جنسى، حقوق بشر، مليت و فرهنگ ايرانى و نزديك بودن كار به زبان محاوره بچه ها درباره مشكلات كار خود مىگويد: در اين كار با سه مشكل عمده روبهرو بودم: يكى چگونگى تلفيق فرهنگنگارى، قصهنويسى و تصويرگرى بود، دوم كمبود وقت و سوم تأليف حرف به حرف فرهنگ.
وقتى از او درباره مورد سوم توضيح بيشترى مىخواهم مىگويد: چون حرف به حرف تأليف مىكردم و به تصويرگر مىسپردم، كار از دستم خارج مىشد و ديگر امكان تغيير يا اضافه و كم كردن هيچ مدخلى وجود نداشت. بهترين حالت اين بود كه متن تا انتها تأليف مىشد و پس از بررسى مجدد مراحل ديگر كار انجام مىشد كه متأسفانه كمبود وقت ما را تحت فشار قرار داد و عملاً از اين امكان محروم شديم.
او درباره بازنگرى كلى در كار فرهنگنويسى مىگويد: در فرهنگنگارى شيوهاى به نام تعريف خوشهاى داريم. در اين شيوه بايد مترادفها، متضادها، مترادفگونه ها و... با هم تأليف شوند تا بين آنها هماهنگى وجود داشته باشد. در اين چاپ فرهنگ نتوانستم از اين شيوه استفاده كنم. دوست داشتم مىتوانستم يك بازنگرى كلى در كار داشته باشم. اين بازنگرى مىتوانست بين تعريفها هماهنگى ايجاد كند.
او فيشهاى زيادى در اختيار دارد و معتقد است كه مىتوان در ويرايشهاى بعدى كتاب از آنها استفاده كرد.
او مىگويد: نبود فرصت بازنگرى و تصحيح كلى كار باعث شده است كه به هر حال اشكالاتى داشته باشد كه اميدوارم در چاپهاى بعدى بهتر شود.
ساجدى اما محدوديت وقت را مهمترين مشكل كار مىداند و مىگويد: اگر زمان بيشترى در اختيار داشتيم صددرصد كار يكدستتر از آب درمىآمد و كيفيت تصويرگرى هم بهتر مىشد.
او درباره رنگها مىگويد: رنگهايى كه ما استفاده كرده بوديم در چاپ آنطور كه مد نظر داشتيم از كار درنيامد.
به عقيده وصف نيز چاپ اين كار با زينك چهار ورقى مشكلاتى را در تنظيمات رنگ بهوجود آورده اما انتخاب كاغذ گلاسه مات براى چاپ كار سبب شده است كه رنگها بهتر روى كار بنشينند.
آقاى علمى مدير نشر سخن در مورد مشكلات كار مىگويد: در كشورهاى ديگر هيچ ناشر خصوصى كارهايى با حجم فرهنگ بزرگ سخن و فرهنگهاى ديگر از اين سرى را بهتنهايى انجام نمىدهد و از دولت و مؤسسات خيريه و دانشگاهى كمك مىگيرد اما ما خودمان كار شروع كرديم و هيچ نهادى به درخواست كمك ما پاسخ نداد.
فرهنگ كودكان سخن ششمين سرى از فرهنگهاى سخن است و ما به اين كار بهعنوان يك كار ملى نگاه مىكنيم كه مىبايست با پشتوانه قوى مالى دولتى انجام مىگرفت اما اصلاً پشيمان نيستيم و از كار بازنمىايستيم.
او مىگويد: با تورم 40-50 درصدى، كار درازمدت آن هم در عرصه كتاب كه همينطورى هم ورشكسته است، ديوانگى محض است. مگر اينكه كسى عشق و ايده هايى داشته باشد. در مورد اين فرهنگ هم بايد بگويم كه همه با عشق زائدالوصفى كار كردند.
نتيجه كار
علمى مىگويد: اين كار بسيار نو است و براى اولين بار در ايران چنين كارى انجام شده است. فضاى اين فرهنگ كاملاً ايرانى است و يك فرهنگ فارسى به فارسى به معناى كامل كلمه براى كودكان است. از نظر كيفيت چاپ و صحافى نيز چنين كارى اصلاً در ايران انجام نشده.
مؤلف كتاب درباره نتيجه كار مىگويد: اين كار را خيلى دوست دارم و مطمئنم اگر وقت بيشترى داشتم، بهتر از كار در مىآمد. اما به هر حال اين قدم اول است و بى عيب و نقص نيست اما با اين وجود آن را دوست دارم و اميدوارم بچه ها هم از آن لذت ببرند.
مدير هنرى كتاب نيز با اشاره به محدوديت يونيفرم فرهنگ سخن مىگويد: به هر حال اين كتاب از سرى فرهنگهاى سخن بود و بايد براى حفظ هماهنگى آن با ديگر فرهنگهاى اين ناشر، عطف آن را بهصورت بافت دار در نظر مىگرفتيم. بنابراين تنها بخشى از روى جلد را براى تصوير و عنوان در اختيار داشتيم.
اما به هر حال او به جز بخش آستربدرقه كتاب، از ساير بخشهاى آن راضى است و مىگويد: فكر مىكنم در خاور ميانه اولين بار است كه كارى در زمينه فرهنگنويسى براى كودكان انجام مىشود كه به استانداردهاى جهانى نزديك است.
گازرانى درباره روزهاى كار بر روى فرهنگ كودكان سخن مىگويد: يك سال فرصت براى نگارش و انتشار يك فرهنگ كاملاً نو و جديد واقعاً كوتاه بود. هرروز تا ساعت 10 شب كار مىكردم. در تاكسى و اتوبوس هم تعريفهاى مدخلها را مىنوشتم و بارها نيمهشب از خواب مىپريدم و چيزهايى را كه به ذهنم رسيده بود مىنوشتم.
خواندن تعريفها براى بچه ها و پرسيدن نظر آنها در جريان كار خيلى به او كمك كرده است. او مىگويد: مهم اين بود كه معانى و كاربردهاى هر كلمه در متن بيايد و كودك با آن رابطه برقرار كند و از خواندن آن لذت ببرد. بازتابهاى پيش از انتشار را در بچه هايى كه مىشناختم و همچنين در دختر خودم ديدهام اما هنوز بازتاب عمومى به من منتقل نشده و بايد ببينم مخاطبان اثر چه احساسى درباره آن دارند.
يك خبر خوب براى نوجوانان
گازرانى مىگويد: فرهنگ كودكان سخن براى كودكان 6 تا 10 سال تأليف شده بود. اما از آغاز سال كارى جديد، فرهنگى را با نظارت آقاى دكتر انورى آغاز كردهايم كه قرار است مخاطب آن نوجوانان 10 تا 15 ساله باشند. در نظر داريم بچه هايى كه با فرهنگ كودكان، درك معانى لغات را آغاز كردهاند، كار يادگيرى را با اين فرهنگ ادامه دهند.
او اين روزها در حال تدوين شيوهنامه فرهنگ نوجوانان است.
|
|
| |
|
|
| |
نظر دهيد::(0 نظر) |
|
|
|
|
|
|